مرد نابینائی وارد منزل حضرت فاطمه علیها السّلام شد، آن گاه حضرت فاطمه علیها السّلام پنهان گشتند، وقتی رسول خدا صلی الله علیه وآله علّت آن را جویا شدند، حضرت فاطمه علیها السّلام در پاسخ پدر اظهار داشتند:
إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانی فَإنّی أراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ ریح ؛
اگر آن نابینا مرا نمی بیند، من او را می بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوی زن را استشمام می کند.
بعد از جریان غصب فدک، بعضی از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت فاطمه علیها السّلام آمدند و احوال وی را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمودند:
أصْبَحْتُ وَ اللهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاکُمْ، قالِیَةً لِرِجالِکُمْ؛
به خداوند سوگند، دنیا را آزاد کردم و هیچ علاقهای به آن ندارم، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.
حضرت فاطمه علیها السّلام در آخرین لحظات عمرشان به همسر خود چنین سفارش نمودند:
أُوصیکَ اَوّلاً أنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدی بِإبْنَةِ اُخْتی أمامَةَ، فَإنَّها تَکُونُ لِوُلْدی مِثْلی، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ ؛
وصیت می کنم پس از من با دختر خواهرم أمامه ازدواج نما، چون که او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن می باشند.
حضرت فاطمه علیها السّلام روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود می فرمودند:
اصْعَدْ عَلَی سَّطْحِ، فَإنْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ شَّمْسِ قَدْ تَدَلّی لِلْغُرُوبِ فَأعْلِمْنی حَتّی أدْعُو ؛
بالای پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا برای خود ـ و دیگران ـ دعا کنم.
حضرت فاطمه علیها السّلام فرمودند:
إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، أشْفَعُ عُصاةَ أُمَّةِ النَّبی؛
هنگامی که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امّت پیامبر صلی الله علیه وآله را شفاعت می نمایم.
