فرشته ها در غدیر چه می کنند

فرشته ها

اين كتاب به منظور آشنايي كودكان گروه سني "الف "و "ب "با مراسم روز عيدغدير فراهم آمده است .كارهايي كه معمولا در اين عيد انجام مي‌شود با عبارتي كوتاه همراه با طرح‌هايي تو خالي به منظور رنگ‌آميزي مخاطبان، نشان داده شده است .پوشيدن لباس نو، تزئين كردن كوچه و محله، ديدار از سادات، عيدي گرفتن و عيدي دادن، ديدار از آشنايان تبريك گفتن به يكديگر از جمله كارهاي اين روز است .

دریافت فایل 

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 8:13 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات2 ]

نمایشنامه غدیر

«من غدير خم هستم»

غدیر
 
(صحنه :چنددرخت كهنه سال در گوشه اىوكنار صحنه وجود دارند، بركه و گنجشك آهسته باهم صحبت مى كنند. )
بركه :(دستهايش راباز مى كند و كنار تخته سنگى مى نشيند )سلام .من يك بركه تنها بودم .فقط چنددرخت همسايه ى من بودند.هيچ كس اسم من را نمى دانست.مدتى گذشت تا با يك گنجشك دوست شدم .
گنجشك:(جلو مى آيد)من و بركه از قديم باهم دوست بوديم .هميشه با هم صحبت مى كرديم تا اينكه يك روز ...
(صداى زنگ كاروان به گوش مى رسد)
بركه: )بلند مى شود)آن روز مسلمانان از سفرحج برمى گشتندو قرار بود از اينجا به سرزمين هايشان بروند.
گنجشك :(دوربركه مى چرخد)جمعيت زيادى اطراف بركه جمع شدند. يكى گفت:(چه اتفاقى افتاده كه پيامبر دستور توقف داده اند ؟)
بركه :(حركت مى كنند) پيامبر(ص) فرمودند: (بگوييد آنها كه جلوتر رفته اند برگرد ند.)
گنجشك:(نزديك درخت ) پيامبر(ص) فرمودند:سنگهاى زير درختان را بردارند تا زمين براى نماز جماعت صاف و هموارشود.
بركه:هوا خيلى گرم بود ،با اين حال ياران پيامبر (ص) با استفاده آزجهازشتر ها تپه ى بلند ى درست كردند تا ايشان بالاى آن پيام خداوند رابه مسلمانان برسانند
گنجشك:پيامبر (ص) براى مسلمانان حرف ها ى قشنگى زد ند.بعد حضرت على(ع)را صدا كردند ودست ايشان را بالا گرفتند و فرمودند:
بركه :(دستش را بالا مى برد) هر كس من مولاى او هستم ،على هم مولاى او است.
گنجشك:(مردم جلو آمدند و به حضرت على عليه السلام تبريك گفتند. پيامبر صلى الله عليه و اله نيزاز همه خواستند تا اين پيام الهى را به كسانى كه آن جا نبودند برسانند.
(بركه آهسته گريه مى كند)
گنجشك:بركۀ مهربان چرا گريه مى كنى؟!
بركه:براى اينكه من از آن به بعد بزرگ و آسمانى شدم و هنوز هم به خاطر آن پيام و ولايت حضرت على عليه السلام زنده و دوست داشتنى هستم.
منبع : کانون اسلامی انصار 

ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 7:21 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات3 ]

عیدتون مبارک بچه ها

[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 7:16 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات1 ]

شعر کودکانه غدیر

غدیر

غدیر

غدیر چشمة جوشان غدیر ، آب خروشان

غدیر، یه برکة خوب غدیر، یه روز محبوب

غدیر، یه روز زیبا یه عیدِ خوبِ خدا

غدیر، عید ولایت شده روز هدایت

پیغمبر خدا گفت نبی مصطفی گفت:

«علی امام شماست برایتان رهنماست»

امام متقینه امیرالمؤمنینه

حرف شیطون گوش نشه غدیر فراموش نشه

ما بچه‌های شیعه با هم می‌گیم همیشه

غدیرو دوست می‌داریم جشنای خوب می گیریم


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 1 آبان 1392  ] [ 7:13 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات0 ]

غدیر از نگاه کودکان قسمت چهارم و پایان

غدیر کودک

سعیده می گوید: اکنون لازم است که با سفینه مدت سه روز دیگر را در زمان حرکت کنیم. حالا سه روز

از ماجرای غدیر خم گذشته است و هنوز زنان و مردان مسلمان به طور جداگانه درمحل غدیر حضور دارند و با علی علیه السلام بیعت می کنند. مسلمانان در این روز با گفتن کلمه یا امیرالمومنین به ایشان دست می دهند.

سعید می گوید: در چنین روزی دوست و دشمن با علی علیه السلام بیعت کردند وبه او تبریک گفتند.حاضرانی که دراین روز شاهد ماجرا بودند رفتند تا طبق وظیفه برای غایبان  این واقعه را تعریف کنند. خدا کند که فراموش نکنند و سفارشات پیامبر را جدی بگیرند زیرا خداوند پیمان شکنان را در هم می شکند.

با معرفی حضرت علی علیه السلام وامامان از فرزندان او از سوی خداوند و اطاعت مردم از ایشان دیگر انسانها به سوی زشتی ها نمی روند وهیچ گاه از مسیر درست دور نمی شوند و منحرف نمی گردند.

پس از گزارش این ماجرا سفینه زمان پیما با دو زمان نورد خود در روز عید غدیر خم به ایستگاه تحقیقات فضایی بازگشتند و از سوی کودکانی که در ایستگاه مستقر بودند مورد استقبال قرار گرفتند و آن روز را به جشن و شادمانی پرداختند.

                                                                        مهدی وحیدی صدر

منبع : نی نی وبلاگ 

 

ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 مهر 1392  ] [ 2:57 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات3 ]

سفینه فضایی وسفر به غدیر قسمت سوم

سعید با خوشحالی ادامه می دهد: الله اکبر! این همان آیه شصت و هفت از سوره مائده است.

سفینه

ایستگاه تحقیقاتی حال و هوای دیگری دارد. سعیده  در ادامه گزارش می گوید:اکنون رسول خدا فرمود: من همین جا می مانم. حاجیانی که از راه نرسیده اند باید به اینجا برسند و آنانی که از این محل رفته اند باید هرچه زودتر به غدیر برگردند.

سعید گزارش می دهد: به فرمان پیامبر حدود صد و بیست هزار نفر از مسلمانان در محل غدیر اجتماع کردند. این جمعیت در تاریخ اسلام واقعا بی سابقه است.

کودکان جهان سکوت کرده اند و در این مدت با دقت به گزارشات گوش می دهند.کم کم واقعه غدیر خم به صورت صحیحی برای آنها بازگو می شود: رسول خدا بر روی جهاز شتران بالا رفته اند و پس از حمد و ستایش خدا دستور می دهند حضرت علی علیه السلام در کنار ایشان قرار بگیرد. سپس دست حضرت علی علیه السلام را در دست گرفته و جلوی چشمان صد و بیست هزار نفر بالا می برد و می گوید: ای مردم بدانید:

هرکس تا امروز من ولی و سرپرست  او بوده ام، از این به بعد این علی  ولی و سرپرست اوست. این حکمی است از طرف خدا  که علی امام و وصی پس از من است و امامان امت از فرزندان او هستند.

سعید ادامه می دهد: الان پیامبر اعلام می کند: خداوندا! کسانی که علی علیه السلام را دوست دارند، دوست بدار وبا دشمنان او دشمن باش. خدایا! یاران علی علیه السلام را یاری کن و دشمنان او را خوار و ذلیل گردان.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 مهر 1392  ] [ 2:55 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات0 ]

سفینه فضایی وسفر به غدیر قسمت دوم

غدیر

مدتی گذشت. ناگهان سعید ازداخل سفینه برای ایستگاه تحقیقاتی پیامش را این گونه مخابره کرد." بچه ها سلام. اکنون من از سرزمین وحی برای شما گزارش می کنم. حضرت محمد( صلی الله علیه وآله و سلم) مراسم حج را به پایان رسانیده وبه همراه کاروانی از حجاج در حال بازگشت به مدینه هستند. از این بالا کاروان های زیادی را مشاهده می کنیم که با فاصله های کمی از یکدیگر در حال حرکت به سوی سرزمین های مختلفی می باشند.

هم اکنون رسول خدا به محلی رسید که به آن غدیرمی گویند. اینجا محلی است که کاروان های حجاج از یکدیگر جدا می شوند وهرکدام به سمت سرزمینی می روند. اینجا مثل یک چهارراه است. در غدیر برکه ای از آب زلال وجود دارد که دور تادورش را جمعیت حاجیان در برگرفته اند.

کودکان جهان در پایگاه تحقیقاتی بی صبرانه منتظر اخبار جذاب تری از غدیر خم هستند و گزارشات لحظه به لحظه از غدیر را پیگیری می کنند.پس از مدتی سعیده با شور و شوق فراوانی می گوید:هم اکنون فرشته وحی بر پیامبر نازل گشت وبه او گفت: ای پیامبر آنچه که از طرف خدا فرستاده شده به مردم ابلاغ کن و اگر ابلاغ نکنی رسالت خود را تکمیل نکرده ای.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 مهر 1392  ] [ 2:53 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات0 ]

سفینه فضایی وسفر به غدیر قسمت اول

غدیر

سعید و سعیده سوار بر سفینه زمان شده بودند. این خواهر و برادر می خواستند از قرن پانزدهم هجری قمری به چهارده قرن پیش سفر کنند. آن دو تصمیم داشتند به دورانی برگردند که رسول خدا در آن زندگی می کرد. سعید و سعیده می خواستند به اولین سال های حکومت اسلامی بازگردند و گزارش مفصلی از ماجرای غدیر خم را برای بچه های قرن بیست ویکم گزارش کنند.

پنج، چهار، سه، دو، یک. . .بالاخره سفینه زمان از ایستگاه مرکز تحقیقات تاریخی به گذشته دور پرتاب شد. کودکانی که در ایستگاه ماهواره ای حاضر بودند با اشتیاق تمام این سفر جذاب و پرماجرا را دنبال می کردند و به طور دائم با دو زمان نورد در ارتباط بودند.

سعید و سعیده سواربر سفینه کوچکشان به سال دهم هجری سفر نمودند. زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) آخرین ماه های زندگی خویش را پشت سر می گذاشت و می خواست که آخرین حج خود را به انجام برساند .

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 30 مهر 1392  ] [ 2:48 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات0 ]

آرامش در نماز

542345

در يكى از جنگ‌ها كه پيامبر همراه لشكر بودند، در شبى كه پاسبانى لشكر اسلام بر عهده‌ى عباد بن بُشر و عمّار ياسر بود، نصف اول شب نصيبِ،‌عباد گرديد و نصف دوم نصيب عمار، پس عمار خوابيد و تنها بُشر بيدار بود و مشغول نماز گرديد در آن حال يكى از كفار به قصد شبيخون زدن به لشكر اسلام برآمد به خيال اينكه پاسبانى نيست و همه خوابند از دور عباد را ديد ايستاده و تشخيص نمي‌داد كه انسانست يا حيوان يا درخت براى اينكه از طرف او نيز مطمئن شود تيرى به سويش انداخت تير بر پيكر عباد نشست و او اَبداً اعتنايى نكرد، تير ديگرى به او زد و او را سخت مجروح و خونين نمود باز حركت نكرد تير سوم زد پس نماز را كوتاه نمود و تمام كرد و عمار را بيدار نمود عمار ديد سه تير بر بدن عباد نشسته و او را غرق در خون كرده گفت: چرا در تير اول مرا بيدار نكردى عباد گفت: مشغول خواندن سوره‌ى كهف در نماز بودم و ميل نداشتم آن را ناتمام بگذارم و اگر نمي‌ترسيدم كه دشمن بر سرم برسد و صدمه‌اى به پيغمبر برساند و كوتاهى در اين نگهباني كه به من واگذار شده كرده باشم هرگز نماز را كوتاه نمي‌كردم اگر چه جانم را از دست مي‌دادم.[1]

منبع :
[1] . سفينه البحار، ج2، ص145.

ادامه مطلب
[ پنج شنبه 6 فروردین 1388  ] [ 7:13 PM ] [ شهرزاد ]
[ نظرات0 ]