حدیث پیامبر اکرم (ص) درباره ناسزاگویی به مومن
پيامبر صلى الله عليه و آله:
سَبَّابُ الْمُؤْمِنِ كَالْمُشْرِفِ عَلَى الْهَلَكَة
ناسزاگوى به مؤمن همچون كسى است كه در آستانه هلاكت باشد.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 359 ، ح 1
ادامه مطلب
سَبَّابُ الْمُؤْمِنِ كَالْمُشْرِفِ عَلَى الْهَلَكَة
ناسزاگوى به مؤمن همچون كسى است كه در آستانه هلاكت باشد.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 359 ، ح 1
ثَمَرَةُ التَّواضُعِ الَمحَبّةُ، ثَمَرَةُ الكِبرِ المَسَبَّةُ.
ثمره فروتنى دوستى است، ثمره تكبّر ناسزا (شنيدن) است.
عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ص 209 ، ح 4192 و 4193
الفُحشُ و البَذاءُ و السَّلاطَةُ مِن النِّفاقِ؛
دشـنـامـگويى و بـد زبانى و دريـدگـى از (نشانه هاى) نفاق است.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 325 ، ح 10
لا تَسُبُّوا الناسَ فَـتَـكتَسِبُوا العَداوَةَ بَينَهُم؛
به مردم ناسزا نگوييد، كه با اين كار در ميان آنها دشمن پيدا مى كنيد.
كافى(ط-الاسلامیه) ج2، ص360، ح 3
كانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله يُداعِبُ وَ لا يَقولُ اِلاّ حَقّـا؛
رسول اكرم صلی الله علیه و آله شوخى مى كردند ولى جز حقّ چيزى نمى گفتند.
مستدرك الوسائل ج 8 ، ص 408 ، ح 9818
كانَ رَسولُ اللّهِ صلی الله علیه و آله لَيَسُرُّ الرَّجُلَ مِنْ اَصحابِهِ اِذا رَآهُ مَغْموما بِالْمُداعَبَةِ وَ كانَ صلی الله علیه و آله يَقولُ: اِنَّ اللّهَ يُبْغِضُ الْمُعَبِّسَ فى وَجْهِ اِخْوانِهِ؛
هرگاه رسول اكرم صلی الله علیه و آله يكى از اصحاب خود را غمگين مى ديدند، با شوخى او را خوشحال مى كردند و مى فرمودند: خداوند، كسى را كه با برادران (دينى) اش با ترشرويى و چهره عبوس روبرو شود، دشمن مى دارد.
کشف الریبه ص 83
اِیاک وَ المِزاحَ فَاِنَّهُ یذهَبُ بِنُورِ ایمانِک؛
از شوخی (بی مورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را می برد.
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 665 ، ح 19 - تحف العقول ص 409 - من لا یحضره الفقیه ج 4 ، ص 408 ، ح 5885 - بحارالانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص321
لا تُمار فَیذهَبَ بَهاوُک وَ لا تمازح فَیجتَرَاُ عَلَیک؛
جدال مکن که ارزشت می رود و شوخی مکن که بر تو دلیر شوند
کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 665 ، ح 17 - تحف العقول ص 486
إِذا أَحبَبتَ رَجُلاً فَلا تُمازِحهُ وَ لا تُمارِهِ؛
هر گاه كسى را دوست داشتى، با او نه شوخى كن نه مجادله.
كافى(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 664 ، ح9
الهُزءُ فُكاهَةُ السُّفَهاءِ، و صِناعَةُ الجُهّالِ.
هزل گويى، شوخى كم خردان و كار نادانان است.
الدرة الباهرة ص 43 - بحارالانوار(ط-بیروت) ج 72 ، ص 147 ، ح 20