زیارت عاشورا

حسین مظلوم (علیه السلام)

کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا

درباره وبلاگ


به یمن گریه برای تو روز محشر هم/خموش میکنم از اشک خود جهنم را

نویسندگان

دیگر امکانات

ساعت فلش مذهبی
روزشمار محرم عاشورا
دانشنامه عاشورا
ذکر روزهای هفته

آخرين مطالب

آرشيو موضوعي

لینک دوستان وبگاه

آرشیو مطالب

ارتباط با مدیر

نام :
ایمیل:
موضوع:

آمار وبلاگ

كل بازديدها : 54971 نفر
كل مطالب : 131 عدد
آخرين بروز رساني : دوشنبه 3 آذر 1393 
باز این چه شورش است ... محرم آمد ... یاحسین ...
عباس بن على: او در سال بیست و شش هجرى متولد شد و مادر بزرگوار آن حضرت، ام البنین فاطمه دختر حزام بن خالد است.

على علیه ‏السلام به برادرش عقیل - كه عالم به انساب و اخبار عرب بود - فرموده بود: براى من زنى را كه فرزندانى شجاع بیاورد انتخاب كن. عقیل، فاطمه دختر حزام را معرفى كرد و گفت: در عرب شجاع‌تر از پدران او كسى را نمى‌شناسم . على علیه‏السلام با او ازدواج كرد و اول فرزندى كه از ام‌البنین به دنیا آمد عباس علیه‏السلام بود كه او را به سبب زیبائى سیما، قمر بنى‌هاشم لقب داده بودند و كنیه او ابوالفضل است، و پس از عباس از ام البنین سه فرزند به ترتیب عبدالله و عثمان و جعفر متولد شدند. عباس بن على چهارده سال با پدرش امیرالمؤمنین علیه السلام و مابقى عمر را در كنار دو برادرش زندگى كرد و هنگام شهادت سى و چهار سال از عمر شریفش گذشته بود. او در شجاعت بى نظیر بود و هنگامى كه بر اسب سوار مى‏شد پاى مباركش به زمین مى‏رسید.

 

نویسنده مجنون الحسین(ع) در دوشنبه 26 آبان 1393  | نظرات 0

فرزندان امیر المؤمنین علیه‏السلام

1- عبدالله بن على:مادر او فاطمه ‏ام‌البنین است و هنگام شهادت امیرالمؤمنین علیه‏السلام كودكى شش ساله بوده است. و در واقعه كربلا حدود 27 سال از عمرش مى‏گذشت. هنگامى كه اصحاب امام علیه‏السلام و گروهى از اهل‌بیت او شهید شدند، عباس بن على علیه‏السلام برادران خود را كه از مادر با او یكى بودند خواند و گفت: به میدان روید.

اولین آنها عبدالله بن على كه از عثمان و جعفر بزرگتر بود بپاخاست، ابوالفضل به او گفت: اى برادر! به میدان برو تا تو را كشته در راه خدا ببینم و تو فرزندى ندارى، پس او به میدان آمد و رجز مى‏خواند و شمشیر مى‏زد و مبارزه كرد تا آن كه مردى به نام هانى بن ثبیت بر او حمله كرد و با شمشیر ضربه‌اى بر سر او وارد كرد و او را شهید نمود.( ابصار العین، 34.)

2- عثمان بن على: او بعد از برادرش عبدالله بن على به میدان رفت در حالى كه بیست و یك سال از عمر او مى‏گذشت.( صاحب ابصار العین سن این نوجوان را بیست و سه سال ذكر كرده و این صحیح‌تر به نظر مى‏رسد زیرا برادرش جعفر از او كوچكتر بوده و او بیست و یك ساله بوده است.) و این رجز را مى‏خواند:

"انى انا عثمان ذو مفاخر شیخى على ذوالفعال الطاهر سنو النبى ذى الرشاد السائرما بین كل غائب و حاضر."( «من عثمان صاحب مفاخر هستم، شیخم على صاحب كردار پاك است، برادر پیامبر صاحب استقامت و هدایت، میان هر غائب و حاضر است.»)

خولى بن یزید تیرى بر او زد و او را به شهادت رسانید. و برخى نوشته‏اند كه: در اثر آن تیر از اسب به روى زمین افتاد و مردى از قبیله بنى ابان بر او حمله كرد و او را شهید نمود و سر او را از بدن جدا كرد.( نفس المهلوم، 327. از على علیه‏السلام روایت شده كه: من این فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون نام نهادم.)

3- جعفر بن على:او هنگام شهادت على علیه‏السلام دو ساله بود و با برادرش امام حسن علیه‏السلام دوازده سال و با برادرش امام حسین علیه‏السلام بیست و یك سال زندگى كرد، و روایت شده است كه امیرالمؤمنین علیه‏السلام او را به نام برادرش جعفر نامگذارى كرد به جهت علاقه‏اى كه به برادرش داشت. او نیز به میدان رفت و این رجز را مى‏خواند:

"انى انا جعفر ذو المعالى ابن على الخیر ذوالنوال ذاك الوصى ذو السنا و الوالى حسبى بعمى جعفر و الخال احمى حسینا ذى الندى المفضال." («من جعفر صاحب مراتب هستم، فرزند على نیكو خصلت و صاحب كرم، او كه وصى پیامبر و داراى مرتبه‏اى بلند و والى است، عمویم جعفر مرا كافى است؛ حسین را حمایت مى‏كنم كه صاحب فضل و كرم است.»)  (مناقب ابن شهر آشوب، 4/107.)

و مبارزه كرد تا آن كه خولى بن یزید بر او حمله‏ور گردید و او را به شهادت رسانید و بعضى قاتل او را هانى بن ثبیت ذكر كرده‏اند.( ابصار العین، 35.)

4- ابوبكر بن على: مورخان، نام او را ذكر نكرده‏اند و ابوبكر كنیه اوست، و مادر او لیلا دختر مسعود بن خالد است. او نیز به میدان آمد و رجز خواند و مبارزه كرد تا این كه به دست مردى از قبیله همدان شهید شد.( مقاتل الطالبیین، 87.)

5- محمد بن على: او محمد اصغر است و امیرالمؤمنین علیه‏السلام فرزند دیگرى به نام محمد دارد كه از او بزرگتر بوده است لذا او را محمد اصغر مى‏گویند، مادر او ام ولد است. او را مردى از قبیله بنى ابان به شهادت رسانید.( مقاتل الطالبیین، 85.) بعضى مادر او را اسمأ بنت عمیس نوشته‏اند.( تاریخ طبرى، 6/89.)

6- عباس الاصغر(بعضى احتمال داده‏اند كه از فرزندان امیرالمؤمنین علیه‏السلام دو نفر به نام عباس در كربلا شهید شدند: یكى عباس الاصغر است كه شب عاشورا به شهادت رسیده است كه مادر او صهبأ ثعلبیه است و دیگرى عباس الاكبر است كه روز عاشورا شهید شده است با سه برادر دیگرش كه مادرشان فاطمه‏ ام البنین مى‏باشد. مقرم عباس الاصغر را از جمله اولاد على علیه‏السلام ذكر كرده است كه او و عمر اطرف از یك مادر بودند به نام «صهبأ»، و نقل كرده كه این بزرگوار شب عاشورا براى آوردن آب به شریعه فرات رفت و در آنجا شهید گردید. (العباس مقرم 52/ وسیلة الدارین، 262).):از قاسم بن اسبغ مجاشعى نقل شده است كه گفت: وقتى كه سرهاى شهدا را وارد كوفه مى‏كردند سوارى را دیدم كه سر جوانى را كه محاسن نداشت به گردن اسب خود آویخته و صورت آن جوان مثل ماه شب چهارده مى‏درخشید، وقتى كه اسب، سرش را به زیر مى‏برد آن سر نازنین به زمین مى‏رسید، از آن سوار سؤال كردم كه این سر كدام مظلوم است كه به گردن اسب خود آویخته‏اى؟!

گفت: سر عباس بن على!

گفتم: تو كیستى؟

گفت: حرملة بن كاهل اسدى.

قاسم گفت: چند روزى نگذشت كه دیدم صورت حرمله سیاه شد.( تذكرة الخواص، 281.)

۷- حضرت عباس که توضیح آن در ژستی جدا خواهد آمد ان شاء الله

8 - محمد بن عباس بن على:ابن شهر آشوب در بیان شهداى بنى‌هاشم با امام حسین علیه‏السلام ذكر كرده است كه: بعضى گفته‏اند محمد بن عباس بن على بن ابى طالب نیز شهید شده است.( مناقب ابن شهر آشوب 4/112.)

ادامه دارد...

منبع:قصّه كربلا- به ضمیمه قصّه انتقام‏، على نظرى‏منفرد. به نقل از سایت تبیان

نویسنده مجنون الحسین(ع) در یک شنبه 25 آبان 1393  | نظرات 0

2- ابوبكر بن الحسن: او و برادرش قاسم از یك مادر و پدر بودند. از امام باقر علیه‏السلام نقل است كه او را مردى به نام عقبة الغنوى به شهادت رسانید.( ابوالفرج، شهادت او را قبل از قاسم نوشته است ولى طبرى و جزرى و شیخ مفید شهادت این نوجوان را بعد از قاسم ذكر كرده‏اند. (نفس المهموم، 325).)

3- عبدالله بن الحسن:در حالى كه سپاه كوفه امام علیه‏السلام را محاصره كرده بود، عبدالله بن الحسن كه هنوز به حد بلوغ نرسیده بود مى‏خواست خود را شتابان به امام علیه‏السلام برساند، زینب كبرى خواست او را از این عمل باز دارد ولى او مقاومت مى‏كرد و مى‏گفت: به خدا قسم كه از عمویم هرگز جدا نمى‌گردم. در این هنگام بحر بن كعب - و بعضى گفته‏اند حرملة بن كاهل - با شمشیر به امام حسین علیه‏السلام حمله كرد، عبدالله به او گفت: اى پسر زن بدكاره! مى‏خواهى عمویم را بكشى؟ و او شمشیر خود را به طرف آن كودك فرود آورد، عبدالله دست خو را سپر قرار داد و شمشیر، دست او را قطع كرده و آن را به پوست آویزان كرد، پس او فریاد مى‏زد: اى مادر!

عباس آخرین شهید از اصحاب امام حسین علیه‏السلام بود، و بعد از او كودكانى از آل ابى طالب كه سلاح نداشتند شهید شدند.

امام حسین علیه‏السلام آن كودك را در آغوش كشید و گفت: اى پسر برادر! در این سختى شكیبا باش و از خداى خود چشم نیكى دار تا تو را به پدران نیكوكارت ملحق كند.

حرملة بن كاهل تیرى به او زد در حالى كه در دامان امام قرار داشت و آن كودك به شهادت رسید.(الملهوف، 51.)

4- حسن بن الحسن:یكى دیگر از فرزندان امام مجتبى، حسن مثنى است، او روز عاشورا به میدان آمد و همانند دلیران رزمجو جنگید تا به زمین افتاد؛ هنگامى كه سپاه كوفه براى جدا كردن سرهاى شهدا آمدند، دیدند كه او هنوز زنده است و رمقى در او باقى است، اسمأ بن خارجه كه از خویشان مادرى او بود، وساطت كرد و او را با خود به كوفه برد و مداوا كرد تا زخم‌هاى تن او التیام یافت و بعد از كوفه به مدینه رفت.( حیاة الامام الحسین، 3/256.)

منبع:قصّه كربلا- به ضمیمه قصّه انتقام‏، على نظرى‏منفرد. به نقل از سایت تبیان

نویسنده مجنون الحسین(ع) در پنج شنبه 22 آبان 1393  | نظرات 1
1 2 3 4 5 6 7 8
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد...