الگويهاي جديد براساس راهبردهاي مدلي كه بهنظر ميرسد براي تحقّق پيشنهاد فوق بايد طراحي و اجراء شوند عبارتند از: تغيير نقطه ثقل سرمايهگذاريها به سوي كشاورزي و دامداري، تغيير نقطه ثقل توليد نان از بازار به خانه، تغيير فرهنگ مصرف عمومي از نان گندمِ بدون سبوس به نان جو سبوسدار، توليد نانهاي يك نفره، جهتدهي فرهنگ عمومي به سوي احترام به نان.
براساس مدل بهدست آمده از منابع اسلام، ما يحتاج اوّليه و دائمي انسان بايد توسط خودش تهيه شود و فرد فقط به تهيه مواد اوّليه از بازار اقدام كند و فرايند تبديل اين مواد به مواد مصرفي، در منزل انجام شود. طبعاً اين سياستگذاري در صورتي اجرايي خواهد بود كه ابزار و دانش فني تبديل مواد اوّليه به مواد مصرفي در خانه، عمومي شود واين امر ممكن نخواهد شد مگر با طراحي يك ابزار مناسب براي توليد آسان نان در خانه. (دشتگاه پخت نان)
اين روش در مراحل تدريجي خود، با قدرت خريد و سليقه تمام لايههاي جامعه منطبق ميشود و بسياري از نگرانيها و بحرانهاي احتمالي را منتفي ميكند و با توسعة قابليتهاي اين ماشينها به جهت پخت نانهاي مختلف گندم، جو، برنج، عدس و...، جايگزينهاي ممكن براي شرايط اضطراري درگندم نيز به وجود ميآيند.