زیارت عاشورا

حسین مظلوم (علیه السلام)

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

درباره وبلاگ


به یمن گریه برای تو روز محشر هم/خموش میکنم از اشک خود جهنم را

نویسندگان

دیگر امکانات

ساعت فلش مذهبی
روزشمار محرم عاشورا
دانشنامه عاشورا
ذکر روزهای هفته

آخرين مطالب

آرشيو موضوعي

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

ارتباط با مدیر

نام :
ایمیل:
موضوع:

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 54984 نفر
كل مطالب : 131 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 3 آذر 1393 
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

سپس ابوثمامه به امام علیه السلام عرض کرد: یا اباعبدالله می خواهم که به یاران خود بپیوندم و نمی خوام زنده بمانم در حالیکه تو را تنها از اهل خود و کشته ببینم.

 

امام علیه السلام فرمود: « برو که ما نیز ساعتی دیگر به تو می پیوندیم »

 

پس به نبرد پرداخت تا اینکه زخم های زیادی برداشت و پسر عمویش قیس بن عبدالله او را به شهادت رساند

 

 

 

به نقل از فرهنگ جامع سخنان امام حسین علیه السلام

 

نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 2 آذر 1393  | نظرات 0

بعد از حكم تبعيد ابوذر، عثمان دستور داد تا كسى او را مشايعت نكرده و با او سخن نگويد و ليكن امام على عليه السلام ، عقيل ، عمار ياسر، امام حسن و حسين عليه السلام ضمن مشايعت ، سخنانى را بدرقه راه ابوذر نمودند؛ در اين راستا امام حسين عليه السلام فرمود:


عمو جان ! به يقين خداوند متعال قدرت تغيير آنچه را مى بينى دارد؛ باريتعالى هر روز در كارى است؛ آنان دنيايشان را از تو و تو دينت را از ايشان بازداشتى ؛ چقدر تو بى نياز از دنياى آنان و ايشان محتاجدين تو مى باشند! از خداوند متعال صبر و يارى خواه و از آزمندى و بى تابى به او پناه ببر؛ بطور يقين صبر نشانه ديندارى و كرامت افراد است و آزمندى روزى را پيش نياورده و بى تابى اجلى را به تاءخير نمى اندازد

 

بحار الانوار 22/412. به نقل از کتاب قصه های امام حسین علیه السلام گردآورنده محمدحسین مهرآیین

 

نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 2 آذر 1393  | نظرات 0

((يا اَباعَبْدِالرَّحْمنِ اَما عَلِمْتَ اَنَّ مِنْ هَوانِ الدُّنْيا عَلَى اللّهِ

اَنَّ رَاءْسَ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيّا اُهْدِىَ اِلى بَغِي مِنْ بَغايا بَنِى اِسْرائيل ؟

اَما تَعْلَمُ اَنْ بَنِى اِسْرائيل كانُوا يَقْتُلُونَ مابَيْنَ طُلُوع الْفَجْرِ اِلى طُلُوع الشَّمْسِ سَبْعِينَ نَبِيّاً

ثُمَّ يَجْلِسُونَ فى اءسْواقِهِمْ يَبِيعُونَ وَيَشْتَرُونَ

كَاَنْ لَمْ يَصْنعُوا شَيْئاً

فَلَمْ يُعْجِّلِ اللّهُ عَلَيْهِمْ بَلْ اَمْهَلَهُمْ

وَاَخَذَهُمْ بَعْدَ ذلِكَ اَخْذَ عَزِيْزٍ ذى انْتِقامٍ

اتَّقِاللّه يا اَباعَبْدالرَّحْمنِ وَلا تَدَعَنَّ نُصْرَتى ))

 

پيش از آنكه امام عليه السلام به مكه وارد شود، عبداللّه بن عمر به حضور امام عليه السلام رسيد و به آن حضرت پيشنهاد صلح و سازش و بيعت با يزيد نموده و امام عليه السلام را از عواقب خطرناك مخالفت با طاغوت و اقدام به جنگ برحذر داشت در مقابل پيشنهاد عبداللّه بن عمر اين چنين پاسخ داد:

اى ابوعبدالرحمان ! مگر نمى دانى كه دنيا آنچنان حقير و پست است كه سر بريده (انسانى برگزيده و پيامبرى عظيم الشاءن مانند) يحيى بن زكريا(25) به عنوان هديه و ارمغان به فرد ناپاك و زناكارى از بنى اسرائيل فرستاده مى شود. مگر نمى دانى كه بنى اسرائيل (با خداى بزرگ آنچنان به مقام مخالفت برآمدند كه ) در اول صبح هفتاد پيامبر را به قتل مى رساندند سپس به خريد و فروش و كارهاى روزانه خويش مشغول مى شدند كه گويا كوچكترين جنايتى مرتكب نگرديده اند و خداوند به آنان مدتى مهلت داد ولى بالا خره به سزاى اعمالشان رسانيد و انتقام خداى قادر منتقم آنها را به شديدترين وجهى فرا گرفت؟

امام عليه السلام سپس چنين فرمود: يا ابوعبدالرحمان ! از خدا بترس ودست از نصرت و يارى ما برمدار!

 

(لهوف ، ص 26. مثيرالاحزان ، ص 20.)

نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 2 آذر 1393  | نظرات 0
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...