
حاجی دیدنی(مکه دیدنی)
خدایا دوباره فصل فصل مکه دیدنی، این در صورتی خوب که فامیل نزدیک نباشه. الان دلیلشو میگم بابا چرا عصبی می شید.
اگه فامیل دور باشه در نهایتش این که دعوت می شی برا یه شام یا یه ناهار، ممکن این وسطی ی سوقاطیم بهت بماسه، یکی دوساعت می ری بازدید. بعدم اگه اون حاجی گرامی، برات مریضی سوغات نیاورده باشه، با اون بوسه های جانانه و ازته دلی که بهت می کنه، بعدم ی شام و یا ی ناهار چرب و چیلی توی ی رستوران. همه هم تو رقابتند که هتلشون شیکتر و غذاشون بهتر بقیه باشه. این قسمت پذیراییش دلچسب و دلپذیر، به جاش یکی دوروز در نهایت تو خونه میفتی به خاطر همون جریان دیده بوسی که گفتم . ولی اگه فامیل نزدیک باشی این عذاب دو چندان. چون باید هم بری 5 یا 6 ساعت تو فرودگاه علاف بمونی که این هواپیما بشینه، بعدم حکم باربر را داری برا جابه جایی وسایل، در نهایتشم یه پیراهن از این پیرهن کیلویی ها بهت می رسه. و این دو سه روز هم چون رودر بایسی داری باید از اول تا آخر وایسی مثل ی خدمتکار کار کنی. معلوم نیست بتونی ی شام و ی ناهار در ست حسابی بخوری. یکی دوروزی میفتی، به خاطر خستگی این چند روز حمالی. تازه وقتی که خستگی تموم میشه مریضی شروع میشه در کل یکی دو هفته ای داغونی. حالا فهمیدید چر ا می گم بهتر حاجی فامیل دور باشه .
در پایان بازگشت افتخار امیز حاجیان را تبریک می گم، امید وارم تو چشم وهم چشمی برا مراسم پذیراییتون موفق و موید باشید و علاوه بر سوغاتی چیز دیگه ای هم اورده باشید که به در دنیا و اخرتتون بخوره .
