"حضرت زهرا"س" به عنوان دختر و مادر" در بیانات رهبر
"حضرت زهرا سلامالله علیها به عنوان دختر و مادر" در بیانات رهبر
خدمت به پدر راهی برای کمال انسانی
ادامه مطلب
"حضرت زهرا سلامالله علیها به عنوان دختر و مادر" در بیانات رهبر
مقام معظم رهبری فرمودند: «یکی از خصوصیاتی که در انقلاب ما بارز است، مطرح شدن مکررِ مضاعف نام مبارک حضرت زهرا سلاماللهعلیها است».
بیانات ایشان در مورد سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (س) در جهت الگو گرفتن از آن بزرگوار قابل توجه است.
خدمت به پدر راهی برای کمال انسانی
مسائل معنوی تا حدود زیادی به فضایل عملی ارتباط پیدا میکند. یعنی به آنچه که از تلاش فاطمهی زهرا سلاماللَّهعلیها ناشی میشود. مفت نمیدهند و بدون دلیل نمیبخشند. عمل انسان - در حد بالایی - در احراز فضایل و مناقب تأثیر میکند. دختری که در کورهی گداختهی مبارزات سخت پیغمبر در مکه متولد شد و در شعب ابیطالب یار و غمگسار پدر بود.این دختر مثل یک فرشتهی نجات برای پیغمبر؛ مثل مادری برای پدر
"حضرت زهرا سلامالله علیها به عنوان عضوی
از جامعه ولایی" در بیانات رهبر
مقام معظم رهبری فرمودند: «یکی از خصوصیاتی که در انقلاب ما بارز است، مطرح شدن مکررِ مضاعف نام مبارک حضرت زهرا سلاماللهعلیها است».
بیانات ایشان در مورد سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (س) در جهت الگو گرفتن از آن بزرگوار قابل توجه است.
ایستادگی و موقعشناسی در سن جوانی
در قضیهی حضرت صدّیقهی طاهره سلاماللهعلیها، نکات خیلی مهمّی وجود دارد؛ لیکن یک نکته که با وضع شما جوانان مؤمن و انقلابی تطبیق میکند، این است که همهی این افتخارات و کارهای بزرگ و مقامات عالیِ معنوی و دستنیافتنیِ آن انسان والا و آن زنِ بینظیر تاریخ بشر و سیّدهی زنان عالم، و ضمناً همهی آن صبرها و ایستادگیها و موقعشناسیها و کلمات پرباری که در این زمانها از ایشان صادر شده است - همهی این حوادث بزرگ - در دوران کوتاه جوانی این بزرگوار اتّفاق افتاده است. یک وقت این قضیه را به عنوان یک موضوع مرثیهسرایی مطرح میکنیم و میگوییم که این بزرگوار سنّ کمی داشتند یا جوان بودند، که
احادیث حضرت فاطمه (سلام الله علیها): صله ی رحم
حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرمودند:
جَعَلَ اللهُ... صِلَةَ الأرحامِ مَنشَأةً فیِ العُمرِ و مَنماةً لِلعَدَد؛
خداوند صله رحم و پیوند و نیکی به خویشاوندان را سبب طول عمر و مایه ی رشد تعداد آنان قرار داد.
(العوالم، ج 11، ص 470)
شرح حدیث:
در یکی از سخنان والای حضرت فاطمه (سلام الله علیها) که به فلسفه ی تشریع برخی از احکام الهی و آداب و سنن دینی اشاره شده، حکمت وجوب صله ی رحم نیز افزایش عمر و تکثر و رشد خویشاوندان به شمار آمده است.
صله ی رحم توصیه ی قرآن و سفارش پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم است.
پیوند خویشاوندی از قوی ترین پیوندهاست. حفظ این رابطه و تقویت آن سبب می شود افراد فامیل از حال هم باخبر باشند، در غم و شادی شریک یکدیگر شوند و به همدیگر مساعدت و یاری برسانند.
صله ی رحم عمر را طولانی و روزی را افزایش می دهد و موجب رضای خداوند است.
صله ی رحم تنها رفت و آمد به خانه ی بستگان نیست، بلکه یاری و کمک به آنان و همدردی در سختیها و مشارکت در کارهاست.
فرهنگ قرآنی با دعوت به این سنّت حسنه، رشته های پیوند میان افراد را استوار می سازد. بدون آن، افراد فامیل از هم بیگانه و بی خبر می شوند. و محبّتها نیز به تدریج کاسته می شود و روح همبستگی از بین می رود.
این سنت شایسته و برنامه ی اجتماعی را پاس بداریم و به خویشاوندان رسیدگی کنیم و از حالشان بی خبر نباشیم.
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه «علیها السّلام»)، جواد محدثی

بیانات رهبر: حضرت زهرا سلام الله علیها الگوی زن مسلمان ایرانی

مقام معظم رهبری فرمودند: «یکی از خصوصیاتی که در انقلاب ما بارز است، مطرح شدن مکررِ مضاعف نام مبارک حضرت زهرا سلاماللهعلیها است».
بیانات ایشان در مورد سبک زندگی حضرت فاطمه زهرا (س) در جهت الگو گرفتن از آن بزرگوار قابل توجه است.
زنی که اسلام می خواهد بسازد
اسلام، فاطمه - آن عنصر برجسته و ممتاز ملکوتی - را به عنوان نمونه و اسوهی زن معرفی میکند. آن، زندگی ظاهری و جهاد و مبارزه و دانش و سخنوری و فداکاری و شوهرداری و مادری و همسری و مهاجرت و حضور در همهی میدانهای سیاسی و نظامی و انقلابی و برجستگی همه جانبهی او که مردهای بزرگ را در مقابلش به خضوع وادار میکرد، این هم مقام معنوی و رکوع و سجود و محراب عبادت و دعا و صحیفه و تضرّع و ذات ملکوتی و درخشندگی عنصر معنوی و همپایه و هموزن و همسنگ امیرالمؤمنین و پیامبر بودن اوست. زن، این است. الگوی زنی که اسلام میخواهد بسازد، این است.
بیانات در دیدار با جمع کثیری از بانوان ۱۳۶۸/۱۰/۲۶
الگویی برای فهم درست و هوشیاری در موقعیتها
فاطمهی زهرا و زینب کبری (سلاماللهعلیهما) زنان الگو و نمونهی اسلامند. زن امروز دنیا الگو میخواهد. اگر الگوی او زینب و فاطمهی زهرا باشند، کارش عبارت است از فهم درست، هوشیاری در درک موقعیتها و انتخاب بهترین کارها؛ و لو با فداکاری و ایستادن پای همه چیز برای انجام تکلیف بزرگی که خدا بر دوش انسانها گذاشته است، همراه باشد. زن مسلمانی که الگویش فاطمهی زهرا یا زینب کبری (علیهماالسّلام) باشد، این است.
اگر زن به فکر تجملات و خوشگذرانیها و هوسهای زودگذر و تسلیم شدن به احساسات بیبنیاد و بیریشه باشد، نمیتواند آن راه را برود؛ باید این وابستگیها را که مثل تار عنکبوت بر پای یک انسان رهروست، از خود دور کند، تا بتواند آن راه را برود؛ کمااینکه زن ایرانی در دوران انقلاب و در دوران جنگ همین کار را کرد، و انتظار این است که در همهی دوران انقلاب همین کار را بکند.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران ۱۳۷۰/۰۸/۲۲
الگوی زن مسلمان ایرانی
زنهای مؤمن در جامعهی ما سعی کنند قدر زن ایرانیِ مسلمان را بدانند. ارزش زن اسلامی و مسلمان را بدانید. زنی که در اختلاط و معاشرت، با مرد قاطی نمیشود و خود را وسیلهیی برای جلب چشم مرد نمیداند و خود را بالاتر از این میداند؛ زنی که شأنش را عزیزتر از این میشمارد که خود را عریان کند و با صورت و موی و بدن خود، چشم روندگان را به سمت خویش جلب کند و هوس آنها را اشباع نماید؛ زنی که خود را در دامنهی قلهیی میداند که در اوج آن، فاطمهیزهرا(س) - بزرگترین زن تاریخ بشر - قرار دارد؛ آن زن، زن مسلمان ایرانی است. این زن باید دیگر از این بازیچههای فراهم آمدهی تمدن غربی و روشهای توطئهآمیز آن، رو بگرداند و به آن بیاعتنایی کند.
بیانات در دیدار با جمع کثیری از بانوان ۱۳۶۸/۱۰/۲۶
الگویی برای درس گرفتن و گرایش قلبها وابسته شدن جوانان
فاطمهی زهرا (سلاماللهعلیها) را که میخواهید معرفی کنید، آنچنان معرفی کنید که یک انسان مسلمان، یک زن مسلمان، یک جوان مسلمان از آن زندگی درس بگیرد؛ در دل خود نسبت به آن مجسمهی قداست و طهارت و حکمت و معنویت و جهاد، احساس خشوع و خضوع و وابستگی کند. این، طبیعت انسان است. ما انسانها تابع و متمایل به کمالیم. اگر بتوانیم کمال را در خودمان ایجاد کنیم، میکنیم؛ اگرنه، آن کسی که صاحب کمال است، به طور طبیعی انسان به او گرایش دارد.
بیانات در دیدار جمعی از مداحان ۱۳۸۹/۰۳/۱۳
رمز «یازهرا»
هیچ کس - نه امام بزرگوار، نه بزرگان انقلاب - در دوران دفاع مقدس به رزمندگان نگفت که رمز «یا زهرا» براى حملاتتان بگذارید، یا سربند «یا زهرا» ببندید؛ اما هرچه که شما نگاه میکنید، در طول دوران دفاع مقدس، اسم مبارک حضرت زهرا از همهى نامهاى مطهر و مبارک دیگر بیشتر مطرح است، بیشتر آورده میشود؛ همچنین نام مبارک حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه). این دو نام در انقلاب، به طور طبیعى، بدون دستور، بدون یک مطالعهى قبلى، همین طور از دلها و از ایمانها و از عواطف روئیده است؛ این نشانهى مبارکى است؛ نشانهى توجه آن بانوى دو عالم، آن عنصر ملکوتىِ الهىِ بىنظیر در عرصهى وجود از لحاظ نورانیت - بعد از پدر بزرگوار و امیرالمؤمنین (علیهالسّلام) - است.
بیانات در دیدار جمعی از شاعران و ذاکرین اهل بیت(ع) ۱۳۹۰/۰۳/۰۳
منبع: khamenei.ir
احادیث حضرت فاطمه (سلام الله علیها): حجاب و عفاف
حضرت فاطمه (علیها السّلام) فرمودند:
خَیرٌِّ للنِّساء اَن لایَرینَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ؛
برای زنان بهتر آن است که نه مردان(نامحرم) را ببینند نه مردان آنان را.
العوالم، ج 11، ص 179
رابطه ی زن و مرد در جامعه اگر با رعایت حدود شرعی و دینی باشد، هم جامعه سالم تر خواهد بود، هم گناه کمتری انجام خواهد گرفت.
بسیاری از اوقات «نگاه» زمینه ساز «گناه» می شود و میان نگاه و گناه رابطه است و اگر مسلمان به توصیه ی قرآن عمل کند و زن و مرد نامحرم هنگام رویارو شدن چشم خود را فرو بندند، این به عفاف و سلامت روانی آنان بیشتر کمک می کند.
روزی پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم با جمعی نشسته بودند. آن حضرت پرسید: به من بگویید چه چیزی برای زنان بهتر است؟ سخنانی گفته شد، ولی گویا هیچ کدام برای رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم پذیرفته نبود. علی علیه السّلام می فرماید: من نزد حضرت فاطمه (علیها السّلام) برگشتم و سؤال پیامبر را با او در میان گذاشتم. فرمود: برای زنان این بهتر است که مردان را نبینند و مردان هم آنان را نبینند (یعنی حفظ حجاب و عفاف و کنترل نگاه از حرام...) .
علی علیه السّلام این جواب را به پیامبر خدا گفت. حضرت پرسید: پیش من که بودی چنین چیزی نگفتی، چه کسی این را به تو خبر داد؟ گفت: فاطمه.
رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آن حرف را پسندید و خوشحال شد و فرمود: فاطمه پاره ی تن من است.
آنان که خود را پیرو حضرت زهرا (علیها السّلام) می دانند، توجه دارند که نظر او بر اختلاط کمتر زن و مرد نامحرم و پرهیز از برخورد نگاههاست.
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه (علیها السّلام)، جواد محدثی

این نوشتار، از کتاب فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، اثر دانشمند گرانقدر، علامه امینی استخراج شده است.
اشتراك حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين و حسنين (عليهم السلام) در مقام عصمت و طهارت (بلکه طبق روایات، آن حضرت عصمت کبرای الهی است).
اشتراك حضرت صديقه (سلام الله عليها) با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود و توقف در مسجد پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم) در جميع حالاتشان.
مادر ائمه اطهار (علیهم السلام) است.
هنگام ولادت فاطمه (عليهاالسلام) نور او تمام خانه هاى مكه را فراگرفت.
نام گذارى زهرا (عليهاالسلام) از طرف خداوند متعال مى باشد.
نام فاطمه بر ساق عرش و درهای بهشت درج شده است.
جنگ و يا صلح با آن حضرت مانند جنگ و صلح با پيامبر و على و حسنين (علیهم السلام) است.
سيده ى زنان عالم است.
دوستى و دشمنى با او مانند دوستى و دشمنى با پيامبر است.
آن حضرت محدثه است یعنی فرشتگان با او سخن میگفتند.
شيعيان آن حضرت به بهشت بشارت داده شدهاند.
مخالفان حضرتش به هلاکت میافتند.
در روز قیامت همانند پدر و همسر و فرزندانش سواره محشور میشود.
شفیعه کبرای روز قیامت است.
حب فاطمه عليهاالسلام همانند حب همسر و فرزندان معصومش (كه اجر رسالت خاتم الانبياء است)، بر همگان واجب است.
با پدر و همسر و فرزندانش در قبه الوسيله يا درجةالوسيله ى بهشت جای دارند.
با پدر و همسر و فرزندانش (عليهم السلام) در قبه اى از نور كه زير عرش بر پا مى شود و جز پنج تن (عليهم السلام) كسى را به آن رتبه ى والا راه نيست، جای دارد.
حضرت فاطمه عليهاالسلام يكى از افرادى است كه آيه ى مباهله در شان آنها نازل شده است و آن وجود مقدس، بين چهار معصوم قرار گرفته است يعنى بين: محمد و انفسنا (على) و ابنائنا (حسن و حسين) عليهم السلام.
در صفات و ارزشهاى معنوى هم کفو على (عليه السلام) است.
بشر از آدم تا خاتم مامور به توسل به حضرت صديقه زهرا (عليهاالسلام) بوده است.
سوره انسان در فضیلت او و همسر و دو فرزندش نازل گردیده است.
هنگام ورود فاطمه (عليهالسلام) به صحنه ى محشر از جانب حضرت حق تبارك و تعالى ندا مى شود: «اى اهل محشر نگاهتان را فرو افكنيد تا فاطمه عبور نمايد».

منبع: کتاب فاطمه زهرا سلام الله علیها، علامه عبدالحسین امینی، به نقل از دانشنامه اسلامی
از جمله دعاهای حضرت فاطمه (علیها السّلام):
اَللّهُمَّ إنی اَسئلکَ کَلِمَةَ الإخلاصِ وَ خَشیَتَکَ فِی الرِّضا وَالغَضَبِ وَالقَصدَ فِی الغِنی وَالفقرِ؛
خداوندا! از تو اعتقاد خالص و توحید را می خواهم، و این که در حالتِ خشم و رضا از تو بترسم و در حالت فقر و غنا اعتدال را رعایت کنم.
بحارالانوار، ج 94، ص 225
شرح حدیث:
خواسته های حضرت فاطمه (علیها السّلام) در این دعا یکی اعتقادی است، یکی قلبی و یکی هم اخلاقی و رفتاری.
«کلمه ی اخلاص» و عقیده به توحید نخستین خواسته است. اگر توجه به معبود یکتا نباشد، عمل تباه و اندیشه منحرف می گردد.
خواسته ی دوم خداترسی در حال غضب و رضاست. بعضی وقتی عصبانی می شوند، از مرز حق می گذرند و قضاوت نادرست و تصمیم نابجا می گیرند. رعایت حکم خدا وحق و عدل در همه حال معیار سلامت اخلاقی و ایمانی انسان است.
خواسته ی سوم میانه روی در حال ثروتمندی و تنگدستی است.
برخی وقتی فقیرند، هم ناشکری می کنند، هم بخل می ورزند. برخی هم وقتی ثروت و مال دارند، به افراط و زیاده روی و ریخت و پاش و اسراف روی می آورند.
حرکت در راه «اعتدال» مطلوب شرع و عقل است. میانه روی هم در دوران فقر و تنگدستی هم در دوره ی توانگری و برخورداری فضیلتی اخلاقی است.
افراط و تفریط در هر مسأله ای ناپسند است، حتی در بذل و بخشش مالی.
منبع: حکمت های فاطمی (ترجمه و توضیح چهل حدیث از حضرت فاطمه علیها السّلام)، جواد محدثی

شیعیان با توجه به مدارک تاریخی فراوان تردیدی ندارند که خلیفه دوم و همراهانش به دستور خلیفه اول به خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها هجوم بردند و در خانه را به آتش کشیده و فرزند او را سقط نمودند. اما بسیاری از اهل سنت بخاطر احترامی که برای خلفا قائل هستند بر این مطلب سرپوش نهاده و با وجود مدارکی که در منابع خودشان وجود دارد آن را انکار می نمایند و سعی در خدشه دار کردن این مدارک دارند. در این مقاله از میان این مدارک به یک روایت اشاره می نماییم و به تحلیل آن خواهیم نشست:
این روایت طولانی است و در منابع مختلف اهل سنت با اندکی اختلاف بیان شده است. ابن زنجويه در الأموال، ابن قتيبه دينورى در الإمامة والسياسة، طبرى در تاريخش، ابن عبد ربه در العقد الفريد، مسعودى درمروج الذهب، طبرانى در المعجم الكبير، مقدسى در الأحاديث المختاره، شمس الدين ذهبى در تاريخ الإسلام و... داستان اعتراف ابوبكر را با اندك اختلافى نقل كردهاند دراینجا بخشی از روایت
الف) موقعیت جغرافیایی فدک
فدک دهکده ای در شمال مدینه بود که از مدینه تا آن شهر دو یا سه روز فاصله داشت.این دهکده در شرق خیبر و در حدود هشت فرسنگی آن واقع بود و ساکنانش همگی یهودی شمرده میشدند. امروزه فاصله خیبر تا مدینه را حدود 120 یا 160 کیلومتر ذکر میکنند.
ب) فدک و رسول خدا(صلی الله علیه واله )
در سال هفتم هجرت، پیامبر خدا(ص) برای سرکوبی یهودیان خیبر که علاوه بر پناه دادن به یهودیان توطئهگر رانده شده از مدینه به توطئه و تحریک قبایل مختلف علیه اسلام مشغول بودند، سپاهی به آن سمت گسیل داشت و پس از چند روز محاصره دژهای آن راتصرف کرد.
پس از پیروزی کامل سپاه اسلام [با آن که اختیار اموال و جانهای اُسرا همگی در دست پیامبر(ص) قرار داشت] رسول خدا(ص) با بزرگواری تمام، پیشنهاد آنان را پذیرفت و به آنها اجازه داد نصف خیبر را در اختیار داشته باشند و نصف دیگر از آن مسلمانان باشد. بدین ترتیب، یهودیان در سرزمین خود باقی ماندند تا هر ساله نصف درآمد خیبر را به مدینه ارسال دارند.
با شنیدن خبر پیروزی سپاه اسلام، اهل فدک که خود را همدست خیبریان میدیدند، به هراس افتادند؛ اما وقتی خبر برخورد بزرگوارانه پیامبر(ص) با اهل خیبر را شنیدند، شادمان شدند و از رسول خدا(ص) خواستند با آنان همانند خیبریان رفتار کند. پیامبر خدا(ص) این درخواست را پذیرفت.
ج) تفاوت فقهی حکم خیبر و فدک
مناطقی که به دست مسلمانان تسخیر میشود، دو گونه است:
بیاناتی از آیت الله وحید خراسانی در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها
سر لقب حضرت زهرا:
در سرّ لقب زهرا بیان امام، قریب به این مضمون است که از نور عظمت خدا خلق شد،... از نور عظمت. این درخشندگی منشأش این است، وقتی خدا او را از نور عظمت خودش آفرید، " اشرقت" تابید بر سماوات و ارض. باطن همچو باطنی است، روح، جوهره انیّت از نور عظمت است. ، دائره نور آفتاب با این عظمت فقط منظومه شمسی است. هر یک از این شموس دائره ای برای اشراق دارد.
|
او چه خورشیدی بود که دائره اشراقش تمام سماوات و ارضین را نور باران کرد؟! |
رکن اولیای خدا:
اولياء آنهايی هستند كه خداوند در وصف آنان فرموده است: «أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ». این نصّ قرآن است. تمام عالم، بدون استثنا، همه مبتلا به دو آفت هستند: ترس و حزن. ترس از چه؟ از اينكه آنچه دارم، نبازم. حزن از چه؟ از اینکه آنچه ندارم، چه جور به او برسم. همه در اين بين، بين الخوف و الحزن گرفتار هستند. حالا كسانی كه به مقامی رسيدهاند كه « لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»، اينها كياناند؟! اين در قرآن است.
اما مفسّر قرآن خاتم پيغمبران (صلی الله علیه وآله) است. و بیان آن حضرت اين است:
اولياء الله كسانی هستند كه «سَكَتُوا فَكَانَ سُكُوتُهُمْ ذِكْراً وَ نَظَرُوا فَكَانَ نَظَرُهُمْ عِبْرَةً وَ نَطَقُوا فَكَانَ نُطْقُهُمْ حِكْمَةً وَ مَشَوْا فَكَانَ مَشْيُهُمْ بَيْنَ النَّاسِ بَرَكَةً»؛ نظر آنها عبرت است. مشی آنها، قدم آنها بركت است. سكوتشان ذكر است. نطقشان حكمت است. اگر آجال مكتوبهی الهيه بر آنها نبود، «لَمْ تَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ خَوْفاً مِنَ الْعِقَاب وَ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ».اين اكسير احمر كجا پيدا میشود؟!
|
اينها همگی، من الأولين و الآخرين، ركنشان اميرالمؤمنين (علیه السلام) است! حالا آن كسی كه خودش ركن تمام اوليای خداست، بايد ديد ركن او كيست؛ ركن او هم فاطمهی زهرا (سلام الله علیها) است! |
نور فاطمه (س)
«قال الامام الصادق «علیه السلام»:عن ابان بن تغلب قال:قلت لابی عبدالله علیه السلام» یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمَّیِتْ الزَّهْراءُ«علیها السلام» زَهْرا؟ فَقالَ:لِاَنَّها تَزْهَرُ لِاَمیرِالْمُوْمِنینَ «علیه السلام» فِی النَّهارِ ثَلاثَ مَرَّاتٍ بِالنُّورِ»
«ابانبن تغلب میگوید: به امام صادق علیه السلام» عرض کردم: ای پسر رسول خدا! چرا زهرا، زهرا نامیده شد. حضرت فرمود: زیرا او در هر روز سه بار برای امیرالمؤمنین علیه السلام» نورافشانی میکرد»
«قال الامام الهادی «علیه السلام»: ابوهاشم عسکری سألتُ صاحب العسکر «علیه السلام» لِمَ سُمِیَّتْ فاطِمَةُ الزَّهْراءَ«علیها السلام»؟ فَقالَ:کانَ وُجْهُها یَزْهَرُ لِاَمیرالْمُوْمِنینَ «علیه السلام» مِنْ اَوَّلِ النَّهارِ کَالشَّمْسِ الضَّاحِیَة وَ عِنْدَ الزَّوالِ کَالْقَمَرِ الْمُنیرِ وَ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ کَالْکَوْکَبِ الدُّرِّیِ»«ابوهاشم عسگری میگوید: به امام هادی «علیه السلام» عرض کردم برای چه فاطمه «علیها السلام» را زهرا نام نهادند؟ فرمود: زیرا سیمای او در آغاز روز چون خورشید فروزان و در میان روز چون ماه تابان و در پایان روز چون ستاره درخشان برای امیرالمؤمنین «علیه السلام» پرتو افشانی میکرد» [1]
[1] کوثر ولایت/ ص 29،28.
منبع:فرهنگ فاطميه الفباي شخصيتي حضرت زهرا عليهاالسلام , مهدي نيليپور.
صدیقه کبری فاطمه زهرا «علیها السلام» وقتی که پدر بزرگوارشان دستور تسبیحات معروف را به ایشان دادند [1] . 34بار اللَّه اکبر، 33 بار الحمدلله، 33 بار سبحاناللَّه. (که ما هم معمولاً بعد از نماز به عنوان تعقیب یا در وقت خواب میخوانیم) بالای سر قبر عموی بزرگوارش جناب حمزةبن عبدالمطلب رفت و از تربت شهید برای خود تسبیح درست کرد.
یعنی اینکه خاک شهید محترم است. قبر شهید محترم است. انسان برای اینکه اذکار و اوراد خود را بشمارد نیازمند به سبحه است، (تسبیح است)؛ چه فرق میکند که دانههای تسبیح از سنگ باشد یا چوب یا خاک؟ و از هر خاکی بردارد برداشته است، ولی ما این را از خاک تربت شهید برمیداریم و این نوعی احترام به شهید و شهادت است؛ نوعی به رسمیت شناختن قداست شهادت است.[2] .
منبع:فرهنگ فاطميه الفباي شخصيتي حضرت زهرا عليهاالسلام، مهدي نيليپور.
ام ایمن کیست؟
یکی از زنان نمونه و بسیار شایسته در صدر اسلام امایمن است. او دارای کمالات اخلاقی و نفسانی بسیار بالا است به شکلی که بهندرت مردان میتوانند صاحب چنین امتیازاتی باشند. زنی که بارها مورد مدح پیامبر «صلی الله علیه وآله» قرار گرفت. برتریهای اخلاقی متعدد داشت و پس از رسول خدا «صلی الله علیه وآله» هم از معدود کسانی بود که پای از خانه و خاندان اهلبیت نکشید و دوشادوش فاطمه زهرا «علیها السلام» حرکت کرد.
امایمن مستقیماً به خلفای جور اعتراض کرد و با کمال شجاعت به عنوان زنی بهشتی شهادت بر مالکیت فدک برای حضرت زهرا «علیها السلام» داد و در دادخواهی حضرت زهرا«علیها السلام» در برابر خلیفه وقت شرکت مستقیم داشت. در کتاب چشمه در بستر در مورد شخصیت امایمن چنین آمده است:
حمله خانه حضرت زهرا(ع) و برخورد با متحصنان
تحصن در خانه حضرت زهرا و برخورد دستگاه خلافت با ايشان
عمربن الخطّاب مي گويد:
پس از اين که خداوند پيامبرش را به سوي خود فرا خواند، از گزارش هايي که به ما رسيد يکي اين بود که علي و زبير و همراهانشان از ما بريده اند و، در مقام مخالفت با ما، در خانه فاطمه گرد آمده اند[1] .
مورّخان، در شمار کساني که از بيعت با ابوبکر سرباز زدند و همراه با علي(ع) و زبير در خانه حضرت فاطمه(س) بست نشستند، اشخاص زير را نام برده اند:عبّاس بن عبدالمُطَّلب، عُتبَه بن اَبي لَهَب، سلمان فارسي، ابوذَرّ غِفاري، عَمّار بن ياسر، مِقداد بن أَسود، بَراء بن عازِب، اُبَي بن کعْب، سعد بن أَبَي وَقّاص، طَلحه بن عُبَيدالله و گروهي از بني هاشم و مهاجران و انصار[2] .موضوع خودداري علي(ع) و همراهان وي بيعت با ابوبکر و بست نشستن آنان در خانه فاطمه(س)، در کتاب هاي سيره، تاريخ، صحاح و مسانيد، ادب، کلام و شرح رجال و معاريف، به حد تواتر روايت شده است و ترديدي در صحّت آن نيست. ولي چون نويسندگان کتابهاي مزبور خوش نداشتند ازاتفاقاتي که بين متحصّنان و حزب پيروز رخ داده است پرده بردارند، به جز
وضع مدينه پس از شهادت حضرت زهرا
و تحقق پيشگويي هاي آن حضرت
بعد از شهادت حضرت زهرا(س)، دستگاه خلافت، براي مقابله با آنان که در خارج از مدينه باابوبکر بيعت نکرده بودند و گروهي از ايشان نيز از قبايل مرتّد بودند، سپاهياني فرستاد. در آن لشکرکشيهايي کسي از انصار را سرکرده سپاه قرار ندادند و دستگاه حکومت، يکسره، قريشي شد[1] قريش را در همه چيز بر غير قريش مقدّم مي داشتند. در شهرهايي که فتح کردند، اُمراي لشکر و واليان شهرها را همه از قريش گماشتند[2] .
بدين سبب، انصار فقير شدند و عقب افتادند تاجايي که نان شب نداشتند. اينکه در سيره حضرت سجّاد(ع) و حضرت باقر(ع) و حضرت صادق(ع) مي خوانيم که شبانه به در خانه فقراي مدينه مي رفتند و به آنان نان و پول مي رساندند، آن فقرا فرزندان همان انصار بودند.
مُعَلَّي بن خُنَيس يکي از اصحاب امام صادق(ع) مي گويد: امام را ديدم که در شب تاريک از خانه بيرون آمد و بر دوش خود باري داشت. گفتم: اي پسر رسول خدا، اجازه دهيد به شما کمک کنم. فرمود: اين بار را بايد خود بردارم. و به راه افتاد. من هم به دنبال آن حضرت رفتم. چيزي از آن بار بر زمين افتاد.
حضرت خم شد و گفت: خدايا اين را به دستم برسان. آن را پيدا کرد و در توبره اي که بر دوشش بود انداخت و به سقيفه بني ساعده[3] رفت و بالاي سر هر يک از آنان که خوابيده بودند دو قرصه نان گذاشت. وقتي که باز مي گشت، مُعَلَّي بن خُنَيس از آن حضرت پرسيد: اي پسر رسول خدا، آيا اينان حقّ (امامت) را مي شناسند؟ فرمود: اگر اينان حق رإ مي دانستند، ما نمک سائيده خانه مان را هم با آنان قسمت مي کرديم؛ نه، اينها حق را نمي شناسند[4] .
حضرت سجاد(ع) نيز غذا به درِ خانه ها مي برد. اهل آن خانه ها در کنارِ درِ خانه هايشان در انتظار آن کس که شب به آنجا مي آمد مي ايستادند و غذا را از وي مي گرفتند. در وقتِ غسل دادن پيکر آن حضرت، ديدند که پشت وي پينه بسته است. از حضرت باقر(ع) علّت را پرسيدند. فرمود: از بارهايي است که شبها بر دوش مي کشيد[5] چون حضرت سجّاد(ع) وفات کرد کمک هايي که شبانه به مردم مي شد قطع گرديد. در آن هنگام بود که دريافتند آن کسي که به درِ خانه هايشان غذا مي آورد حضرت سجاد(ع) بوده است[6] .
تمام اين فقرا از انصار بودند. امّا قريش، صاحبان ثروت و جاه و کنيزان و در عيش و طرب بودند. عبدالرّحمن بن عوف وقتي که مُرد (در زمان عثمان) طلاهايش را آوردند تا عثمان در ميان وارثان او قسمت کند. آنقدر طلا در مجلس خلافت به روي هم انباشته شد که فاصله بين دو طرف مجلس را پُر کرد و دو طرف مجلس همديگر را نمي ديدند![7] .
اينها از مواردي بود که حضرت زهرا(س) به زنان انصار پيشگويي فرمود که کارشان به اينجا مي رسد. کارشان به بالاتر از آن هم رسيد. وقتي که لشکر يزيد در وقعَه حَرَّه آمدند به مدينه و قتل عام کردند، يزيد دستور داده بود که لشکريان، سه روز، آنچه مي خواهند بکنند[8] .
انصار را قتل عام کردند، به طوري که در مسجد پيامبر(ص) خون به راه افتادند؛ آنچه در خانه هابود به يغما بردند؛ هزار دختر بي شوهر بعد از اين واقعه باردار شدند[9] .

محبت اهلبیت پیامبر به ویژه محبت به ساحت مقدس حضرت زهرا«علیها السلام» علاوه بر نقش تربیتی و انسانسازی و تصفیهگری که دارد و علاوه بر آنکه بعنوان پاداش رسالت رسول گرامی میباشد در برزخ و در عالم آخرت نیز دارای آثار و برکات گوناگون میباشد که از عرفانیترین آن آثار نائل شدن به مقام معیّت با پیامبر عالیمقام در بهشت است. امّا

فاطمه زهرا «علیها السلام» از طائفه ذاکرین خدا و نیایشگران همیشگی او بود.
«اِلهی وَ سَیِّدی اَسْئَلُکَ بِالذَّیِنَ اصْطَفَیْتَهُمْ وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فی مُفارَقَتِی اَنْ تَغْفِرَ لِعُصَاةِ شیعَتِی وَ شیعَةِ ذُرِّیَتِی»
«پروردگارا! بزرگوارا! به حق پیامبرانی که آنها را برگزیدی و به گریههای حسن و حسین در فراق من، از تو میخواهم گناهکاران شیعیان من و شیعیان فرزندان مرا ببخشائی»[1]
[1]نهجالحیاة/ ص 148.
منبع:فرهنگ فاطميه الفباي شخصيتي حضرت زهرا عليهاالسلام، مهدي نيليپور.

اسماء بنت عمیس میگوید: هنگامی که فاطمه علیها السلام» به حال احتضار افتاد، به من فرمود:
هنگامی که جبرئیل در ساعت رحلت پیامبر«صلی الله علیه وآله» نزد پیامبر«صلی الله علیه وآله» آمد مقداری کافور از بهشت آورد، پیامبر «صلی الله علیه وآله» آنرا سه قسمت کرد، یک قسم آن را برای خود برداشت و یک قسم آن را برای علی «علیه السلام» و یک قسم آن را برای من گذاشت که وزن آن 40 درهم بود.
آنگاه به من فرمود: ای اسماء آن کافور باقی مانده را که در فلان جا است بیاور و کنار سرم بگذار.
این را گفت و جامهاش را به سر کشید و فرمود: اندکی صبر کن و در انتظار من باش، سپس مرا صدا بزن، اگر جواب تو را ندادم بدان که به پدرم ملحق شدهام.
اسماء اندکی صبر کرد، سپس فاطمه «علیها السلام» را صدا زد و جوابی نشنید، صدا زد:
«یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفی، یا بِنْتَ اَکْرَمُ مَنْ حَمَلَتْهُ النِّساء یا بِنْتَ خَیْرِ مَنْ وَطَأَالحِصی یا بِنْتَ مَنْ کانَ مِنْ رَبِّه قابَ قَوْسَیْنِاَوْ اَدْنی»
«ای دختر محمد مصطفی صلی الله علیه وآله»! ای دختر بهترین انسانها! ای دختر برترین کسی که بر روی زمین راه میرفت، ای دختر کسی که در شب معراج به جایگاه خاص قرب الهی رسید»
باز جواب نشنید، اسماء روپوش را کنار زد، ناگاه دریافت که فاطمه علیها السلام» به لقاءاللَّه پیوسته است، خود را به روی فاطمه علیها السلام» انداخت و او را بوسید و عرض کرد:
«ای فاطمه! وقتی که به حضور پدرت رسول خدا«صلی الله علیه وآله» رسیدی، سلام مرا به او برسان.» [1]
[1]ترجمه بیتالاحزان/ص 248.
منبع:فرهنگ فاطميه الفباي شخصيتي حضرت زهرا عليهاالسلام , مهدي نيليپور.

در اسلام همه حرکات و سکنات و تمامی رفتارهای انسان قانونمند و دارای آداب خاص و مشخص است و هر مسلمان باید با آشنائی کامل به آداب مختلف در زندگی خود تلاش کند همه رفتارهای خود را تحت یک انضباط دینی درآورد.
در اسلام خواب فقط برای استراحت نیست بلکه خواب برای خواب دیدنهای معنوی [1] و ایجاد ارتباط بین شخص مؤمن با خداست.
در روایات دینی در مورد خواب آمده است:پیامبر «صلی الله علیه و آله و سلم» فرموند:
«رُؤْیَا الْمُؤمِنِ تَجْری مَجْری کَلامٍ تَکَلَّمَ بِهِالرَّبُ عَبْدَهُ» [2]
«خواب دیدن مؤمن همانند سخنی است که خداوند با بندهاش دارد.»
به همین دلیل خواب دیدن در اسلام دارای آداب گوناگونی است که باید تعلیم گرفت و به آن عمل نمود تا در تربیت ما مؤثر واقع شود.
بطور نمونه خوابیدن با طهارت و وضو و رو به قبله خوابیدن و گفتن تسبیحات حضرت زهرا«علیها السلام»، مسواک بالای سر قرار دادن،
ماجرای فدک و ادله و بینه فاطمه زهرا (س) در دادخواهی
یکی از شیوههای منافقین درصدر اسلام ضربه وارد نمودن اقتصادی به اهلبیت پیامبر و جلوگیری نمودن از قدرت اقتصادی آنها بود. غصب فدک از فاطمه زهرا «علیها السلام» یکی از مظاهر بهکارگیری این شیوه میباشد.
حضرت زهرا «علیها السلام» در برابر این خیانت منافقان ساکت نماند و از راههای مختلف در احقاق حق خود کوشید.
یکی از متینترین راهها، استدلال حضرت و ارائه ادّله و بیّنه (گواهی شهود) جهت برگرداندن مالکیت فدک به خود بود.
ولی از آنجا که سیاستمداران حرفهای قدرت طلب در رأس حکومت قرار گرفته بودند هیچیک از دفاعیات حضرت زهرا «علیها السلام» مثمر ثمر نبود و همچون خلافت و حکومت اهلبیت فدک نیز در دست نااهلان و فریبکاران

اشاره
«مَنْ تَرَکَ الشَّهَوات کانَ حُرّاً» [1]«هر کس دست از تمایلات نفسانی بردارد آزاد است»
«جَمالُ الْحُرِّ تَجَنُّبُ الْعارِ» [4]«زیبائی آزادگان دوری از ننگها و امور خلاف است»
«قَرینُ الشَّهواتِ اَسیرُ التَّبِعاتِ» [3]«انسان شهوت زده، برده خواستههای خود است»
«عَبْدُالشَّهْوَةِ اَسیرٌ لایَنْفَکُّ اُسْرُهُ» [4]«بنده شهوت، اسیری است که هیچگاه از اسارت آزاد نمیشود»
«لا یَسْتَرِقَنَّکَ الطَّمَعُ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّاً» [5]«طمع و دنیاگرائی ترا به بندگی و بند نکشاند چرا که خدا ترا آزاد آفریده است»
«اَنْتَ الْحُرُّ کَما سَمَّتْکَ اُمُّکَ وَ اَنْتَ الْحُرُّ فِی الدُنْیا وَ الْآخِرَة»[6]«تو آزاد و آزادهای همچنانکه مادرت ترا حرّ نامید و تو آزادی در دنیا و آخرت»
«وَیْلَکُمْ یا شیعَةُ آلِ اَبی سُفْیانِ اِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دینٌ وَ کُنْتُمْ لاتَخافُونَ الْمَعادَ فَکُونُوا اَحْراراً فی دُنْیاکُمْ وَارْجِعُوا اِلی اَحْسابِکُمْ اِنْ کُنْتُمْ عُرُباً کَما تَزْعَمُونَ»[7]«ای پیروان ابوسفیان اگر دین ندارید و از معاد نمیترسید لااقل آزادمرد باشید و به عادات عربی خود احترام بگذارید»
منبع: فرهنگ فاطميه الفباي شخصيتي حضرت زهرا عليهاالسلام ، مهدي نيليپور
اشاره
یکی از القاب مقدس حضرت زهرا «علیها السلام» حرّه و یا آزاده است و از آنجا که القاب و اسماء شریفه اولیاء خدا دارای وجه تسمیه است و حکمت، و لطف و دقت در آن نامها و نامگزاریها وجود دارد، جا دارد که پیرامون القاب و اسماء و کنیههای حضرت زهرا«علیها السلام» مطالعات علمی و تحقیقات جدّی صورت پذیرد تا از این طریق هم به زوایائی از شخصیت ملکوتی آن بزرگوار نفوذی علمی نموده باشیم چرا که یکی از راههای کسب معرفت به او بررسی نامها و القاب ایشان میباشد. در اسناد تاریخی وجود دارد که حضرت علی «علیه السلام» با القاب و اسماء
آموزش و پرورش در سیره حضرت فاطمه (س)
یکی از مسئولیتهای با اهمیت انبیاء و اولیاء الهی سمت معلمی و مربیگری آنان برای نسل بشریت و انتقال علوم و معارف به آنها و تعلیم و تربیت نفوس مستعد انسانها بوده و خواهد بود.
اولین آیات نازل شده بر پیامبر، خبر از قرائت آیات و بینّات بر توده مردم دارد و یکی از فلسفههای بعثت آن بزرگوار تلاوت آیات خدا و تعلیم کتاب میباشد. آیات قرآن متن اصلی درس این استاد بزرگ دانشگاه اسلامی انسانی میباشد و وجود ائمه طاهرین «علیه السلام» و قول و فعل آنان پشتوانه دوم برای تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش انسانها میباشد و به
«اُتْرکْنَ التَّعْدادَ وَ عَلَیْکُنَّ بِالدُّعا»[1]«ای زنان عزادار، دست از شمارش افتخارات و صفات بردارید و به دعا و عبادت بپردازید.»
«اِنْ کُنْتَ باکِیاً لِشَیءٍ فَابْکِ لِلْحُسَیْن بْنِ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبٍ» [2]«اگر در شرائطی و بر چیزی خواستی گریه کنی پس بر حسین پسر علیابن ابیطالب گریه کن.»
[2] بحارالانوار/ ج 44/ ص 285.
منبع: فرهنگ فاطميه الفباي شخصيتي حضرت زهرا عليهاالسلام ، مهدي نيليپور.
زندگینامه حضرت فاطمه سلام الله علیها

چرا حضرت علی (ع) از قاتلان فاطمه (س) انتقام نگرفتند؟
شبهه
چرا حضرت علی «علیه السلام» پس از شهادت حضرت زهرا «سلام الله علیها» از قاتل آن حضرت انتقام نگرفتند؟
پاسخ
أ. حق قصاص یکی از حقوقی است که خداوند برای ولیّ دم قرار داده است اما استفاده از این حق و اعمال آن، واجب نیست و ولیّ دم می تواند عفو کند، یا دیه بگیرد. افراد زیادی وجود دارند که پدران، مادران، فرزندان و نزدیکانشان به دست افرادی کشته می شوند اما بنا به دلایل شخصی و اجتماعی و رعایت مصالح مهم تر به جای گرفتن انتقام و قصاص کردن، شاید مسیر سکوت و اغماض را در پیش گرفته و یا حتی از حق خود بگذرند.
با توجه به اخلاق والای حضرت علی «علیه السلام» و تربیت شدن در دامن شخصیتی همچون نبی مکرم اسلام «صلی الله علیه و آله» و درک عمیق آن حضرت از شرایط حساس مسلمانان و اسلام و در کمین بودن
آیا حضرت علی (ع) با قاتلان حضرت زهرا (س) رابطه خوبی داشتند؟
هنگامی که پیامبر «صلی الله علیه و آله» از دنیا رفت و ابوبکر به خلافت رسید، شما دو نفر او را دروغگو، گناهکار، حیله گرو خائن می دانستید و هنگامی که ابوبکر از دنیا رفت و من جانشین او شدم، مرا نیز همچون ابوبکر فردی دروغگو، گناهکار، حیله گر و خائن می دانید.[1]
حضرت علی «علیه السلام» ابوبکر را شخصی مستبد و استبدادگر معرفی کرده و از ملاقات با عمر بن خطاب امتناع می ورزید و از حضور عمر بن خطاب در جلسه ناراحت بود.[2]
من از پسر عمویت (حضرت علی «علیه السلام») گله دارم؛ زیرا از او خواستم تا همراه ما به شام بیاید اما نپذیرفت. پسرعمویت دائماً از دست من ناراحت است. به نظر تو علت ناراحتی او چیست؟[3]
فاطمه «سلام الله علیها» از دست ابوبکر ناراحت شد و با او قهر کرد و تا روزی که از دنیا رفت با ابوبکر صحبت نکرد. هنگامی که فاطمه «سلام الله علیها» از دنیا رفت، همسرش علی «علیه السلام» بر جنازه او نماز خواند و وی را شبانه دفن کرد و به ابوبکر اطلاع نداد.[4]
چرا حضرت علی (ع) در ایام حکومتشان به کشته شدن همسرشان توسط عمر اشاره نکردند؟
شبهه
چرا حضرت علی «علیه السلام» در ایام حکومتشان به کشته شدن همسرشان توسط عمر اشاره نکردند؟
پاسخ
أ. آیا همه جزئیات تاریخ و زندگی حضرت علی «علیه السلام» به دست ما رسیده است؟
ب. مگر فرزندان عمر بن خطاب چند بار در طول زندگیشان از کشته شدن پدرشان به دست ابولؤلؤ یاد کرده اند؟
ج. حضرت امیر «علیه السلام» هنگام دفن فاطمه زهرا «سلام الله علیها» خطاب به رسول خدا «صلی الله علیه و آله» می فرمایند:
چرا حضرت علی (ع) اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟
شبهه
چرا حضرت علی «علیه السلام» اسامی سه تن از فرزندانشان را ابوبکر، عمر و عثمان گذاشتند؟
پاسخ
تذکر: در پاسخ به این شبهه تنها منابع اهل سنت استفاده شده است.
أ. «عمر» یکی از نام های رایج و متداول میان اعراب در صدر اسلام بوده و منحصر در عمر بن خطاب نبوده است. با مراجعه به کتاب های رجال و تراجم به این مطلب پی خواهیم برد چنانکه ابن حجر عسقلانی شافعی نام 22 نفر از صحابه پیامبر اکرم را که عمر نام داشته اند، ذکر می کند که عمر بن ابی سلمه مخزومی (ربیب پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله» و یکی از یاران خوب و باوفای حضرت علی «علیه السلام») یکی از این صحابه می باشد.
ب. براساس مستندات و مدارک موجود، حضرت علی «علیه السلام» در نامگذاری این فرزند خود هیچ دخالتی نداشته و عمر بن خطاب با توجه
شبهه
چرا حضرت علی «علیه السلام» دخترشان ام کلثوم را به عمر دادند؟
پاسخ
تذکر: در پاسخ به این شبهه از منابع اهل سنت استفاده شده است.
ماجرای ازدوام ام کلثوم با عمر یکی از دروغ های بزرگ تاریخ در راستای موجه جلوه دادن شخصیت عمر بن خطاب و برقراری روابط صمیمانه میان اهل بیت «علیهم السلام» و دشمنانشان است. در پاسخ به این شبهه باید گفت:
أ. اگر چنین مطلبی صحت دارد چرا تفصیل این ماجرا در صحیح بخاری و صحیح مسلم ذکر نشده است؟
ب. شیخ مفید در دو رساله مجزا به نامهای «المسائل العکبریة» و «المسائل السرویة»، و عده ای دیگر وقوع چنین ازدواجی را منکر شده اند.
ج. بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی همچون جلال الدین سیوطی، رضی الدین حلی، فضل بن رزبهان، صالحی شامی، شهاب الدین قلیوبی، علامه مقرم، شیخ محمد خضری و علامه باقر شریف قرشی معتقدند حضرت علی و فاطمه زهرا «علیهم السلام» دختری به
آیا حضرت علی (ع) دخترشان ام کلثوم را به ازدواج عمر در آوردند؟
شبهه
چرا حضرت علی «علیه السلام» دخترشان ام کلثوم را به عمر دادند؟
پاسخ
تذکر: در پاسخ به این شبهه از منابع اهل سنت استفاده شده است.
ماجرای ازدوام ام کلثوم با عمر یکی از دروغ های بزرگ تاریخ در راستای موجه جلوه دادن شخصیت عمر بن خطاب و برقراری روابط صمیمانه میان اهل بیت «علیهم السلام» و دشمنانشان است. در پاسخ به این شبهه باید گفت:
أ. اگر چنین مطلبی صحت دارد چرا تفصیل این ماجرا در صحیح بخاری و صحیح مسلم ذکر نشده است؟
ب. شیخ مفید در دو رساله مجزا به نامهای «المسائل العکبریة» و «المسائل السرویة»، و عده ای دیگر وقوع چنین ازدواجی را منکر شده اند.
ج. بسیاری از دانشمندان شیعه و سنی همچون جلال الدین سیوطی، رضی الدین حلی، فضل بن رزبهان، صالحی شامی، شهاب الدین قلیوبی، علامه مقرم، شیخ محمد خضری و علامه باقر شریف قرشی معتقدند حضرت علی و فاطمه زهرا «علیهم السلام» دختری به
چرا امام حسن و امام حسین (ع) به کشته شدن مادرشان به دست عمر اشاره ای نکردند؟
شبهه
چرا امام حسن و امام حسین «علیهما السلام» به کشته شدن مادرشان به دست عمر اشاره ای نکردند؟
پاسخ
أ. امام حسن مجتبی «علیه السلام» در مناظره خود با عمرو بن عثمان بن عفان، عمرو بن عاص، عتبة بن ابی سفیان، ولید بن عقبة و مغیرة بن شعبة که در حضور معاویه انجام گرفته، پس از پاسخ دادن به یاوه گویی های آنان و محکوم کردن آنان، خطاب به مغیرة بن شعبة فرمودند:
ای مغیرة تو دشمن خدا و قرآن هستی و رسول خدا «صلی الله علیه و آله» را نیز تکذیب کرده و قبول نداری! تو همان کسی هستی که زنا کردی و افراد با تقوا و عادل و نیک به زنای تو شهادت دادند و باید سنگسار می شدی.... ای مغیره! تو همان کسی هستی که فاطمه «سلام الله علیها» دختر رسول خدا «صلی الله علیه و آله» را زدی و او را مجروح کردی و فرزندی که در رحم داشت سقط شد و از این کار خود هدفی جز توهین به پیامبر و خوار و ذلیل کردن رسول خدا و مخالفت و سرپیچی از اوامر او و هتک حرمت نسبت به ایشان و اهل بیت او را نداشتی.[1]
ب. امام حسین «علیه السلام» نیز ماجرای دفن مخفیانه حضرت فاطمه «سلام الله علیها» توسط امیرالمؤمنین «علیه السلام» و مخفی نمودن قبر ایشان را نقل کرده است. [2]
[1]) «و أما أنت یا مغیرة بن شعبة! فأنّک لله عدوّ و لکتابه نابذ و لنبیّه مکذّب و أنت الزانی و قد وجب علیک الرجم و شهد علیک العدول البرره الاتقیاء ... و أنت الذی ضربت فاطمة بنت رسول الله حتّی أدمیتها و ألقت ما فی بطنها استذلالاً منک لرسول الله و مخالفة منک لأمره و انتهاکاً لحرمته». الاحتجاج، ج 1، ص 413-414. احتجاج الحسن علی جماعة من منکری فضله و فضل أبیه.
[2]) الکافی، ج 1، ص 458، کتاب الحجة، باب مولد الزهراء، ح 3
منبع: پاسخ به چند شبهه فاطمی؛ نجم الدین طبسی
چرا مردم مدینه در قبال کشته شدن دختر رسول خدا (ص) توسط عمر سکوت کردند؟
شبهه
چرا شیعیان تا چند سال قبل، از شهادت دختر رسول خدا «صلی الله علیه و آله» توسط عمر خبر نداشته و در سال های آخر متوجه این ماجرا شده و به عزاداری می پردازند؟
پاسخ
أ. ختم بخاری که امروزه در بعضی از شهرهای ایران برگزار می شود قبلا نبوده و اهل سنت چنین مراسمی نداشتند؟ چرا امروز به یاد این مطلب افتاده اند؟
ب. جماع وداع و جهاد نکاح قبلاً در میان سلفی ها نبوده، چرا امروزه به یاد این احکام افتاده اند؟
ج. درگیری و تخریب بلاد اسلامی و کشتار مسلمانان توسط مدعیان اسلام و دفاع از یهود و در امان بودن یهودیان نیز قبلاً نبود؛ اما امروزه توسط برخی از کشورهای به ظاهر مسلمان و مدعی اسلام به وجود آمده!
د. اگر به کتابهای روایی و تاریخی شیعیان مراجعه شود به خوبی مشاهده خواهد شد که شیعیان و پیروان اهل بیت «علیهم السلام» در هیچ مقطعی از تاریخ، حوادث سقیفه و غصب شدن حق مسلم حضرت علی «علیه السلام» و حمله وحشیانه به خانه فاطمه زهرا «سلام الله علیها» و آتش زدن درب خانه و کتک زدن دخت نبی مکرم اسلام «صلی الله علیه و آله» و ... را فراموش نکرده اند. اگر در دوره ای از تاریخ، عزاداری ها و برگزاری مجالس یادبود کمرنگ شده، به دلیل ممانعت حاکمان و پادشاهان و طرفداران اسلام اموی و مروانی بوده است.
منبع: پاسخ به چند شبهه فاطمی؛ نجم الدین طبسی
آیت الله العظمی سبحانی 20 بهمن ماه در درس خارج اصول خود با توجه به در پیش بودن ایام فاطمیه، شخصیت و خدمات حضرت زهرا(س) به اسلام و تشیع را مورد توجه قراردادند وبیان کردند: حضرت پس از پیامبر(ص) دو کار مهم برای اسلام وتشیع کردند، از جمله بیان خطبه است که ایشان از خود به یادگار گذاشتند، توحیدی که در خطبه ایشان وجود دارد با توحید نهج البلاغه فرق نمی کند.بانویی که درس نخوانده و مکتب نرفته توحیدی می گوید که در سطح توحید نهج البلاغه است و
آیت اللهالعظمی وحید خراسانی: «فاطمه» گفتیم اما حقیقت این اسم را درک نکردیم

حضرت آیةالله وحید خراسانی ایام فاطمیه را فرصتی برای احیای محدثه عظمی و تلاش در جهت شناخت حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها دانستند و اظهار داشتند: ما هیچکدام حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها را نشناختیم و این نشناختن، مقتضای قاعده است؛ نه خلاف قاعده، یعنی ممکن نیست شناخت او.
به گزارش خبرگزاری شفقنا، متن کامل سخنان این مرجع تقلید به مناسبت ایام فاطمیه به این شرح است:
بسماللهالرحمنالرحیم
الحمدلله ربالعالمین وصلیالله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیّما بقیةالله فیالأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین.
پیشامد ایام فاطمیه فرصتی است که نام صدیقه کبری، محدثه عظمی احیا بشود. ما هیچکدام حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها را نشناختیم و
اشاره
یکی از سئوالات مهم و اساسی در زندگی حضرت صدیقه زهرا «علیها السلام» که باید به شکلی تفصیلی و مستند به نسل امروزی پاسخ داده شود روشن شدن زوایای زندگی و اصول حاکم بر زندگی حضرت زهرا «علیها السلام» در حد یک الگو و زندگی ایدهآل است. چرا که بعضی از کجاندیشان از طرفی و بعضی از دوستان مشتاق پیروی از آیین زندگی حضرت زهرا «علیها السلام» سئوال میکنند که زندگی فاطمه «علیها السلام» چگونه میتواند برای ما الگو باشد و حتی بعضی از تاریکدلان، عایشه را به عنوان الگوی برتر از فاطمه زهرا «علیها السلام» مطرح میکنند. در اینجا ما با استعانت از روح مقدس حضرت صدیقه زهرا «علیها السلام» به 30 اصل حاکم بر زندگی خانوادگی ایشان به اختصار و گذرا اشاراتی داریم و به این مطلب دقت میدهیم که فاطمه زهرا «علیها السلام» نه تنها الگوی ما بلکه الگو برای امام زمان «علیه السلام» و بزرگترین اولیاء خداست و الگوپذیری از او چه بسیار شایستگی، تدبر، مطالعه و تهذیب نفس میطلبد و درک او و فضیلتهای او همچون درک
اشعار مربوط به فاطمه زهرا (س) در کتب شیعه و سنی از نظر تاریخی متعلق به دو دوره پیش از رحلت رسول خدا (س) و پس از آن است. اشعار آن حضرت پس از رحلت پدر، در رثای رسول خدا و بازگو کردن مشکلات و مصائب است.
پیش از اسلام عربها به سرودن شعر اهمیت بسیار میدادند و بر آن بودند که کسی از جنیان، شاعر را همراهی و به او شعر تلقین میکند و به همین سبب، شاعران را مجنون میدانستند. عربها به این دلیل که با پدیده وحی آشنا نبودند، اعجاز قرآن را درک نمیکردند و آن را شعر میدانستند و از این رو پیامبر (ص) را شاعر میخواندند.
برای رفع چنین توهمی، رسول خدا (ص) از سرودن شعر نهی شده است اما اشعاری به امام شیعه (ع) منسوب است. سرودههایی منسوب به علی (ع) بر جای مانده است که سیره نویسان آنها را جمع آوری کردهاند.
اشعار منسوب به حضرت فاطمه (س) در کتابهایی مضبوط است، از جمله در بلاغات النساء، ابن طیفور؛ مسند احمد بن حنبل، صحیح البخاری؛ الامالی، مفید؛ مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب؛ کشف الغمه، اربلی؛ الاحتجاج، طبرسی و بحارالانوار مجلسی و ... .صالحی شامی دوازده شعر از آن حضرت (ع) نقل کرده که عمدتاً در رثای پدر بزرگوارش است. مرعشی نجفی نیز اشعار آن حضرت را در این موضوع
امام على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام هر یک خود را نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله محبوبتر مىشمردند...
امام على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام هر یک خود را نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله محبوبتر مى شمردند، پیامبراکرم صلی الله علیه و آله به حضرت فاطمه علیها السلام فرمودند:
نماز استغاثه و توسل به حضرت زهرا (س) درهنگام مشکلات به شرح زیر است:
![]()
سیدبن طاوس گوید: مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت کرده:به هنگام حاجت و بروز مشکلات به فاطمه(علیهاالسلام) متوسل شوید و ابتدا دو رکعت نماز به جای آورید و پس از سلام سه مرتبه تکبیر بگویید و بعد از آن تسبیح حضرت فاطمه را به جای آورده سپس سجده کرده صد مرتبه بگویید:
«یا مَوْلاتى یا فاطِمَةُ اَغیثینى»و سپس سمت راست صورت خود را بر زمین گذارید،و صد مرتبه مثل آن را گفته و سپس سجده نموده همان ذکر را صد و ده مرتبه دیگر بر زبان می آورید و پس از آن حاجتهای خود را از خداوند طلب می کنید که خداوند برآورده اش خواهد ساخت.( بحار الانوار،ج91،ص30 و 31)
پی نوشت:
1.صحیفه فاطمیه (س)، ص207
دعایی که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) برای برآورده شدن حوائج آموختند.
![]()
حضرت رسول خدا به حضرت فاطمه ی زهرا فرمودند که ای دخترم آیا می خواهی که به تو دعائی بیاموزم که آن را احدی نمی خواند مگر آنکه حاجت او برآورده شود و به برکت این دعا در تو هیچ سحری و هیچ زهری تاثیر نکند و بر تو هیچ دشمنی شماتت ننماید و شیطان متعرّض تو نگردد وخدای تعالی روی توجه خود را از تو باز ندارد و از تو رحمت خود را برطرف نکند و دعای تو را برنگرداند و همه ی حاجت های تو را برآورد. حضرت فاطمه فرمودند : بله ای پدر می خواهم. به درستی که این دعا در نزد من محبوب تر است از دنیا و آنچه در آن است. حضرت رسول فرمودند این عبارات را بگو:
یا اعزّ مذکور و اقدمه قِدماً فی العزّ و الجبروت یا رحیم کل مسترحِم و مفزع کل ملهوف الیه یا راحم کل حزین یشکو بثّه و حزنه الیه یا خیر من سُئل المعرف منه و اسرعه اعطاء، یا من یخاف الملائکه المتوقّده بالنّور منه اسالک بالاسماء التی یدعوک بها حمله عرشک و من حول عرشک بنورک یسبّحون شفقَه مِن خوف عقابک و بالاسماء التی یدعوک بها جبرئیل و میکائیل و اسرافیل الّا اجَبتَنی و کشفتَ یا الهی کُربتی و سترتَ ذنوبی یا من امر بالصّیحه فی خلقه فاذا هم بالسّاهره یُحشرون و بذالک الاسم الذی احییتَ به العظام و هی رمیم، اُحی قلبی و اَشرح صدری و اصلِح شانی
یا من خصّ نفسه بالبقاء و خلق لبریّه الموت و الحیات و الفناء یا من فِعله قول، و قوله اَمر، و امره ماض علی ما یشاء اسالک بالاسم الذی دَعاک به خلیلک حین اُلقی فی النّار فدعاک به فاستجبت له و قلتَ یا نارُ کونی بردا و سلاما علی ابراهیم و بالاسم الذی دَعاک به موسی من جانب الطور الایمن فاستجبتَ له و بالاسم الذی خلقتَ به عیسی من روح القدس و بالاسم الذی تبت َ به علی داود و بالاسم الذی وهبتَ به لزکریا یحیی و بالاسم الذی کشفتَ به عن ایوب الضرّ و تبت َ به علی داود و سخّرتَ به لسلیمان الریح تجری بامره و الشیاطین و علّمتَه منطق الطیر و بالاسم الذی خلقتَ به العرش و بالاسم الذی خلقت َ به الکرسیّ و بالاسم الذی خلقتّ به الرّوحانییّن و بالاسم الذی خلقت به الجن و الانس و بالاسم الذی خلقتَ به جمیع الخلق و بالاسم الذی خلقتَ به جمیع ما اردتَ من شیء بالاسم الذی قدَرتَ به علی کل شی اسالک بحق هذه الاسماء الّا ما اعطیتنی سوءلی و قضیتَ حوائجی یا کریم.( مهج الدعوات و منهج العبادات،ص 139).1
چون این دعا را بخوانی پس پروردگار در جواب گوید که : آری آری دعای تو را مستجاب گردانم.
پی نوشت:
1.صحیفه فاطمیه(سلام الله علیها)،ص 97
پیغمبر اکرم (ص) در بیماری وفاتش هنگامی که بیتابی فاطمه را مشاهده کرد، فرمود: ای فاطمه! آیا راضی نیستی که تو برترین بانوی زنان جهان، و بانوی زنان این امت، و بانوی زنان با ایمان باشی؟
![]()
با توجه به این معیارها بانوی اسلام فاطمه زهرا (س) برترین زنان جهان - در لسان پیامبر(ص) - معرفی شده است.
در روایات فراوانی که در منابع معروف اهل سنت آمده تصریح شده است که فاطمه زهرا(س) افضل زنان جهان بود، آن سخنی است که پیغمبر اکرم (ص) آنرا به تعبیرات مختلف بیان فرموده است:
1- در یک جا می فرماید:
«ان افضل نساء اهل الجنة خدیجة بنت خویلد و فاطمة بن محمد(ص) و مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم»:
«برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد، و فاطمه دختر محمد(ص) و مریم دختر عمران، و آسیه دختر مزاحم است» (همسر فرعون)
2- در حدیث دیگری می خوانیم پیغمبر اکرم (ص) در بیماری وفاتش هنگامی که بیتابی فاطمه را مشاهده کرد، فرمود:
«یا فاطمة الاترضین ان تکونی سیدة نساء العالمین، و سیدة نساء هذه الامة، و سیدة نساء المؤمنین»؟:
«ای فاطمه! آیا راضی نیستی که تو برترین بانوی زنان جهان، و بانوی زنان این امت، و بانوی زنان با ایمان باشی؟
در اینجا افضلیت برای فاطمه (ع) به صورتی مطلق ذکر شده و نام هیچکس در کنار او مطرح نگردیده است.
3- در حدیث دیگری نیز از همان حضرت (ص) این معنی به صورت مطلق آمده است، در آن هنگام که فاطمه بیمار شده بود و پیامبر(ص) این سخن را به جمعی از اصحاب گفت، آن ها پیشنهاد کردند که از بانوی اسلام (ع) عیادت کنند.
پیامبر برخاست و با جمعی از یاران به سوی خانه فاطمه (ع) آمد، نخست
یکی از مسایلی که به هنگام دعا کردن مهم است، نحوه دعا کردن است.
![]()
انسانها در آرزو و درخواست از خداوند، گوناگوناند. همّت و آرزوى برخى از آدمیان در همین دنیاى زودگذر و ناچیز خلاصه مىشود. آنها جز دنیا نمىخواهند و جز براى دنیا، در چیز دیگرى سعى و تلاش نمىکنند. به فرمودة زیباى حضرت على(ع): همانا دنیا نهایت دیدگاه کسى است که دیدهاش کور است، و از دیدنِ جز دنیا مهجور. و آنکه بیناست، نگاهش از دنیا بگذرد و بداند در پَس آن، خانه آخرت است. پس بینا از دنیا رخت بردارد و نابینا رخت خویش در آن گذارد. بینا از دنیا توشه گیرد و نابینا براى دنیا توشه فراهم آرد.
و امّا گروه دوم از آدمیان، کسانى هستند که همّت خویش را فراتر از جهان مادى قرار دادهاند، و اگر هم براى دنیاى خویش تکاپو دارند، به انگیزة توشه برداشتن براى جهان دیگر، حفظ آبرو و مانند آن است. آنها دنیا را
مظلومیت و غربت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یک حقیقت بارز است و کسانی که این حیات طیبه را کمی مطالعه کرده باشند و منصفانه رویدادهای زندگی حضرت و آنچه بر سر ایشان آمد از نظر گذرانده باشند متوجه این غربت و مظلومیت می شوند.
![]()
این نکته مهمی است که اگر ما می خواهیم از مکتب حضرت فاطمه (س) بهره مند شویم، ظرفیت های وجودی و شخصی و اجتماعی مان را بالا ببریم تا انوار و معارف حضرت صدیقه طاهره (س) بر ما بیشتر بخورد و این البته یک نکته عقلی است. این حکم و قاعده عقلی است و قرآن می فرماید: "لا یمسه الا المطهرون" . فقط پاکان می توانند آن حقیقت را بفهمند و دریابند. فلاسفه تعبیر می کنند که "اجتماع نقیضین محال است" نمی شود ناپاک بود و به پاکی دست یافت. نمی شود هم شب بود و هم روشن بود. انسان باید سنخیت پیدا کند، سنخیت شرط علم و حکمت است. حکما گفته اند اگر انسان بخواهد به آمال و آرزوها و هرچه که برسد باید با آن ها سنخیت پیدا کند تا آن اسباب و مقدمات طی نشود و آن سنخیت ایجاد نشود، نمی توان به آن اهداف رسید. درباره بهره مندی از عنایات و مکتب حضرت زهرا (س) هم این قضیه و قاعده صدق می کند. اگر کسی می خواهد از رحمت خاصه حضرت زهرا (س) بهره مند شود باید آن ظرفیت و طهارت درون و پاکی را در خود به وجود آورد وگرنه به صورت عام همه ما جیره خوار این سفره الهی هستیم."
به مناسبت ایام فاطمیه و شهادت بانوی مکرم اسلام حضرت فاطمه زهرا علیها السلام گفتگویی با حجت الاسلام و المسلمین محمد اکبری، استاد حوزه و دانشگاه و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و
در میان کسانی که توانسته اند با انجام کارهای نیک به بهشت روند، برخی ها جایگاه ویژه ای دارند.
فاطمه و علی علیهما السلام دو یار همراه و دو ستاره آسمانی اند که برای نشان دادن راه آسمان چند روزی به زمین آمدند و سپس به آسمان بازگشتند.
![]()
آن دو یار مهربان، نامهربانی ها و بی مهری های بی حسابی از خاکیان دیدند و بزرگوارانه از کنار مزاحمت های شب پره های مزاحم گذشتند . از این بی مهری ها و مزاحمت ها، حکایات فراوانی گفته اند و شنیده ایم، اما در این اوراق معدود، برآنیم تا از زبان تنها همتای زهرا، گوشه ای اندک از تلخی های رفته بر آن عزیز را بخوانیم و بدانیم . پیش از ذکر این تلخی ها، جملاتی چند در بلندای مقام آن زهره درخشنده را از زبان علی علیه السلام نقل می کنیم و سپس به بیان رنج های حضرت زهرا علیها السلام می پردازیم .
فاطمه، برترین بانو
معاویه در نامه ای که به امام علی علیه السلام می نویسد، به فخر فروشی در مقابل امام می پردازد . امام در پاسخ به نامه او، به بیان فضیلت های بنی هاشم و فضیحت های بنی امیه می پردازد:
«وانی یکون ذلک کذلک، ومنا النبی ومنکم المکذب ومنا اسد الله ومنکم اسد الاحلاف ومنا سیدا شباب اهل الجنة ومنکم صبیة النار ومنا "خیر نساء العالمین" ومنکم حمالة الحطب فی کثیر مما لنا وعلیکم (1) ;
شما چگونه و کجا با ما برابرید! که از میان ما پیامبر صلی الله علیه و آله برخاست و دروغزن (ابوجهل) از شما است، واسد الله (حمزه سید الشهدا) از ما و اسد الاحلاف (شیر سوگندها; اسد بن عبد العزی) از
روزى بعضى از یهودیان خدمت پیامبر(ص) رسیده، عرض کردند:ما حق همسایگى داریم، درخواست مى کنیم دخترت فاطمه(س)را به عروسى ما بفرستى تا مجلس جشن ما به قدوم آن حضرت زینت گیرد.