وقف در سنت :
سنت پيامبر (ص): در حديث مشهوري از پيامبر (ص) نقل شده كه فرمود:
اذا مات الانسان انقطع عمله الا من ثلاث: در حديث صدقه جاريه او علم يتتفع به او ولد صالح يدعو اله.(نهج الفصاحه/ص200/ح239)
وقتي انسان بميرد عمل او خاتمه مي يابد مگر در سه چيز:
1- صدقه جاريه (وقف)
2- علمي كه ازآن استفاده شود.
3- فرزند صالحي كه براي او دعا كند (عزت الله واعظي- 1380)
ادامه دارد ...
منبع :
وقف در قرآن
درقرآن آيه ي كه بر وقف و احكام فقهي آن صراحت داشته باشد وجود ندارد، لكن مي توان از باب اولويت به آياتي كه بطور عموم برانجام افعال خير و تحريص و ترغيب آن دلالت دارد تمسك جست و بدانها استناد كرد، نظيرآياتي كه پيرامون انفاق، احسان، تعاون، صدقه، قرض الحسنه، خيرات ومبرات، عمل صالح، باقيات الصالحات، ايثار و... درقرآن آمده ميت وآن به جواز وقف بلكه رجحان و استحباب آن استدلال كرد كه وقف را هم شامل مي شود، نظير آيات ذيل: فمن بدله بعد ما سمعه فانما اثمه علي الذين يبدلونه، ان الله سميع عليم»: پس كسي كه آن را بعداز شنيدن،تغيير دهد، تنها گناه آن بركساني است كه آن- وصيت- را تغيير مي دهند، خداوند شنوا و داناست (بقره/181)
«المال و بنون زينه الحيوه الدنيا و الباقيات الصالحات خير عند ربك ثوابا و خير املا»: مال وفرزندان زينت حيات دنيا هستند و باقيات الصالحات- ارزشهاي پايدار وشايسته- ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميدبخش تر است (كهف/46)
روشن است كه مفهوم باقيات الصالحات آنچنان وسيع است كه هر فكر وايده وگفتار و كردار صالح وشايسته اي كه طبعا باقي مي ماند و اثرات و بركاتش در اختيار افراد و جوامع قرارمي گيرد، شامل مي شود.
ادامه دارد ...
منبع :
وقف درسيماي اجرايي :
«وقف عبارت است از اينكه عين مال حبس و منافع آن تسبيل شود» (بندرچي- 1380)
وقف در سيماي اجرايي خود به دو صورت ظاهر مي گردد: 1. وقف خاص وقفي كه مختص دسته ي معين و خاصي باشد مانند وقف بر اولاد يا بر افراد و طبقه خاص از مردم:2. وقف عام وقفي است كه مقصود از آن امور خيريه است و مخصوص دسته و طبقه ي معيني نيست مانند وقف بر فقرا، وقف برطلاب و مدارس و مساجد، مقابل وقف خاص كه مراد از آن حصر كردن و منحصر ساختن است؛ (سيد احمد موذن علوي قسمت چهارم ص26و 27) (سيدعلي اصغر هدايتي-1380)
ادامه دارد ...
منبع :
توليت :
نحوه اداره ي موقوفه: ماده82 ق. م. مي گويد: «هرگاه واقف براي اداره كردن موقوفه ترتيب خاصي معين كرده باشد، متولي بايد به همان ترتيب رفتار كند و اگر ترتيبي قرار نداده باشد متوالي بايد راجع به تعمير و اجاره و جمع آوري منافع و تقسيم آن بر مستحقين و حفظ و غيره مثل وكيل اميني نمايد».
ادامه دارد ...
منبع :
