شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 8:49 AM
نگاهی تحلیلی به اصلاح الگوی مصرف
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ

منبع: سایت - باشگاه اندیشه  - تاريخ شمسی نشر 26/06/1388- به نقل از edalatkhahi.ir

 
 

پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب، امسال رنگ و بوی دیگری داشت. در حالی که بسیاری از نخبگان کشور مشتاقانه به انتظار پیام نوروزی رهبری، در اولین سال از دهه ی پیشرفت و عدالت نشسته بودند، باتحویل سال جدید و پخش پیام رهبری از شبکه های سیما و طرح استراتژی اصلاح الگوی مصرف از جانب ایشان، سوالات متعددی در اذهان آنان ایجاد شد. اینکه چرا در آغاز دهه ی پیشرفت و عدالت، اصلاح الگوی مصرف مطرح شده است. رهبر انقلاب فردای آن روز در مشهد، شاخص های مسیری را تبیین کردند که به فرموده ی ایشان "یک اقدام اساسی در زمینه ی پیشرفت و عدالت" بود.


1- مردم، مسئولین و اصلاح الگوی مصرف

مبارزه با مصرف گرایی در جامعه هم وظیفه مردم است و هم رسالت مسولین. در ارتباط با نقش مردم ذکر مصادیقی چون مصرف بالای آب، بنزین، لوازم آرایشی و... کافیست تا اهمیت ماجرا روشن شود. البته رشد مصرف گرایی در میان مردم، ریشه های تاریخی و اجتماعی دارد که در ادامه به واکاوی آن می پردازیم.

اما رهبری در آغاز بحث خود در مشهد، فرمودند: "بخش مهمی از اسراف در اختیار مردم نیست، در اختیار مسئولین کشور است".

حقیقت امر این است که این رفتارهای مسئولین و متولیان حکومت است که الگو سازی می کند. طبیعی است زمانی که شیک ترین ساختمان های شهر، ساختمانهای اداری باشند و دفتر کار مسئولین و مدیران، مزین به انواع تجملات و تشریفات و سالن های سمینار (بخو انید سمیناهار!؟!) باشد و مردم، مسئولین خوش پوش را از پشت شیشه ی تویوتا شاسی بلند و مرسدس بنز ببینند، مصرف گرایی و تجمل پرستی در جامعه رایج می شود؛ که البته این شیوه زندگی میراث دوران سازندگی است.

با توجه به بحث مطروحه در بالا ساده زیستی مسئولان، خود شاخص و معیاری در حرکت به سمت اصلاح الگوی مصرف است.


۲- تبیین ریشه های فکری و تاریخی مصرف گرایی

لازم به ذکر است که ریشه شناسی مصرف گرایی، خود نیازمند نگاشتن کتابهای فراوان است. اما نوشته ی پیش رو تنها اشاره ای به این حجم عظیم مطلب است.


2- 1 مصرف گرایی میراث تمدن غرب

برای بحث در ارتباط با مصرف گرایی نیاز است رجوعی تاریخی داشته باشیم به تحولاتی که طی قرن 16 تا 19 میلادی در اروپا اتفاق افتاد؛ تحولاتی که به دنبال رفتارهای علم ستیز و عقل ستیز کلیسا، موجب شد نگاه بشر غربی از آسمان کنده شده و به زمین دوخته شود.آنجا بود که بشر غربی با خداوند خداحافظی کرد و با خواندن علوم وحیانی به عنوان حوزه ای خارج از دسترس عقل انسان، حوزه ی فعالیت خود را متوجه مادیات نمود و فصلی جدید را در زندگی بشر غربی و بلکه نوع بشرآغاز نمود. پس از آن دیگر آنچه انسان غربی در سر می پروراند، فکر، انگیزه و تلاش برای تمتع بیشتر مادی بود. نگرشی که انسان غربی نسبت به خود و جهان یافت اینچنین اقتضا داشت که او خود و نیازهای مادی اش را اصل بینگارد و تحت عنوان "توسعه" همه عزم و همت خویش را در جهت برآورده ساختن این نیاز ها متمرکز کند. یعنی توقف در مرحله حیوانی وجود خویشتن.

به دنبال این رویکرد، منابعی که میلیون ها سال به تدریج توسط بشر مصرف شده بود، به یکباره و در طی 100 سال تا مرز نابودی پیش رفت و البته کاروان استعمار غرب به سمت سراسر ممالک دنیا سرازیر شد. اما به دنبال نیاز به منابع، غرب با استعمار و استحمار کشور ها این روند مصرف را ادامه داد.

بدین ترتیب جهان غرب با تولید روز افزون ثروتمند و ثروتمند تر می شد و بنا بر این اصل که "محصولی که تولید شود باید مصرف گردد و هر چه تولید افزایش یابد، باید مصرف هم افزایش یابد"، با استعمار، استحمار و غرب زده نمودن ممالک دنیا، بازار مصرف محصولات خود را فراهم نمود.

سیاستمداران غربی کوشیدند "توسعه یافتگی" را آرمان ممالک به اصطلاح در حال توسعه نمایند و این در حالی بود که توسعه یافتگی غربی، چیزی جز تبدیل شدن به مستحمره ی غرب و زایل شدن فرهنگ ملت ها نبود.

جای بسی تاسف است که ایران انقلابی نیز پس از دهه 60، به یکی از همین بازار های مصرف مبدل گشت و از آنجا بود که مصرف گرایی در جامعه ی ایران نهادینه گشت. اما به هر حال امروز کشور ما یکی از همین بازار های مصرف است و مصرف گرایی در جامعه ی ما یعنی کمک به قدرتمند تر شدن قلدر های جهان و البته فقیر شدن کشور خودمان.

همانطور که در بالا آمد، تنها راه حل غرب برای تبدیل کشور ها به بازار مصرف خود، غربی کردن آنهاست.

لذا راه نجات از این دسیسه استحماری غرب، ایستادن در مقابل غرب شیفته شدن جامعه و مبارزه با آن است. هر شخص و تفکری که در مقابل کاروان استحمار استکبار بایستد، اصیل ترین گامها را در راستای اصلاح الگوی مصرف و به تبع عزت و استقلال کشور برداشته است؛ و در مقابل هر شخص و تفکری که تمایل به غرب و شعار های آن داشته باشد و به بهانه ی گفتگو از مبارزه شانه خالی کند، کشور را در مسیر بازار مصرف شدن حرکت داده است.

تذکرا عرض می کنم که مولفه های تحلیل شده در بالا، بایستی از مهمترین معیار های انتخاب رییس جمهور آینده کشور قرار گیرد.


2- 2- مصرف گرایی امروز جامعه ایران از کجا آب می خورد؟

فرهنگ قناعت پیشگی دهی اول انقلاب از یکی از مولفه هایی بود که جهانیان را انگشت به دهان نموده بود.

زیرا در دورانی که فرهنگ مصرف گرایی غربی حاکم بلا منازع دنیا بود، در قلب دنیا و در خاورمیانه، انقلابی به پا شد که با فرهنگ ایدئولوژی منحصر به فرد خود، همه ی معادلات جهانی را بر هم زده بود و می رفت تا نظام سیاسی و اقتصادی حاکم بر عالم را به تاریخ بسپارد. کاروان انقلاب اسلامی، با نظام اقتصادی و فرهنگ قناعت پیشگی منحصر به فرد خودش با شتاب تمام به پیش می رفت تا زندگانی نوع بشر را دگرگون کند. اما اتفاقی که نباید رخ می داد، رخ داد.

در حالی که بسیار از اندیشمندان کشور خطر سپردن سکان کشور به دست تکنوکرات ها را متذکر شده بودند، دولت سازندگی با شعار "توسعه ی اقتصادی" سکان اجرایی کشور را به دست گرفت.

هاشمی رفسنجانی از "توسعه" می گفت واز اینکه دیگر باید لباس بسیجی را از تن در آورد و رو به سوی سازندگی نمود.

مردمی که تا دیروز همه ی آنچه بر در و دیوار شهرشان می دیدند، شعار های انقلاب و تصاویر و وصیت نامه ی شهدا بود، امروز شهر خود را پر از تبلیغات غول آسای کالا های لوکس و عمدتا غربی می دیدند.

به یکباره شهر پر شد از خودروهای n میلیونی؛ و ساختمانهای تجملاتی سر برآوردند. ثروتمندانی که تا دیروز خودروهای شیکشان را از ترس طرد شدن از طرف جامعه، در پستوی خانه هایشان پنهان کرده بودند، جرئت یافتند بافتخار در خیابان های شهر مانور تجمل بدهند. مسئولینی که تا دیروز در سطح عامه ی مردم زندگی می کردند، دیگر در صندلی عقب خودروهای بنز شیشه دودی ظاهر می شدند.

دوران سازندگی همچنان راه خودرا با شعار توسعه - و فقط شعار توسعه- می رفت و جامعه نیز به دنبال آن، درجهت مصرف زدگی، تجمل گرایی و اسراف کاری می دوید.

بیچاره مردم که مدام در شهرشان تبلیغات مصرفی می دیدند، اما در جیبشان پولی نمی دیدند(!!!) و این یعنی خدمت سازندگی به استکبار و ایجاد فجایع اجتماعی در جامعه ی نو پای انقلابی ایران.

و پس از آن هم هشت سال دوران به اصطلاح اصلاحات و توسعه ی سیاسی- و در حقیقت دوران توسعه ی غربزدگی و غرب شیفتگی - رفتار تکنوکرات ها را تئوریزه کرد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 8:47 AM
 
زندگي بدون مصرف گرايي
ارسال صفحه براي دوستاناظهار نظرامتياز به صفحهچاپ


 
  
 
 

وقتي كه مصرف مي‌كنم به خوبي منطق همه را مي‌دانم و مي‌فهمم چگونه اين دانش‌ها حاكمان زندگي امروز ما هستند.

چقدر وقتي كه دبيرستان مي‌رفتم به رياضيات خودم مغرور بودم. چقدر جبر بلد بودم. هر وقت مسئله‌اي را نمي‌توانستم حل كنم حتماً شب توي خواب حل مي‌كردم. چقدر مسئله هندسه حل كردم و قضيه حفظ كردم.

توي كلاس بعضي‌ها هندسه را بهتر از من بلد بودند ولي بيرون از كلاس، توي خانواده كمتر كسي به اندازه من بلد بود. حتي مسائل كلاس‌هاي بالاتر از خودمان را حل مي‌كردم. چقدر مغرور بودم. بالاخره هم با همين سواد خيلي خوبم توي جبر و هندسه و فيزيك و شيمي و همه درس‌هايي كه بلد بودنشون لازم بود، دانشگاه قبول شدم.

چقدر وقتي وارد دانشكده مهندسي شدم مغرور شدم. درصد كمي از جامعه مي‌توانند مهندس باشند، يكي هم من. ما دانشجويان مهندسي واقعا تافته جدا بافته‌ايم. هيچ‌كس به اندازه ما چيز نمي‌فهمد.

هيچ‌كس به اندازه ما بلد نيست مهندس باشد. هيچ‌كس توي كشور همتراز ما دانشجويان مهندسي رياضي و فيزيك بلد نيست و نمي‌داند ملكول‌ها چطور ساخته مي‌شوند و چطور در كنار هم جامدات، مايعات و گازها را مي‌سازند و تركيبات چگونه به وجود مي‌آيند.

چقدر وقتي مهندس شدم مغرور شدم. ما مهندس‌ها جامعه را مي‌سازيم. همه ما مهندس‌ها همه كشور را مي‌سازيم. همه سازندگي‌ها توسط ما مهندس‌هاست. بالاخره يك روز هم از شغل مهندس كارمندي استعفا دادم و بطور آزاد وارد صنعت شدم.

تازه فهميدم همه مهندس‌ها فقط توي كتاب‌ها باقي مانده‌اند و هيچ‌كدام‌شان از دانشگاه بيرون نيامدند. تازه فهميدم همه سازنده‌ها همين دانشگاه نديده‌هايي هستند كه تنها چيزي كه اصلا بلد نيستند رياضي است.

من مطمئنم همه ايشان سطح ورق مورد نياز براي ساختن يك دستگاه را با كمي پايين و بالا محاسبه مي‌كنند ولي هيچ‌كدام‌شان منطق مساحت را نفهميده‌اند؛ اينكه طول مستطيل ضربدر عرض آن مي‌شود مساحت را همه سازندگان بلدند ولي چرايش را هيچ‌كدام بلد نيستند.

عوضش من هرگز به اندازه يك تراشكار ساده‌اي كه با يك ماشين تراش يا دستگاه فرز مي‌تواند پيچيده‌ترين قطعات مهندسي را بسازد، نه مكانيك بلدم نه علم مواد. از اينكه من يك سازنده نيستم خجالت كشيدم و از اينكه هنوز هيچ‌كس منطق هندسه را به اندازه من بلد نيست، غرور داشتم.

امروز آثار هنري را با چشمي ديگر مي‌نگرم. امروز بر نقش يك فرش جوري دقت مي‌كنم كه در گذشته هرگز نمي‌ديدم. تقسيم يك مستطيل به اسليم‌هايي كه در نقشه فرش كامل، دقيق و بي‌غلط است فقط مي‌تواند كار كسي باشد كه منطق هندسه، منطق رياضي، منطق زندگي و منطق آفرينش را خيلي خوب مي‌داند.

امروز وقتي به كاشي‌كاري‌هاي يك بناي تاريخي مي‌نگرم تازه مي‌فهمم آن بناي كاشيكار كه فقط يك‌دست لباس پلوخوري داشته و تمام لباس‌هاي ديگرش گل‌آلود و خاك خورده و لعابدار بوده آنقدر از مهندسي مي‌دانسته كه بلدبوده است يك حاشيه را گرداگرد يك گنبد بگرداند و بعد از صدها سال من مهندس هرگز نتوانم بفهمم از كجا آغاز نموده و به كجا ختم كرده است.

چگونه كاشي‌هايي ساخته است كه تعداد دقيق آنها مقرنس‌ها يا شبستان‌هاي مسجد بزرگي را پوشش دهد. دلم مي‌خواهد بر گورش بايستم و ناگاه خود را روي خاك او بيفكنم و با تضرع او را صدا كنم: «جناب مهندس!» امروز وقتي در كنار پلي مي‌ايستم كه بيش از هزار سال در مسير آب قرار گرفته و طغيان‌ها و خشكسالي‌ها را تجربه كرده است و هنوز استوار ايستاده، تازه مي‌فهمم آن معماري كه اين پل را ساخته چقدر مهندس بوده است.

امروز وقتي به يك موسيقي زيبا گوش مي‌دهم، تازه مي‌فهمم سازنده آهنگ برجسته‌ترين استاد فيزيك دنياست. به خوبي علم اصوات را مي‌داند. فركانس‌ها را، تواتر، توالي، تكرار، دامنه و همه امواجي كه از راه گوش به همه زندگي آدم رسوخ مي‌كند، همه را مي‌داند. او يك دانشمند روان‌شناس، جامعه‌شناس و سياستمدار است.

اين دانشمندان، هزاران سال بوده‌اند و گاهي ما مهندس‌ها به ژوليده بودن سر و روي آنها خنديده‌ايم و دلمان خواسته است ما را دمي سرگرم كنند؛ شايد شب خوبي داشته باشيم. من با همه سواد و غرور مهندسي‌ام هيچ پيامي براي آيندگان ندارم، اما وقتي در كارگاه يك استاد هنرمند قلمزني، به يك گلدان مسي مي‌نگرم مي‌بينم چگونه او يك مهندس علم مواد است كه اشكال هندسي را با دقت تمام چنان نقش مي‌دهد تا اين گلدان پس از هزاران سال از دل خاك بيرون بيايد و همه تاريخ و اجتماع امروز ما را به اطلاع آيندگان برساند؛ شايد او صادق‌ترين وقايع‌نگار باشد.

چه دردناك پي بردم به جاي اينكه سازنده باشم، فقط يك مهندس مصرف‌كننده هستم. من فقط مصرف‌كننده رياضيات، هندسه، فيزيك، شيمي و مكانيك بودم، آن هم فقط روي كاغذ. وقتي كه مصرف مي‌كنم به خوبي منطق همه را مي‌دانم، مي‌فهمم چگونه اين دانش‌ها حاكمان زندگي امروز ما هستند.

در عوض امروز با چشم يك مهندس خاضعانه به همه آثار هنري مي‌نگرم و هنرمند خالق اثر را به تنهايي چندين مهندس مي‌بينم و اين زندگي را برايم لذتبخش مي‌كند. خيلي بيش از آنكه قبلا بوده است.





 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 8 اسفند 1388  ساعت 8:46 AM
اصلاح الگوي مصرف به معناي صرفه جويي نيست  
  ایجاد موازنه در آمدی و کاهش نرخ تورم علی یاسری در این خصوص گفت: از جمله عوامل موثر در تعیین الگوی مصرف هر کشور ، سطح درآمد مردم آن است. وی افزود: خانوارهای پردرآمد عمدتا گرایش به پس انداز و سرمایه گذاری دارند و کمتر مصرف می کنند ولی در کشورهای با درآمد پایین (مبتنی بر معیارهای جهانی)، مصرف در اینگونه کشورها بیشتر و سرمایه گذاری و پس انداز در آنها کمتر می شود. وی مسائل فرهنگی را در گرایش مردم به مصرف کمتر و صرفه جویی موثر دانست و افزود: برخی کشورهای آسیای جنوبی شرقی مانند ژاپن ، کره جنوبی، مالزی و چین به لحاظ ویژگیهای فرهنگی، مردم آن بسیار مرفه بوده و با عنایت به بالا بودن نرخ پس انداز در آن کشورها ، اقتصاد آنها نیز بر همین اساس شکل گرفته است. یاسری از دیگر عوامل تاثیر گذار بر الگوی مصرف به تورم اشاره کرد و افزود: نرخ تورم در ایران به نسبت سایر کشورهای جهان بالا است که این مساله سبب می شود تا مردم به سمت خرید برخی کالاها که در قبال تورم حالت پوشش دهنده دارند (مانند طلا، دلار و ...) ترغیب شوند که این مساله در خصوص درآمدهای بالاتر به سمت خرید زمین و مسکن ارزان گرایش می یابد. یاسری یاد آور شد: در چنین شرایطی با توجه به بالا بودن نرخ تورم، امکان رونق امور دلالی و واسطه گری فراهم می شود که بدون هرگونه تلاشی افراد از سود ناشی از مابه التفاوت قیمت خرید و فروش بهره می برند. در گفتگو با کارشناسان به 6 راه حل اجرایی اصلاح مکانیزم قیمت، فرهنگ سازی و اطلاع رسانی صحیح، هدفمند کردن یارانه ها، ایجاد انضباط در بازارهای پولی و سرمایه گذاری، ایجاد موازنه در آمدی و کاهش نرخ تورم اشاره شد، بدون شک راهکار های دیگری نیز در خصوص تغییر الگوی مصرف عمومی وجود دارد که نیاز به کارشناسی و توجه ویژه مسئولان دارد تصور اینکه مردم کشور ما بزرگترین مصرف کننده نان در جهان هستند یا اینکه مصرف گاز ایران به اندازه کل مصرف اتحادیه اروپاست بیش از پیش ذهن را به آن سو می‌کشد که یکی از عوامل اسراف و روش نادرست مصرف وضع یارانه بر روی برخی کالاهای استراتژیک یا حامل های انرژی است که با اجرای صحیح طرح تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانه ها می توان گام موثری در مسیر بلند رسیدن به فرهنگ صحیح مصرف برداشت. باید اذعان داشت با افزایش بهره‌وری نیروی کار و سرمایه و نیز برقراری ارتباطی منطقی بین تکنولوژی و نیروی کار می توان از اتلاف منابع در بین مردم و دولت جلوگیری کرد که این مهم میسر نمی شود مگر با اجرای سیاستهای هماهنگ و همکاری دو جانبه بین مردم و دولت 4 راهکار دولتی برای اصلاح الگوی مصرف یک کارشناس اقتصادی اجرای سیاستهای کلی اصل 44، تدوین بودجه انقباضی، کاهش واردات و انتقال یارانه از مصرف به تولید را راهکارهای دولتی برای اصلاح الگوی مصرف عنوان کرده است. ابوالقاسم حکیمی پور در گفت وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس اظهارداشت: در حال حاضر دولت 75 درصد اقتصاد کشور را در اختیار خود دارد که در راستای اجرای عملی اصلاح الگوی مصرف باید بتواند با اجرای اصل 44 قانون اساسی حتی شرکتهای سودده خود را نیز از طریق بورس به بخش خصوصی واگذار نماید وی با تاکید بر لزوم حمایت از بخش تولید و نیز ضرورت حمایت سیاستهای پولی و مالی از این مهم افزود: در کنار این مساله باید دولت بتواند از واردات بی رویه جلوگیری نماید. در سال گذشته کشور دارای رقم قابل توجهی واردات بود که این میزان در مقایسه با صادرات کالاهای غیرنفتی کمتر است این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: در کنار جلوگیری از واردات کالاهای غیرضرور و لوکس و ضمن توسعه صادرات غیرنفتی باید بتوان با انجام امور فرهنگی مردم را به سمت کالاهای داخلی و استفاده بهینه از آنها سوق داد. وی تاکید بر اینکه بازنگری در سیاستهای اقتصادی یک ضرورت است و باید در این خصوص از نظرات کارشناسان مختلف اقتصادی بهره گرفته شود افزود: در بحث اصلاح الگوی مصرف نیز باید این مساله از خود 22 وزارتخانه دولت آغاز شود و در این خصوص راهکارهای لازم نیز ارائه گردد که عمدتا چنین مساله ای مشاهده نمی شود... حکیمی پور با بیان اینکه وزارت بازرگانی به واردات کالاهایی اقدام می کند که وزارتخانه هایی چون کشاورزی و صنایع به عدم نیاز به واردات آنها تاکید دارند افزود: از جمله این کالاها می توان به برنج یا دیگر اقلام حیاتی و اساسی اشاره کرد که با حمایت از تولید داخل دیگر نیازی به واردات آنها نست وی با بیان اینکه یارانه ها باید صرفا به تولید اختصاص یابند اظهارداشت: تلاش برای حذف یارانه ها عمدتا این نگاه را مورد پیگیری دارد که بین مصرف و تقاضا تعادل ایجاد شود، در حال حاضر این یارانه ها سبب شده تا نوعی تقاضای غیرواقعی ایجاد شود و تعادل لازم بین آنها ایجاد نشود. این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: از اواخر دهه 60 نیز که بحث تعدیل اقتصادی طرح شد تلاش برای اصلاح الگوی مصرف و ایجاد تعادل و توازن بین تولید، توزیع و مصرف بود که علی رغم این تلاشها این مهم تاکنون به درستی محقق نشده استوی با ذکر این نکته که اصلاح به منزله کاهش مصرف نیست گفت: به منظور این اصلاح و مرمت نیاز است تا در بخشهای مختلف اقتصادی کشور (تولید، توزیع و مصرف) نوعی همپایی و همگونی ایجاد شود. اصلاح نقش دولت در اقتصاد نیز از اهمیت بسیاری در این راستا برخوردار است. حکیمی پور با اشاره به لزوم اصلاح الگوی مصرف در سیستم بانکی گفت: بحث اصلاح الگوی مصرف بیش از هرچیز در بخش اعتبارات مورد توجه قرار می گیرد و در این راستا لازم است تا منابع بانکی به سمت بخش تولید هدایت شوند. وی با اشاره به بحث بنگاههای زودبازده و همچنین تناقض آمار بانک مرکزی و وزارت کار اظهارداشت: علی رغم حرکتهایی که در بحث ارائه تسهیلات به بنگاههای زودبازده صورت گرفت ولی نتایج و آمار نشان دادند که این تسهیلات در مسیری به جز تولید صرف شده اند و لذا لازم است تا این بخش بازنگری جدی صورت گیرد.


 نگاشته شده توسط مسعود محمدابراهيم نظرات 0 | لينک مطلب



  • تعداد صفحات :86
  •    
  •   
  • 50  
  • 51  
  • 52  
  • 53  
  • 54  
  • 55  
  • 56  
  • 57  
  • 58  
  • 59  
  • >  
Powered By Rasekhoon.net