¤ وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي مي خوريد
براي حفظ عشق بايد حتماً به معرفت شناسي عشق توجه كرد، به ريشه هاي معرفتي عشق كه اگر آگاهي نباشد عشق هم نخواهد بود و بنابراين اگر بخواهيم پرچم عشق را سر دست نگه داريم بايد آگاهي را نيز سر دست نگه بداريم كه يك راه مهم آن مطالعات اسلامي حساب شده و متراكم است. بدون كتاب خواندن و بدون زحمت كشيدن هيچ كس حافظ هيچ فرهنگي نمي تواند باشد و با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفريط است و هم انديشه هاي صحيح نهادينه و ريشه دار نمي شود.با ورزش يك طوفان، يك بحران و آمدن يك فتنه فرهنگي، يك شبه همه چيز زير و رو مي شود؛ شما خالصيد، صادقيد اما وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي مي خوريد.
بنده به يك نمونه از بازي خوردگان در تاريخ اشاره مي كنم كه شما اگر ايمان و عشق بازي و عشق ورزي و شهادت طلبي را كه بالاترين درجه خلوص يك انسان است داشته باشيد ولي اگر از پشتوانه معرفتي درستي برخوردار نباشيد هر آينه ممكن است بلغزيد يا اگر هم نلغزيد چون ثبات نداريد بعد از مدتي دچار ترديد يا پشيماني خواهيد شد.
به نظرم آمد اگر به دوره چند ساله ولايت و حاكميت اميرالمؤمنين(ع) نظري بيندازيم متوجه خواهيم شد كه از جهاتي به شرايط ما كمك خواهد كرد؛ دوراني كه حكومت به اميرالمؤمنين(ع) رسيد. به لحاظ زماني شبيه دوران ما است. سال 35 هجري يعني 25 سال از رحلت پيامبر(ص) گذشته است.
¤ تاريخ را مي خوانيم تا عبرت بگيريم
تاريخ را به 2 شيوه مي توان مطالعه كرد؛ هم قصه وار و به قصدآفرين يا نفرين گفتن به افرادي كه اين شيوه خوبي است ولي اصلا كافي نيست. روش دومي هم براي بازخواني تاريخ و سيره پيامبر(ص) وجود دارد كه ما را به اين نحوه بازخواني تاريخ توصيه كرده اند كه فقط قصه خواني نيست و به قصد اعتبار و عبرت گرفتن است.عبرت گيري يعني جوهر تاريخ را بشناسيد و موارد مشابه را در دوران خود پيدا كنيد و از سوراخي كه افرادي در اين دوره گزيده مي شوند شما ديگر گزيده نشويد؛ عبرت گرفتن از تاريخ يعني مواجهه صحيح تجربه اندوزانه با تاريخ؛ برخي ممكن است بگويند كه اين يك نوع شبيه سازي است اما شبيه سازي غير از عبرت است و در واقع شبيه سازي تحريف تاريخ است.
شبيه سازي يعني اينكه شما فقط ظواهر و شباهت هاي صوري اين دوره و آن دوره را پيدا كنيد؛ مانند شباهت اسمي يا شباهت راجع به يك زمان يا مكان خاصي كه يك شباهت ظاهري است كه بعد از آن مي خواهند نتيجه اي از آن بگيرند و راجع به امروز يا آن روز داوري كنند. اين را مي گويند شبيه سازي كه كار درستي نيست و البته خيلي ها هم اين كار را كرده اند اما عبرت گرفتن نوعي شبيه يابي است نه شبيه سازي؛ يعني شما تاريخ را فقط به قصد آفرين يا نفرين گفتن مطالعه نمي كنيد بلكه مي خوانيد تا تكليف خودتان معلوم شود. اينكه امروز من چه بايد كنم. آن وقت بايد خط و ربط هاي آن زمان و امروز را بشناسيد و به اين شكل است كه مي توانيد در فتنه و شبهه درست موضع بگيريد و بازي نخوريد.
¤ خوارج صادق بودند ولي بازي خوردند
ممكن است كسي صادق باشد ولي بازي بخورد، ممكن است كسي پرشور و عاشق باشد ولي بازي بخورد، چنانكه بخشي از خوارج اين گونه بودند. مي دانيد كه خوارج انسان هاي منافق و كافر و فاسق نبودند بلكه آدم هاي بسيار پاك باز و مومني بودند و در اهداف خود خالص بودند، اهل نماز شب و تهجد بودند. اصلا مي دانيد كه خوارج وقتي براي ترور حضرت امير(ع) و دو نفر ديگر در مسجدالحرام پيمان بستند و گفتند كه تمام مشكلات جهان اسلام زير سر اين سه نفر است: علي(ع)، معاويه و عمروعاص؛ ما بايد اين سه نفر را در يك شب ترور كنيم و اگر خودمان هم كشته شديم شهيد در راه خدا هستيم و اگر اين سه نفر را ترور كنيم جهان اسلام از اين جنگ هاي داخلي و اختلافات رها مي شود. البته از سه ترور فقط يك ترور موفق بود و آن ترور علي(ع) بود.آگاهي از تاريخ و معرفت اسلامي، آشنايي با قرآن، سنت و عقل لازم است. بعد از رحلت پيامبر(ص) مسائلي راه افتاد كه بهترين تعبير از آن تعبير به فتنه و شبهه است.
¤ هيچ يك از درگيري هاي زمان علي(ع) دعواي اسلام و كفر نبود
دهه سوم بعد از رحلت پيامبر(ص) بعنوان رهبر اصلي نهضت و بنيانگذار اسلام، درگيري هايي كه در زمان علي(ع) پيش مي آمد هيچ كدام دعواي بين اسلام و كفر نبود. تقريبا لشكركشي ها و نبردهاي جهان، اسلام و كفر بود كه در زمان سه خلفاي قبل در جهان اسلام مدام گسترش مي يافت البته در اين زمان، ايران و بخش مهمي از روم فتح شده بود. در زمان علي(ع) فتوحات خارجي و جنگ اسلام و كفر تقريبا وجود ندارد و خيلي كم رنگ شده است؛ در زمان علي(ع) 3 درگيري وجود داشت. آن هم بين مسلمانان؛ در هر 3 درگيري (جمل، صفين و نهروان) هر دو طرف جنگ مسلمان بودند. يعني خويشان، اصحاب و بستگان پيامبر بودند و افرادي بودند كه سابقه سربازي براي اسلام داشتند، سابقه داران جهاد و مبارزه انقلابي بودند، افرادي كه براي اسلام شمشير زده بودند و بارها تا مرز شهادت پيش رفته بودند. لذا درگيري ها سياسي بود كه بعد نظامي شد و به اين شكل 3 جنگ در يك دوره حدود 5 ساله بر علي(ع) تحميل شد.¤ جنگهاي زمان حضرت علي(ع) همگي مصداق فتنه بود
هر سه دعوا جناحي بود و اصلا دعواي حق و باطل نبود لذا از آن تعبير به فتنه مي شود؛ فتنه يعني مسئله اي كه نه فقط عوام بلكه گاهي خواص نيز در آن به اشتباه مي افتند.اميرالمؤمنين(ع) در نهج البلاغه چند بار خطاب به مسلمانان فرمود كه حق را با آدم ها نسنجيد، ملاكتان انسان ها نباشد چرا كه انسان ها تغيير مي كنند. همه در معرض فساديم، هيچ كس خائن و فاسد به دنيا نيامده است، همه ما كم كم فاسد يا خائن مي شويم. فردي كه علي(ع) را ترور كرد كافر نبود جزء سربازان علي بود، مجاهدي رزمنده بود كه سابقه فعاليت در جبهه داشت. شمر كه سر حسين(ع) را بر يد مجاهد بود، رزمنده اي بود كه 35سال قبل جزو افسران حضرت امير(ع) بود اما دو دهه بعد در كربلا سر امام حسين(ع) را بريد و جزو افسران يزيد شد. همه ما در خطريم، هيچ كس نبايد به سابقه خود تكيه و اعتماد كند؛ بايد بدانيم كه تا مرجع تقليد شويم در خطريم، ما مرجع تقليدي داشتيم كه مي خواست عليه امام خميني(ره) كودتا كند، مرجع تقليدي كه هم مقلد داشت و هم رساله.
¤ فتنه بروز عملي شبهه است
حضرت امير(ع) مي فرمايد: شيطان با هيچ كس شوخي ندارد و سراغ همه مي رود و از هيچ كس نمي گذرد، سراغ قوي ترين رزمندگان، مجاهدان و شهادت طلبان تاريخ رفته و آنها را فاسد كرده است. سركينه، رقابت، جاه طلبي، رياست طلبي و قدرت طلبي، ثروت طلبي و شهوت طلبي و به همين خاطر همه ما تا لحظه آخر در خطريم و بايد دانست كه فتنه بروز عملي شبهه است.در آيات 2 و 3 سوره عنكبوت آمده است كه آيا مردم فكر كردند كه رها مي شوند و هيچ آزموني در كار نيست، بايد گفت كه يكي يكي شما را به صلابه آزمايش مي كشيم و نمي گذاريم كسي بگويد كه ما مومنيم.
خداوند صريح مي فرمايد: آيا مردم گمان كرده اند كه همين طور رها مي شوند و همين كه بگويند ما ايمان آورديم مورد آزمايش قرار نمي گيرند؟ بايد امتحان پس دهيد و بايد معلوم شود كه به چه دل بستيد؟ آيا منافع، جاه طلبي، قدرت و ثروت را زير پا مي گذاريد يا خير؟ بايد مشخص شود كه خداي تو كيست، خداي تو چيست، بايد معلوم شود كه حقيقتا خداپرست هستي يا نه. نام هر كسي را كه در تاريخ مي خوانيد در آزمون قرار داده ايم، بر سر انتخاب قرار داديم كه بين دين و دنيا انتخاب كند، خداوند مي فرمايد نمي گذاريم هيچ كدامتان از دنيا برويد مگر اينكه بين دين و دنيا انتخاب كنيد.
بايد معلوم شود كه چه كساني صادق و چه كساني كاذب هستند. به ظاهر شما ما بازي نمي خوريم. اما همه شما بايد آزمون پس دهيد تا معلوم شود چه كساني صادق اند و چه كساني كاذب.
¤ درگيري هاي بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام ناب و اسلام قلابي بود.
اميرالمومنين(ع) فرموده اند: زماني كه اين آيات بر پيامبر(ص) نازل شد من خدمت ايشان بودم و از ايشان پرسيدم و ايشان آيه را خواند و فهميديم عمده فتنه هايي كه در اين آيات نام برده شده، فتنه هايي است كه بعد از پيامبر(ص) اتفاق خواهد افتاد كه حق و باطل مخلوط شده است چرا كه زمان پيامبر(ص) جنگ اسلام صريح و كفر صريح بود اما بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود ولي هر دو اسلام بودند و هر دو طرف مي گفتند: ما حامي پيامبريم، اصحاب پيامبريم، مجاهد راه قرآنيم. بنابراين دعوا خيلي پيچيده شد و تشخيص حق از باطل سخت شد. البته براي برخي افراد سخت شد و الا اگر كسي دقت مي كرد و مباني را مي شناخت باز هم آسان بود.حضرت امير(ع) مي فرمايد: از پيامبر(ص) پرسيدم اين چه فتنه اي است، رسول خدا (ص) فرمود: علي پس از من اين امت به فتنه خواهند افتاد و دچار انواع امواج آزمون خواهند شد.
پيامبر(ص) به علي(ع) بشارت داد كه تو شهيد خواهي شد اما نه در اين جنگ بلكه در زماني كه مردم دچار فتنه شده اند و با ايمان خود بر خداوند منت مي گذارند و براساس شبهات عمل مي كند و موضع مي گيرند و وارد عمل مي شوند.
اميرالمومنين(ع) در ادامه مي فرمايد: از پيامبر(ص) پرسيدم يعني از دين برگشتگي؟ يعني همه كافر مي شوند؟ پيامبر(ص) فرمود: نه، بلكه فريفتگي، اين افراد بازي مي خوردند البته خود آنها نيز دلشان مي خواهد كه بازي بخورند.
¤ مخلوط شدن دوست و دشمن از عوارض چهارگانه فتنه است.
طي اين 30 سال انقلاب در موارد متعددي براي كشورمان فتنه هايي پيش آمد كه مردم و نيروهاي انقلاب گاهي با يكديگر درگير شدند و نفهميدند كه حق و باطل چيست.حضرت اميرالمومنين(ع) در حكمت 3 مي فرمايد: نگوييد خدايا پناه بر تو از فتنه چون همه شما بي استثنا دچار فتنه خواهيد شد چرا كه بايد امتحان پس دهيد و بايد مشخص شود كه شما صادقيد يا كاذب.
حضرت اميرالمومنين(ع) در خطبه دوم نهج البلاغه در خصوص فتنه مي فرمايند: فتنه چون شتري مست مردم را پي در پي پايمال مي كرد و ناخن در ايمان آنها مي زد. فتنه مسئله اي است كه به ايمان افراد ناخنك مي زند و بعد اميرالمومنين(ع) فرمود: فتنه كه مي آيد چند چيز نيز به دنبال آن مي آيد:
اول ترديد يعني اينكه همه به شك مي افتند.
دوم: اختلاف
سوم: بي ثباتي و تزلزل در ايمان
چهارم: گم كردن دوست و دشمن و مخلوط شدن دوست و دشمن؛
حضرت امير(ع) فرمودند كه اينها از عوامل فتنه است.
¤ شروع فتنه از نفس و بدعت نظري
در مفاهيم است.امام علي(ع) در خطبه 50 نهج البلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع مي شود مي فرمايند شروع فتنه از دو جاست:
يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي؛ افرادي پيدا مي شوند كه خود محورند، ديكتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پيروزي خودشان هستند.
دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است؛ يعني تغيير دادن اصول يا تحريف آن.
حضرت اميرالمومنين(ع) در خطبه 50 نهج البلاغه اين دو عامل را نقطه شروع فتنه مي داند:
سپس گروهي از گروه ديگري كمك مي خواهند؛ يعني يك عده انحرافات فكري را تئوريزه مي كنند و عده اي هم براي نفسانيت آنها هيزم مي ريزند و آنها هم با نفسانيت خود روي مفاهيم تئوريك آنها نفت مي ريزند.
kayhannews.ir
لينک مطلب
توسط صغری شکوهی در دوشنبه 31 خرداد 1389 ساعت 5:30 AM
نظرات 0
