زیارت عاشورا

حسین مظلوم (علیه السلام)

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

درباره وبلاگ


به یمن گریه برای تو روز محشر هم/خموش میکنم از اشک خود جهنم را

نویسندگان

دیگر امکانات

ساعت فلش مذهبی
روزشمار محرم عاشورا
دانشنامه عاشورا
ذکر روزهای هفته

آخرين مطالب

آرشيو موضوعي

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

ارتباط با مدیر

نام :
ایمیل:
موضوع:

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 54973 نفر
كل مطالب : 131 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 3 آذر 1393 
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

بر حرب گاه چو ره آن کاروان فتاد

   شور نشور واهمه را در گمان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

  بر زخم های کاری تیر و کمان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

                                                        بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی اختیار نعره هذا حسین از او

سر زد چنان که آتش او در جهان فتاد

                پس با زبان پر گله آن بضعه ی رسول

                 رو در مدینه کرد که : یا ایها الرسول 

این کشته ی فتاده به هامون

نویسنده مجنون الحسین(ع) در جمعه 30 آبان 1393  | نظرات 0

داستانی عجیب و ترسناک و عبرت آموز است ماجرای سلیمان بن صرد

او از بزرگان شیعه بود
نام او در جاهلیت یسار بود و رسول خدا صلی الله علیه و آله او را سلیمان نام نهاده است. مردی جلیل و فاضل بوده که در کوفه ساکن بوده است و بزرگ قوم خود بوده و در جنگ صفین در صف یاران امیرالمؤمنین علیه السلام بوده است و در همین جنگ حوشب و ذی ظلیم دو تن از فرماندهان سپاه معاویه را کشته است.

پس از مرگ معاویه، شیعیان کوفه در منزل او اجتماع نموده او به مردم گفت:ای جماعت شیعه! همانا بدانید که معاویه ستمکار  رخت بربست و یزید شرابخوار به جای او نشست و حضرت امام حسین علیه السلام از بیعت او سربرتافت و به جانب مکه شتافت. و شما شیعیان او  و از پیش شیعیان پدر او بوده اید پس اگر می دانید که او را یاری خواهید کرد و با دشمنان او جهاد خواهید نمود ، نامه ای به سوی او نویسید و او را طلب نمایید و اگر ضعف و جبن بر شما غالب است و در یاری او سستی خواهید ورزید و آنچه شرط نیک خواهی و متابعت است به عمل نخواهید آورد ، او را فریب ندهید و در مهلکه اش نیفکنید.

همه گفتند اگر او بیاید ، جان فشانی خواهیم کرد

در خانه ی او برای امام نامه نوشتند و در اول نام ها نام او بود

اما...

نویسنده مجنون الحسین(ع) در جمعه 30 آبان 1393  | نظرات 0

((اَيُّهَا اْلاَ ميرُ اِنّا اَهْلُبَيْتِ النُّبُوَّةِ

وَمَعْدِنُ الرِّسالَةِ وَمُخْتَلَفُ الْمَلائكَةِ

وَمَهْبَطُ الرَّحْمَةِ بِنافَتَحَاللّه وبِنا يَخْتِمُ.

وَيَزيدُ رَجُلٌ شارِِبُ الْخَمْرِ وَقاتِلُ النَّفْسِ الْمُحْتَرَمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَمِثْلى لايُبايِعُ مِثْلَهُ وَلكِنْ نُصْبِحُ وَتُصْبِحُونَ

وَنَنْظُرُ وَتَنْظُرُونَ اَيُّنا اَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَالْبَيْعَةِ))

 

اى امير! ماييم خاندان نبوت و معدن رسالت ، خاندان ما است كه محل آمد و رفت فرشتگان و محل نزول رحمت خداست ، خداوند اسلام را از خاندان ما شروع و افتتاح نموده و تا آخر نيز همگام با ما خاندان به پيش خواهد برد. اما يزيد، اين مردى كه تو از من توقع بيعت با او را دارى مردى است شرابخوار كه دستش به خون افراد بى گناه آلوده گرديده ، اوشخصى است كه حريم دستورات الهى را درهم شكسته و علنا و در مقابل چشم مردم مرتكب فسق و فجور مى گردد. آيا رواست شخصيتى همچون من باآن سوابق درخشان و اصالت خانوادگى ، با چنين مرد فاسد بيعت كند و بايد در اين زمينه شما و ما آينده را در نظر بگيريم و خواهيد ديد كه كداميك از ما سزاوار و لايق خلافت و رهبرى امت اسلامى و شايسته بيعت مردم است .

 

(طبرى ، ج 7، ص 216 - 218. ابن اثير، ج 3، ص 263 و 264. ارشاد مفيد، ص 200. مثيرالا حزان ، ص 10. مقتل خوارزمى ، ص 182. لهوف ، ص 19.).

نویسنده مجنون الحسین(ع) در جمعه 30 آبان 1393  | نظرات 0
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...