مغیره ضبّى گوید:
کانَ عَلِىٌّ علیه السلام أَمْیَلُ اِلَى الْمَوالى وَ أَلْطَفُ بِهِمْ، وَ کانَ عُمَرُ أَشَدُّ تَباعُداً مِنْهُمْ.
حضرت على علیه السلام به موالى ـ شهروندان غیر عرب و بردگان آزاده شده ـ تمایل بیشترى داشت و نسبت به آنان مهربان تر بود. ـ در صورتى که ـ عمر به شدّت از آنان دورى مىگزید و پرهیز مىکرد.
ضرار بن ضمره یکى از اصحاب ویژه حضرت علی علیه السلام بر معاویه وارد شد، معاویه گفت: على را براى من توصیف کن. ضرار با اصرار معاویه لب به سخن گشود و گفت:
إذْ لابُدَّ فَإنّهُ: ـ کان وَ اللّهِ بَعیدَ الْمَدى شَدیدَ الْقُوى یَقُولَ فَصْلاً وَیَحْکُمْ عَدْلاً یَنْفَجِرُ الْعِلْمُ مِنْ جَوانِبِهِ وَ تَنْطِقُ الْحِکْمَةُ مِنْ نَواحِیهِ یَسْتَوْحِشُ مِنَ الدُّنْیا وَ زَهْرَتِها وَ یَسْتَأْنِسُ بِاللَّیْلِ وَ ظُلْمَتِهِ کانَ وَاللّهِ غَزیرَ مالْبَصیرَةِ طَویلَ الْفِکْرَةِ ... یُعْجِبُهُ مِنَ اللَّباسِ ما قَصُرَ وَ مِنَ الطَّعام ما جَشَبَ، کانَ وَاللّهِ کَأَحَدِنا یُدْنینا اِذا أَتَیْناهُ وَ یُجیُبنا اِذا سَأَلْناهُ وَ کانَ مَعَ تَقَرُّبِهِ اِلَیْنا وَ قُرْبِهِ مِنّا لا نُکَلِّمُهُ هَیْبَةً لَهُ.
به خدا سوگند او دست نایافتنى و دور از دسترس و داراى نیروهاى پرتوان بود، سخنانى روشنگر مىگفت و به عدل حکم مىراند، از هر سوى او علم مىجوشید و از تمامى رفتار او حکمت مىتراوید، از دینا و زیورهاى آن وحشت داشت و به شبزندهدارى و خلوت شبانس مىورزید. بخدا سوگند او داراى بصیرتى فراوان و اندیشههایى بلند بود. لباس کوتاه و طعام خشک و بىنان خورش را ـ که نشانه تواضع و فقر بود ـ دوست مىداشت. به خدا سوگند چونان یکى از خود ما بود، هرگاه نزد او مىرفتیم ما را به نزدیک خود فرا مىخواند و خواستههاى ما را پاسخ مىگفت و با این همه مهرورزى و اظهار نزدیکى و یگانگى، به دلیل هیبتى که داشت جرأت گفتگو با او را نداشتیم.
زاذان مىگوید:
اِنَّهُ کانَ [الامام علی علیه السلام] یَمْشى فِى الْأَسْواقِ وَحْدَهُ وَ هُوَذاکَ یُرْشِدُ الضّالَّ وَ یُعینُ الضَّعیفَ وَ یَمُرُّ بِالْبَیّاعِ وَ الْبَقّالِ فَیَفْتَحُ عَلَیْهِ الْقُـرْانَ وَ یَقْرَءُ: «تِلْکَ الّدارُالْأخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لایُریدُونَ عُلُوّا فِىالْأَرْضِ وَ لافَسادا وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ.»
امام علی علیه السلام به تنهایى دربازار مىگشت و گمشده را راهنمایى و ناتوان را کمک مىکرد و به هنگام عبور از پیش فروشندگان و کسبه، قرآن کریم را در برابر آنها مىگشود و این آیه را براى آنها مىخواند «خانه آخرت ـ سعادت ابدى ـ را براى کسانى قرار دادیم که قصد سرکشى و فساد در زمین ندارند و عاقبت ـ نیک ـ تنها از آن پرهیزکاران است».
امام علی علیه السلام فرمودند:
یا أهْلَ الْکُوفَةِ اِذا أَنَا خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِکُمْ بِغَیْرِ رَحْلى وَراحِلَتى وَغُلامى فَاَنَا خائِنٌ، وَکانَتْ نَفَقَتُهُ تَأْتیهِ مِنْ غَلَّتِهِ بِالْمَدینَةِ مِنْ یَنْبُع...
اى مردم کوفه اگر ـ مرا دیدید ـ با اندوختهاى بیشتر از وسائل شخصى زندگى و مرکب و غلام خود از نزد شما برگشتم، بدانید که خائن بودهام ـ آن حضرت در مدت حکومت از بیت المال مصرف نمىکرد ـ و هزینه زندگى او از زمینهاى کشاورزى که در ینبع داشت تأمین مىشد.
هرگاه وقت اداى نماز مىرسید، رنگ چهره امام علی علیه السلام تغییر مىیافت و برخود مىلرزید. وقتى به ایشان مىگفتند: این چه حالت است؟ مىفرمودند:
جاءَ وَقْتُ أَمانَةٍ عَرَضَها اللّهُ تعالى عَلَى السَّماواتِ وَ الاَْرْضِ وَ الْجِبالِ فَاَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ حَمَلَها الاْنسانُ.
هنگام اداى امانتى رسیده است که بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه شد و آنها از حمل آن سرباز زدند و انسان این بار امانت را برداشت.
