امروز كه كشور ما از لحاظ تركيب جمعيتى يكى از جوان‏ترين كشورهاى دنيا به حساب مى‏آيد و بسيارى از اقشار فرهيخته از اين نسل نيز در دانشگاه‏ها حضور دارند، نقش اساتيد دانشگاه در اين مسأله بسيار پراهميت و قابل توجه است. در قرن 21 كه«عصر اطلاعات» ناميده شده، به جهت فناورى پيشرفته در گسترش ارتباطات و اطلاعات و رسانه‏هاى جمعى و امكان دسترسى آسان نسل جوان به انواع اقسام افكار و عقايد و تصميم قاطع دشمن بر ايجاد رخنه فرهنگى در ميان نسل جديد، بحث ارتقاى فكر دينى در دانشگاه بسيار مهم جلوه مى‏نمايد. بر همين اساس مقام معظم رهبرى در ديدار اخيرشان با اساتيد و رؤساى دانشگاه‏ها بر اين نكته تأكيد نموده و فرمودند :
مسأله‏ى ارتقاى فكر دينى در دانشگاه‏ها را بايد بسيار جدى گرفت و مراقب باشيد خلأ فكرى براى دانشجوى ما و روشنفكر دانشگاهى ما به وجود نيايد(1).
همان‏طور كه ذكر شد يكى از مهم‏ترين عناصرى كه در دانشگاه‏ها مى‏توانند در اين بحث مؤثر باشند اساتيد دانشگاه‏ها هستند. از آن‏جا كه «ذات نايافته از هستى بخش كى واند كه بود هستى بخش»، بر اساس تذكر مقام معظم رهبرى اساتيد عزيزمان هم به اين مسایل احتياج دارند. اساتيد هم خودشان را از آشنايى با معارف دينى بى‏نياز ندانند ... اين كمبود است، ما بايد جبران كنيم . حالا جبران اصولى و اساسى‏اش البته برنامه‏ريزى‏هاى ديگرى لازم دارد؛ ليكن آن مقدارى كه در ارتباط با اساتيد على العجاله لازم است - كه عمرى را گذرانده‏اند و زحماتى كشيده‏اند - كه عمرى را گذرانده‏اند و زحماتى كشيده‏اند - اين است كه با مسایل اسلامى و معارف اسلامى خودشان را آشنا كنند. واقعاً برنامه‏ريزى كنند براى اين كار؛ هم خود اساتيد محترم، هم آقايانى كه در دانشگاه‏ها هستند، برنامه‏ريزى كنند(2).
در اين ميان نقش استادان معارف اسلامى به ويژه قشر روحانى كه وظيفه آموزشى آن ها نيز دقيقاً در راستاى همين بحث ارتقاى فكر دينى قرار دارد و نقش دفاتر نهاد نمايندگى رهبرى و روحانيون مستقر در دانشگاه‏ها قطعاً پررنگ‏تر و جدى‏تر خواهد بود . نهاد روحانيت كه همواره از نظر مردم نماد و مظهر دين و دستورات دينى به حساب آمده و بر همين اساس نيز اقشار مختلف به ويژه نسل جوان از اين قشر در بابا ارتقاى فرهنگ دينى توقع و انتظار ويژه‏اى داشته‏اند. بر همين اساس رهبرى نيز معتقدند:
آقايانى كه در دانشگاه‏ها به عنوان روحانيونى كه با خصوصيت و عنوان دفتر نهاد نمايندگى شناخته مى‏شوند، بايد خودشان را مسئول اصلى و نهايى و ارتقاى دينى در دانشگاه بدانند. ما به مديريت‏هاى دانشگاهى و به شوراى عالى انقلاب فرهنگى هميشه سفارش كرده‏ايم كه در زمينه‏ى دينى كردن دانشگاه و محيط دانشگاه وظيفه و مسؤوليت دارند؛ آن به جاى خود محفوظ، اما اگر همه‏ى تمهيدات لازم انجام بگيرد، ولى روحانى‏اى كه در دانشگاه مستقر است، منشأ و منبع و مرجع يك فكر عميق و اصيل و مستدل و تحسين برانگيز و قانع كننده‏ى دينى از نظر دانشجوها نباشد، همه‏ى آن تمهيدات بى‏فايده خواهد بود(3).
در رابطه با ايفاى نقش و انجام اين وظيفه خطير از بيانات مقام معظم رهبرى نكاتى چند استفاده مى‏شود كه در ذيل مى‏آيد:
1. اعتقاد به برد مباحث دينى در محافل آكادميك
برخى تصور مى‏كنند كه امروزه با توجه به طرح مباحث مختلف علمى در رشته‏هاى متنوع به ويژه حوزه علوم انسانى و مباحث متنوعى كه عمدتا از دانشگاه‏هاى غربى و دانش مدرن غربى اتخاذ شده است، در محيط هايى كه عمدتا اين گونه مباحث مطرح است براى جذابيت و گرايش آن ها به سخنان و مطالب ارایه‏دهنده بحث، بايد صرفا از همين ونه مباحث استفاده كرد و از طرح مباحث دينى دورى جست . يكى از نكاتى كه مقام معظم رهبرى در بحث ارتقاى فكر دينى در دانشگاه مطرح مى‏كنند ناظر به همين مسأله است :
اشتباه مى‏كنند كسانى كه فكر مى‏كنند در محيط هاى فرنگى - حالا اروپایى، امريكايى - وقتى حضور پيدا مى‏كنند، بايد همان حرف هاى خود آن ها را - صد سال است، دويست سال است كه از اين حرف ها دارند مى‏زنند - تكرار كنند و به خودشان بگويند؛ اين ها حرف نشد، اسلام حرف دارد ... تكرار كنند و به خودشان بگويند؛ اين ها حرف نشد، اسلام حرف دارد... امروز حقا و انصافاً در دنياى فكر و انديشه - حالا آن هايى كه با فكر و انديشه سر و كار ندارند، با آن ها كارى نداريم - يك خلأ و سؤال در دنياى غرب وجود دارد؛ اين خلأ را ديگر پاسخ هاى ليبرال دموكراسى نمى‏تواند پر كند، كما اين كه سوسياليزم نتوانست پر كند. اين خلأ را يك منطق انسانى و معنوى مى‏تواند پر كند، كه اين در اختيار اسلام است . از مرحوم دكتر زریاب كه هم دانشگاهى مسلط خوبى بود، هم طلبه‏ى خوبى بود - ايشان دوره‏ى طلبگى خود را گذرانده بود و با علوم اسلامى آشنا بود و شاگرد امام بود - يكى از دوستانمان نقل مى‏كرد - من خودم از ايشان نشنيدم - كه يك فرصت مطالعاتى در اواخر عمرش گرفته بود و رفته بود اروپا، بعد كه برگشته بود، گفته بود، امروز آن چيزى كه من در محيط هاى عملى دانشگاه‏هاى اروپا مشاهده كردم . نياز به ملاصدرا و شيخ انصارى است . شيخ انصارى كارش در حقوق است . فقه است؛ ملاصدرا حكمت الهى است . مى‏گويد من مى‏بينم امروز اين ها تشنه‏ى ملاصدرا و شيخ انصارى‏اند . اين برداشت يك استاد غرب‏شناس زبان‏دان مسلط به چند زبان اروپايى است كه سال‏ها هم در آن‏جاها زندگى كرده و درس خوانده بود و با علوم اسلامى هم آشنا بود. اين، برداشت اوست، كه برداشت عينى درستى است(4).
2. منطق قوى و مستدل‏
يكى از نكات مهم و ابزارهاى بسيار مؤثر براى بالا بردن فرهنگ و فكر دينى در قشر جوان و به ويژه اقشار تحصيل‏كرده و دانشجويان برخوردارى از توان علمى بالا و قدرت استدلال و برهان قوى است. اگر اساتيد داراى اطلاعات علمى مناسب و توانايى فكرى و منطقى در سطح بالا باشند در انتشار و تزريق فكر دينى به اين قشر كه اولا با افكار گوناگون و متنوع مواجه است و ثانيا خواهان دليل و برهان عقلى براى پذيرش هر مطلب و باور به ويژه باورهاى دينى است، موفق‏تر خواهد بود . لذا رهبرى معتقدند :
بايد پى در پى در محيط دانشگاه فكر دينى نو و مستدل عرضه كنيد و فكر دينى دانشجويان را ارتقا بدهيد ... با منطق قوى و اعتماد به نفس و اعتماد به اين منطق مى‏توان دل‏ها را جذب كرد(5) .
3. نگاه نو و مبتكرانه به مسایل دينى
يكى از آسيب‏هاى طرح مباحث مذهبى در دنياى امروز به ويژه نسبت به مخاطب جوان و دانشجو، طرح مسایل و مباحث با توجه به فضاى فكرى و فرهنگى و نوع نگاه مخاطب خاص به اين مسایل است .
در اين زمينه نكته‏اى كه مهم است اين است كه در اين راستا نيز همانند بسيارى از مسایل ديگر زندگى افراط و تفريط شده است . گاهى برخى افراد براى جذابيت مسایل دينى و پذيرش بيشتر آن در دنياى مدرن تا جايى پيش رفته‏اند كه به اجتهاد در اصول و تطبيق مسایل دينى با مبانى عصر جديد و متونى هم چون بيانيه حقوق بشر رسيده‏اند. برخى نيز هنوز در همان قالب‏هاى كليشه‏اى و تكرارى و كهنه و قديمى مباحث را طرح مى‏نمايند كه به هيچ‏وجه پاسخگوى نياز نسل جديد و انسان معاصر نمى‏باشد . مقام معظم رهبرى با ارایه دو راه برد عملى :
1. نگاه مبتكرانه و نو 2. تكيه بر همان مبانى اصيل؛ بر رعايت اعتدال در اين زمينه تأكيد دارند :
ما خيلى حرف داريم؛ حرف گفتنى و قانع كردنى بايد تبليغات را عمق داد؛ با حرف هاى نو و قوى و منطبق با معيارهاى روشنفكرى ،... نگاه نو، نگاه مبتكرانه به مسایل دينى و مسایل فكرى اسلامى ، همان نگاه روشن فكرى است و معنايش بدعت‏گذارى نيست . همان مبانى را با ابعاد جديدى كه انسان به بركت گذشت زمان آن ابعاد را مى‏شناسد، فهميدن و بيان كردن . از اين نبايستى ما غفلت كنيم (6).
4. توجه به همان اقشار(مذهبى و غيرمذهبى)
يكى از نكاتى كه از نظر مقام معظم رهبرى در بحث ارتقاى فكر دينى در دانشگاه مهم جلوه مى‏نمايد بحث توجه به اقشار مختلف دانشجو با فكرها و سليقه‏هاى متنوع و گوناگون و عدم انحصار توجه به اقشار مذهبى است :
مخاطبان خود را هم فقط دانشجويان متدين و مذهبى و حزب اللهى ندانيد؛ خوب، آن ها كه البته هستند. مخاطبان شما همه بدنه‏ى دانشجويى كشورند؛ حتى كسانى كه در دل با دين خيلى ميانه‏اى هم ندارند، اين ها هم مخاطب شمايند؛ آن ها را هم بايستى جذب كنيد... مى‏توان دل‏ها را ذب كرد، عنادها را حتى كم كرد يا در موارد زيادى از بين برد(7).
تجربه تشان داده است كه در بسيارى از مواقع اگر مطالب و نكات ارایه شده توسط اساتيد، جذاب ، پرمغز و منطقى و مستدل باشد، اشتياق افرادى كه با دين ميانه‏اى ندارند بسيار بيشتر از سايرين خواهد بود؛ چرا كه علت عمده عدم تمايل و ميانه خوب آن ها نسبت به دين، تصور غلط و اشتباه ايشان از دين و متوليان امور دينى و گاه بيان نامناسب و كج سليقه از دين و مسایل دينى است. بنابراين نبايد به هيچ وجه از اين قشر غافل شد و يا توجه كمترى به آن ها نشان داد.
توجه به نكات فوق و پيگيرى در تحقق دينى آن بر همه اساتيد دانشگاه به ويژه اساتيد معارف امرى ضرورى بوده و قطعا در ارتقاى فكر دينى و فرهنگ مذهبى در دانشگاه‏ها بسيار مؤثر خواهد بود .

منبع : نورپرتال





لينک مطلب
 توسط صغری شکوهی در شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 7:03 PM نظرات 0


POWERED BY RASEKHOON.NET