در حال حاضر یکی از دغدغههای اصلی جریان دانشجویی، تعیین نسبت میان خود و موضوع اقتصاد مقاومتی است. اینکه چگونه میتوان به پیشرفت این گفتمان کمک نمود و در این میان نقش جریان دانشجویی چه میتواند باشد و تشکلهای فعال دانشجویی چه کارهایی را میتوانند انجام دهند.
به طور طبیعی هر موضوعی برای تبدیل شدن به یک جریان و به عبارت دیگر گفتمان شدن، نیازمند تبیین درست و دقیق است. مقوله اقتصاد مقاومتی نیز در درجه اول نیازمند تبیین است. باید ابعاد آن مورد بررسی قرارگیرد و ابهامات آن برطرف شود. تبیین درست و دقیق اقتصاد مقاومتی مسالهای نیست که جریان دانشجویی به تنهایی بتواند از عهده آن برآید. بلکه نیازمند فعالیتهای پژوهشی و فکری توسط اساتید و کارشناسان دلسوز انقلاب است. تشکلهای دانشجویی در این میان میتوانند بسترهای لازم برای درگیر شدن اساتید و کارشناسان را فراهم نمایند تا تبیین خوبی از این موضوع مهم اتفاق افتد. اما لازم است جریان دانشجویی سئوال دیگری را نیز پاسخ دهد. اینکه بعد از تبیین شدن مفهوم اقتصاد مقاومتی و فهم آن توسط یک تشکل دانشجویی، چه باید کرد؟ میخواهیم اقتصاد مقاومتی را درک کنیم که چه اتفاقی بیفتد؟
به طور قطع فهم اقتصاد مقاومتی فینفسه اتفاقی را در صحنه واقعی کشور رخ نخواهد داد. هرچند امری لازم است اما به طور حتم کافی نخواهد بود. صرف تبیین اقتصاد مقاومتی، تولید یکسری مطالب و محتوا خواهد بود و برگزاری چند همایش و سمینار که منجر به روشن شدن اذهان میشود. اما مساله مهم این است که چه اتفاقی باید رخ دهد تا اقتصاد مقاومتی تبیین شده در صحنه بیرونی و در فضای کشور تحقق یابد؟
همانطور که از اسم اقتصاد مقاومتی پیداست، تحقق آن نیز نیازمند صبر و استقامت است و به راحتی امکان پذیر نخواهد بود. نباید انتظار داشت که تنها با تبیین شدن اقتصاد مقاومتی، شاهد ایجاد تحولات عمیق در ساختارهای اقتصادی کشور باشیم. چرا که تمامی صاحبنظران این حوزه متفق القول بر این باور هستند که برای رسیدن به ساختار مطلوب اقتصاد مقاومتی، نیازمند متحول شدن ساختارهای بیمار و ایرادار اقتصادی فعلی هستیم. (برای نمونه نگاه کنید.)
ادامه مطلب