اين‌همه دعوت به تقوا، و در مقابل، بي‌تفاوتي ما!

تمامي آیات پنج‌گانة 6 تا 10 سورة زمر از صفحه 459 ، سخن از توحید به ميان آورده‌اند. كه بناي ما پرداختن به آیة پایانی این صفحه است كه در آن، خطّ اصلی برنامه‌های بندگان راستین و مخلص بیان شده‌است.

آیة 10، به پیامبر(ص) دستور می‌دهد:

«قُل: يا عِبادِي الَّذينَ آمَنوا، اِتَّقوا رَبَّکُم»؛
«بگو: ای بندگان مؤمن من، از پروردگار خود بپرهیزید و تقوا پیشه کنید».

وراستي عجيب است‌كه قرآن و نهج‌البلاغه و ديگر بيانات از رسول خدا(ص) و امامان(ع)، چقدر روي تقوا تكيه دارند و ما چقدر روي آن سهل‌انگاري مي‌كنيم و با سبك‌شماري و خونسردي كامل، از كنارش مي‌گذريم!!

البتّه، در مرحلة حرف و سخن، بسيار جدّي هستيم و جملة: عِبادَ الله، أوصيكُم وَ نَفسي بِتَقوَي الله، از شعارهاي هميشگي خُطَباي جمعه و ديگر سخنوران است. امّا آيا در مرحلة عمل نيز، همين‌گونه جدّي مي‌باشيم؟

در حالي كه قرآن، در ادامة همين آیه می‌فرماید:

«لِلَّذينَ أحسَنوا في هذِهِ الدُّنيا، حَسَنَه»؛
«منحصراً برای کسانی که در این دنیا، كار نیک انجام می‌دهند، حسنه و پاداش نیکوی بزرگی است».

به اصطلاح اهل ادب، تقدّم خبر در اين آيه، افادة حصر مي‌كند!

يعني،تنها انسان‌هاي خوش‌كردارند كه به پاداش خوش نايل مي‌شوند.

يعني، با آرزو نمي‌شود زندگي كرد و بدون عمل نيكي كه از تقواي الهي سر چشمه گرفته‌باشد و قرآن روي شرطيّت آن تأكيد دارد، نمي‌شود بهشتي شد.

اميد به رحمت خدا و شَفاعت اولياي خدا(ع) هم كه تكيه‌گاه ماست، حقيقتي است داراي حدود و شرايط خاصّي جدا از آرزوهاي بي‌اساس كه ما غالباً روي آن تكيه مي‌كنيم.⭕️

تفسير قرآن, [۰۵.۱۱.۱۷ ۱۷:۱۸]
اين، خود قرآن است كه حقيقت رجا و اميد و شرايط آن را بيان كرده و مي‌فرمايد:

إنَّ الَّذينَ آمَنوا وَ الَّذينَ هاجَروا وَ جاهَدوا في سَبيلِ الله اُولئِكَ يَرجونَ رَحمَتَ الله وَ اللهُ غَفورٌ رَحيم؛
حقيقت آن‌كه كساني كه ايمان آورده‌اند و كساني‌كه مهاجرت نموده و در راه خدا جِهاد كرده‌اند، آنها هستند كه اميد به رحمت خدا دارند، و خداوند آمرزنده و مهربان است.

چنان‌كه مي‌بينيم، خداوند غفورِ رحيم، تحقّق رجا و اميد به رحمت خودش را مشروط به سه چيز فرموده‌است:

اوّل: ايمان.

دوم: مهاجرت، يعني از محيط كفر و فسق و فَساد دوري جستن، و انتقال به محيط ايمان و تقوا و صلاح.

چنان‌كه در آيه‌اي مي‌خوانيم:

إنَّ الَّذينَ تَوَفّاهُمُ المَلائِكَه ظالِمي أنفُسِهِم، قالوا: فيمَ كُنتُم؟
قالوا: كُنّا مُستَضعَفينَ فِي الأرض،
قالوا: أ لَم تَكُن أرضُ اللهِ واسِعَه، فَتُهاجِروا فيها؟
كساني كه با ارتكاب گناهان، دربارة خود ستم كرده‌اند، وقتي فرشتگانِ قبض ارواح به سراغشان مي‌آيند، به آنها مي‌گويند: شما كجا و در چه وضعي بوده‌ايد كه اين‌گونه آلوده و سيه‌دل شده‌ايد؟
مي‌گويند: ما در سرزمين خود تحت فشار بوديم و محيط زندگي ما فاسد بود، از اين‌رو، چنين شده‌ايم.
فرشتگان مي‌گويند: «مگر سرزمين خدا پهناور نبود» كه از محيط فاسد مهاجرت كنيد و به محيط صالحي برويد؟

در روايتي نيز آمده‌است:

إنَّمَا المُهاجِرون، اَلَّذينَ يَهجُرونَ السَّيِّئات، وَ لَم يَأتوا بِها؛
مهاجران واقعي، آنانند كه از گناهان هجرت مي‌كنند و مرتكب آنها نمي‌شوند.

يعني،آن‌چه از يك مسلمان واقعي منظور است، ترك گناه است؛
حال، يا در همان مكان كه هست، از گناه اجتناب نمايد،
يا از آن مكان به مكان ديگري كه محيطِ فساد نيست، انتقال يابد.

وسوم: جهاد و مجاهدت، يعني كوشش در امر اطاعت و انجام اعمال عبادي و پرهيز از اتّباع اَهواي نفساني. كه فرموده‌اند:

اَلمُهاجِرُ مَن هاجَرَ السّوء، وَ المُجاهِدُ مَن جاهَدَ هَواه؛
مهاجر كسي است كه از بدي دوري گزيند، و مجاهد كسي است كه با هواي نفس خود جهاد نمايد و در مخالفت با آن كوشا باشد!

حاصل آن‌كه رجا و اميد از نظر قرآن، هيچ‌گاه با ارتكاب گناه و اتّباع از هواي نفس نمي‌سازد؛

إنَّ الَّذينَ آمَنوا وَ الَّذينَ هاجَروا وَ جاهَدوا في سَبيلِ الله، أولئِكَ يَرجونَ رَحمَتَ الله؛
آنان‌كه ايمان آورده‌اند و آنان‌كه مهاجرت كرده و در راه خدا به مجاهده پرداخته‌اند، آنانند كه اميد به رحمت خدا دارند.

يعني، غير اين گروه، هر كه باشد، خود را با آرزو دلخوش كرده و عمري با آرزو به سر برده و خود را اميدوار به رحمت خدا و شفاعت اولياي خدا(ع) پنداشته‌است.

در حالي كه دين‌داري حدود دارد؛

تِلكَ حُدودُ الله، فَلاتَعتَدوها! وَ مَن يَتَعَدَّ حُدودَ الله، فَأولئِكَ هُمُ الظّالمون؛
اين احكام حلال و حرام كه بيان شده، حدود خدا و مرزهاي الهي‌اند، از آنها تجاوز نكنيد! كساني كه از حدود خدا تجاوز كنند و قانون‌شكني نمايند، تحت هر عنواني كه باشند، آنها ظالمند؛

إنَّ الظّالِمينَ لَهُم عَذابٌ أليم؛
به يقين كه ظالمان، عذابي دردناك دارند!

برگرفته از آثار آيت‌الله ضياءآبادي