ورود امام حسین علیه السلام به مکه معظمه و رسیدن پی در پی نامه های کوفیان
آن حضرت در شب جمعه سوم شعبان وارد مکه معظمه شد، در حالیکه به این آیه مبارکه تمثل می جست:
« و لما توجه تلقاء مدین قال عسی ربی ان یهدینی سواء السبیل »
و چون ( موسی) متوجه شهر مدین شد، گفت: امید است پروردگارم هدایت کند مرا به راه راست که به مقصود رساند.
چون اهل مکه و جمعی که از اطراف به عمره آمده بودند خبر قدوم مسرت بخش امام را شنیدند، به خدمت آن حضرت مبادرت نمودند و هر صبح و شام به ملازمت آیشان مبادرت می نمودند.
از آن سو خبر وفات معاویه به کوفه رسید و کوفیان از فوت او مطلع شدند و خبر امتناع امام از بیعت و رفتن ایشان به مکه به آنها رسید. شیعیان کوفه در منزل سلیمان بن صرد خزاعی جمع شدند و حود و ثنای الهی ادا کردند و در باب فوت معاویه و بیعت یزید سخن گفتند. سلیمان گفت: ای جماعت شیعه بدانید که معاویه ستمکاره رخت بربست و یزید شرابخوار به جای او نشست و حضرت حسین علیه السلام با او بیعت نکرد و به جانب مکه شتافت، شما شیعیان او و از پیش شیعیان پدر او بوده اید، اگر می دانید که او را یاری خواهید کرد و با دشمنان او جهاد خواهید نمود نامه به سوی او بفرستید و او را طلب کنید ، و اگر ضعف و جبن بر شما غالب است و در یاری او سستی خواهید ورزید و آنچه شرط نیک خواهی و متابعت است به عمل نخواهید آورد او را فریب ندهید و در مهلکه اش نیفکنید.
ایشان گفتند: اگر حضرت به سوی ما بیاید همگی به ارادت با او بیعت خواهیم کرد و در یاری او با دشمنانش جان فشانی ها به ظهور خواهیم رسانید.
سپس نامه ها به سوی حضرت فرستادند و پیوسته این نامه ها به آن حضرت می رسید، حتی در یک روز ششصد نامه از آن بی وفایان به امام رسید و امام تامل می کرد و جواب ایشان را نمی نوشت تا آنکه نامه ها از حد گذشت و دوازده هزار نامه نزد حضرت سید الشهدا علیه اسلام جمع شد، لاجرم آن جناب نامه ای به این مضمون در جواب آنها نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم
این نامه ایست از حسین بن علی به سوی گروه مسلمانان یا مومنان کوفیان.
اما بعد، به درستیکه هانی و سعید آخرین نفرات بودند از فرستادگان شما، رسیدند و نوشته های شما را رساندند، بعد از آنکه رسولان بسیار و نامه های بی شمار از شماها به من رسیده بود و بر مضامین همه آنها اطلاع یافتم و حاصل جمیع آنها این بود که : ما امامی نداریم به زودی به نزد ما بیا، شاید که حق تعالی ما را به برکت تو بر حق و هدایت مجتمع گرداند.
اینک به سوی شما فرستادم برادر و پسر عمو و ثقه ی اهل بیت خویش، مسلم بن عقیل را، پس اگر بنویسد به سوی من که مجتمع شده رای اکثر شما مردم و خردمندان و بزرگان شما در آنچه در نامه ها درج کرده بودید، ان شاء الله به زودی به سوی شما حرکت خواهم کرد.
به جان خودم قسم! امام و پیشوای مردم کسی نیست مگر آن که بر اساس قرآن حکم کند، اجرای عدالت نماید، یه دین پایبند باشد و خود را به خاطر خدا وقف اجرای آن نماید والسلام.
زمانیکه مسلم بن عقیل به کوفه رسید در خانه ی مختار بن ابی عبیده ی ثقفی ( و یا به روایت طبری در خانه مسلم بن عوسجه) ساکن شد و مردم فوج فوج خدمت آن جناب رسیدند و او نامه ی امام حسین علیه السلام را بر هر جماعتی از ایشان می خواند و ایشان با شنیدن کلمات نامه، گریه کرده، بیعت می نمودند.
شیخ مفید و دیگران گفته اند هجده هزار نفر از کوفیان با مسلم بیعت کردند و مسلم نامه ای به سوی امام نوشت که: تا کنون هجده هزار نفر به بیعت شما درآمده اند.
ادامه دارد
نویسنده مجنون الحسین(ع) در شنبه 1 آذر 1393 |
نظرات
0