امام کاظم علیه السلام از پدرانشان نقل مى کنند:
کانَتْ فاطِمَةُ علیهاالسلام اِذا دَعَتْ تَدْعُو لِلْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ وَ لا تَدْعُو لِنَفْسِها، فَقیلَ لَها یا بِنْتَ رَسُولِاللّهِ صلى الله علیه و آله اِنَّکِ تَدْعینَ لِلنّاسِ وَ لا تَدْعینَ لِنَفْسِکِ، فَقالَتْ علیهاالسلام: اَلْجارَ ثُمَّ الدّارَ؛
هرگاه حضرت فاطمه علیهاالسلام دعا مى کرد، براى زنان و مردان مؤمن دعا مى کرد و براى خود دعا نمى کرد. به ایشان گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مى کنید اما براى خودتان دعا نمى کنید؟ فرمودند: اول همسایه آنگاه درون خانه.
حضرت فاطمه علیهاالسلام گویند: شنیدم پیامبر اکرم صلّى اللّه علیه و آله مى فرمودند:
اِنَّ فِىالْجُمْعَةِ لَساعَةٌ لا یُراقِبُها رَجُلٌ مُسْلِمٌ یَسْأَلُاللّهَ عَزَّوَجَلَّ فیها خَیْرا اِلاّ اَعْطاه... وَقالَ هِىَ اِذا تَدَلّى نِصْفُ عَیْنِ الشَّمْسِ لِلْغُروبِ... وَکانَتْ فـاطِمَةُ علیهاالسلام تَقُولُ لِغُلامِها: اِصْعَدْ عَلَى الضَّرابِ ـ الظراب ـ فَاِذا رَأَیْتَ عَیْنَ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَاءَعْلِمْنى حَتّى اَدْعُوَ؛
در روز جمعه ساعتى است که هرکس آن را مراقبت کند و در آن لحظه دعا کند دعایش مستجاب شود، و آن زمانى است که نیمى از خورشید غروب کرده باشد. حضرت فاطمه علیهاالسلام براى درک آن ساعت به خدمتکارش مى گفت: بر فراز بلندى برو و هرگاه دیدى نیمه خورشید غروب نمود مرا خبر کن تا دعا کنم.
روزى پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله، حضرت فاطمه علیهاالسلام را دیدند که پوششى از پلاس شتر بر دوش انداخته با دستانشان خمیر مى کردند و فرزندشان را شیر مى دادند. ـ با مشاهده این صحنه ـ اشک بر چشمان پیامبر اکرم صلّى الله علیه و آله حلقه زد و فرمودند:
یا بِنْتاهُ تَعَجَّلى مَرارَةَ الدُّنْیا بِحَلاوَةِ الاْخِرَةِ، فَقالَتْ علیهاالسلام: یا رَسُولَاللّهِ اَلْحَمْدُلِلّهِ عَلى نَعْمائِهِ وَالشُّکْرُ لِلّهِ عَلى آلائِهِ؛
دخترم به خاطر شیرینى آخرت تلخى دنیا را تحمل کن. حضرت فاطمه علیهاالسلام در پاسخ گفتند: نعمت ها و موهبت هاى بىپایان حق را سپاسگزارم.
امام على علیه السلام فرمودند:
اِنَّ فاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِاللّهِ صلّى الله علیه و آله لَمْ تَزَلْ مَظْلومَةً مِنْ حَقِّها مَمْنُوعَةً وَ عَنْ میراثِها مَدْفُوعَةً لَمْتُحْفَظْ فیها وَصیَّةُ رَسُولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله وَ لا رُوعِىَ فیها حَقُّـهُ وَ لاحَـقُ اللّهِ عَـزَّوَجَلَّ وَ کَفى بِاللّهِ حاکِما وَ مِنَ الظّالِمینَ مُنْتَقِما؛
فاطمه دختر پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله همواره مظلوم بود و از حق خود و ارث پدر محروم گردید و درباره او به توصیه پیامبر عمل نشد و حق پیامبر و خداى بزرگ نسبت به فاطمه مراعات نشد و خدا به عنوان داور و انتقام گیرنده از ستمگران کافى است.
روزى حضرت على علیه السلام به حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند: آیا غذایى در خانه هست تا بخورم؟ حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند:
... ما کان شَیْىءٌ اُطْعِمْناهُ مُذْ یَوْمَیْنِ اِلاّ شَیْىٌء کُنْتُ اُو ثِرُکَ بِهِ عَلى نَفْسى وَ عَلى ابْنَىَّ هذَیْنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ. فَقالَ عَلِىٌّ علیهالسلام: یا فاطِمَةُ اَلاّ کُنْتِ اَعْلَمْتینى فَاَبْغیکُمْ شَیْئا؟ فَقالَت علیهاالسلام: یااَبَاالْحَسَنِ اِنّى لَأَسْتَحى مِنْاِلهى اَنْ تُکَلِّفَ نَفْسَکَ ما لا تَقْدِرُ عَلَیْهِ؛
آنچه که در دو روز گذشته خوردهاید غذایى بوده که من و دو فرزندم ـ حسن و حسین ـ نخورده و براى شما نگه داشته بودیم. حضرت على علیه السلام گفتند: چرا به من اطلاع نداده بودی تا براى شما غذایى تهیه کنم؟ حضرت فاطمه علیهاالسلام گفتند: اى ابوالحسن! من از خداى خود شرم دارم که خودت را به خاطر آنچه که نسبت به آن توانایى ندارى به زحمت اندازى.
