راوى گويد: پس ار ورود اهل بيت عليه السّلام ، ابن زياد بد بنياد در قصردار الاماره نشست و صلاى عام در داد كه در آن مجلس عموم اهل كوفه حاضر گردند حكم نمود كه سر مطهر امام حسين عليه السّلام را در پيش روى آن لعين نهادند و زنان و دختران اهل بيت حضرت امام عليه السّلام و كودكان آن جناب در مجلس آن شقاوت ماب حاضر گرديدند؛ پس عليا مكرمه حضرت زينب خاتون عليه السّلام به قسمى كه او را نشناسند و ملتفت حال او نگردند نشست
ابن زياد شقى از حال آن مخدره سؤ ال كرد، ( در برخی منابع آمده چون حضرت زینب وارد مجلس شد مانند اسران رفتار ننمود سلام نکرد و اعتنایی به ابن زیاد نکرد ابن زیاد پرسید: من هذه المتکبرة؟ این زن متکبر کیست؟ ) حضرت زینب به او جوابی نداد اصلا به او محل نگذاشت.
به او گفتند: اين عليا مكرمه زينب خاتون دختر امير المومنين عليه السّلام است ابن زياد لعين متوجه آن جناب شد و با جسارت اين كلمات را گفت : حمد خدا را كه شما را رسوا نمود و دروغ شما را ظاهر ساخت.
حضرت زينب سلام الله علیها در جواب فرمود:
« اِنَّما يَفْتَضِحُ الْفاسِقُ وَ يَكْذِبُ الْفاجِرُ، وَ هُوَ غَيْرُنا. »رسوايى براى فاسقان است و دروغگويى درشان فاجران است و چنین کسی از ما نیست.
باز ابن زياد گفت : ديدى خدا با برادرت و اهل بيت تو چه كرد!



