*تعريف وقف
وقف در لغت به معناي ايستادن، ماندن و آرام گرفتن است و در اصطلاح فقهي، نگهداشتن و حبس کردن عين ملک است و مصرف کردن منافع آن در راه خدا. برخي از فقها گويند وقف حبس عين است بر ملک خداي تعالي.
علامه حلي در اين باره مي فرمايد: "وقف، آن است که اصل مال را نگه دارند و تا اصل مال هست، منافع آن را در راه خير مصرف کنند."
گروهي سرچشمه اين تعريف را، حديثي مي دانند که از پيامبر گرامي اسلام (ص) نقل شده است که فرمود: "اصل مال را نگه داريد و منافع آن را جاري سازيد."
مرحوم شيخ طوسي در مبسوط مي گويد تسبيل يعني در راه خدا قرار دادن، و دليلش اين سخن نبي اکرم (ص) است که فرمود: "حبس الاصل و سبل المنفعة " يعني اصل را حبس کن و منافعش را در راه خدا آزاد نما.
عمل وقف، به دين مبين اسلام اختصاص ندارد و در ميان ديگر اديان نيز رواج داشته است، اوقاف حضرت ابراهيم (ع) که تا امروز نيز باقي مانده، خود بهترين دليل بر اين است که وقف، پيش از اسلام نيز وجود داشته است.
امام خميني (ره) در کتاب البيع وقف را يک امر عقلايي دانسته که ميان پيروان تمام اديان و چه بسا غير پيروان اديان نيز مرسوم بوده است.
در کشورهاي غربي و حتي نقاط دور افتاده استراليا و آفريقا و در ميان سرخ پوستان آمريکاي جنوبي نيز، اين سنت وجود داشته که موقوفاتي را براي پرستشگاه ها و کليساها اختصاص مي داده اند.
در مصر باستان، يونان، چين، هند، ژاپن، روم و فلسطين پيش از اسلام، موقوفاتي بوده که از درآمد آن ها، براي جريان کار معبدها، صومعه ها و بازسازي آن ها و گذران زندگي اسقف ها، برهمن ها و کاهن ها و ادامه خدمات لازم به برخي از دانش آموزان مدارس، بهره مي گرفتند.
مذاهب ديگر اسلامي نيز براي وقف تعاريف مختلفي دارند و فقهاي هر مذهب وقف را آن گونه تعريف کرده اند که بيانگر ديدگاه آنان نسبت به مالکيت وقف باشد. گروهي وقف را جايز و گروهي آن را لازم دانسته اند.
علماي مذهب شافعي مي گويند: وقف عبارتست از حبس مال که انتفاع از آن با بقاي عين مال ممکن باشد. وقف در اصل مال ممنوع و مقطوع شده و منافع وقف به قصد قربت هزينه مي شود.
در فقه گفته مي شود وقف عبارتست از حبس عين مال بر ملک واقف و صدقه دادن منافع آن.
ابن عرفه از علماي مذهب مالکي گفته است: وقف عبارتست از اعطاي منفعت (و نه ذات آن)، به خلاف هبه که واهب عين موهوبه را مي بخشد.
در فقه حنبلي وقف چنين تعريف شده است: "الوقف هو تحبيس الاصل و تسبيل الثمرة " يعني وقف حبس اصل و تسبيل منافع است.
ادامه دارد ...
منبع :
وقف صدقه جاريه و مصداق واقعي تعاون اسلامي و انساني
وقف صدقه جاريه و سنت حسنه اي است که از ديرباز به اشکال گوناگون در تاريخ بشر وجود داشته و اسلام آن را در مسيري روشن، منطقي، هدفدار، مترقي و دقيق قرار داده است.
"وقف"، کار نيکي است که در سامان دهي زندگي فردي و اجتماعي، نقش فراواني دارد. اين مهم، در دوره هاي پيش از اسلام وجود داشته و پس از اسلام، با تأثيرپذيري از جهان بيني اسلامي، به صورتي استوار و جهت دار مطرح شده و در زمينه هاي مختلف اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... به جريان خود ادامه مي دهد.
اين عمل نيک، به رغم اين که در دوره هاي مختلف خلفا و شاهان، دستخوش فراز و نشيب هايي بوده، در زمينه هاي گوناگون گسترش يافت.
به گزارش روز دوشنبه خبرنگار معارف ايرنا، در حال حاضر بيش از 126 هزار موقوفات متصرفي و غير متصرفي، بيش از يک ميليون رقبه، 114 هزار موقوفه، حدود 9 هزار بقعه، 10 هزار امامزاده و 60 هزار مسجد در سراسر کشور وجود دارد.
اين آمار بيانگر ترويج و توسعه فرهنگ وقف و افزايش سطح آگاهي مردم و خيرين نسبت به محسنات و فوايد موقوفات در تامين نيازهاي محرومان و سامان دهي وضعيت کشور در عرصه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي است.
بايد توجه داشت که با گسترش اين سنت حسنه و صدقه جاريه که در اسلام و از سوي ائمه اطهار عليهم السلام نيز بسيار مورد تاکيد قرار گرفته تا حدود زيادي مي توان مسايل و مشکلات را رفع کرده و ثروت افراد خير را در راستاي درست و منطقي به مصرف رساند.
ادامه دارد ...
منبع :
شدت انگيزه:
هر انساني با صدها نياز روبهروست كه همه اين نيازها در شكل دادن رفتارش رقابت ميكنند وليكن فقط نيازي كه شديد باشد موجب فعاليت ميشود. وقتي كه يك نياز شديد قدري ارضا شد از شدت آن كاسته ميشود. بهطور كلي هرگاه نيازي ارضا شود يا در راه ارضاي آن با مانعي روبهرو شود از شدتش كاسته ميشود و در نتيجه نياز شديد ديگري جانشين آن ميشود.
هدف:
نتايج مورد انتظار از يك رفتار را هدف گويند و همه رفتارهاي آدمي هدفدار است (و يك محرك خارجي به حساب ميآيد).
هدف ميتواند ملموس (دستمزد) و يا غيرملموس (قدرداني) باشد.
مقايسه انگيزهها و هدفها:
انگيزه يا نياز يك حالت دروني در فرد است، درحاليكه هدفها برون از فرد قرار دارند و گاهي از آنها بهعنوان «پاداشهاي مورد انتظار» كه انگيزهها را به سوي خود معطوف ميدارند ياد ميشود. انگيزهها و هدفها روي هم اثر متقابل دارند.
انگيزه بالا: انتخاب اهداف بلند و اگر ارزش هدف بسيار بالا باشد، تشديد انگيزه براي كسب آن.
جايگاه انگيزهها و هدفها :
ذهن آدمي را به كوه يخ شناور تشبيه كردهاند كه بخش بيروني آن را ذهن خودآگاه و بخش زيرين آن را ذهن ناخودآگاه يا نيمهآگاه مينامند. درصورتي كه انگيزه و هدف در ذهن خودآگاه انسان باشد فرد به هنگام انجام دادن آن عمل ميداند با چه انگيزهاي و براي چه هدفي دست به فعاليت زده است و اگر در ذهن ناخودآگاه باشد چرايي رفتار يا هدف آن در هنگام ارتكاب عمل برايش آشكارنخواهد بود.
ادامه دارد ...
منبع :
انتظار برآورده شدن تمام اين نيازها براي كاركنان مختلف متفاوت بوده و بهخصوصيات شخصيتي آنها بستگي دارد.
مازلو ثبت شرح وظايف افراد، نياز به تغييرات شغلي، انعطافپذير بودن وظايف، نقش رهبري در ايجاد زمينه رشد و تطبيق افراد با توجه به خصوصيات و رفتار آنان با شغل مورد نظر را در ايجاد انگيزش مهم ميداند.
وي معتقد است كه مديريت بايد قادر به ارزيابي افراد در ارتباط با نيازهاي سازمان و شغل مورد نظر باشد.
انگيزش و رفتار:
براي شناخت طبيعت انسان ناگزير از شناخت رفتار و چگونگي شكلگيري آن هستيم. به همين خاطر در سازمانها تلاش ميشود الگويي نظري ارائه شود كه نه تنها در فهم چراهاي رفتار بلكه در پيشبيني، هدايت، كنترل و تغيير آن نيز مفيد باشد.
رفتار:
عبارت از يك رشته فعاليت است. آدمي ممكن است هر لحظه تصميم بگيرد كه از يك فعاليت يا تركيبي از فعاليتها به فعاليتهاي ديگر بپردازد.
انگيزه:
انگيزهها چراهاي رفتار هستند. آنها موجب آغاز و ادامه فعاليت ميشوند و جهت كلي رفتار هر فرد را معين ميسازند. انگيزهها را گاهي بهعنوان نيازها، تمايلات، سلايق يا محركهاي دروني فرد نيز تعريف ميكنند كه ممكن است آگاهانه يا ناخودآگاه باشند. انسانها نه تنها از لحاظ توان انجام كار بلكه از لحاظ سطح انگيزش نيز با هم تفاوت دارند و درجه انگيزش افراد به نيروي برانگيزاننده آنها بستگي دارد.
ادامه دارد ...
منبع :
