تلاش هاي علمي امام عسگري(ع)
امام عسگري(ع) با وجود همه آن فشارها و کنترل ها و مراقبت هاي بي وقفه حکومت عباسي، يک سري فعاليت هاي سياسي، اجتماعي و علمي در جهت حفظ اسلام و تشيع و مبارزه با افکار ضد اسلامي و ضد شيعي انجام داد که اهم کوشش ها و تلاش هاي علمي ـ فرهنگي آن حضرت عبارت است از:
1. تربيت شاگردان
گرچه امام عسگري(ع) بر اثر نامساعد بودن زمان و محدوديت بسيار شديد که حکومت عباسي اعمال ميکرد، موفق به گسترش دانش دامنهدار خود در سطح کل جامعه نشد، ولي در تربيت شاگرداني که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف ناب تشيع و رفع شبهات دشمنان شيعه نقش مهم و به سزايي داشتند، موفق گشت. شيخ طوسي(ره) تعداد شاگردان آن حضرت را بيش از صد نفر ثبت کرده است(10) که در ميان آنان چهره هاي برجسته و مردان وارستهاي، مانند: احمد بن اسحاق اشعري قمي، ابو هاشم داود بن قاسم جعفري، عبدالله بن جعفر حميري، ابو عمرو عثمان بن سعيد عَمْري(نائب خاص حضرت حجت)، علي بن جعفر، محمد بن حسن صفار و... به چشم ميخورند.(11)
2. تشويق نويسندگان
امام عسگري(ع) در کنار تربيت شاگردان از تشويق نويسندگان غافل نبود؛ از
جمله داود بن قاسم جعفري ميگويد: کتاب«يوم و ليلة» از يونس آل يقطين را
به حضرت عسگري(ع) عرضه داشتم. امام فرمود: «تَصْنيفُ مَنْ هذا؛ نوشته چه
کسي است؟» گفتم: نوشته يونس است. آنگاه فرمود: «اَعْطاهُ اللّهُ بِکُلِّ
حَرْفٍ نُورا يوْمَ الْقِيامَةِ؛(12) خداوند در مقابل هر حرف، نوري به او
در روز قيامت عطا فرمايد.»
البته سيره تمام امامان شيعه بر اين بوده که بر نويسندگي و کتابت ترغيب و
نويسندگان و قلمزنان را تشويق کنند. حضرت صادق(ع) به مفضل بن عمر فرمود:
«اُکْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَکَ في اِخْوانِکَ، فَاِنْ مِتَّ فَوَرِّثْ
کُتُبَکَ بَنيکَ، فَاِنَّهُ يأْتي عَلَي النّاسِ زَمانُ هَرْجٍ ما
يأْنَسُونَ فيهِ اِلاّ بِکُتُبِهِمْ؛(13) دانشت را بين برادرانت بنويس و
نشر بده! اگر از دنيا رفتي، فرزندانت وارث کتاب هايت ميشوند. به حقيقت
زمان هرج و مرجي فرا ميرسد که مردم جز بر نوشته شان انس نميگيرند[و
توجه نميکنند].»
و هم چنين نقل شده است که برخي آثار را خدمت حضرت عسگري(ع) عرضه داشتند که
درباره آن نظر دهد. حضرت فرمود: «صَحيحٌ فَاعْمَلُوا به؛(14) صحيح است
بدان عمل کنيد!» بر اثر همين تشويق ها بود که شانزده تن از شاگردان حضرت،
دست به تأليف زدند و 118 عنوان کتاب، ثمره آن شد. از ميان آنها علي بن حسن
فضّال 36 کتاب، محمد بن حسن صفار 35 کتاب، عبدالله بن جعفر حميري 19 کتاب،
احمد بن ابراهيم 7 کتاب و هارون بن مسلم 6 کتاب دارد.(15) و همين طور
تعداد راوياني که از آن حضرت حديث نقل نمودهاند، به 106 نفر ميرسد.(16)
3. تأليف
حضرت عسگري(ع) علاوه بر تربيت شاگردان و تشويق نويسندگان، خود نيز دست به
قلم برده و کتب و نامههاي فراواني را براي توسعه علم و دانش و هدايت و
راهنمايي جامعه از خود به يادگار گذاشته است که به نمونههايي اشاره
ميشود:
1. تفسير القرآن که حسن بن خالد برادر محمد بن خالد آن را نقل کرده است.
قابل يادآوري است که امروزه کتابي با عنوان«تفسير الامام العسگري(ع)»
موجود است که عالمان رجال و حديث بر آن نقدها دارند و آن را غير از نوشته
اصلي ميدانند.
2. کتاب«المنقبة» که مشتمل بر بسياري از احکام و مسائل حلال و حرام است.(17)
به جز اين ها کتب ديگري نيز به آن حضرت منسوب است.(18)
3. نامه هاي فراوان: در زمان امام حسن عسگري(ع) تشيع در مناطق مختلف و
شهرهاي متعددي گسترش يافته بود و شيعيان در نقاط فراواني متمرکز شده
بودند؛ شهرها و مناطقي، مانند: کوفه، بغداد، نيشابور، قم، آبه(آوه)،
مدائن، خراسان، يمن، ري، آذربايجان، سامراء، جرجان و بصره که از پايگاه
هاي شيعيان به شمار ميرفتند. در ميان اين مناطق، به دلايلي سامراء، کوفه،
بغداد، قم و نيشابور از اهميت ويژهاي برخوردار بودند.(19)
حضرت براي گسترش فرهنگ تشيع، توسعه علم و دانش، و هدايت و سازندگي، نامه
هاي فراواني به آن شهرها نوشته است، مانند: نامه آن حضرت به شيعيان قم که
متن آن در کتاب ها مضبوط است،(20) و نامه هاي فراوان حضرت به مردم
مدينه(21) و نامهاي که امام به«ابن بابويه» نوشته، و نامه مفصلي که حضرت
خطاب به«اسحاق بن اسماعيل» و شيعيان نيشابور نوشته است.(22)
در نامه اخير، آن حضرت پس از توضيح درباره نقش امامت در هدايت امت اسلامي
و تشريح ضرورت و اهميت پيروي از امامان و هشدار از سرپيچي از فرمان امام،
نوشتهاند: «اي اسحاق! تو فرستاده من نزد ابراهيم بن عبده هستي تا وي به
آن چه من در نامهاي که توسط محمد موسي نيشابوري فرستادهام، عمل کند. تو
و همه کساني که در شهر تو هستند، موظفيد بر اساس نامه مزبور عمل
کنيد.»(23)
4. پاسخ به شبهات:
وجود پرسش و طرح شبهه ميتواند باعث بالندگي و رشد جامعه شود، به شرطي که
به آن پاسخ صحيح و هدايت گر داده شود. گاه ممکن است در جامعه شبهات
ويرانگري به وجود آيد که اگر درست جواب داده نشود، کل جامعه اسلامي را
ميتواند با خطر مواجه کند. يکي از مهمترين فعاليت هاي علمي حضرت
عسگري(ع) شبهه زدايي بود که در اين زمينه به برخي نمونهها اشاره ميشود:
1. در دوراني که امام حسن عسگري(ع) در زندان بود، يک سال بر اثر خشک سالي
قحطي شديدي به وجود آمد. علماي اسلام مردم را جمع کرده، براي نماز استسقاء
(طلب باران) به بيابان بردند و نماز خواندند. اين قضيه چندين بار تکرار شد
و اثري از باران ديده نشد؛ اما علماي نصارا وقتي با مسيحيان نماز استسقا
خواندند، باران آمد و چندين بار اين قضيه تکرار شد. اين موضوع باعث
سرشکستگي و آبروريزي مسلمين شد. يکي از شيعيان به هر نحوي بود، خود را به
زندان رساند؛ اما قبل از آن که جريان را خدمت امام حسن عسگري(ع) عرض کند،
با تعجب ديد در ميان زندان قبر آمادهاي وجود دارد. با چشم گريان عرض کرد:
من طاقت ندارم شما را در اين قبر دفن کنند. حضرت فرمود: ناراحت نباش!
خداوند نيز چنين مقدر نکرده است. بعد از شنيدن اين سخن، عرض کرد: دو مطلب
و پرسش مهم مرا به اين جا کشانده است:
1. پرسش اوّل اين است که در روايات وارده از شما آمده است که با روزگار دشمني نکنيد(لا تُعادِ الاَْيامَ) منظور از اين روايات چيست؟
حضرت عسگري(ع) فرمود: منظور از روزگار، ما اهل بيت هستيم؛ شنبه متعلق به
حضرت رسول(ص)، يکشنبه متعلق به علي(ع) و فاطمه زهرا(س)، دوشنبه متعلق به
امام حسن و امام حسين(ع)، سه شنبه مربوط به امام سجاد و امام باقر و امام
کاظم و امام رضا(ع)، چهارشنبه متعلق به امام جواد و پدرم حضرت هادي(ع)، و
پنجشنبه متعلق به من است و جمعه مربوط به فرزندم مهدي(ع) ميباشد.
2. پرسش دوم اين است که علماي اسلام سه روز براي نماز باران به بيابان
رفتند و نماز خواندند و باراني نيامد، ولي علماي نصراني هر باري که نماز
خواندند، باران باريد و اگر امروز هم به دعاي آنها باران ببارد، ترس آن
است که مسلمانان و شيعيان در عقيده خود متزلزل شوند و به مسيحيت گرايش
پيدا کنند.
حضرت فرمود: عالم نصراني تکهاي از استخوان بدن يکي از پيامبران را همراه
دارد که آن را در ميان انگشتان خود گذاشته[و همان را وسيله اجابت دعاي
خويش قرار داده]؛ لذا باران ميبارد. تو خود را فوراً به او برسان و آن را
از ميان انگشتان او بيرون آور! اين عمل باعث پراکندگي ابرها و قطع باران
ميشود. آن مرد با سرعت خود را به محل نماز مسيحيان رساند و استخوان را
برداشت. اتفاقاً ابرها پراکنده شدند و علماي مسيحي هر چه کردند، باران
نباريد؛ لذا شرمنده شدند و مسلمانان مخصوصاً شيعيان از شک و ترديد بيرون
آمدند و بر ايمان و اعتقاد خويش استوار گشتند.(24)
به نقل ديگر، خليفه وقت عباسي امام حسن عسگري(ع) را از حبس بيرون آورد و
به بيابان برد و جريان را به او عرض کرد. حضرت جريان استخوان را گوشزد
نمود و دستور داد يکي از خادمانش استخوان را از دست عالم مسيحي بيرون
آورد. او نيز چنين کرد و در نتيجه، باران نيامد. آن گاه خود حضرت دست به
دعا برداشت و باران شديدي شروع به باريدن کرد.(25)
2. مردي از امام يازدهم سؤال کرد: چرا سهم الارث مردان دو برابر سهم الارث
زنان است؟ مگر زنِ بيچاره چه گناهي دارد؟ حضرت عسگري(ع) در جواب فرمود:
براي اين که نفقه(و خرج) به عهده مرد بيشتر از زن است؛ مرد در جهاد و جبهه
شرکت ميکند، هزينه زندگي خانوادهاش را بايد تأمين کند، در قتل و جرح
خطايي پرداخت ديه بر «عاقله» يعني مردان فاميل واجب است، ولي زن در تمام
اين هزينه ها معاف است.»(26)
5. برخورد با انحرافات و تحريفات
از ديگر فعاليت هاي علمي و فرهنگي امام عسگري(ع) برخورد با بدعت ها، تحريفات و انحرافاتي بود که در جامعه پيش ميآمد؛ مخصوصاً اگر اين انحرافات از ناحيه اهل قلم و دانشمندان و علما سر ميزد، حضرت نسبت به آن خيلي حساس بود، و اين خود درس بزرگي است براي علما که در مقابل انحرافات و تحريفات و بدعت هايي که در جامعه ايجاد ميشود، سکوت اختيار نکنند.
منبع : www.tebyan-ardebil.irلينک مطلب
