بر حرب گاه چو ره آن کاروان فتاد
شور نشور واهمه را در گمان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاری تیر و کمان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره هذا حسین از او
سر زد چنان که آتش او در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعه ی رسول
رو در مدینه کرد که : یا ایها الرسول
این کشته ی فتاده به هامون



