بنابراين در يک سياست گذاري کلي، دو جريان در اموال بايد عملي شود:
1- حق به صاحب حق برسدو گردش ثروت در جامعه قانومند شود و طبق ضوابط و کار و شايستگي باشدنه طبق روابط، استثمار، ظلم و امثال آن، بلکه قانون عدل و حق در روابط مالي حاکم باشد.
2- بهينه سازي و استفاده هاي منطقي از سرمايه هاست که همه کمبودها، نارسايي ها را برطرف سازد و نقص ها و خلاءها را پر کند و آنچه را شايسته و درخور جامعه اسلامي است، فراهم آورد. اين عمل به معروف است که چيزي بالاتر و برتر از «حق» در اموال است.
وقتي سخن از تاثير وقف بر اقتصاد و رشد و توسعه مطرح مي شود، هرگز به اين معنا نيست که وقف به تنهايي مي تواند همه ابعاد و زواياي گوناگون اقتصاد يک ملت را در بر گيرد، به طوري که در اقتصاد کشور به منابع مالي ديگر نيازي نباشد بلکه منظور اين است که وقف به عنوان يک سرمايه عظيم مالي مي تواند در اين سمت و سو داراي نقشي سازنده و قابل توجه و سهمي بزرگ باشد. همچنين به اين معنا نيست که بياييم برخلاف انظار و اغراض واقفان، درآمد اوقاف را از موارد اصلي مصارفشان که در وقف نامه ها آمده است، منحرف سازيم و آنها را در راه تحقق استقلال و رشدو توسعه به کار گيريم و به مصرف برسانيم.حقيقت مورد نظر اين است که مي توان سرمايه هاي عظيم اوقاف را نيز همانند ديگر سرمايه ها با رعايت همه جوانب وقف و موازين شرع و اغراض و اهداف واقفان در فرآيند فعاليت هاي توليدي و خدماتي قرار داد و آنها را از حالت رکود و از مايه خرج کردن به حالت تحرک و زايايي هدايت کرد تا بدين وسيله هم به رشد، توسعه و استقلال اقتصادي کشور کمک شايان و قابل توجه شده باشد و روز به روز بر سرمايه هاي اوقاف افزوده شود که اين امر قطعا در جهت اغراض واقفان نيز هست.
نکته ديگري که نبايد از نظر دور داشت و بخشي از همان رشد و توسعه است، مسئله اشتغال زايي و کارآفريني است. بدون شک اگر سرمايه عظيم اوقاف در مسير فعاليت هاي گوناگون اقتصادي قرار گيرد، بخش قابل توجهي از بيکاران و اقشار جوياي کار کشور را به کار جذب خواهد کرد و اين خود از آثار و برکات بسيار مهمي است که امروزه در دنيا سخت قابل توجه است.
بنابراين مي توان نتيجه گرفت وقف از دو راه مي تواند بر تحقق عدالت اجتماعي و رفاه عمومي اثر بگذارد:
1- رشد و توسعه اقتصادي (مبتني بر موازين اسلامي) به طور طبيعي موجب رفاه و زدودن و حداقل کاهش چشمگير فقر و محروميت و آثار شوم آن در جامعه خواهد شد و کشوري که دچار رکود اقتصادي است و يا از اقتصادي وابسته برخوردار است و يا هر دو بيماري دارد، نمي تواند در جهت رفاه عمومي و عدالت اجتماعي گامي مثبت و موثر بردارد.
2- بخش عمده، بلکه اعظم موارد و جهات مصرفي که واقفان دورنگر و نيکوکار در طول تاريخ وقف در نظر گرفته اند، مواردي هستند که به رفاه عمومي، فقرزدايي و عدالت اجتماعي مربوط مي شوند.
اگر ما نگاهي، هر چند گذرا، به تاريخ اوقاف و موارد مصرفي که در وقف نامه ها و کتيبه ها آمده است، داشته باشيم، به خوبي درمي يابيم که واقفان خير و دورانديش تقريبا همه زوايا و جوانب نيازها را در نظر گرفته اند.
علي رغم اين که بسياري از رقبات موقوفات و مدارک آنها در طول زمان به دلايل و عوامل گوناگوني از بين رفته و از بسياري از آنها نامي هم باقي نمانده است، مشاهده مي کنيم که جهت و سمت و سوي اصلي مورد نظر واقفان در طول تاريخ در مرحله اول، فقرزدايي به معناي واقعي کلمه و در مرحله بعد تحقق رفاه عمومي در سطح معقول بوده است و در حال حاضر چندين هزار رقبه وقفي در بخش هاي مختلف اجتماع از قبيل مسکوني، تجاري، آموزشي، اداري، بهداشتي، صنعتي، خدماتي و کشاورزي وجود دارد که در چرخه اقتصاد کشور و خدمت رساني به مردم ايفاي نقش مي نمايند و به نوبه خود در زمينه هاي مختلف از جمله توزيع عادلانه ثروت، کاهش نرخ بهره، تامين مسکن مناسب براي افراد فاقد مسکن، فراهم نمودن کمي و کيفي فضاهاي آموزشي، رشد و رونق کشاورزي و از همه مهمتر بر فقرزدايي و حمايت از محرومين جامعه موثرند.
در خاتمه در خصوص نقش سازنده موقوفات بر روند اقتصادي کشور به اين سخن بنيانگذار انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني (ره) اشاره مي کنيم که: «اگر تبليغات دولت رايج گردد، خواهيم ديد که از همين نذر، وصيت و وقف چه خدمت هايي به کشور و توده مي شود و بي شک نيمي از اداره کشور را اين گونه چيزها مي چرخانند.»
بدون ترديد، اگر به مقوله وقف به طور همه جانبه نگريسته شود و اهميت اين سنت نبوي در تزکيه نفس، کاهش فاصله طبقاتي، گسترش دانش و ديگر آثار حيات بخش آن تبيين و تدوين گردد، سهم عمده اي در تحول ساختار فرهنگي جامعه ايفا خواهد کرد.
پایان
منابع:
1- وقف در فقه اسلامي و نقش آن در شکوفايي اقتصاد اسلامي - تاليف: دکتر محمدحسن حائري (يزدي)
2- وقف و بهره مندي همگاني - تاليف: محمد کريمي
3-تاثير وقف بر تحقق عدالت اجتماعي و رفاه عمومي
از متون اسلامي به خوبي روشن است كه اسلام خواهان زدودن همهی جوانب و زواياي فقر در اقتصاد جامعه است و نيز به دنبال رفاه عمومي در حد معقول و مشروع است.
شهيد صدر در اين باره مينويسد:
مسئوليت دولت و نظام اسلامي، به جز تامين نيازهاي حياتي و ضروري افراد، اين است كه يك سطح زندگي متناسب با شرايط و مقتضيات روز را براي افراد تضمين نمايد و آنها را به يك حد از رفاه (عمومي) برساند. وي يكي از ابزار مهم دولت اسلامي براي تحقق اين هدف را كفالت همگاني مسلمانان در برابر يكديگر ذكر ميكند.(41)
از اين رو، اولا: فقرزدايي تنها در حد «قوت لايموت» به نيازمندان كفايت نميكند. ثانيا: مسلمانان در برابر يكديگر مسئولند و كفالت همگاني دارند. كليني در اصول كافي از امام صادق(ع) نقل كرده است كه:
«خداوند براي فقرا در اموال ثروتمندان به قدر كفايت (و اداره زندگي آنان به خوبي) قرار داده است و اگر اين مقدار آنها را كفايت نميكرد، بيشتر قرار ميداد و اين مشكلات فقرا از ناحيهی كساني است كه آنها را از حقشان بازمي دارند.»
در باب زكات، امام موسي كاظم(ع) در پاسخ كسي كه پرسيد: آيا ميتوانم هشتاد درهم به فقير بدهم؟ فرمود: «آري و بيشتر» پرسيد، صد درهم چطور؟ فرمود: «آري، اگر ميتواني او را بي نياز كن.»(42)
امام باقر(ع) نيز ميفرمايد:
«هرگاه انفاق ميكني طرف را بي نياز نما.»(43)
نقش وقف
وقف از دو راه ميتواند در اين مورد موثر باشد:
1- نفس استقلال و رشد و توسعه، اقتصادي (مبتني بر موازين اسلامي) كه به طور طبيعي موجب رفاه عمومي و زدودن و دستكم كاهش چشمگير فقر و محروميت و آثار شوم آن در جامعه خواهد شد. كيست نداند؛ كشوري كه دچار ركود اقتصادي است و يا از اقتصادي وابسته برخوردار است، نميتواند در جهت رفاه عمومي و عدالت اجتماعي گامي مثبت و موثر بردارد.
2- بخش عمدهی موارد مصرفي كه واقفان دورنگر و نيكوكار در طول تاريخ وقف در نظر گرفتهاند، به رفاه عمومي، فقرزدايي و عدالت اجتماعي مربوط ميشود. اگر ما نگاهي هرچند گذرا، به تاريخ وقف و مضمون وقفنامهها بيندازيم، به خوبي در مييابيم كه واقفان خير و دورانديش تمام زوايا و جوانب نيازها را در نظر گرفتهاند.
به رغم اين كه بسياري از رقبات موقوفات و مدارك آنها در طول زمان به دلايل و عوامل گوناگوني از بين رفتهاند و از بسياري از آنها نامي هم باقي نمانده است، مشاهده ميكنيم كه جهت و سمت و سوي اصلي موردنظر واقفان در طول تاريخ فقرزدايي و در مرحلهی بعدي، تحقق رفاه عمومي در سطح معقول بوده است.
پيش از پرداختن به ذكر برخي از موارد مصرف وقف، يادآوري يك نكته، خالي از فايده نيست و آن اين است كه نيازهاي عمومي و خصوصي مردم نسبت به زمانها و مكانهاي مختلف متفاوت است، مثلا: در يك زمان، مردم به كاروانسرا، آب انبار و... نياز مبرم داشتند اما در روزگار ما تاسيس فضاهاي آموزشي، درماني، مسكن، جادهها و... از اولويت بيشتري برخوردارند. از اين رو، از راههاي گوناگون، آگاهي دادن به مردم و كساني كه درصدد وقف اموال خود هستند، ميتواند به سمت و سو دادن وقفهاي جديد در جهت اولويتهاي جامعه كمك شايان و درخور توجهي نمايد.
نویسنده: سعيد خومحمد خيرآبادي
پایان
منبع :
پاسخ به دو ايراد:
پاسخ: واژهی حبس كه در تعريف وقف آمده است.(40) هرگز به معناي حبس سرمايه و اموال موقوفه از قرار گرفتن در مسير توليد و خدمات (البته با رعايت ضوابط و اهداف واقفان) نيست. حبس در اين جا به معناي منع و جلوگيري از منتقل ساختن رقبه و سرمايهی وقف به ديگري است و اين امر هرگز به معناي حبس اموال وقف از فعاليتهاي اقتصادي نيست. در مباحث فقهي و در غالب آمده است كه در مرحلهی اول لازم است از درآمد مال وقفي صرف تعميرات و اصلاح خود رقبهی وقف شود تا هم سالم و مصون بماند و هم بتواند داراي درآمد بيشتري گردد، يعني افزايش درآمد سرمايههاي وقفي (با رعايت موازين) كه مورد رضايت شارع و نيز در جهت تحقق اهداف واقفان است.
ايراد دوم: وقف از انفاقات مستحبي است و ضامن و پشتوانهی مطمئني ندارد حال آن كه از نظر اقتصادي سرمايههايي كه بخواهند در مسير توليد و خدمات اقتصادي قرار گيرند، بايد سرمايههاي مطمئن و با پشتوانه باشند.
پاسخ: اولا: همان انگيزههاي معنوي كه صاحبان و مالكان خيرانديش را به وقف بخشي از احب و اطيب سرمايهی خود وا ميدارد، بهترين ضامن و پشتوانه است. تاريخ گذشتهی اوقاف و تعداد بيشمار رقبات وقفي (به رغم صدمات و تلفات سنگيني كه در طول عمر طولاني خود داشته است) و نگاهي گذرا به وقفنامهها و بعضي از كتيبههاي موجود، اين حقيقت را كاملا آشكار ميسازد كه مردم با دل و جان بهترين اموال خود را براي اين منظور در نظر ميگرفتهاند و خواهند گرفت.
ثانيا: ما در حال حاضر عملا مواجه هستيم با اوقاف بسياري كه دست كم دربارهی آنها اين ايراد وارد نيست. با همين اوقاف موجود چه بايد كرد؟ آيا بايد آنها را به امان خدا رها كرد تا هركس تحت هر عنوان در مورد آنها هر كار ميخواهد انجام دهد و نبايد براي احياي آنها قدمي برداشت؟
البته پس از پيروزي انقلاب اسلامي سازمان اوقاف و امور خيريه و نهادهاي بزرگي چون آستان قدس رضوي در اين راه گامهاي بلندي برداشتهاند كه به برخي از آنها اشاره خواهد شد. اما به نظر ميرسد گستردگي و ظرفيت اوقاف براي فعاليتهاي اقتصادي كشور بيش از اينها باشد كه قطعا موردنظر دست اندركاران امور وقف كشور ميباشد و حركت در اين سمت و سو خود نشانهی اين بذل توجه است.
نكتهی ديگري كه در اين جا نبايد از نظر دور داشت، موضوع اشتغالزايي است. بدون شك اگر سرمايهی عظيم اوقاف در مسير فعاليتهاي گوناگون اقتصادي قرار گيرد، بخش قابل توجهي از بيكاران كشور به كار جذب خواهند شد و اين خود از آثار و بركات بسيار مهمي است كه امروزه در دنيا سخت قابل توجه است. كاري كه نهادهايي چون آستان قدس رضوي تجربه كردهاند و نتايج ارزنده اي را نيز دربر داشته است.
ادامه دارد ...
منبع :
2- نقش وقف در تحقق اهداف فرعي اقتصاداسلامي
وقتي سخن از تأثير وقف بر استقلال اقتصادي و رشد و توسعه مطرح ميشود، هرگز به اين معنا نيست كه وقف به تنهايي ميتواند همهی ابعاد و زواياي گوناگون اقتصاد يك ملت را دربرگيرد، به طوري كه بر اقتصاد كشور به منابع مالي ديگر نيازي نباشد، بلكه منظور اين است كه وقف به عنوان يك سرمايهی عظيم مالي ميتواند در اين سمت و سو داراي نقش سازنده و قابل توجه باشد. همچنين به اين معنا نيست كه برخلاف اهداف واقفان، درآمد وقف را از موارد اصلي مصارف آن كه در وقفنامهها آمده است، منحرف كنيم و آنها را در راه تحقق استقلال اقتصادي و رشد و توسعه به كارگيريم و به مصرف برسانيم.
حقيقت اين است كه ميتوان سرمايههاي عظيم وقف را نيز همانند ديگر سرمايهها با رعايت همهی جوانب وقف، موازين شرع اهداف واقفان را در جريان فعاليتهاي توليدي و خدماتي قرار داد و آنها را از حالت ركود به حالت تحرك و پويايي هدايت كرد تا به اين وسيله به رشد و توسعه و استقلال اقتصادي (و سياسي) كشور كمك شايان و قابل توجه باشد و همچنين بر سرمايههاي اوقاف افزوده شود كه اين امر يقيناً در راستاي اهداف واقفان است.
ادامه دارد ...
منبع :
