زیارت عاشورا

حسین مظلوم (علیه السلام)

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

درباره وبلاگ


به یمن گریه برای تو روز محشر هم/خموش میکنم از اشک خود جهنم را

نویسندگان

دیگر امکانات

ساعت فلش مذهبی
روزشمار محرم عاشورا
دانشنامه عاشورا
ذکر روزهای هفته

آخرين مطالب

آرشيو موضوعي

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

ارتباط با مدیر

نام :
ایمیل:
موضوع:

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 55001 نفر
كل مطالب : 131 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 3 آذر 1393 
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...

ادامه ماجرای مسلم بن عقیل در کوفه

 

وقتی خبر ورود مسلم و بیعت کوفیان در کوفه منتشر شد، نعمان بن بشیر (والی کوفه منصوب از جانب معاویه و یزید) مردم را تهدید کرد که از مسلم دست بکشند اما مردم توجهی به او ننمودند. عبدالله بن مسلم بن ربیعه که هواخواه بنی امیه بود نامه ای به یزید نوشت و اخبار کوفه را به اطلاع او رساند و والی مقتدری از او درخواست کرد. ابن سعد و دیگران نیز به یزید چنین نامه هایی نوشتند.

 

یزید عبیدالله بن زیاد را علاوه بر امارت بصره والی کوفه نمود و برای او نامه نوشت که فورا به کوفه رود و مسلم را به دست آورده یا به قتل برساند یا از کوفه بیرون نماید.

 

ابن زیاد به کوفه رفت و خطبه ای خواند و مردم را سخت بترسانید و عده ای را وعده جایزه داد .

 

وقتی خبر به مسلم رسید به خانه ی هانی رفت و در آنجا پناه گرفت، شیعیان پنهانی به سوی او می آمدند و با او بیعت می کردند . ابن زیاد نمی دانست مسلم کجاست. تا اینکه  غلام خود معقل را به عنوان جاسوس فرستاد تا خود را شیعه معرفی کرده هم جای مسلم را پیدا کند و هم شیعیان را شناسایی نماید. او موفق شد و هانی را دستگیر کردند.

 

جمعی بیعت کنندگان دور مسلم جمع شدند تا بر ابن زیاد حمله برند، ابن زیاد چون شورش کوفیان را دید. عده ای را فرستاد تا در بین مردم با شایعه پراکنی آنها را پراکنده سازند. سپس شبث بن ربعی را با گروهی از منافقان بیرون فرستاد ( تا نقش لشکری را بازی کنند که از سمت شام به طرف کوفه می آیند)  و در کوفه ندا داد: بر بام های خود روید و لشکرهای شام را که به اینجا می آیند ببینید . بر خود رحم کنید و پراکنده شوید. و ...

 

ابومخنف از یونس بن اسحاق روایت کرده و او از عباس جدلی که: ما چهارهزار نفر بودیم که با مسلم برای دفع ابن زیاد خروج کردیم هنوز به قصر الاماره نرسیده بودیم که سیصد نفر شدیم.

 

مردم کوفه همین طور از اطراف مسلم پراکنده می شدند تا جاییکه زنان می آمدند و دست فرزندان یا برادران خود را گرفته به خانه می بردند و مردان می آمدند و فرزندان خود را می بردند.. مسلم نماز مغرب را در مسجد خواند درحالیکه از آن جماعت انبوه جز سی نفر باقی نمانده بود . جون خواست از مسجد بیرون آید بیشتر از ده نفر با او نبود و چون از کنده ی در پا بیرون گذاشت یک تنه تنها مانده بود.

 

پس از ماجراهای فراوان از مظلومیت مسلم، با دغل و فریب او را دستگیر کردند و در حالیکه تشنه بود  در روز عرفه ، سر از تنش جدا نموده از بالای قصر الاماره بر زمین افکندند.

نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 2 آذر 1393  | نظرات 0

راوى گويد: پس ار ورود اهل بيت عليه السّلام ، ابن زياد بد بنياد در قصردار الاماره نشست و صلاى عام در داد كه در آن مجلس عموم اهل كوفه حاضر گردند حكم نمود كه سر مطهر امام حسين عليه السّلام را در پيش روى آن لعين نهادند و زنان و دختران اهل بيت حضرت امام عليه السّلام و كودكان آن جناب در مجلس آن شقاوت ماب حاضر گرديدند؛ پس عليا مكرمه حضرت زينب خاتون عليه السّلام به قسمى كه او را نشناسند و ملتفت حال او نگردند نشست

 ابن زياد شقى از حال آن مخدره سؤ ال كرد، ( در برخی منابع آمده چون حضرت زینب وارد مجلس شد مانند اسران رفتار ننمود سلام نکرد و اعتنایی به ابن زیاد نکرد ابن زیاد پرسید: من هذه المتکبرة؟ این زن متکبر کیست؟ ) حضرت زینب به او جوابی نداد اصلا به او محل نگذاشت.

 به او گفتند: اين عليا مكرمه زينب خاتون دختر امير المومنين عليه السّلام است ابن زياد لعين متوجه آن جناب شد و با جسارت اين كلمات را گفت : حمد خدا را كه شما را رسوا نمود و دروغ شما را ظاهر ساخت.

حضرت  زينب سلام الله علیها  در جواب فرمود:

« اِنَّما يَفْتَضِحُ الْفاسِقُ وَ يَكْذِبُ الْفاجِرُ، وَ هُوَ غَيْرُنا. »رسوايى براى فاسقان است و دروغگويى درشان فاجران است و چنین کسی از ما نیست.

 باز ابن زياد گفت : ديدى خدا با برادرت و اهل بيت تو چه كرد!

نویسنده مجنون الحسین(ع) در شنبه 1 آذر 1393  | نظرات 2

پرسش: با توجه به منابع معتبر جریان دو طفل حضرت مسلم را نقل کنید. آیا آنها در کربلا حاضر بودند یا همراه پدر به کوفه رفتند؟

 

پاسخ:

مسلم بن عقیل پسر عمو و نماینده امام حسین ـ علیه‌السلام ـ بود که از طرف آن حضرت مأموریت مهم سفارت امام را در کوفه به عهده گرفت. [۱]


حرکت مسلم به‌سوی کوفه
مسلم بن عقیل مخفیانه به همراه سه نفر از کسانی که نامه‌های سران قبایل کوفه را برای امام آورده بودند، در مورخه ۱۵ رمضان سال ۵۹ هجری قمری از مکه عازم کوفه شدند و در بین راه به مدینه رفته و قبر پیامبر را زیارت کرده و نماز خوانده و با اقربای خود در آن شهر وداع نموده و با اجیر گرفتن دو نفر به‌عنوان راهنما عازم کوفه شدند. [۲]

نویسنده مجنون الحسین(ع) در شنبه 1 آذر 1393  | نظرات 0
1 2 3 4 5 6 7 8
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...