تاثير اقتصادي وقف
بخش اقتصادي :پرداخت خمس، زکات و ماليات در آيات قرآن بسيار اشاره و مورد توجه قرار گرفته است. وقف به عنوان يک سرمايه مادي و معنوي همانند سرمايه هاي ديگر باعث تداوم، حيات فرد و جامعه مي شود و در عين حال مي توان با رعايت جوانب شرعي و اغراض و اهداف واقفان در فرآيند فعاليت هاي توليدي و خدماتي، اين سرمايه عظيم را براي رشد و توسعه اقتصادي کشور و تحرک هدايت نمود. مقاله اي که به قلم خانم مهتاب اسفنديار در پي مي آيد، نگاهي است گذرا به اين فرآيند. با هم مي خوانيم:
***
برخلاف ديگر مکاتب اقتصادي، اسلام برنامه ها و مقررات خود را با توجه به ابعاد گوناگون انسان مطرح کرده است. از ديدگاه مکتب حياتبخش اسلام، انسان داراي دو بعد معنوي و مادي است و از اين رو داراي نيازهاي روحي، جسمي، معنوي و مادي است که به اين هر دو جنبه به طور کامل توجه شده است. البته اين دو بعد از يکديگر جدا نيست و بر يکديگر تاثير متقابل دارند. چنين نيست که مسائل معنوي اسلام و مسائل اقتصادي آن هر يک براي خود داراي قلمروي جداگانه باشند. مسائل اقتصادي اسلام با ديگر مسائل آن آميخته است و اقتصاد نيز جزئي از برنامه اي است که اسلام براي سعادت بشر به ارمغان آورده است و پيوند آن با مسائل اجتماعي، سياسي، عبادي، اخلاقي و ... پيوند عميق و ناگسستني است و اهداف مهم آن فقرستيزي و فقر زدايي است. تلاش براي رفع نيازها و کمبودها و دستيابي همگان به کالاها و مواد لازم براي معيشت زندگي، ايجاد اشتغال، رشد توليد، تهيه مسکن و ... کوششي است در راه سالم سازي اجتماع و تحکيم پايه هاي ايمان و عقيده و پيشگيري از انحراف هاي اخلاقي و معنوي و اهتمام به امور مسلمانان و جامعه اسلامي ايجاب مي کند که نخست مشکلات اقتصادي حل شود. حتي اگر کساني صد در صد به مسائل معنوي و روحاني مي انديشند و سامان بخشي به جامعه و نسل ها را تنها در تهذيب و تربيت نفوس و بهبود اخلاقي مي دانند، بر اساس پيوندناگسستني که ميان مسائل معنوي، مادي، اخلاقي و اقتصادي وجود دارد، بايد به اصلاح ساختار اقتصادي جامعه و سامان بخشي به مشکلات معيشتي بپردازند. از اين رو بي ترديد مي توان گفت که هر نوع هزينه گذاري براي مسائل معنوي و رشد و گسترش تعاليم ديني، بايد از مسائل معيشتي و زيست ماده افراد آغاز شود و نخست اين بعد را بهبود بخشد تا زمينه مناسبي براي مسائل معنوي فراهم آيد.
باري! ياري رساني و مددکاري تکليفي است که سرباز زدن از آن يا نشناختن ابعاد تعاليم اسلامي است و يا از ضعف و سستي عقيده و باور مباني ديني.
سياست مالي در اسلام بر اصل نفاق و تقسيم ثروت و توزيع کالاها و مواد ميان عموم و بهره مندي همگاني و همچنين مبارزه اي گسترده و اصولي با ويژه سازي و انحصارگرايي، تکاثر طلبي، شادخواري و اسراف گروه هاي خاص و طبقات اشراف جامعه مي باشد. قرآن با قاطعيت و صراحت در آيات زيادي اين حقيقت را بازگو مي کند: «الهيکم التکاثر، تازيدن به فزوني داري (و فزون خواهي)، شمايان را سرگرم ساخته (و در دنيا غرق کرده)» از اين رو مال و ثروت بايد در موضع و مدار اصليش قرار گيرد، يعني در راه خدا انفاق شودو به کار رفع نيازهاي انسان بيايد. صاحبان اموال بايد تا آنجا که نيازهاي شخصي و خانوادگي دارند، در آن راه هزينه کنند و آنگاه که افراد يا جامعه نيازهاي ضروري داشت، از اموال خويش براي برآورد اين نيازها انفاق نمايد. اين اصل درست در راستاي تراکم ستيزي و تکاثرزدايي و همچنين زمينه اي براي پر کردن حفره هاي اقتصادي، شکاف هاي اجتماعي، توانبخشي به ناتوانان، توزيعي مجدد از ثروت و بازگشت به عموميت و بهره مندي همگاني پس از خصوصي شدن است.
ادامه دارد ...
منابع:
1- وقف در فقه اسلامي و نقش آن در شکوفايي اقتصاد اسلامي - تاليف: دکتر محمدحسن حائري (يزدي)
2- وقف و بهره مندي همگاني - تاليف: محمد کريمي
غير مشاع
براي تبيين منظور از اصطلاح «غير مشاع»(6)لازم است لفظ «مشاع» مورد بررسي قرار گيرد تا معناي اصطلاح «غير مشاع» به خوبي روشن گردد. «مشاع» اسم مفعول از «شاع - يشيع» به معني پراکنده و منتشر ساختن است. سهم يا مال مشاع، به چيزي گويند که ميان دو يا چند نفر مشترک باشد، در واقع همان حصه و سهمي از چيزي است که تقسيم نشده است، حصهاي که در اجزاي يک چيز پراکنده است، به گونهاي که مقدارش معلوم و مشخص است ليکن جدا نشده است. (رک: واحد پژوهش مؤسسه فرهنگي نگاه بينه، 1385ش، ص282، حسيني، 1382ش، ص474)
نتيجه
نخست: با توجه به تغيير موضوعات، بر انديشوران فقهي است تا مناسب با شرايط جديد پيش آمده در موارد موقوفات، احکام جديدي براي موقوفات بيان نمايند، و برخي مصاديق آن که در گذشته ممنوع الوقف بوده است را بررسي کرده و با توجه به شرايط زمان و مکان، و تغيير شيوههاي داد و ستدها، وگستردگي استفاده از پول، فتواي مناسبي را بيان دارند.
دوم: بر دانش پژوهان فقه مذاهب مختلف اسلامي، لازم است با مباني فقهي ديگر مذاهب فقهي نيز آشنايي داشته باشند، و در صدور فتاوي و نظرات فقهي خود، اقوال و گمانههاي فقيهان ديگر مذاهب را نيز مد نظر قرار دهند، چون اين تضارب آرا سبب پيشرفت در مسائل و نيز برون رفت از برخي مشکلات درون مذهبي است که با گسترده شدن ذهن و فراتر شدن فهم از يک مذهب به مذاهب مختلف، امکان حل هر چه سريعتر مشکلات، منطقي تر به چشم ميرسد.
سوم: از مهمترين نکاتي که امروزه در فقه، کم رنگ شده است، داخل شدن مباحث اخلاقي و دخيل دادن آنها در استنباط فقهي است. متآسفانه گاهي به خاطر رعايت نشدن اين نکته، مشکلاتي در فتاوا و نظرهاي فقهي را به همراه ميآورد که اين سبب دوري فقه از حقيقت و واقعيت شرعي آن ميگردد. و همين مسئله دليلي براي دوري فقه از زندگي روزمره ميشود.
چهارم: خلاصه مقاله آن است که:
1. شرايط وقف
1.1 تنجيز
1.2 دوام
1.3 اقباض
1.4 اخراج عن نفس
1.5 لفظ صريح
1.6 نيت
2. شرايط واقف
3. شرايط موقوف عليه
3.1 موجود
3.2 تعيين
3.3 اهليت دريافت
3.4 غير واقف
4. شرايط موقوف
4.1 معين
4.2 قابليت انتفاع
4.3 قابليت تسليم
4.4 قابليت بقا
4.5 غير مشاع
پی نوشت :
2- Determination.
3- Advantage.
4- Delivery.
5- ام ولد: کنيزي که از اربابش حامله شده است.
6- No joint tenancy.
منبع :
لینک مطلب :
قابليت بقا
از آن رو که وقف قرار است به عنوان صدقه جاري مطرح است، لازم است موقوفه قابليت ماندگاري بالا را داشته باشد، (اماميه: محقق حلي، 1402ق، ص 156، محقق حلي، 1403ق، ج2، ص443 - 445،، فاضل آبي، 1410ق، ج2، ص46- 48، ابن إدريس حلي، 1410ق، ج3، ص155- 156، ابن حمزه طوسي، 1408ق، ص 369. حنفيه: أبو بکر کاشاني، 1409ق، ج 6، ص220. حنبليه: ابن قدامه، ج6، ص188. ظاهريه: ابن حزم، ج9، ص175 و 177. زيديه: احمد مرتضي، ج3، ص459 - 460) در واقع اگر موقوفه استعداد ماندگاري را نداشته باشد، با غرض تشريع وقف تناقض دارد، براي مثال ميوه يا سبزي که قابليت بقا و ماندگاري ندارد، هيچگاه نميتوانند به عنوان موقوفه قرار گيرد.
ادامه دارد ...
منبع :
قابليت تسليم
با توجه به نکته بيان شده، چيزي که قرار است به عنوان موقوفه مطرح شود، لازم است قابليت تسليم داشته باشد، (اماميه: محقق حلي، 1402ق، ص 156، محقق حلي، 1403ق، ج2، ص443 - 445،، فاضل آبي، 1410ق، ج2، ص46- 48، ابن إدريس حلي، 1410ق، ج3، ص155- 156. شافعيه: محيي الدين نووي، ج 4، ص378) چون در صورتي که اين ويژگي را نداشته باشد، وقف معنا نخواهد يافت. براي مثال «ام ولد»(5)را نميتوان به عنوان موقوفه قرار گيرد.
ادامه دارد ...
منبع :
