سال جهاد اقتصادی و ده اصل مغفول در بانکداری ایران
نويسنده:
علی اصغر خرم
دکتر طهماسب مظاهری در سایت اقتصاد ایرانی :
نظام بانکی با بهره گیری از ظرفیت و منابع خود به حفظ قوام اقتصادی کشور کمک شایانی کرده و ضربه گیر برخی از مشکلات بوده و بخش بزرگی از قوام موجود اقتصادی فعلی مرهون حضور و فعالیت نظام بانکی است.یقینا توان و ظرفیت های بالقوه ی نظام بانکی می تواند پس از حل مسائل مبتلابه، مددکار رشد و تعالی کشور و بهبود سطح معیشت شهروندان باشد، و میتوان ادعا کرد رشد و تعالی اقتصادی کشور بدون همراهی و مساعدت نظام بانکی توانمند و پویا قابل حصول نیست و نیل به اهداف اقتصادی مندرج در سند چشم انداز درگرو توانمند شدن نظام بانکی و رفع مسائل مبتلا به آن است. گزارش حاضر اهم مسائل بانکداری در ایران را برای بحث کارشناسانه و یافتن راههای برون رفت از آن ارائه میکند و به هیچ وجه نافی خدمات و اقدامات ارزشمند نظام بانکی و مدیران و کارکنان صدیق بانکها و بانک مرکزی نیست. از آنجا که گزارش فوق درنشست اخیر انجمن اقتصاد دانان مطرح و به بحث کشیده شده لذا ضمن تشکراز انجمن اقتصاددانان به باز تشریح ویژگی های مسایل موجود در بانک ها می پردازیم.
مسائل حال حاضر دربانکداری ایران را میتوان در 10 عنوان زیر طبقه بندی نمود:
1- کم بودن سرمایه بانک ها نسبت به حجم اقتصاد و رشد مورد نیاز
2- نقش سهامدار
3- تعادل منابع و مصارف
4- عدم اجماع در خصوص لزوم وجود مدیریت متخصص
5- فقدان سیاست جامع در خصوص سود بانکی
6- فقدان احکام متناسب با پول اعتباری
7- استفاده از عقود بازار سرمایه در قراردادهای بانکی
8- ضعف توان نظارت بانک مرکزی
9- دخالت سازمانهای غیرمسئول-غیر متخصص- ذینفع در سیاست گذاری پولی
10- قلب برخی مفاهیم پایه ای
روشن تر شدن ماهیت هر یک از مسائل، به یافتن راه حل مناسب برای حل مسائل و مشکلات کمک میکند. لذا توضیح مختصری به شرح زیر ارایه می شود:
کم بودن سرمایه بانک ها نسبت به حجم اقتصاد و رشد مورد نیاز
تامین اعتبار فعالیت های اقتصادی از سه طریق انجام می شود: اعتبارات دولت، بازارسرمایه، و نظام بانکی.
اعتبارات نظام بانکی حدود ده برابر سرمایه ی بانکها است. میزان تقاضای اعتباراز سیستم بانکی در حال حاضر بسیار بیشتر از ده برابرمجموع سرمایه بانکها است. درچنین شرایطی بانک ها یا باید از پرداخت اعتبار خودداری کنند و یا به تقاضا ها پاسخ دهند و نسبت های کفایت سرمایه را رعایت نکنند و ریسک بانک را بالا ببرند و صورتهای مالی بانک را بی اعتبار و غیر قابل اتکا کنند. راه حل مناسب، افزایش سرمایه بانک است.
حدود سه سال قبل یک بررسی کارشناسی در بانک مرکزی نشان داد که برای تحقق رشد 8 درصدی تولید ناخالص ملی 30 هزار میلیارد تومان سرمایه بانکی جدید نیاز است. و در نظر گرفته شد که نیمی از آن از طریق بانکهای دولتی و نیمی از آن از طریق بانکهای خصوصی تامین شود. در آن زمان حدود سه هزار میلیارد تومان از آن برای بانک توسعه صادرات و بانک صنعت و معدن تامین شد. و لایحه افزایش سرمایه بانکهای دولتی تهیه و به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد و همزمان تشویق افزایش سرمایه بانکهای خصوصی و همچنین ایجاد بانک خصوصی جدید در برنامه کار قرار گرفت. این مسئله هنوز موضوعیت دارد. روشن است که تشویق بانکها به تقویت و افزایش سرمایه، نسبت به ایجاد بانکهای خصوصی کوچک موثر تر و مفیدتر است
نقش سهامدار
یکی دیگر از اقدامات ضروری برای بهبود نظام بانکی، تبیین نقش سهامداران در فعالیت بانک ها است. سهامداران بانک اعم از دولت یا بخش خصوصی باید قبول کنند که منابع بانک، سپرده های مردم است، و متعلق به سهامداران نیست و نباید به تامین نیاز سهامداران اختصاص یابد. این مشکلی است که دولت در تنظیم ارتباط غیراصولی خود با بانکهای دولتی مبدع آن بوده است و اکنون نیز از طریق پیشقدم شدن در اصلاح این رابطه میتواند حلال این مشکل باشد.
تعادل منابع و مصارف
تعادل منابع و مصارف یکی از اصول اولیه مدیریت موسسات مالی است. عواملی نظیر تسهیلات تکلیفی و یا تسهیلات دستوری، در طول سالیان گذشته موجب شده تعادل منابع و مصارف، به عنوان یک موضوع جنبی و درجه دوم تبدیل گردد. حل این مسئله یکی دیگر از الزامات اصلاح نظام بانکداری است.
عدم اجماع در خصوص لزوم وجود مدیریت متخصص
عدم اجماع در خصوص لزوم مدیریت حرفه ای و تخصصی در بانکداری و کنترل آن توسط دستگاه ناظر ذیربط، مساله دیگری است که اصلاح نظام بانکی در گرو آن است. بحثی که طی روزهای گذشته در جامعه و مطبوعات مطرح شد، جلوه ای از این عدم اجماع است. البته در این بحثی که به صورت عمومی مطرح شد، هم بانک مرکزی و هم وزارت اقتصاد دقیق و حرفه ای عمل نکردند. وزارت اقتصاد، این اصل را که صلاحیت تخصصی و حرفه ای و تجربی هیات مدیره ی بانکها را باید تائید کند، زیر سوال برد. این اصلی است که همیشه و در همه بانکها و موسسات مالی در همه ی دنیا ملاک انتخاب هیات مدیره است. در قانون پولی و بانکی ایران هم اختیارات وسیعی برای تنظیم و تنسیق امور بانکها به بانک مرکزی داده شده است. این اختیار بانک مرکزی یک امر عقلائی است. ترکیب سهامداران بانک، اعم از دولتی یا خصوصی یا تعاونی هم در این وظیفه و رسالت بانک مرکزی خدشه ای وارد نمی کند. تائید صلاحیت تخصصی و حرفه ای مدیران یک موسسه توسط مقام ناظر بر آن فعالیت جزو بدیهیات است و به بانک و موسسات مالی و اعتباری محدود نمی شود. تخصص و صلاحیت حرفه ای مدیران یک داروخانه باید توسط وزرات بهداشت تائید گردد. مدیران واحدهای خدماتی شهری از جمله فروشندگان مواد غذائی، نانوائی،.. نیز توسط سازمان ناظر مربوطه تائید صلاحیت میشوند. مدیران کارگزاری بورس توسط سازمان بورس تائید صلاحیت می شوند. این امری بدیهی و روشن است که هنوز در خصوص بانکها اجماع در آن حاصل نشده است و متاسفانه این اختلاف نظر به صورتی که شاهد آن بودیم در جامعه مطرح می شود.
به نظر می رسدعلیرغم حقانیت بانک مرکزی در این بحث اخیر، روش مورد عمل آن بانک متناسب با منش ورسالت ذاتی سیاستگذار پولی نبود چراکه صلاحیت مدیران شاغل در برخی بانکها را زیر سوال برد و آن را در رسانه ها مطرح کرد. هنر بانک مرکزی القای آرامش در فضای موسسات پولی و پرهیز ار اقدامات "حادثه مدار" است. بانک مرکزی می بایست نظر خود را در زمان انتصاب مدیران اعمال کند. اگر هم در خصوص صلاحیت تخصصی یک مدیر شاغل تردیدی داشته باشد، نظر خود را به شکلی که موجب نگرانی سپرده گذاران و مشتریان بانک نشود به مجمع عمومی بانک اعلام و آن را اعمال کند. البته در آنچه اتفاق افتاد به دلیل اینکه حساسیت مردم نسبت به بحث های اختلافی دستگاهها کاهش یافته و مطالب مطروحه خیلی جدی گرفته نمی شود، موضوع به آرامی طی شد، و خسارت زیادی به بانکی که صلاحیت مدیرانش زیر سوال رفته بود، وارد نیامد.
نويسنده:
علی اصغر خرم همزمان با آغاز سال جديد مقام معظم رهبري سال 90 را به عنوان سال جهاد اقتصادي نامگذاري كردند. اين عنوان اقتصادي كه در پي دو سال با عناوين اقتصادي مطرح شد، نشاندهنده اهميت بالاي مسائل اقتصادي و حساسيت پرداختن به اين بخش است.
نويسنده:
علی اصغر خرم بیانات مقام معظم رهبری در تمامی سخنرانیها و دیدارها بیانگر بهترین مسیر برای تحقق پیشرفت توأم با عدالت و ارتقای ایران اسلامی است. این موضوع بهطور خاص در ابتدای هر سال با توجه به نامگذاری سال جدید تبلوری دیگر یافته و تبدیل به انگیزهای مضاعف در میان مردم و مسئولان برای اجرای منویات ایشان میشود.
نويسنده:
علی اصغر خرم شبکه ایران_ سید علی امامی_ بهار 90 میتواند آغازی نو برای اقتصاد ایران باشد. هر چند جریان تغییرات اقتصادی از 2 سال پیش شروع شده، با این حال امسال نقطه عطفی برای آن میباشد.
نويسنده:
علی اصغر خرم احتمالا عده اي بر این باورند، قانون بانکداري بدون ربا، قانوني است که مطابق مباني اسلامي نوشته شده است؛ بنابراین، پايه ادعاهايي که آوردم، سست است، ولی خوب است به اين مسأله توجه شود که چون قانون بانکداري بدون ربا، مورد تأييد بسياري از کارشناسان ديني است و از آن مهمتر، تصويب شده در نظام جمهوري اسلامي است، قطعا من هم از لحاظ شرعي خدشه اي به آن وارد نمي دانم؛ اما مشکل اينجاست که اين قانون فقط روي کاغذ است و 25سال است در عمل اجرا نشده. به عبارت ديگر، اين قانون، برنامه عمل احکام شرعي اسلام است، ولی مانند احکام شرعي اگر به آن عمل نشود، نتيجه همان معامله نامشروع می شود؛ بنابراین، همه آثار مستقيم و وضعي چنين معاملاتي بر جامعه در حال تحميل شدن است و صرف تصويب قانوني درست آن را برطرف نمي کند.
نويسنده:
علی اصغر خرم به نظر مي رسد، تداوم اجراي درست قانون هدفمندي يارانه ها، نهضت اشتغال زايي و تحول در نظام بانکي بايد سه محور اصلي برنامه عمل دولت در سال جهاد اقتصادي باشد که البته خوشبختانه، رئيس جمهور محترم نيز با اشراف کامل به درستي بر در دستور کار بودن آنها در سال 90 تأکيد کرده است.
نويسنده:
علی اصغر خرم امسال مزین به نام جهاد اقتصادی است. این عنوان بازتاب واقعیات و الزامات حاکم بر کشور در دوره کنونی است. جهاد اقتصادی در تجانس با گفتمان پیشرفت و عدالت و به عنوان یکی از نشانه ها و پازل های این گفتمان، نوید دهنده حرکت رو به جلو نظام اسلامی است.
نويسنده:
علی اصغر خرم بولتن نيوز: مقام معظم رهبری بنا بر روند سالهای گذشته امسال را هم سال جهاد اقتصادی نامیده اند. تحلیلها و نوشته های بسیاری در جهت تبیین مفهوم جهاد و چرایی قرار گرفتن ان در کنار اقتصاد در تریبونها و رسانه های مختلف بیان شده است لذا در این نوشتار برانیم تا به بررسی جهاد اقتصادی از منظری متفاوت بپردازیم .
نويسنده:
علی اصغر خرم شبکه ایران_ جامعه زنده و بانشاط جامعهای است که در مسیر رشد و تکامل قرار داشته باشد. با نگاهی به موضوعات کلان جامعه در مییابیم که شاید بتوان تمامی لوازم رشد آن را در سه حوزهی اقتصاد، سیاست و فرهنگ دستهبندی کرد؛ لذا چنانچه جامعه اسلامی بخواهد از جهت مادی و معنوی رشد کند و ارزشهای اسلامی در آن پرورش یابد، بایستی از نظر اقتصادی نیز از سطح قابل قبولی برخوردار باشد که در ادبیات اقتصاد اسلامی آن را از نظر فردی سطح کفاف و از نظر اجتماعی توازن مینامند.
نويسنده:
علی اصغر خرم
نويسنده:
علی اصغر خرم در باب مفهوم و نسبت دو كلمه جهاد و اقتصاد در عبارت « جهاد اقتصادی » كه نام سال 90 شمسی لقب گرفته است ، شش نكته حائز اهمیت است:
نويسنده:
علی اصغر خرم حجتالاسلام والمسلمين علي شاهرخي* :
نويسنده:
علی اصغر خرم نامگذاري سالها از سال 78 توسط مقام معظم رهبري آغاز شد و از همان سالها بود كه اين نوع نامگذاري تبديل شد به نوعي تعيين استراتژي كشور توسط بالاترين مقام كشوري. از همان سالها بود كه مقام معظم رهبري با درايت نقاط ضعف و يا موارد تاكيدي را مورد شناسايي قرار داده و با نامگذاري آن سال براي بهبود امور نوعي تكليف شرعي براي دولتمردان تعيين مي كردند.
نويسنده:
علی اصغر خرم يكي از دستور العمل هاي اجرايي براي تحقق جهاد اقتصادي در كلام مقام معظم رهبري، تاكيد بر توليد علم و تبديل آن به فن آوري است؛ زيرا از اين طريق مي توان به تجاري سازي علم دست يافت كه نتيجه طبيعي آن توليد ثروت و رشد و توسعه اقتصادي خواهد بود.
نويسنده:
علی اصغر خرم واژهي «جهاد» چندين بعد دارد. يك بعد آن بعد ديني است كه وظيفهي هر ايراني وطن پرستي به شمار ميرود. بعد دوم كه بسيار نيز داراي اهميت است، مردمي بودن آن و سهم مردم در اين حركت ديني است.
نويسنده:
علی اصغر خرم مقام معظم رهبري سال 1390، را سال «جهاد اقتصادي» نام نهادند. همانطور كه همگان ميدانند رهبر معظم انقلاب، سال 88 را نيز به عنوان سال «اصلاح الگوي مصرف» و سال 89 را به عنوان سال «همت مضاعف، كار مضاعف» نامگذاري فرموده بودند.
نويسنده:
علی اصغر خرم ترس دشمنان از توليد علم به قصد تبديل به فن آوري و تجاري سازي از آن روست كه تمدن اسلامي در سايه شكوفايي اقتصادي فراگير در عصر كنوني ايجاد شود و به عنوان الگو به جهان و جهانيان معرفي شود، لذا تمام همت خويش را مبذول اين معنا كرده اند تا از اين تحول و دگرگوني مثبت جلوگيري كنند.
نويسنده:
علی اصغر خرم نبايد از اين نكته غافل شد كه توليد علم مي بايست در يك زنجيره صورت گيرد. به اين معنا كه پازل هاي حقيقت واحد جهاني مي بايست به درستي شناخته و به كار گرفته شود، در غير اين صورت رفتار انساني مي تواند به عنوان فساد شناخته شود. اين كه خداوند در آيه41 سوره روم مي فرمايد:ظهر الفساد في البر و البحر بما كسبت ايدي الناس؛ فساد در دريا و خشكي به سبب دستاوردهاي مردم آشكار شد، به اين معناست كه توده هاي مردم بي توجه به شناخت حقايق، اقدام به تصرف و تغيير در محيط زيست خود و زمين كردند كه آثار آن به جاي اصلاح و آباداني، افساد و فساد زمين بوده است.
نويسنده:
علی اصغر خرم چنان كه گفته شد، توليد علم به معناي اتصال با مبدأ هستي و درك حقايق اشيا يعني همان اسما و تسلط بر موجودات جهت بهره مندي از آن ها به عنوان ثروت واقعي در راستاي كمال يابي انسان و جامعه انساني و كمال بخشي به موجودات ديگر در مقام خلافت و مظهريت ربوبي و پروردگاري است.
نويسنده:
علی اصغر خرم علم به معناي دانش و دانايي، ارتباط تنگاتنگي با قدرت تسخيري بشر دارد؛ زيرا علم انسان به خود و ديگري وي را قادر به تصرفات در خود و ديگري نموده و فرصت خلافت الهي را به وي بخشيده است. روح الهي كه در كالبد بشريت دميده شده، اين ظرفيت را داراست كه علم اسمايي داشته باشد. از اين رو خداوند خلافت انسان بر همه هستي و كائنات را پس از دميده شدن روح خاص و تعليم علم اسمايي قرار داده و از فرشتگان ساحت قدس به نيابت از همه كائنات خواسته تا در برابر آدم(ع) به عنوان نمونه نخستين انسان كامل سجده برده و اطاعت و مظهريت ربوبيت او را بپذيرند و پروردگاري انسان براي كمال يابي خود را با سجده نشان دهند. (بقره، آيات 30 تا 37)
نويسنده:
علی اصغر خرم تجربه موفقيت آميز جمهوري اسلامي در ارايه نظام سياسي مبتني بر اسلام، خيزش هاي اسلامي را در تمامي جهان اسلام سبب شده است. اين تجربه موفق همان اندازه كه موجب شادي مؤمنان و مسلمانان جهان شده، چشمان نگران دشمنان اسلام را نيز به خود معطوف ساخته است، به گونه اي كه از تمام ظرفيت هاي خود براي ضربه زدن به اين تجربه در ام القراي هزاره دوم هجري و هزاره سوم ميلادي، بهره مي برند.
نويسنده:
علی اصغر خرم از اميرالمومنين(ع) در مورد ايمان سوال شد و ايشان در پاسخ فرمود: «الايمان علي اربع دعائم علي الصبر و اليقين و العدل و الجهاد» ايشان يكي از چهار ركن ايمان را جهاد معرفي كرده كه نشان از اين دارد براي استحكام ايمان بايستي به اين مهم نيز توجه داشت. جهاد به معناي عام آن - از جهاد اصغر گرفته تا جهاد با نفس و جهاد اكبر- سفارشي است كه هم خداوند متعال و هم رسول اكرم و هم ائمه اطهار (عليهم السلام) بدان تأكيد ويژه نموده اند و بر اين اساس است كه مجاهدان مورد تكريم خاص خدا و رسولش هستند؛ «فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما» (نساء: 95). دليل اين فضيلت بخشيدن شايد اين باشد كه با ركود و قعود و سكون هيچ پيشرفت و حركتي صورت نمي گيرد و تلاش و تحرك است كه موجب حيات و تعالي مي گردد و جهاد معناي كامل اين تلاش و تحرك است. به خصوص اگر اين نكته را هم اضافه كنيم كه همواره خداوند همراه مجاهدين في سبيل الله بوده و راه هاي هدايت را براي آنها مي گشايد؛ «و الذين جاهدوا فينا لنهد ينهم سبلنا و ن الله لمع المحس نين » (عنكبوت: 69) در آيه اخير، جهاد معنايي عمومي دارد و لذا «معيار جهاد، شمشير و ميدان جنگ نيست. معيار جهاد، همان چيزي است كه امروز در زبان فارسي ما در كلمه «مبارزه» وجود دارد. ... نويسنده مبارز؛ نويسنده غير مبارز. عال م مبارز؛ عال م غير مبارز. دانشجوي مبارز و طلبه مبارز؛ دانشجوي غيرمبارز و طلبه غيرمبارز. جامعه مبارز و جامعه غير مبارز. پس جهاد يعني مبارزه» (رهبر انقلاب در شروع درس خارج فقه، 20/6/73) البته اين را هم بايد اضافه كرد: «جهاد يعني مبارزه براي يك هدف والا و مقدس، ميدان هايي دارد؛ يكي از ميدان هايش حضور در نبردهاي مسلحانه رايج جهاني است. ميدان سياست هم دارد؛ ميدان علم هم دارد؛ ميدان اخلاق هم دارد. ملاك در صدق جهاد اين است كه اين حركتي كه انجام مي گيرد، جهتدار و مواجه با موانعي باشد كه همت بر زدودن اين موانع گماشته مي شود؛ اين مي شود مبارزه. جهاد يعني يك چنين مبارزه اي كه وقتي داراي جهت و هدف الهي بود، آن وقت جنبه تقدس هم پيدا مي كند.» (1/4/83) با اين تعريف از جهاد، مطلب ديگري خود به خود بروز مي كند و آن اينكه «مبارزه يعني تلاش پر نيرو در مقابل يك مانع يا يك دشمن. اگر هيچ مانعي در مقابل انسان نباشد، مبارزه وجود ندارد. در جاده آسفالته، انسان پايش را روي گاز بگذارد و با باك پر از بنزين سفر كند؛ اين را مبارزه نمي گويند. مبارزه آن جايي است كه انسان با مانعي برخورد كند كه اين مانع در جبهه هاي انساني، مي شود دشمن و در جبهه هاي طبيعي، مي شود موانع طبيعي. اگر انسان با اين موانع درگير شود و سعي كند آنها را از ميان بردارد، اين مي شود مبارزه. ... جهاد در قرآن و حديث هم به همين معناست؛ همه جا به معناي جنگ مسلحانه نيست.(20/8/83) پس اگرچه ريشه لغوي جهاد از جهد و به معناي تلاش است اما «هر تلاشي را نمي شود گفت جهاد. در جهاد، حضور و روياروئي با دشمن، مفروض است. انسان يك تلاشي مي كند، دشمني در مقابل او نيست؛ اين جهاد نيست.» (1/8/90) بر اساس آنچه بيان شد «كار جهادي بايد هدفمند، درست متوجه به آرمانها و هوشمندانه و عاقلانه و دشمن شكن باشد.» (25/4/86) و كسي مجاهد و داراي روحيه جهادي است كه در عرصه هاي مختلف اينچنين دست به مبارزه بزند! اما اين تمام مطلب نيست و اين مبارزه حتماً شرايط و ضوابط ديگري نيز خواهد داشت و امام راحل در كلامي ماندگار به خوبي ملزومات را تبيين نموده اند. ايشان در پيام جاودان خود كه به مناسبت كشتار خونين مكه و پذيرش قطعنامه 895 صادر كردند، بيان داشته اند: «... مبارزه، با رفاه طلبي سازگار نيست و آنها كه تصور مي كنند مبارزه در راه استقلال و آزادي مستضعفين و محرومان جهان با سرمايه داري و رفاه طلبي منافات ندارد با الفباي مبارزه بيگانه اند... بحث مبارزه و رفاه و سرمايه، بحث قيام و راحت طلبي، بحث دنياخواهي و آخرت جويي دو مقوله اي است كه هرگز با هم جمع نمي شوند.» اين راهبرد اساسي و رمز راستين هر جهادي در عرصه هاي گوناگون است كه امام راحل از آن به عنوان الفباي مبارزه تعبير مي كنند. دليل اين سخن نيز روشن است چرا كه در بطن جهاد، كار و همت دوچندان و مضاعف نهفته است و افتادن در ورطه راحت طلبي و رفاه زدگي انسان را كسل و فشل و دون همت بار مي آورد. همين خصوصيت بود كه سبب گرديد امام رحمت و رأفت، اميرالمومنين(ع) را به جايي رساند كه لب به نفرين مردم كوفه بگشايد. مردمي كه در هنگامه زمستان، سرما و در تابستان، گرما را بهانه فرار از جهاد قرار مي دادند. حضرت امير(ع) اين افراد را اين گونه مورد خطاب قرار مي دهد: «يا اشباه الرجال ولا رجال، حلوم الاطفال ، و عقول ربات الحجال» اي كساني كه به مردان مي مانيد ولي مرد نيستيد! اي كودك صفتان! بي خرد و اي عروسان حجله نشين! - كه جز عيش و نوش به چيزي نمي انديشيد. (نهج البلاغه: خطبه 27) اين كلام به روشني از رفاه طلبي مردمان كوفه خبر مي دهد كه به گفته خود حضرت امير(ع) خون به دل ايشان كردند. بهانه آوردن، توجيه، ترس، مصلحت انديشي افراطي و دلبستگي به زخارف دنيا همه صفات مذمومي است كه از راحت طلبي نشأت مي گيرد و موجب فاصله گرفتن از دين و غلتيدن به مذلت و زبوني مي گردد. كسي كه طاقت گرسنگي، خستگي، كم خوابي، دوري از فرزند و همسر را ندارد و نمي تواند چشم بر اموال و خانه و مقام خويش ببندد هيچ گاه وارد عرصه جهاد نخواهد شد چرا كه جدا شدن از اين خو و ملكه نفساني، همانند بسياري از عادات و خوي هاي اخلاقي رذيله ديگر به راحتي امكان پذير نخواهد بود و همين است كه حضرت امير(ع) جهاد را مخصوص اولياي خاص خدا مي داند! «ان الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اوليائه» و اين چنين است كه در صحراي كربلا تنها تعداد معدودي در كنار حضرت سيدالشهداء(ع) مي مانند و ياران واقعي و سرداران اصلي حضرت حجت(عج) 313 نفرند.
نويسنده:
علی اصغر خرم
نويسنده:
علی اصغر خرم
نويسنده:
علی اصغر خرم
نويسنده:
علی اصغر خرم 2- «جهاد اقتصادي» عامل استقلال و عزت جامعه اسلامي است؛ همانگونه که جهاد نظامي چنين است. گر چه اقتصاد از نظر ما وسيله است نه هدف، اما وسيله ای است گريزناپذير و اهداف دينی و معنوی هم بدون آن تحقق يافتنی نيست. يكي از اصول اساسي در نظام فکري و سياسي اسلام آن است كه هيچ چيز، و از جمله نيازهاي اقتصادي، نبايد موجب سلطه بيگانگان بر جامعه اسلامي گردد. به همين دليل است که قرآن كريم استقلال اقتصادي را «جمال» جامعه اسلامی مينامد (سورة نحل، آية 6)؛ همانگونه که جهاد نظامی را بايد «جلال» جامعه دانست. جهاد اقتصادی «گوياي اين حقيقت است كه چنين جامعهاي خودكفاست، فقير، مستمند و وابسته به اين و آن نيست، خودش توليد ميكند و آنچه را خود دارد، مصرف مينمايد. اين در واقع جمال استغناء و خودكفايي جامعه است. جمال، توليد و تأمين فرآوردههاي مورد نياز يك ملت است و به تعبير گوياتر جمال، استقلال اقتصادي و ترك هرگونه وابستگي است.» (تفسير نمونه ، ج11، ص159در تفسير آيه شريفه).
نويسنده:
علی اصغر خرم نامگذاري سال 1390 به «سال جهاداقتصادي» از سوي رهبر معظم انقلاب اسلامي، نماد نياز و جهت گيری کلان کشور در مقطع کنوني از نگاه ايشان است. اگر قرار است دهه آينده براي ما «دهه پيشرفت و عدالت» باشد، به عنوان مقدمه واجب چاره اي جز بازنگري در اقتصاد کشور و بازسازي آن بر اساس معنويت و آموزه هاي ديني نيست؛ چرا که کشور عقب مانده يا مرفه، اما رنجور از فقر و فساد و تبعيض، هيچگاه نمي تواند الگوي مقبولي براي جهان امروز ارائه نمايد. برای همين است که چنين دهه ای را با «حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف»، «همت و کار مضاعف» و اينک «جهاداقتصادي» شروع کرده ايم. اما بکارگيري واژه مقدس «جهاد» براي فعاليت ها و اهداف «اقتصادی» آموزه هايي در بر داردکه اکنون از ميان آنها فقط پنج نکته زير مورد توجه است.
نويسنده:
علی اصغر خرم جهاد اقتصادی از جهات مختلف باید مورد توجه قرار گیرد. جهاد اقتصادی از این جهت که مبتنی بر اصول دینی و اعتقادی است، از منظر فرهنگی قابل بحث است و از این جهت که حوزهی اقتصادی به عنوان هدف و غایت آن در نظر گرفته شده، در حوزهی مباحث اقتصادی مورد توجه اقتصاددانان و مدیران اقتصادی قرار میگیرد.
نويسنده:
علی اصغر خرم با توجه به تأثیر مستقیم رشد اقتصادی عدالت محور کشور در زدودن غبار فرسودگی و رفع حاشیه نشینی در شهرهای کشور میتوان بیان داشت بخش مسکن و شهرسازی کشور بیشترین بهره را از تدبیر حکیمانه مقام معظم رهبری در خصوص عملیاتی کردن «جهاد اقتصادی» خواهد برد و از سوی دیگر بهسازی و نوسازی بافتهای فرسوده شهری و ساماندهی سکونتگاههای حاشیهای با توجه به مزایا و صرفههای اقتصادی خود زمینه مناسبی برای جهش اقتصادی کشور فراهم مینماید.*
چند نكته در باب جهاد اقتصادی
طي روزهاي گذشته كارشناسان و مسئولان اقتصادي اظهارنظرهاي بسياري در اين خصوص داشتند كه همگي در جاي خود حائز اهميت بوده و بيانگر دست بكار شدن بدنه علمي و اجرايي كشور به منظور اجرا كردن منويات رهبر معظم انقلاب است.
اما در اين ميان و قبل از ورود به مرحله عمل چند نكته حائز اهميت به نظر ميرسد كه در ادامه به آن پرداخته خواهد شد.
1- مطالعه سريع و دقيق علل نامگذاري سال جاري به عنوان سال جهاد اقتصادي
بدون شك بيانات مقام معظم رهبري و رهنمودهاي ايشان كه همواره راهگشاي ميهن اسلاميمان بوده است، با مطالعه دقيق و علم و آگاهي كامل به امور ايراد شده اما شايد بسياري اوقات كمتر به دلايل ايراد اين بيانات دقت شده است كه اگر اين گونه بود، امكان تشخيص و روشنسازي مسير پيش رو به درستي فراهم ميشد.
در خصوص نامگذاري سال جاري به عنوان سال جهاد اقتصادي نيز قطعا دلايل متقن و مهمي براي اين تسميه وجود دارد. نگاهي به بيانات مقام معظم رهبري نشان ميدهد كه معظم له از دو سال پيش كه نام سال را به عنوان اصلاح الگوي مصرف انتخاب كردند، جايگاه ويژهاي براي مسائل اقتصادي قائل هستند و تأكيد فراواني بر اصلاحات ساختاري در اقتصاد كشور دارند.
لذا به نظر ميرسد بررسي شرايط امروز كشور از لحاظ اقتصادي و مطالعه دقيق علل اين نامگذاري، بستر مناسبي براي حركت در راستاي اهداف مدنظر مقام معظم رهبري فراهم خواهد كرد.
2- درك مفهوم واقعي جهاد اقتصادي
رهبر معظم انقلاب پس از بيانات كوتاهي كه در آغازين دقايق سال جديد در خصوص "جهاد اقتصادي " داشتند، در سفر خود به عسلويه به تشريح مفهوم جهاد اقتصادي پرداختند.
ايشان در سخنراني اخير خويش در بيان مفهوم صحيح شعار سال بيان داشتند: "من امسال را "سال جهاد اقتصادى " اعلام كردهام. اين معنايش اين است كه ملت ايران در اين برههى از زمان، جهادش به طور عمده در عرصهى اقتصاد است... براى اقتصاد يك كشور، مهمترين بخشى كه ميتواند يك شكوفائى پايدار را به وجود بياورد، توليد است؛ بخصوص آن بخش اقتصاد توليدىاى كه متكى است به دانش، متكى است به علم؛ اينجا اينجور است؛ هم اقتصادى است، هم توليدى است، هم علمى است؛ دانشبنيان است. اين، شايستهى ملت ايران است. اگر يك روز مردم اين منطقه و مردم بخشهاى مختلف كشور در مقابل زورگوئى و پرروئى و زيادهطلبى دولتهاى غارتگر و متجاوز، آنجور بايد مىايستادند، امروز در مقابل آن قدرتها شكل ايستادگى پيچيدهتر است، حساستر است، متنوعتر است؛ احتياج دارد به يك مجاهدت پيچيده و عميق. خوشبختانه ملت ما با فرهنگ مجاهدت آشناست. ما از مجاهدت، بيگانه نيستيم. ملت ما در ميدانهاى جهاد؛ هم جهاد نظامى، در دوران هشت سال دفاع مقدس؛ هم جهاد سياسى، در طول اين مدت؛ هم جهاد اقتصادى و علمى، يك ملت امتحانداده است. ما آشنا هستيم با جهاد. اين جهادى كه امروز بايد انجام دهيم - جهاد اقتصادى - از جهادهائى كه تا امروز ملت ايران انجام داده، مشكلتر نيست؛ اما بايد بدانيم چه كار ميخواهيم بكنيم. "
دقت در اين بيانات نشان ميدهد كه همانطور كه مقام معظم رهبري هم تأكيد داشتند، مفهوم جهاد اقتصادي با تلاش اقتصادي فرق ميكند و بايد براي مقابله با دشمناني كه هماكنون در جبهههاي اقتصادي مشغول پيكار با ايران اسلامي هستند، تجهيز و وارد عرصه جهاد شد.
لذا بيان برنامهها و وعدههاي قبلي در قالب جهاد اقتصادي را نميتوان مهيا شدن براي ورود به جهاد اقتصادي ناميد بلكه اين برنامهها بايد رنگ جهادي به خود گرفته و با پشتوانه علمي و عملي دقيق به مرحله اجرا در بيايد.
3- تشكيل اتاق فرماندهي
تجربه سالهاي گذشته در اجراي برنامهها و دستورالعملهاي مهم و كليدي نشان ميدهد كه به خاطر نبودن يك اتاق فرماندهي، برخي از اين برنامهها به اهداف تعيين شده نرسيدهاند و علاوه بر تفاوت آراء در قواي سهگانه، بخش خصوصي نيز ساز خود را نواخته كه همين امر موجب دور شدن از اهداف پيش رو شده است.
اما امروز كه به فرموده مقام معظم رهبري كشور بايد با تمام قوا وارد عرصه جهاد اقتصادي شده و با دشمنان دست و پنجه نرم كند، ضروري است تا با تشكيل يك اتاق فرماندهي به ايجاد هماهنگي در بين قواي سهگانه و بخش خصوصي پرداخت تا ضمن جلوگيري از موازيكاريها، تمام نيروي كشور براي رسيدن به يك هدف واحد از مسيري مشخص متمركز شود.
در همين باره به بيان نكتهاي كوتاه از تجربه 8 سال دفاع مقدس ميپردازيم. در نخستين روزهاي جنگ تحميلي نيروهاي مردمي در خرمشهر به دفاع از مرزهاي كشورمان پرداختند و تا زمان ورود نيروهاي ارتش و سپاه به ميدان نبرد، جلوي ورود نيروهاي متخاصم به كشور را گرفتند.
اما در خلال جنگ مواردي پيش آمد كه به واسطه نبود هماهنگي لازم بين نيروهاي بسيج، سپاه و ارتش هزينههايي به رزمندگان وارد شد.
البته هرگز نميتوان نقش بيبديل امام خميني(ره) را در هدايت جنگ ناديده گرفت كه امروز همان نقش را رهبر معظم انقلاب بر عهده دارند. اما در ميدان نبرد اگر فرماندهي متمركزي وجود داشته باشد، راهنماييهاي و تدابير رهبري با ساز و كارهاي بهتر و هماهنگتري اجرا خواهد شد.
4- استخراج مؤلفههاي تئوري يا نقشه راه استراتژي جهاد اقتصادي
طي روزهاي گذشته بارها شاهد مصاحبهها و گزارشهايي با موضوع جهاد اقتصادي بودهايم كه هر كدام در جايگاه خود حائز اهميت و نشاندهنده تصميم دولتمردان و مردم براي ورود به اين عرصه است.
آنگونه كه در اين اظهارات آمده است، وضعيت فعلي اقتصاد ايران از بعد داخلي و خارجي ايجاب ميكند كه حركتي جهادگونه در زمينههاي مختلف و به خصوص اقتصادي انجام شود و البته طبيعي است كه اين اقدامات در راستاي سياستهاي اصلاح الگوي مصرف و هدفمندسازي يارانهها و با حفظ رويكرد همت مضاعف، كار مضاعف انجام خواهد شد.
از سوي ديگر بايد توجه داشت كه بستر اقتصاد ايران يك بستر اسلامي بوده و سياستهاي اقتصادي كارآمد براي اين نظام اقتصادي سياستهايي است كه در قالب اقتصاد اسلامي طراحي و برنامهريزي شده باشد. در همين باره به نظر ميرسد كه مقام معظم رهبري با بكار بردن عبارت "جهاد " به منظور القاي تلاش و همت بسيار در عرصه اقتصادي كشور، تأكيدي ويژه بر اسلامي بودن سياستهاي اقتصادي در قالب اين برنامه دارند.
بنابراين به نظر ميرسد اولين گامي كه كارشناسان و مسئولان اقتصادي كشور بايد در راستاي تحقق شعار "جهاد اقتصادي " بردارند، شناسايي دقيق نقاط ضعفي از اقتصاد كشور است كه با پرداختن به آنها امكان روشن شدن موتور جهاد اقتصادي فراهم شود.
بديهي است كه تحقق منويات مقام معظم رهبري كه از سالهاي قبل در ابعاد اقتصادي مطرح و سال جاري نيز در همين زمينه با قوت و شدت بيشتري عنوان شده است، نيازمند تعريف يك تئوري يا استراتژي دقيق است كه به خوبي بيانگر نقشه راه پيش روي اقتصاد كشور باشد.
در عين حال بايد مشخص شود كه اگر چنين الگويي قابليت تدوين در قالب يك تئوري بومي اقتصادي را دارد مشخصههاي دقيق تئوري جهاد اقتصادي چيست و اقدامات جهادي كه بايد در هر زمينه انجام شود، داراي چه ويژگيهايي است. در تدوين اين تئوري نيز بايد همانند تئوريهايي كه در ادوار مختلف از سوي اقتصاددانان بزرگ دنيا در مكاتب مختلف اعم كلاسيكها، كينزينها و نئوكلاسيكها مطرح شده است، وضعيت فعلي اقتصاد كشور در نظر گرفته شود و سياستهاي متناسب با حل مشكلات جاري در قالب تئوري "جهاد اقتصادي " اتخاذ شود.
از طرف ديگر شايد بتوان جهاد اقتصادي را در قالب يك استراتژي تعريف كرد كه در اين صورت تأكيدات فراواني كه بر تعريف دقيق نقشه راه استراتژيهاي اقتصادي سالهاي گذشته وجود داشته است، در باره اين موضوع نيز مصداق دارد.
به هر ترتيب اين اقدام ميتواند يكي از راههاي ايجاد تمركز و اجراي بهتر برنامههاي اتاق فرماندهي جهاد اقتصادي باشد.
5- پرهيز از شعارگرايي و تعجيل براي ورود به مرحله عمل
نگاهي به سالهاي اصلاح الگوي مصرف و همت مضاعف، كار مضاعف نشان ميدهد كه در ابتداي هر يك از اين سالها شعارهاي احساسي و بعضا غيرواقعي رنگ و بوي بيشتري از اقدامات عملي داشته و در ماههاي بعدي سال نيز همين شعارها ادامه داشته و ميدان عمل آنگونه كه بايد و شايد شاهد اقدامات اساسي نبوده است.
نصب تابلوها و بنرها شايد يكي از سادهترين و البته مرسومترين كارهايي است كه در اين سالها شاهد آن بودهايم كه خود بعضا مغاير با نفش شعارهاي عنوان شده است.
قصد نگارنده از بيان اين جملات تخطئه و يا ايراد گرفتن از نحوه عمل سالهاي گذشته نيست. بلكه هدف اين است تا با بيان اهميت سال جاري و جدي بودن جهاد در عرصه اقتصادي، هر چه سريعتر از مرحله شعار و يا بيان اهداف به مرحله عمل وارد شويم و با تمام قوا بسترهاي عملي را براي رسيدن به آنچه مقام معظم رهبري فرمودند فراهم كنيم.
در اين راستا بايد با يك برنامهريزي دقيق و زمانبندي حسابشده، نقشه راه پيش رو را ترسيم كرد و مطابق با برنامه پس از آمادهسازي اذهان و فراهم آوردن بسترهاي اجراي برنامه جهاد اقتصادي، به شناسايي صحيح دشمن اقتصادي پرداخت و زمان را براي اقدام عملي در عرصه جهاد مطابق با نقشههاي ترسيم شده هدر نداد.
ابعاد داخلی و خارجی جهاد اقتصادی
هرچند در سالهای گذشته موضوعات محوری از قبیل اصلاح الگوی مصرف و یا همت و کار مضاعف به عنوان نام یک سال بیان شدهاند ولی معظمله به نوعی این اهداف را به عنوان سرلوحه امور جامعه در چند سال و تا زمان تحقق هدف غایی آن مورد نظر قرار میدهند.
وقتی معظم له در آغاز سال 1390 به موضوع «جهاد اقتصادی» اشاره داشتند، به یاد بیانات معظمله در دیدار جمعی از کارآفرینان سراسر کشور با ایشان در تاریخ 16/6/1389 افتادم، زیرا ایشان در آن دیدار به موضوع «اقتصاد مقاومتی» اشاره داشتند که ابعاد مختلف آن به عنوان سرلوحه فعالیت سیاستگذاران و مسئولان حوزه اقتصادی بخصوص کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی مورد نظر قرارگرفت.
نامگذاری سال 1390 به عنوان سال جهاد اقتصادی نیز بیانگر اولویتبندی بخشهای مختلف و توجه بیش از پیش به حوزه اقتصاد است. اما اشاره به واژه (جهاد) حول محور اقتصاد از طرف مقام والای ولایت فقیه اشارهای تکلیفآور است که وظیفهای خطیر را متوجه مسئولان اقتصادی کشور و تمامی فعالان اقتصادی و آحاد جامعه میکند.
جهاد در راه اسلام و جهد و کوشش در راستای تحقق دستورات دینی یکی از پایههای دین و ستون محکم انگیزه جامعه اسلامی است که مورد توجه معظمله نیز قرار گرفته و سال 1390 را سال جهاد نامیدند. حکم جهاد، از طرف ولی فقیه حکمی نیست که هیچ کس بتواند آن را نادیده بگیرد، از این رو جهش اقتصادی در این سال موضوعی است که میباید تحقق آن را انتظار داشت.
در ابعاد داخلی این نکته مطرح است که هرچند امروز ما از تجربه بیشتر، زیرساختهای مناسبتر و امید بالاتری برخورداریم، ولی مقایسه شاخصهای اقتصادی با وضعیت مطلوب بیانگر فاصلهای است که از بین بردن این شکاف با ادامه مسیر قبلی میسر نیست و لازم است تحولی در اقتصاد صورت گیرد، تحولی جهادگونه که تمامی ابعاد جامعه را درگیر کند و لازم است از تمامی ظرفیتها و پتانسیلهای موجود در کشور استفاده کرد. به همین دلیل است که طرح تحول اقتصادی اولین گامهای خود را با اجرای تحسین برانگیز هدفمندکردن نظام یارانهای توسط دولت و مجلس و تمامی فعالان اقتصادی و مردم گرانقدر ایران برداشت و امید است تحول در نظامهای دیگر اقتصادی از جمله نظام مالیاتی، نظام گمرکی، نظام بهرهوری، نظام بانکی، نظام بیمهای، نظام توزیع و نظام ارزی کشور انجام شود. نکته اینجاست که تحقق تحول در این نظامات اقتصادی تنها با حرکتی جهادی میسر است و معظمله فرمودند که مردم و مسئولان باید در عرصه اقتصادی با حرکتِی جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشند. امیدوارم که بتوانیم در تحقق این امر موفق باشیم.
در ابعاد خارجی نیز توجه به این نکته ضروری است که وقتی کشورهای استعماری به واسطه تجربه انقلاب و 8 سال جنگ تحمیلی و روحیه جهاد و شهادت از استفاده ابزارهای نظامی در مقابل ایران ناامید شدهاند، به استفاده از ابزارهای اقتصادی روی آوردهاند. بنابراین ایران در مقابل یک فشار جهانى با عنوان تحریم اقتصادى قرار دارد و به همین دلیل اینبار نیز باید از جهاد استفاده نمود، جهادی که جبهه آن مسائل اقتصادی است تا دشمنان بدانند که ایران و ایرانی در جبهه اقتصاد نیز همواره پیروز خواهد بود.
در سال 1390 مقام معظم رهبری با نامگذاری این سال به عنوان سال جهاد اقتصادی وظیفهای ولایی بر دوش آحاد جامعه و سیاستگذاران اقتصادی کشور قرار دادند که بهطور اخص کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی این آمادگی را دارد که با ارتباط مستقیم با مردم و تعامل مستمر با دولت و دستگاههای اجرایی در راستای تحقق منویات مقام معظم رهبری تلاش و همت مضاعف و جهادگونه در حوزههای اقتصادی را در دستور کار قرار دهد.
٭رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی
مؤلفه های رفتار جهادی در سال جهاد اقتصادی
عطف از آن جهت که اولین گام اصلاحات اقتصادی مقتدرانه برداشته شد و برخلاف نظر بسیاری از صاحبنظران و اقتصاددانان، نه تنها اقشار جامعه آسیبی ندیدند، بلکه محرومین از این اصلاحات سود برده و رفاه آنان افزایش یافت.
بر همین مبنا، سرمایهای که از موفقیت اجرای طرح هدفمندی یارانهها نصیب جامعه اقتصادی شده و اعتماد از دست رفتهای که در حوزه اقتصاد بازگشته، میطلبد که از این سرمایه و اعتماد نهایت بهرهمندی صورت پذیرد و با یک توان مضاعف، سد توسعه نیافتگی در ایران شکسته شود.
براساس همین منطق بود که امسال از سوی مقام معظم رهبری، سال جهاد اقتصادی نامیده شد. جهاد زمانی صورت میپذیرد که عمل جهاد از مقبولیت عمومی برخوردار باشد و مردم از نظر فکری و روحی آمادگی مبارزه و حذف مانع پیش رو را داشته باشند.
موفقیتی که از اجرای طرح هدفمندی یارانهها به دست آمد، به تمام عناصر تشکیل دهنده نظام اقتصادی این شهامت را داد که چنانچه پشت هر اصلاح اقتصادی، پشتکار، همت و تدبیر باشد، قادر خواهند بود که سختترین موانع را از پیش رو بردارند و مسیر را برای پیشرفت و توسعه هموار نمایند.
بنابراین با استفاده از همین اراده ایجاد شده، میتوان سایر محدودیتهای اقتصاد را با رفتارهای جهادی اصلاح کرد و قلههای ترقی را یکی پس از دیگری فتح نمود. به منظور دستیابی به موفقیت با استفاده از رفتارهای جهادی، توجه به شرایط زیر ضروری است:
1- رفتارهای جهادی برگرفته از ارزشهای دینی و اخلاقی است. لذا موتور حرکت در این گونه اقدامات بهرهمندی از نیروهای معنوی است. ایران در این خصوص بویژه در ایام دفاع مقدس بهرههای فراوانی از انگیزههای معنوی برده و چنانچه در این سال و در عرصه اقتصادی قرار است اقدامی جهادی شود، لازم است که آن تجربیات را دوباره واکاوی کرد و مجدداً در کالبد جامعه تزریق نمود.
طبیعی است استفاده از ابزارهای متداول و مادی موجود در دنیا قادر نخواهد بود که اقدامی جهادی در حوزه اقتصاد را نمایان کند. آنچه میتواند جهشی بزرگ در عرصه اقتصاد فراهم نماید، بهرهمندی از روحیات معنوی است.
2- ویژگی دوم رفتارهای جهادی، شهامت و ایستادگی در مقابل پدیدههای به ظاهر غیرقابل شکست است. طبیعی است چنانچه موانع به آسانی قابل حل باشد، نیازی به رفتار جهادی نیست.
آنچه اقدامی را جهادگونه مینمایاند، شکست ناممکنها و چارهاندیشی برای موانع بزرگ و غیرقابل دسترس است. لذا رفتار جهادی در اقتصاد، بهبود و از بین بردن پدیدههای نامیمون است که سالیان سال به جان اقتصاد ایران افتاده و اجازه رشد و شکوفایی را نمیدهد. مواردی همچون بیکاری، تورم، فساد و توزیع ناعادلانه درآمد و ثروت که حل این موانع میسر نیست مگر با اقدامی جهادی.
3- همراه با شهامت و ایستادگی در مقابل سختیها، تدبیر و استفاده از تکنیکها و تاکتیکهای روز، عنصر دیگر رفتار جهادی است. بی شک هیچ گاه شهامت و ایستادگی مترادف با جهالت و استفاده تام از قوه قهریه نیست بلکه جهاد علیه پدیده منفی زمانی معنا پیدا میکند که شهامت و تدبیر با هم همراه باشد و معضلات با تیغ عقل و قدرت از بین روند و اصلاح رفتارها بر مدار درایت و اقتدار صورت پذیرد.
4- یکی دیگر از مؤلفههای رفتار جهادی، بهرهمندی از روحیه سادهزیستی است که انصافاً لازمه و شرط حقیقی پایداری پیشرفت و توسعه است. بیتردید در مقام اصلاحات اقتصادی، انگیزههای مادی و مالی بسیار فریبنده است و در این مرحله پای بسیاری از دلدادگان به نظام و انقلاب را سست و دل و عقل آنها را فریفته است. لذا یکی از استوانههای رفتار جهادی، اغفال نشدن در مقابل زرق و برق دنیا و چشم داشتن به اجر اخروی است.
5- و در نهایت ایثار و از خودگذشتگی، راز و رمز رفتار جهادی است. از حق خود گذشتن و پایبند بودن به اصول اخلاقی، غایت رفتار جهادی است. هدفی که فیالواقع جامعه ما سخت نیازمند آن است و به دلیل نبود آن، آفتهای بسیاری گریبانگیر نظام اقتصادی ما شده است.
حقیقت آن است که جهاد اقتصادی نیازمند ترویج فرهنگ جهادی است و چنانچه فرهنگ جهادی رواج یابد، خود به خود جهاد اقتصادی رخ میدهد.
آيا قانون بانکداري بدون ربا، مشکل را حل مي کند؟
اگر مردم اين قانون را رعايت نکنند، موضوع ناراحت کننده است، ولی مشکل آن گاه بسيار خطرناک مي شود که سيستم بانکي و مسئولين اقتصادي کشور، نه تنها از اين مسائل خبر دارند، بلکه آيين نامه هاي اجرايي و عملکردشان، به گونه اي است که مردم را ناچار به رعايت نکردن دقيق قوانين مي کنند و متأسفانه، بدتر آن زمان است که خود سيستم رسما به قوانين عمل نمي کند و سرانجام، از آنچه گفته شد، باز هم بدتر، آنکه برخي موسسات مالي مرتبط با نهادهاي حکومتي و متأسفانه انقلابي، حتي از نظر صوري نيز برخي قوانين بانکداري بدون ربا را رعايت نمي کنند.
توجه جدي به اين نکته ضروري است که وقتي افراد اشتباهي مي کنند، اشتباهشان تنها به خودشان منحصر مي شد، ولی وقتي حاکميت به عمل غيرقانوني و شرعي دست مي زند، اتفاقي که مي افتد، افزون بر گسترده شدن معاملات نامشروع، عادي شدن و حساسيت زدايي جامعه نسبت به اين گونه معاملات را باعث مي شود.
ريشه کني « ربا » لازمه جهاد اقتصادی
از ميان اين سه موضوع، آنچه مرتبط مي باشد، تحول در نظام بانکي است که آقاي احمدي نژاد از آغاز دولت نهم، بارها بر آن تأکيد داشته است، ولی با توجه به اين که نگاه جهادي نيز به برنامه عمل اقتصادي دولت در سال 90 ضميمه شد و نظر به اين که انگيزه الهي در کنار حرکت فراگير و پرشتاب با مفهوم جهاد همراه است، مي خواهم ضرورت تحول در نظام بانکي را اين بار با نگاهي متفاوت از ادبيات حاکم بر اظهارات رئيس جمهور و مديران اقتصادي و بانکي مطرح کنم.
حال که الگويي کامل و جامع براي پيشرفت مبتني بر مباني اسلامي و با توجه به ويژگي هاي بومي کشور نداريم، بايد قدر متقن ها را رعايت کنيم و در این باره، اشاره کردم، با توجه به اين که اسلام بايد و نبايدهاي روشني را در عرصه اقتصاد دارد، متأسفانه، ضريب حساسيت و اهميت جامعه بر اثر کم اهميت دادن دولت ها در سال هاي متمادي، روز به روز نسبت به اين احکام روشن، کمتر و کمتر شده است، به گونه اي که علاوه بر صداوسيما و نهادهاي آموزشي کشور، حتي بسياري از روحانيون ما نيز ضرورت مسأله گويي در اين باره را از دستور کار خود خارج کرده اند؛ بنابراین، خوب است نخست به ضربه مهلکي که اين فرآيند نه فقط به اقتصاد کشور بلکه به همه شئون جامعه مي زند، اشاره اي داشته باشيم و سپس براي اثبات ادعاي خود شواهدي بیاوريم.
جهاد اقتصادی ؛ گذار از تعارضات بنیادین
حرکت رو به جلو جمهوری اسلامی بیش از آنکه یک شعار باشد یک واقعیت غیر قابل انکار است و در عرصه های مختلفی چون عرصه های علمی، اقتصادی، امنیتی، سیاسی و ... قابل لمس و ادراک می باشد. یکی از مصادیق روشن این حرکت روبه جلو نظام اسلامی گذار از تعارضات بنیادین و هویتی و فروکاهش آنها به حوزه های مدیریتی و اقتصادی است.
توافق عمومى برهویت نظام های مختلف، نقطه عزیمت پیشرفت محسوب می شود. یعنى تا زمانى که تضادهاى معرفتى حل نشده باشد و دیالوگهاى نخبگى تنها بوی مناقشات فلسفی بدهد، امید بستن به حیات پویا و بالنده یک نظام کار بیهوده اى است. بسط استنباطهای مشترک از مفاهیم بنیادین در بین نخبگان معطوف به کارآمدی نظامهای سیاسی است.در واقع اجماع نخبگان در مسائل اصولی و فروکاهیدن تعارضات فلسفی به اختلاف نظر در روشها و سیاستها به تدابیر عقلایی برای اداره کشور در یک فضای سیاسی امن می انجامد. البته سر منزل این گذار وحدت سیاسی سلایق مختلف نیست بلکه رسالت نخبگان معطوف به کارآمدی نظام سیاسی و تولید فکر جدید برای حل مسائل جامعه است.در واقع توافق بر مسائل اصولی و در نهایت سازماندهی نخبگان یکی از اصول مهم برای پیشرفت هر کشور محسوب می شود.فروپاشی جمهوری چهارم فرانسه و سرنگونی دموکراسی در آلمان عصر وایمار مولود یک نظام متنازع بین احزاب سوسیالیست چپ و جریانات سیاسی و فکری راست رادیکال در این دو کشور بود.
آلمان در فاصله جنگ جهانی اول و دوم دوران نامساعد اقتصادی را سپری کرد. در سال 1929 همزمان با بحران اقتصادی جهانی، کمکهای خارجی قطع شد. بسیاری از صنایع به تعطیلی کشیده شدند و تورم به نحو فزایندهای افزایش یافت و رقم بیکاران به رقمی قریب به سه میلیون نفر رسید. همزمان با این رخدادها، نارضایتی عمومی افزایش یافت. در واقع تورم، بحران حاد اقتصادی و بیکاری توده ها از شاخصهای اصلی دوره وایمار بود.
بررسی ها در کشورهای مختلف نشان داده تا زمانی که یک توافق جدی بین نخبگان سیاسی کشور بر سر هویت نظام سیاسی به وجود نیاید اذهان سیاستمداران و برنامه ریزان به اداره بهتر جامعه معطوف نمی شود.
طرح عنوان جهاد اقتصادی توسط رهبر معظم انقلاب ناظر به این واقعیت است که جامعه اسلامی در ادامه حرکت رو به جلو خود از تعارضات بنیادین عبور کرده و وارد مرحله تازه ای از حیات سیاسی و اقتصادی خود شده است.
دوره ای در این مملکت حتی بر سر بدیهی ترین موضوعات مثل امکان یا امتناع تجویز الگو های توسعه مناقشات فلسفی بسیاری وجود داشت اما امروز اجماع مطلوبی بین نخبگان بر سر الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت به وجود آمده است. این اجماع بستر مناسبی را برای حرکت رو به جلو نظام در عرصه های مختلف ایجاد کرده است.
به گونه ای که رهبر معظم انقلاب در مشهد در ابتدای سال نو فرمودند:"زمینه برای حرکت عظیم و بنیانی، یک حرکت محسوس که اثر آن را در زندگی مردم بشود ملاحظه کرد، فراهم است."
ایشان همچنین ضمن بیان برخی الزامات و شروط جهاد اقتصادی به ضرورت توافق و اتحاد عمومی نیز اشاره داشتند: "یک شرط دیگر، حفظ اتحاد و انسجام ملى است. این اتحادى که امروز در میان مردم و در بین مردم و مسئولین وجود دارد، مردم به مسئولینِ خودشان علاقهمندند، به آنها اعتماد دارند، به آنها کمک می کنند، با آنها همراهى می کنند، بین خود مردم اتحاد و وحدت وجود دارد، بایستى باقى بماند و روزبهروز تقویت شود. یکى از نقشههاى بزرگ دشمنان ملت ایران، ایجاد تفرقه و شکاف در داخل بوده است؛ به بهانه قومیت، به بهانه مذهب، به بهانه گرایشهاى سیاسى، به بهانه جناحبندىها، به بهانههاى گوناگون. اتحاد را باید حفظ کرد. خوشبختانه ملت ما آگاهند. همه کسانى که به کشورشان علاقهمندند، به نظام مردمسالارى دینى - که مایه افتخار امروز ملت ایران است - علاقهمندند، باید با هم هماهنگى داشته باشند."
گفتمان پیشرفت پس از گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامی در سال 1357 موجد مطالبات اجتماعی و سیاسی جدیدی شده است که در صورت ناکارآمدی نظام می تواند چالش زا باشد.
چشمانداز پیشرفت در جامعه اسلامى ایران برآیند مولفههاى مختلفى از قبیل تولید ثروت، افزایش بهرهوری، بهبود فضای کسب و کار، انتظام اقتصادی، انضباط مالی، تقویت عزم و اراده ملی، اتحاد ملی، اعتماد به نفس ملی، تولید علم و فناوری، گسترش اخلاق و معنویت، کاهش فاصله طبقاتی، رفاه عمومی، انضباط اجتماعی، وجدان کارى مردم، امنیت اخلاقى و آگاهى و رشد سیاسى است.
در افق پیشرفت ایران مانند هر جامعه دیگری اقناع عمومی از گذرگاه اجماع نخبگان بر مسائل هویتی می گذرد. در واقع نخبگان نقش بسزایی در گفتمان سازی و فرهنگ سازی برای جهاد اقتصادی دارند. امروز با توجه به اولویت های اصلی کشور نخبگان سیاسی جامعه وظیفه دارند در راستای تحدید تعارضات فلسفی و جهت دهی آنها به سوی اختلافات مدیریتی و اقتصادی گفتمان سازی کنند.
بايسته هاي عملكردي براي الگوي جهاد اقتصادي
در تحلیل و بررسی چرایی جهاد اقتصادی ،با قرار دادن 3 پیش فرض از دیدگاه معظم له ،به بررسی و تحلیل این موضوع میپردازیم .
1- بررسی نام گذاری سال در راستای سند چشم انداز 1404 و بررسی روند رشد و توسعه کشور در برهه اجرای این سند میباشد .
2- بررسی نامگذاری سال در راستای وقایع و اتفاقات گذشته و برنامه ریزی دشمن برای اینده سیاسی و اقتصادی کشور.
3- بررسی علمی مبانی علم اقتصاد اسلامی و ارائه و تبیین الگوی اقتصاد اسلامی.
باتوجه به چشم انداز اقتصادی که در سال 1404 ترسیم شده است ایران باید به جایگاه اول اقتصادی در سطح منطقه ی اسیای جنوب غربی (شامل اسیای میانه، قفقاز ،خاورمیانه و کشورهای منطقه ) با تاکید بر رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی و ارتقای سطح درامد سرانه و اشتغال کامل رسیده باشد .با بررسی چند شاخص از جمله ایجاد اشتغال ،میتوان به ایجاد یک میلیون و ششصد هزار شغل در سال 89 اشاره کرد . این افزایش هر چند به نسبت سالهای گذشته در نوع خود برتر تلقی میشود لذا با چشم انداز ترسیم شده فاصله ی بسیاری دارد و به همین دلیل مقام معظم رهبری در بیانات خود درابتدای سال به تاکید مجدد کاهش نرخ بیکاری و افزایش اشتغال در کشور اشاره کردند . با تدقیق در روند نامگذاری مقام معظم رهبری در سالها ، به ویژه در 2 سال گذشته میتوان به استراتژی ایشان در روند هموار سازی در جهت رسیدن به جایگاه منظور در سند چشم انداز میباشد . نام گذاری سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوی مصرف جهت بازبینی مردم و مسئولین در روند مصرفی خویش و فراهم شدن محیطی مناسب برای افزایش تلاش و امادگی روحی مردم برای اجرای طرح تحول اقتصادی در سال 89 با عنوان همت مضاعف ,کار مضاعف میتوان اشاره کرد . سال 88 با ایجاد تشنج در فضای سیاسی کشور و هموار شدن جوی جهت موضع گیری کشورهای منطقه و سازمان ملل و کشورهای غربی و فشار علیه ایران و عدم موفقیت از طریق ایجاد ناامنی مدنی و سیاسی جهت براندازی نظام و شدید کردن تحریم ها و فشار روانی علیه مردم ایران در راستای اجرای طرح تحول اقتصادی در سال 89 ،جریان برانداز در خارج از کشور به همراه جریانات معاند در داخل ،با تمرکز بر روی ادامه فشار علیه طرح تحول اقتصادی در سال0 9 که با شروع خوب و رضایت نسبی مردم اغاز شده است در صدد است که با تنگ کردن حلقه تحریم و افزایش عملیات روانی در داخل ضربه ای به اتحاد و انسجام اسلامی که پشتوانه استمرار جمهوری اسلامی ایران میباشد وارد نماید .
با افزایش رسوایی ها و شکستهای کشورهای غربی به ویژه امریکا در عرصه ی اقتصادی که بر پایه لیبراسیم و اقتصاد ازاد بنا نهاده شده است با نامگذاری امسال باید به عنوان یکی از وظایف اصلی جهت کشف و تبیین اقتصاد و ارائه ان به عنوان الگوی اقتصاد اسلامی تلاش نماییم .
الزامات حرکت کشور در عرصه ی اقتصادی
1- روحیه ی جهادی : داشتن روحیه ی جهادی مستلزم این است که در بخش های مختلف کار برای خدا و با جدیت و به صورت خستگی ناپذیر انجام شود و نه برای رفع تکلیف. با ترویج این روحیه در کشور و به ویژه در بین مسئولین میتوان امید به اغاز جهاد اقتصادی داشت .
2- استحکام و ایمان و تدین در جامعه : اگر جوانان جامعه تحت نیروهای انسانی که مهمترین منابع کشور محسوب میشود مجهز به سلاح تقوا در کنار علم و دانش باشند و بدور از هرزگی که مانعی بزرگ برای دست یابی به دانش محسوب میشود باشند میتوان در عرصه ی اقتصادی پیشرفت چشمگیری داشت که توان مند شدن در عرصه ی هستی ای نمونه ی بارزی محسوب میشود.
3- مبتلا نشدن کشور به مسائل حاشیه ای : هرگاه مسائل حاشیه ای کانون توجه قرار گیرد و افکار عمومی را به سمت خود جذب کند از انرژیهایی که باید معطوف به سمت هدفهای طراحی شده شود بازمیماند ودچار اصطکاک میگردد.
4- حفظ اتحاد و انسجام : با توجه به اینکه کشور ایران از قومیت های مختلفی تشکیل شده و در طی 32 سالی که از انقلاب میگذرد با تکیه بر اتحاد و انسجام توانسته است مشکلات بیشماری را از پیشروی خود بردارد در برهه ی کنونی هم که نیاز به جهاد عظیمی میرود نباید گذاشت که این اتحاد با ایجاد تفرقه و شکاف و به بهانه ی مذهب و اختلافات مذهبی تحت شعاع خود قرار گیرد .
5- پرهیز از اسراف: نه تنها برای دست یابی به قله های پیشرفت در عرصه ی اقتصادی ، بلکه با توجه به اموزه های دینیمان هم نباید فرهنگ اسراف به یک فرهنگ عادی در سطح کشور تبدیل شود که به عنوان نمونه میتوان به فرهنگ سازی که دستگاه های تبلیغاتی در طی چند ساله ی اخیر برای نمایان ساختن شعار سال با بنر و پوستر و تبلیغات پرهزینه داشته اند اشاره کرد.
امید است با تحلیل و تدقیق در صحبتهای مقام معظم رهبری و با تکیه بر همت مضاعف در این عرصه قدمی هر چند کوچک در این جهاد مقدس برداریم .
چند مانع بزرگ برای « جهاد اقتصادی »
در تبیین هدف از رشد و حرکت میتوان وضعیت مطلوب جامعهی امروز ایران را در حوزهی اقتصاد در مفاد سند چشمانداز بیستساله جستوجو کرد؛ بهطوریکه باید به جایی برسیم که ایران اسلامی به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فنآوری در سطح منطقهی آسیای جنوب غربی دست یابد البته با تأکید بر اینکه سهم اصلی در تولید و رشد پر شتاب اقتصادی بر عهدهی منابع انسانی و سرمایهی اجتماعی با تولید علم، دانش و تبدیل آن به فنآوری بوده و در نهایت به جامعهای الگو از نظر اقتصادی همراه با برقراری سلامت، رفاه، امنیّت غذایی، تأمین اجتماعی، فرصتهای برابر، توزیع مناسب درآمد و به دور از فقر، تبعیض و بهرهمند از محیط زیست مطلوب تبدیل شود.
تبیین و طراحی الگوی ایرانی- اسلامی پیشرفت امری خطیر ولی ارزنده برای تمامی جوامع اسلامی و بلکه برای تمام بشریت است اما با همهی این اوصاف ایران اسلامی در حوزهی اقتصاد با وضعیت موجودی نیز مواجه است که علیرغم تمامی تلاشهای 30 سال گذشته پس از انقلاب اسلامی، تا نیل به هدف راهی دشوار و صعبالعبور پیش رو دارد، چه اینکه هم با دشمنان و موانع داخلی مواجه است و هم با دشمنان و موانع بیرونی
الگوی حرکت و سیر از وضعیت موجود به مطلوب نیز باید در قالب الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت تدوین و روشن گردد. الگویی که بر خلاف الگوهای متداول توسعه در جهان، هم برخواسته از دین و شناخت منبعث از وحی نسبت به انسان و جهان است و هم بومی و متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی این مرز و بوم، الگویی که به پیشرفت و عدالت با یکدیگر نظر دارد و سعادت دنیوی و اخروی فرد و جامعه را با هم در نظر میگیرد و البته تبیین و طراحی چنین الگویی امری خطیر ولی ارزنده برای تمامی جوامع اسلامی و بلکه برای تمام بشریت است.
اما با همه این اوصاف ایران اسلامی در حوزه اقتصاد با وضعیت موجودی نیز مواجه است که علیرغم تمامی تلاشهای 30 سال گذشته پس از انقلاب اسلامی، تا نیل به هدف راهی دشوار و صعبالعبور پیش رو دارد، چه اینکه هم با دشمنان و موانع داخلی مواجه است و هم با دشمنان و موانع بیرونی؛ و اینجاست که نامیدن عنوان «جهاد اقتصادی» بر این سال توسط رهبر فرزانهی انقلاب اسلامی بایستی بیش از پیش کارشناسان اقتصادی و عموم مردم را متوجه وضعیت موجود، هدف و موانع پیش رو قرار گیرد.
موانعی که در صورت انسجام و همگامی مسؤولین و مردم در صورت اخلاص و عزم راسخ در حرکت برای خدا، مشمول نصرت الهی شده و برکت مییابد و به هدف میرسد.
دکتر "مهدی طغیانی"، استاد اقتصاد، در یادداشتی در سایت برهان به چند مانع بزرگ بر سر راه جهاد اقتصادی پرداخته است.
به گفته او در مورد موانعی که باید از سر راه رشد و پیشرفت اقتصادی کشور برداشته شود، مقام معظم رهبری در سخنرانی خود در حرم مطهر رضوی مواردی را اشاره وار فرمودند که جا دارد توسط مراکز علمی و پژوهشی کشور در سال جدید مورد بررسی قرار گرفته و راه حلهای مبارزه با آنها تبیین شود و توسط دولت خدمتگذار به مرحلهی اجرایی در آید.
از جملهی آن موانع عبارتانداز:
· موانع رشد پر شتاب اقتصادی کشور از جمله در زمینهی بهرهوری و ارتقای سهم آن
· موانع موجود در مسیر ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری
. موانع سرمایهگذاری بخش خصوصی و مشارکت مردم در اقتصاد
· اسراف و صرفهجویی نکردن در انرژی، آب و لزوم اصلاح شبکه آبیاری کشاورزی
· و....
پاتكهای احتمالی دشمن
1. تبلیغات در جهت ناكارآمد جلوه دادن نظام
وقتی میخواهیم در شرایط حمله قرار بگیریم و جهادگونه برای كشور كار كنیم، قطعاً این مسئله در پی خودش پاتكهایی را از جانب دشمن به دنبال خواهد داشت. یكی از ترفندهایی كه دشمن در سالهای اخیر در مورد جمهوری اسلامی سرمایهگذاری كرده است، ناكارآمد جلوه دادن نظام است. درواقع سعی كرده است تا نظام دینی و الگوی حكومت مردمسالارانهی دینی ناكارآمد جلوه دهد. البته خوشبختانه در عرصههای مختلفی كه دشمن این امر را مطرح كرده با شكست روبهرو شده است.
در مسائل امنیتی در این سی سال، كشور ما چه در جریان جنگ تحمیلی و چه در مسئلهی امنیت داخلی و چه در عرصهی اتحاد و یكپارچگی و وحدت ملی و چه در مسئله امنیت مرزها - با توجه به حساسیت مرزهای ما به دلیل وجود شرایط ویژه و شرایط همسایگان ما- موفق بودهایم. در عرصهی كارآمدیهای سیاسی هچون مشاركتهای مردمی، مشاركتهای سیاسی، همكاری و هماهنگی قوا و... نسبت به نظامهای سیاسی مشابه، كارآمدی خیلی خوبی را نشان دادهایم. با شاخصهای علمی متعددی ما میتوانیم نشان دهیم كه كشور در افزایش ضریب امنیتی، دفاعی و عرصهی سیاسی كارنامهی درخشانی را داشته است. البته منظور از شاخصها شاخصهای خودساختهی استكباری كه بعضاً با حب و بغض و نیات خاصی دستكاری میشوند، نیست.
اما بخش دیگر كارآمدی یك نظام، كارآمدی اقتصادی است. دشمن وقتی در عرصههای امنیتی، سیاسی و حتی به نحوی فرهنگی در ایران شكست خورد، تنها برگ برندهای كه در این هفت، هشت سال اخیر در دستانش باقی مانده است، ناكارامدی اقتصادی است. جالب اینجاست كه دشمن باز هم میبیند كه در عرصه زیرساختها انقلاب اسلامی ایران پیشرفتهای قابل ملاحظهای داشته است؛ به نحوی كه سازمانهای بینالمللی حتی در رنكینگ و شاخصبندیهای خودشان، كشور ما را جزو كشورهای اول و بعضاً در جایگاه اول معرفی كردند.
ما در عرصهی بهداشت، زیرساختهای درمانی، شاخصهای توسعهی انسانی، شاخصهای دسترسی به آب سالم و دسترسی به آموزش حتی در روستاها ارتقای بسیار شگرفی را داشتهایم. این قبیل كارآمدیها علیرغم تلاش نظام سلطه كه به شكل رسانهای سعی میكند پیشرفتهای رقیب خود را در عرصهی بینالمللی نشان ندهد، این پیشرفتها جلوهگر شده است.
در عرصهی مدیریتهای كلان اقتصادی ما فراز و نشیبهایی داشته و داریم كه ممكن است برای دشمن فرصتهایی را ایجاد كند كه باید از آن جلوگیری كرد. همیشه دشمن به دلیل ناتوانی در جنگیدن با واقعیتهای اقتصادی ایران، تلاش كرده است تا به سراغ اذهان و ادراك مردم برود.
برای مثال اگر درباره وضع اقتصادی از مخالفان دولت فعلی یا حتی مخالفان انقلاب اسلامی ایران و ایرانیانی كه در داخل هستند ولی با نظام مخالفت دارند، سؤال شود، بلاشك همه و همه اذعان میكنند كه در طول سی سال اخیر، سبد مصرفی و بهرهمندی مردم از مواهب مختلف دنیوی و مادی افزایش پیدا كرده است. این را كسی شك نمیكند كه تعریف فقر در ایران از سی سال پیش با مقولهای كه الان در برخی عرصهها متصور است، متفاوت است.
مصرف مردم نسبت به مواد پروتئینی، حمل و نقل، داشتن وسیلهی نقلیه، رفتن به مسافرتها و... مؤید این مطلب است. امروزه آمارها نشان میدهد كه در طول یك تعطیلات نوروز، بالغ بر پنجاه میلیون جابهجایی در ایران صورت میگیرد. این نشاندهندهی آن است كه مسافرت به عنوان یك تفریح سالم در سبد كالایی مردم قرار گرفته است. بهرهمندی مردم از مواهب ارتباطاتی همچون موبایل، اینترنت و مسائل آموزشی و... نیز همین نكته را نشان میدهد.
دشمن وقتی میبیند كه با واقعیتهای اقتصادی ایران نمیتواند بجنگد، به سراغ ادراك كلمهی اقتصاد میرود. بهطور مثال در كشوری مثل چین درآمد متوسط هر چینی زیر پانصد دلار است؛ یعنی استفاده از مواهب دنیا بهطور متوسط در سال در حدود چهارصد و بیست یا سی دلار است؛ به عبارتی در هر روز كمتر از یك و نیم دلار. در حالیكه ایرانیها در این سالها درآمد سالیانهی خوب و با رشد قابل توجهی داشتهاند. كافی است هر جوان یا هر میانسال ایرانی سبد مصرفی خودش را با پدر خودش در سی سال قبل مقایسه كند. اما وقتی دشمن میبیند كه اینجا دچار مشكل شده، به ادراك فقر دامن میزند. یعنی چه بسا درآمد سالانهی ما نسبت به سی سال قبل چند برابر شده باشد اما مردم حس كنند كه حس رضایتمندیشان كم است.
مثلاً میزان مصرف مواد پروتئینی بسیار بالا رفته ولی باز هم فكر میكنند كه كم است یا مطالبه دارند كه دولت باید گوشت و میوهی ما را با قیمت ارزانی در اختیار ما قرار دهد. این مطالبهی مصرفی ناشی از این نیست كه واقعاً نیاز مصرفی وجود دارد، چون نیاز مصرفی در حد بسیار خوبی رشد كرده است. ما طبق شاخصهای سازمانهای بینالمللی میزان كالریهای مصرفیای كه در كشور داریم حتی در روستاهای فقیرنشینمان هم از سطح متوسط جهانی بسیار بالاتر است. اما چه میشود كه ادراك فقر در شهرهای بزرگ شكل میگیرد؟ این به نظر من یكی از آن هدفگذاریهایی است كه دشمن صورت داده و ما در سال جهاد اقتصادی باید توجه خاص و ویژهای به ادراك اقتصادی مردم داشته باشیم كه مردم این رشدها و پیشرفتها را چگونه درك میكنند؟
2. بحرانی نشان دادن اوضاع داخلی
دشمن میخواهد وضع داخلی كشور را بحرانی نشان دهد؛ مخصوصاً در سال گذشته - كه شخصاً رصد میكردم- دشمن روی تحریمهای اقتصادی به شدت مانور میداد. برنامههای دنبالهدار و سریالی رسانههای خارجی دائماً تأكید داشت كه تحریمهای اقتصادی چه مشكلات بزرگی را برای ایران به وجود آورده است. البته كه تحریمها برای ما بدون مشكل نبوده است و مسائلی را برای ما ایجاد كرده است، اما هر تحریمی طبق تئوریهای اقتصاد بینالملل، در كنار هزینهاش، فرصتهای مناسب و مزیتهای نسبی هم به همراه دارد.
كالایی كه قبلاً تولید آن در كشور برای ما نمیصرفید و ارزانِ آن از خارج قابل تهیه بود، وقتی دشمن ما را تحریم میكند، قیمت تمامشدهی آن برای ما بالا میرود و نمیتوانیم آن را از بازارهای جهانی خریداری كنیم. همین كه دسترسی ما به این كالا سخت شد، باعث میشود كه جوانان ما آن را خودشان تولید كنند. وقتی تولید شروع شد، در مرحلهی تولید، طبق تئوریهای اقتصادی هزینهی تمامشده كاهش مییابد و ما بعد از چند سال به این نقطه میرسیم كه خودمان این كالا را با همان قیمت تمامشدهی خارجی كه قبل از تحریم داشتیم، تولید و عرضه میكنیم.
نگاهی به مفهوم جهاد اقتصادی
نكتهی اول اینكه مفهوم جهاد اقتصادی و خصوصاً كلمهی جهاد یك تعبیر استعارهگونه و دارای معانی و دلالتهای خاصی است. كلمهی جهاد معمولاً به نوعی تلاش مقدس اطلاق میشود و یكی از كلماتی است كه در گفتمان دینی ما معنا پیدا میكند و همیشه صبغهی تقدس را در درون خودش دارد. نكتهی اول اینجاست كه به زعم بنده، رهبر انقلاب ابعاد دنیوی را با ابعاد مقدس اسلامی درهم آمیخته و همگون میبینند. برای همین هم كار كردن برای مسائل اقتصادی، پیشرفت و آبادانی و عمران كشور را با مسئلهی مقدسی به اسم جهاد تلفیق میكنند.
این یكی از پیامهای بزرگ انقلاب اسلامی ایران است كه مسائل معنوی و مادی و یا به عبارت دیگر حسنهی دنیا و حسنهی آخرت چگونه میتوانند با یكدیگر همراستا شوند. اگر مسئولان از ظرفیتهای معنوی، انسانی و فرهنگی كشور به درستی استفاده كنند، ما از كلمهی جهاد میتوانیم بركات زیادی را نصیب این مرز و بوم كنیم. كما اینكه در طول تاریخ معاصرمان هم میبینیم كه حضرت امام(ره) در مورد سازندگی از این استعاره استفاده میكنند و جهاد را وارد صحنههای سازندگی میكنند و این تعابیر استعارهگونه به نوعی مسبوق به سابقه از سوی حضرت امام(ره) نیز میباشد.
نكتهی دوم این است كه در گفتمان دینی ما كلمهی جهاد در كنار كلماتی مانند هجرت، ایمان، عبادت و... پازل گفتمانی دین را تكمیل میكند. در برخی موارد، مفاهیم دینی به ما اشاره میكنند كه باید مانع را دور بزنید، مثل كلمهی هجرت. ولی كلمهی جهاد همیشه برخورد با مانع و رفع مانع را مورد توجه دارد. این در معنای جهاد حالت تأكید و تصریح دارد.
در همین راستا یكی از استراتژیهایی كه در سال پیش رو یعنی سال 90 باید سر لوحهمان باشد این است كه باید جهاد عظیمی در شناسایی موانع اقتصادی كشور صورت دهیم. موارد و موانعی كه دست و پا گیر است. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات، آییننامهها یا تركیبهای نهادی و یا به تعبیر دانشگاهی برخی از مواد یا تفاسیر قانونی كه امروزه در بدنهی اجرایی ما وجود دارد، معمولاً به شكل مانع عمل میكنند. در صورتیكه ما به یك جهاد فراگیر در تمامی عرصههای اقتصادی جهت آسیبشناسی و مانعشناسی نیاز داریم تا بتوانیم برای رفع این موانع برخیزیم.
جهاد كردن به رفع موانع پیشرفت ما برمیگردد؛ حالا برخی از این موانع داخلیاند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند كه باید در عرصهی اقتصاد بینالملل هم ببینیم كه موانع اقتصاد كشور ما چه بوده است؟
نكتهی سوم اینكه جهاد معمولاً استعارهای است كه ما از فضای نظامی داریم و به همین دلیل، دلالتهایی به ذهنمان خطور میكند. بهطور مثال هرگونه جهادی نیازمند دیدهبانی و رصد دقیق است. معتقدم استراتژی دومی كه اقتصاد ایران در عرصههای مختلف كشاورزی، صنعتی، خدماتی، معدنی و... باید لحاظ كند، یك دیدهبانی و رصد جامع و فراگیر است. ما باید دقیقاً رصد كنیم كه تحولات جهانی در اثر چیست و به چه مسیری سوق پیدا میكند؟
ما باید افق بیست سال آیندهی اقتصاد دنیا را و همچنین مزیتهای نسبی كشور خودمان را رصد كنیم و بشناسیم. ما سریعاً باید خودمان را برای دهههای آینده به كمك رصد و دیدهبانیای كه صورت میدهیم، ارتقا دهیم و به مسائلی كه از طریق علم تولید ثروت میكنند، بیشتر توجه كنیم. تأكیداتی كه رهبر معظم انقلاب درطول این چند سال نیز داشتند، همه و همه ناظر به این مسئله بوده است. باید از صنایع تك به سراغ صنایعی برویم كه فرصتهای تولید درآمدی و تولید ثروت آن فراوان است.
معمولاً در اقتصاد، صنایع كوچك در ابتدای نوآوری و خلاقیت، ثروت خوبی را برای كشور به بار میآورند و فرصتهای خوب اشتقالزایی ایجاد میكنند، اما در مسیر چرخهی تولید و چرخهی عمر یك كالا، معمولاً سود آنها كم میشود. چراكه كشورهای دیگر هم نظیر آن كالا را تولید میكنند و به تعبیر عامیانه دست زیاد میشود. اما به وضوح این مسئله قابل مشاهده است كه كشورهای پیشرفته دقیقاً در پی این تغییربخشی و رفتن به سمت تولید كالاهای هایتك و تولید ثروت و سودآوری از طریق تولید علم هستند.
بهطور مثال در عرصهی بینالمللی ما نسبت به گروه «جیبیست» و تصمیمات اتخاذشده در آن توسط كشورهای استكباری باید بسیار حساس باشیم و مشاركت غیر مستقیمی را پیشاپیش در آن تصمیمات جهانی داشته باشیم.
نكتهی چهارم؛ یكی دیگر از استعارههایی كه كلمهی جهاد برای ما به ارمغان میآورد، بحث نقشه و طرح است. ما میدانیم كه هر جهادی نیازمند طراحی نقشهی عملیاتی است. این دقیقاً خواستهای است كه سال گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب در نخستین نشست اندیشههای راهبردی مطرح شد كه گفتمانسازی و ظرفیتسازی بسیار خوبی نیز در جامعهی نخبگانی كشور در مورد آن ایجاد شد.
نكتهی پنجمی كه در راستای مفهوم جهاد باید به آن اشاره كرد، مسائل مربوط به آرایش جهادی است. دستگاههای اجرایی كشور، دستگاههای قانونگذار، نهادهای قضایی، بخشهای مردمی، بخشهای غیر انتفاعی و خصوصی كشور باید با یك راهبردی كه از سوی دستگاههای سیاستگذار مشخص میشود، یك آرایش جهادی به خود گیرند.
نكته ششمی هم كه در ذیل مفهوم جهاد معنا مییابد، بحث آموزش نیروها است، مثل هر عملیاتی كه اگر آموزش نیرو نداشته باشیم و نیروهای اقتصادی كشور را آماده نكنیم، در صحنه جهاد دچار مشكل خواهیم شد. بخشی از آموزش نیروها بحث عمومی است، یعنی بدنهی آموزش و پرورش و دانشگاههای كشور و در نهایت رسانهها و بهطور مشخص رسانهی ملی، باید حركتی جهادی داشته باشند و یك برنامهی مدون در جهت آموزش نیروهای كشور نسبت به مقتضیات یك جهاد اقتصادی ارائه و اجرا كنند.
مهم ترين شروط تحقق جهاد اقتصادی
سالي كه از جانب مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي به عنوان سال "جهاد اقتصادي" نام گذاري شد، نويدگر آينده نويني است كه در سايه عنايات حضرت ولي عصر(عج) و رهنمودهاي رهبر فرزانه انقلاب در انتظار ايران اسلامي است. اين آينده به موازات آنكه براي مردم شريف كشورمان و فرزندان اين آب و خاك مفيد و درخشان خواهد بود، به همان اندازه براي كشورهاي منطقه و ملت هايي كه چشم اميد خود را همواره به پيشرفت هاي نظام اسلامي ايران دوخته اند الگو و نمونه مناسب و كاملي براي تعالي و ترقي خواهد بود انشاء الله.
اما در اين ميان سوالي كه از آغازين دقايق و ساعات نامگذاري امسال از سوي رهبر معظم انقلاب به ذهن خطور مي كند، الزامات و بايدها و نبايدهايي است كه بايد براي رسيدن به مجاهده و جهاد در عرصه اقتصاد مد نظر قرار گرفته و رعايت شود.
نخستين نكته؛ توجه ويژه به اخلاص و رعايت موازين اخلاقي و ديني براي تحقق جهاد بهعنوان امري شرعي و اخلاقي است. جهاد بدون مجاهده و مبارزه با نفس و كنار گذاشتن نفسانيات و توجه ويژه به اخلاص و معنويت امكان پذير نيست. ممكن است در بهترين حالت آنچه كه محقق مي شود، تنها تلاشي براي سامان دهي و انجام بهتر امور باشد.
دوم اينكه؛ در جهاد بايد استراتژيِ جهادي داشت. نمي توان قدم در راه امري چنين بزرگ نهاد اما عملا نقشه اي براي ادامه راه نداشت. بهترين استراتژي و سند براي سال جهاد اقتصادي فرمايشات رهبر معظم انقلاب و سند چشم انداز توسعه 20 ساله كشورمان است.
سوم اينكه؛ مهم ترين عنصر براي جهادي شدن فعاليت هاي اقتصادي در كشور و آغازي خوش يمن براي تحولات و پيشرفت هاي اقتصادي، اتحاد و انسجامي است كه بايد ميان دستگاه ها، روساي سه قوه و مسئولان آن باشد. همان گونه كه رهبر فرزانه انقلاب فرمودند يكي از لوازم اصلي براي تحقق جهاد اقتصادي داشتن وحدت و انسجام ميان مسئولان و دستگاه هاست. بديهي است كه بروز هر نوع تشتت و اختلافي مي تواند منجر به هدر رفت انرژي و به سامان نرسيدن برنامه هاي جهادي شود.
چهارم اينكه؛ يكي از اصليترين دغدغه ها براي توسعه فعاليت هاي اقتصادي بهره برداري از قوانين و آئين نامه هاي تسهيل كننده خدمات و فعاليت هاي تجاري و اقتصادي است كه اميد است اين مهم با اقدام دولت محترم و نيز تصويب و تاييد نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي هر چه سريعتر صورت گرفته و به انجام رسد.
پنجم اينكه؛ در سال جهاد اقتصادي بايد از مشاركت ويژه و گسترده مردم براي تحقق جهاد اقتصادي بهره گرفت. نمي توان انتظار جهادي فراگير داشت اما از همراهي و همكاري و مشاركت مردم در اين اتفاق و رخداد بي سابقه محروم بود.
ششم اينكه؛ قواي سه گانه كشور و تمامي دستگاه ها بايد در اقدامي جهاد گونه و بسان مجاهدت هاي هشت سال دفاع مقدس تمامي توان خود را براي تحقق رهنمود مقام معظم رهبري و جامه عمل پوشانيدن به منويات ايشان بسيج كنند. بايد در نظر داشت كه نمي توان در انتظار جهاد نشست اما تمامي ظرفيت هاي كشور براي جهت مجاهده اي اين چنين بزرگ و بي سابقه بسيج نكرد.
هفتم اينكه؛ تحقق جهادي اقتصادي موضوعي كيفي و ارزشي است و نبايد براي سنجش آن از موازين كمّي و آمار و ارقامِ صِرف استفاده كرد. توجه به اين مهم ضروري است كه ممكن است اقداماتي كه در سال 1390 انجام مي شود براي اصلاح زيرساخت هايي در عرصه اقتصاد باشد كه اثرات خود را در آينده به نمايش مي گذارد و نبايد به گونه اي اقدام و وانمود كرد كه در همين سال 1390 مي توان به افق هاي مد نظر رهبري معظم انقلاب و دريافت نتايج جهاد مد نظر ايشان پي برد. از همين رو بايد از افتادن در مسير توليد و ارائه آمار و ارقامي كه در بسياري موارد ممكن است چندان مطابقتي با واقع نداشته باشند، پرهيز كرد.
ضرورت شاخص سازي در سال جهاد اقتصادی
آشنايي ولي فقيه به تمام امور و بروز بودن ايشان در شناسايي امور مسلمين غنيمتي بوده و هست تا فرمايشات آن مقام عظمي چراغ راه حركت و تكاپوي اقتصادي، اجتماعي و سياسي در كشور باشد.
توجه و عنايت مقام معظم رهبري به موضوعات اقتصادي كشور در راستاي تحقق اهداف سند چشم انداز و استراتژي هاي كلان كشور و همسويي با برنامه ها و قوانين جاري و ساري كشور از جمله مواردي است كه بسيار بايد مورد توجه قرار گيرد.
نامگذاري سال 1380 تحت عنوان سال اقتدارملي و اشتغالآفريني، سال 1382 تحت عنوان سال خدمت گذاري، سال 1384 تحت عنوان سال همبستگي ملي و مشاركت عمومي، سال 1386 تحت عنوان سال اتحاد ملي، انسجام اسلامي، سال 1387 تحت عنوان سال نوآوري و شكوفايي، سال 1388 تحت عنوان اصلاح الگوي مصرف، سال 1389 تحت عنوان همت مضاعف، كار مضاعف و سال 1390تحت عنوان جهاد اقتصادي نشان دهنده عزم راسخ نظام جمهوري اسلامي در توسعه اقتصادي كشور است.
آنچه در اين ميان از اهميت بالايي برخوردار است درك مفهوم و معناي روح پيام مقام معظم رهبري در اين نامگذاري هاست كه بايد مورد توجه مسئولين اجرايي كشور قرار گيرد. حال آنكه در سالهاي گذشته در مواردي هم شاهد اين موضوع بوده ايم كه اين پيام ها توسط عده اندكي فقط در قالب شعار مورد توجه قرار گرفته است هر چند كه نگارنده معتقد است براي پيام هاي عميقي از اين دست بعد حفظ شعارگونگي نيز مهم است اما آنچه مهم تر و واجب است درك روح پيام مقام معظم رهبري است.
انتظار مي رود انديشمندان و متفكران اين نامگذاري ها را به منزله هدف نهايي مورد توجه قرار دهند و براي رسيدن به اهداف فوق اقدام به شاخص سازي و مفهوم سازي كنند.
شاخص سازي و تعريف عملياتي اهداف كلان كشور از جمله اقداماتي است كه بايد توسط دستگاه هاي اجرايي انجام و با زمان بندي مناسب در دستور كار قرار گيرد تا در نهايت به هدف نهايي كه توسط مقام معظم رهبري تبيين و تاكيد شده است برسيم.
به نظر نگارنده بايد دستگاه هاي اجرايي در خصوص اجرايي شدن فرامين مقام معظم رهبري و تحقق اهداف تعيين شده توسط ايشان كميته هاي نظارتي تشكيل دهند تا اقدامات انجام شده مورد پايش قرار گرفته و از هر گونه كار صوري ممانعت به عمل آيد.
به نظر مي رسد اهداف كلاني كه در اين نامگذاري ها در نظر گرفته شده است بايد به هدف هاي كوچكتري تقسيم و براي آن برنامه ريزي عملياتي صورت گيرد.
به نظر مي رسد براي نائل شدن به هدف كلان جهاد اقتصادي در حوزه بازرگاني و تجارت بايد مواردي نظير دستيابي به رشد اقتصادي مطلوب، عدالت اقتصادي و كاهش فاصله طبقاتي، كاهش اتكاء به درآمدهاي نفتي، افزايش بهرهوري، تبديل شدن به بزرگترين قدرت اقتصادي منطقه، تجاري كردن يافتههاي تحقيقاتي، متعادل كردن بودجههاي سنواتي، ريشهكن كردن فقر در جامعه از طريق توزيع عادلانه درآمدها در جامعه، رسيدن به خودكفايي و خنثي كردن تحريمهاي اقتصادي قدرتهاي استكباري مد نظر قرار گيرد كه توسط وزير بازرگاني نيز مورد تاكيد قرار گرفته است.
تبديل علم به فن آوري زمينه ساز جهاد اقتصادي
نويسنده در اين مطلب بر آن است تا نقش فن آوري علمي را در توليد ثروت و شكوفايي و رونق اقتصادي تبيين نمايد. با هم اين مطلب در اين پست و پست هاي بعدي را از نظر مي گذرانيم.
فن آوري، وجهه مادي علم
------------------------------
فرهنگ مانند هر پديده انساني داراي دو وجه مادي و معنوي است؛ خاستگاه اين دو بعدي بودن را مي بايست در ساختار انساني و طبيعت هستي جست وجو كرد. هنگامي كه ما از فرهنگ عمومي سخن به ميان مي آوريم به دو جنبه مادي و معنوي آن توجه مي دهيم. بي گمان تمدن و مدنيت، وجه ظاهري و مادي فرهنگ است كه با آن به خوبي آشنا هستيم.
علم نيز يكي از پديده هاي مرتبط با انسان است و لذا داراي دو وجه مادي و معنوي مي باشد. هرچند كه جنبه معنوي علم در ذهن ما بيشتر بروز و ظهور دارد، ولي در فرهنگ غربي بيشتر جنبه مادي آن مورد توجه است. همين مسئله درباره فلسفه نيز مطرح است، زيرا فلسفه در فرهنگ غربي، ديگر سخن گفتن از متافيزيك و ماوراء الطبيعه نيست، بلكه سخن گفتن از فيزيك و ماده در قالبي به ظاهر عقلاني و فلسفي است. از اين رو بيش از آن كه با فلسفه محض در غرب برخورد داشته باشيم، با فلسفه مضاف مانند فلسفه علم روبه رو هستيم. همين نگرش و رويكرد است كه علم را به ابزار توليد تبديل كرده است و غربي ها به جاي آن كه به جنبه معنوي آن توجه يا بسنده كنند، به جنبه مادي و بهره گيري از علم توجه دارند. اين شايد براي ما كه در فرهنگ عقلاني و فلسفي محض رشد كرده ايم دشوار باشد، ولي با نگاهي گذرا به آموزه هاي قرآني مي توان دريافت كه اين جنبه نيز مورد توجه و تاكيد پيامبران و آموزه هاي وحياني بوده و ما از آن غافل بوده ايم.
آموزه هاي قرآني به مخاطب خويش اين پيام را در اشكال گوناگون مي رساند كه علم بايد در راستاي بهره گيري از آن مورد توجه باشد. بنابراين، هر علمي كه ناتوان از بهره مندي از آن باشيم يا قابليت بهره مندي از آن وجود نداشته باشد يا ما به قصد بهره مندي از آن، اقدام به فراگيري و يادگيري آن نكرده باشيم، علمي ناقص و ابتر است. بنابراين، ابزاري بودن علم و دانايي از مسائل بديهي در فرهنگ قرآني است. به اين معنا كه علم و معرفت و دانايي و شناخت، ابزارهايي در خدمت انسان هستند تا انسان بتواند خود و جهان را بشناسد و با بهره گيري از اين علم، امكان شدن هاي كمالي از رنگ و صبغه خدايي گرفتن تا خدايي و رباني شدن را تجربه كند؛ چرا كه همين علم و دانايي است كه به انسان توانايي ربوبيت و مظهريت در آن را به عنوان خليفه الهي بخشيده است. (بقره، آيات 30 تا37)
براين اساس، هر علمي كه توانايي را در انسان ايجاد نكند و او را قادر به تصرف و تسخير در خود و جهان نسازد، علمي ناقص و ابتر و حتي غيرسازنده و منفي و بازدارنده است.
توليد علم به معناي درك دقيق و كامل از حقايق هستي و اشياي جهان و به خدمت گرفتن آن در راستاي اهداف آفرينش و ربوبيت انسان بر جهان، از مهم ترين آموزه هاي قرآني است. خداوند در آيات بسياري به ارزش چنين علمي توجه داده است و انسان را به شناخت دقيق حقايق هستي و علم يابي ترغيب و تشويق نموده و از او خواسته است تا با دقت علمي در چيزهاي جهان، جوانب مختلف آن را ادراك و قدرت تصرف و تغيير در آن را بيابد و به تغيير آن اقدام كند تا در مسير كمالي خود و همان چيز به كار گيرد. اين همان خلافت واقعي انسان و مظهري در ربوبيت است كه ماموريت اصلي و هدف و فلسفه آفرينش است.
براين اساس مي توان گفت كه تبديل علم به فن آوري از مهم ترين ماموريت ها و مسئوليت هاي بشري در مقام خلافت الهي است؛ زيرا تبديل دانايي به توانايي از طريق تبديل آن به فن آوري مقصد نهايي تعليم اسمايي الهي است كه در آيات قرآني به آن اشاره شده است.
به يك معنا جنبه مادي علم را مي بايست در تبديل آن به فن آوري جست وجو كرد. اما اين پرسش مطرح است كه مراد از فن آوري چيست؟
ارتباط كلمهي «جهاد» با «سال جهاد اقتصادي» چگونه است؟
شواهد نشان ميدهد نامگذاري رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادي را از يك موضوع دانشگاهي وارد فاز مردمي و به عنوان يك وظيفهي عمومي در بين آحاد مردم مطرح ميسازد. اين نكته بايد در انديشههاي اقتصادي صاحبنظران مورد توجه قرار گيرد كه حوزهي جهاد اقتصادي در واقع تقويت اقتصادي ريشههاي يك كشور اسلامي است. گذر از مرزهاي جغرافيايي و پايهگذاري اقتصاد مستحكمتر، كه بتواند موجب سربلندي انقلاب باشد، به نظر ميرسد رهبر معظم انقلاب، سال جاري را به دليل رضايت نداشتن از وضعيت كنوني و ساختارهاي معيوب كنوني به سال جهاد اقتصادي نامگذاري كردهاند.
گر چه اقتصاد ايران بدون شك داراي پتانسيلهاي بسيار زيادي بوده و رهبر نيز بارها به اين موضوع پرداختهاند، اما آنچه مهم است اينكه، ايشان از وضعيت كنوني رضايت كامل ندارند و خواستهاند تا تحولي در سال 90، صورت گيرد. بنابراين تحليل بنده از فرمايشات رهبري در نامگذاري سال 90 اين است كه ايشان در نام گذاري سال جاري به سه موضوع بيش از موارد ديگر اهتمام دارند و علاقهمند هستند تا به سه موضوع ذيل توجه بيشتري صورت گيرد.
1- تحريمها: تحريمهاي اقتصادي در سه دههي اخير همواره يكي از چالشهاي پيش روي اقتصادي- سياسي ايران بوده است. شايان ذكر است رهبر انقلاب همواره در سخنرانيهايشان به اين موضوع پرداخته و تأكيد دارند تا دولتمردان همچون گذشته راههاي مقابله با تحريمها را بيش از پيش اجرايي كنند.
2- اجراي مراحل بعدي قانون يارانهها: اجراي مراحل بعدي قانون هدفمندي يارانهها از ديگر موضوعاتي است كه رهبري معظم به آن به صورت جدي اهتمام دارند و تأكيد مينمايند تا اجراي مراحل بعدي اين قانون با دقت و بدون خطرات احتمالي آينده به پيش رود. دولت هم وظيفه دارد تا اجراي مراحل آيندهي قانون مذكور را با دقت بيشتري انجام داده تا اصلاحات جديد اقتصاد ايران با كمترين صدمات دنبال شود.
3- تدوين الگوي اسلامي- ايراني پيشرفت: همانطور كه در سخنرانيهاي چند سال اخير رهبر معظم انقلاب بارها مشاهده شده، ايشان از گذشته تا كنون به طراحي و تدوين يك الگوي بومي-اسلامي تأكيد داشته و دارند. اين يك واقعيت است كه دولتهاي پس از انقلاب در سه دهدي اخير هنوز نتوانستهاند يك الگوي بومي-ايراني مستقل با مليت ايراني- اسلامي تدوين كنند و اين مسأله يكي از مطالبات اقتصادي رهبري است.
اميد است كارشناسان بيش از پيش در اين حوزه با جديت امور مذكور اهتمام ورزند و دغدغهي چند سالهي حضرت آيت الله خامنه اي را به واقعيت تبديل كنند.
شرط اصلي موفقيت شعارهاي مذكور چيست؟
حال سؤال اساسي اين است: شرط اصلي موفقيت اين شعار چيست؟ نقش مردم چيست؟الزامات سال جهاد اقتصادي چگونه بايد باشد؟
خوشبختانه اجراي موفق قانون هدفمندي يارانهها نشان داد كه شرط اصلي موفقيت در هر طرح اقتصادي، همراهي مردم است. مردم نشان دادند كه با هر طرح اقتصادي كه منجر به بهبود وضعيت اقتصادي شان گردد، همراهي خواهند كرد و آنان نشان دادند: با جهتگيريهاي عدالت خواهانهي دولتها موافقاند و حاضراند تا با طرحهاي اقتصادي دولتها اگر چه كمي هم داراي زحمت باشد، همراهي كنند.
اگرچه در شرايط كنوني ممكن است سختيهايي را هم متحمل شوند.اعتماد به نفس سياستگذاران اقتصادي كشور با اجراي اين قانون چندين برابر شده و مردم هم نشان دادند كه با اين نوع طرحها كه كل نظام و نخبگان كشور بر اجراي آن توافق دارند، به خوبي همراه خواهند شد. در سال جديد نيز همچون ساير سالهاي گذشته سخنان رهبر معظم انقلاب پشتوانهي قاطعي براي همهي مسؤولين است كه بايد در اين سال، برنامهها و جايگاه خودشان را تبيين و مشخص كنند. الزامات در اين رابطه عبارتانداز:
- جهاد از كلماتي است كه در گفتمان ديني كشورمان معنا پيدا ميكند. براي همين هم كار كردن براي مسايل اقتصادي، پيشرفت، آباداني و عمران كشور با مسألهي مقدسي به اسم جهاد، تلفيق شده است.
2- بايد در اين راستا، موانع اقتصادي كشور را شناسايي كنيم. موانعي كه دست و پا گير هستند. معمولاً در نگاه نهادي برخي از مقررات و آييننامهها و مواد يا تفاسير قانوني كه امروزه در بدنهي اجرايي وجود دارد، به شكل مانع عمل ميكنند. ما به يك جهاد فراگير در تمامي عرصههاي اقتصادي جهت آسيبشناسي و مانعشناسي نياز داريم تا بتوانيم موانع را رفع كنيم. جهاد كردن به رفع موانع پيشرفت ما برميگردد؛ برخي از اين موانع داخلياند و بخشي از آن هم موانع خارجي هستند كه بايد در عرصهي اقتصاد بينالملل هم ببينيم كه موانع اقتصاد كشور ما چه بوده است.
3- جهاد اقتصادي نيازمند نقشهي راه است. دستگاههاي اجرايي كشور، دستگاههاي قانونگذار، نهادهاي قضايي، بخشهاي مردمي، بخشهاي غير انتفاعي و خصوصي كشور بايد با يك راهبردي كه از سوي دستگاههاي سياستگذار مشخص ميشود، يك آرايش جهادي به خود بگيرند. اين نقشهي راه همان «طرح تحول اقتصادي» است كه دولت محترم با اجراي مهمترين بخش آن، يعني هدفمندسازي يارانهها، آن را طراحي كرده است. البته، بستههاي مختلف براي همهي حوزهها از جمله صنعت، خدمات، حمل و نقل و كشاورزي آماده و در اين زمينه با مديران و تشكلها هماهنگي شده است. طرح هدفمند سازي يارانهها گستردهترين طرح اقتصادي است كه در كشور اجرا ميشود و تقريباً حوزههاي متعدد را تحت تأثير قرار ميدهد. اجراي كامل قانون هدفمندي يارانهها گام بلندي در مسير جهاد اقتصادي و ايجاد تحول در حوزهي اقتصاد خواهد بود.
نقش مردم در تحقق « جهاد اقتصادي »
امسال نيز توسط ايشان، سال «جهاد اقتصادي» نامگذاري شده است. اين امر نشان دهندهي اهميت تحولات اقتصادي در انديشهي معظم له بوده و بايد توجه داشت تا به اين شعارها سطحي و صوري نگريسته نشود. خوشبختانه در سرتاسر سالهاي 1388 و 1389، شعارها تحقق عملي پيدا كرده و ملت و دولت در دو سال اخير، هم به اصلاح الگوي مصرف و هم به همت مضاعف و كار مضاعف به جديت پرداختهاند.
در زمينههاي اقتصادي، سياسي، علم و فنآوري نيز كارهاي بزرگي انجام شده كه ناشي از نهادينه شدن اجرايي اين كارها است. از جملهي اين كارهاي بزرگ و همتهاي جدي، اجراي قانون هدفمندسازي يارانهها بوده كه ميتوان نقطهي عطف مطلب مذكور باشد. در سال 90 نيز بايد ما همت خود را بر مسايل اقتصادي متمركز كنيم. چرا كه طبق بيانات رهبري، هماكنون مهمترين چالش كشور، موضوع اقتصاد است.
البته همچنان نبايد شعارهاي سالهاي گذشته را فراموش كنيم و چنانچه امسال حتي ميبايست همت و كار مضاعف نمود و بروز بيشتري در كار ما داشته باشد، چراكه «جهاد اقتصادي» ميداني بسيار وسيعتر را براي تلاش و برنامهريزي ميطلبد. در حوزههاي اقتصادي نيز به دليل تأثير مستقيمي كه بر حوزههاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي دارد، اگر ما بتوانيم به پيشرفت مد نظر برسيم، در حل بسياري از مشكلات عمومي كشور هم موفق خواهيم بود.
بايد به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه مسايل جاري بيشتر حول مسايل اقتصادي همچون اشتغال، مسكن و ساير موارد مشابه است، كه اگر در سال جاري بتوانيم طبق رهنمود رهبر انقلاب حركت كنيم و موارد مورد نظر ايشان را در كشور محقق سازيم، نظام اقتصادي ايران الگويي موفق براي ساير كشورهاي جهان خواهد شد.
هراس دشمنان از الگو شدن نمونه موفق اسلامي
آن چه موجب هراس دشمنان امت اسلام و ايران اسلامي است، تبديل ايران به يك نظام و جامعه برتر در جامعه جهاني است؛ زيرا مي تواند به عنوان الگوي رهايي و عدالت خواهي و روحيه خودباوري در جهان مطرح شود و بساط دشمنان بشريت را برچيند.
شكل گيري زنجيره تجاري سازي توليد علم و ثروت
خردمندان به سبب اين كه حقايق را به درستي مي شناسند و در چارچوب فلسفه آفرينش، در آنها تصرف و تغيير ايجاد مي كنند، موجب كمال بخشي به آن ها مي شوند، در حالي كه رفتار توده هاي مردم موجب افساد در آن مي شود. دانش و دانايي مي بايست خردمندانه باشد تا قطعات پازل به درستي شناخته و چيده شود و قرار گرفتن هر قطعه اي موجب كمال و تكميل آن شود.
هر چند كه به ظاهر علم شيمي از رياضي يا علم فيزيك يا حتي علوم انساني چون حقوق جداست، ولي بايد توجه داشت كه همه اين علوم بايستي در يك واحد ديده شود تا بتواند چنان كه هست خودنمايي كرده و تأثيرگذار باشد. توليد علم نيز مي بايست اين گونه مكمل يك ديگر باشد و تجاري سازي و بهره مندي بشر از علم و توليد آن نيز بايد به صورت زنجيره اي ديده شود.
شكل گيري زنجيره تجاري سازي توليد علم منجر به توليد ثروت مي شود و اين ثروت است كه فرصت هاي برابر كمالي را براي جامعه بشري فراهم مي آورد و هر كسي عادلانه مي تواند از سهم و قسط خويش از زمين و امكانات و ثروت بهره مند شود و خود را به كمال برساند و مظهريت ربوبيت را به دست آورد.
امام خامنه اي در مقام تبيين حقيقت انسان و هدف برتر وي به اين نكته بارها توجه داده است و از نهضت نرم افزاري وتوليد علم براي دست يابي به جامعه برتر سخن به ميان آورده است. از نظر ايشان شكل گيري زنجيره تجاري سازي توليد علم و توليد ثروت ملي لازم امتي است كه مي خواهد امت وسط و امت شاهد براي جوامع بشري باشد.
ايشان در خصوص تجاري سازي توليد علم خاطرنشان كردند: اگر زنجيره توليد دانش، تبديل دانش به فناوري، توليد محصول و در نهايت تجاري سازي علم تكميل شود، مسير توليد علم به توليد ثروت ملي كشور و پاسخگويي به نيازهاي ملت منتهي خواهد شد. (مقام معظم رهبري، نوروز90، مشهد مقدس)
اگر اين فرآيند به درستي شناخته و پيموده شود، مي تواند جامعه برتر را تحقق بخشد و زنجيره توليد دانش و تبديل آن به فناوري و تجاري سازي يعني تمدن سازي اسلامي. اين بدان معنا خواهد بود كه جامعه برتر ايماني شكل گيرد و الگو و نمونه اي براي بشريت شود.
البته تحقق كامل فرآيندي از توليد علم تا تبديل آن به فن آوري و تجاري سازي و بهره مندي از آن در شكل تغيير و تصرف و تبديل به ثروت همگاني نيازمند نقشه راه و همت مضاعف و كار مضاعف است.
پيش از هر چيزي انسان مي بايست خود را بشناسد و از ظرفيت ها و توانمندي هاي خويش در مقام خلافت الهي و خدايي بودن و پروردگاري و ربوبيت آگاه شود و روحيه خودباوري به عنوان خليفه الله در وي ايجاد شود. از اين رو امام خامنه اي در تبيين اين مهم مي فرمايد: روحيه خودباوري و اعتمادبه نفس بالا و شكل گيري زنجيره تجاري سازي توليد علم و توليد ثروت ملي از نكات برجسته اين حركت علمي است. (مقام معظم رهبري، نوروز90، مشهد مقدس)
اگر انسان و جامعه اي قدر خود را بشناسد و از مقام خلافت الهي و تسخير و قدرت تسلط و توليد علم و تبديل آن فن آوري و تجاري سازي آگاه شود، مي تواند به آساني و سادگي فرآيند زنجيره سازي توليد علم و ثروت را بشناسد و بپيمايد.
البته دشمنان نيز به اين مسئله آگاه هستند و براي مقابله با ايجاد چنين روحيه اي بسيج شده اند. آنان براي مقابله با هدف برتر جامعه ايماني يعني ايجاد تمدن اسلامي مبتني بر عدالت و استكبارستيزي و ستم ستيزي، نقشه راهي را كشيده اند كه مي بايست به عنوان نقشه راه شيطان آن را شناخت و برخلاف آن برنامه ريزي كرد و عكس آن عمل نمود.
تجاري سازي توليد علم و مقام خلافت انساني
اكنون اين پرسش مطرح مي شود كه تجاري سازي توليد علم به چه معنايي است؟ لازم است به اين نكته پيش از پاسخ به پرسش اصلي توجه داده شود كه يكي از مسئوليت ها و مأموريت هاي بشر در زمين به عنوان خليفه، استعمارالارض (آباداني زمين) است. (هود، آيه 61) بنابراين، خلافت انساني مقتضي است كه انسان نه تنها خود را به بلوغ كمالي برساند، بلكه موجودات زميني را از طريق آبادسازي به كمال برساند.
همچنين مسئوليت انساني تنها در قبال خود نيست، بلكه انسان مسئوليت دارد تا ديگران را از جمله نوع بشر را نيز به كمال برساند. اين بدان معناست كه راه دست يابي به كمال در انسان از طريق كمال بخشي به ديگران مي گذرد. اين گونه است كه توليد علم به عنوان مقدمه كمال يابي خود شخص مطرح مي شود و كمال هر شخص انساني در كمال جامعه و جهان است.
اگر انسان مأموريت و وظيفه دارد تا توليد علم كند تا به كمال برسد، لازمه آن است تا از اين شناخت و علم خود به درستي بهره گيرد. توليد علم به معناي شناخت حقايق هستي و دانايي و آگاهي نسبت به آن، به معناي قدرت تسخير و تصرف است. بنابراين، هر انسان و جامعه انساني، در توليد علم بايستي به اين نكته توجه داشته باشد كه در چيزها تصرفاتي را انجام دهد كه كمال يابي خود و ديگران را تسريع بخشد و ثروت واقعي را براي جوامع بشري و ديگران فراهم آورد. از اين رو توليد علم با تصرفات در موجودات ارتباط مي يابد. اين كه انسان نسبت به اموري چون اتم ها آگاهي و دانايي يابد و حقيقت آن را دريابد، از آن روست كه بتواند در آن تصرفاتي در راستاي اهداف و فلسفه آفرينش خود و ديگران پديد آورد. به عنوان نمونه تصرفات در هسته هاي اتم براي توليد انرژي يا شناخت ژنوم انساني براي تغييرات مطلوب در راستاي اهداف آفرينش، امري لازم و بايسته است و خلافت انساني و مظهريت در ربوبيت مقتضي اين است.
تجاري سازي توليد علم به معناي بهره مندي درست از علم و توليد آن است. به اين معنا كه اگر علمي توليد مي شود و دانايي و آگاهي نسبت به امري چون هسته و ژنوم انساني به دست مي آيد، مي بايست اين دانش و دانايي در خدمت اهداف و فلسفه آفرينش قرار گيرد كه از آن به تجاري سازي توليد علم ياد مي شود. به سخن ديگر، تجاري سازي توليد علم به معناي توليد علم با هدف و انگيزه مناسب و مطلوب و درست است؛ چرا كه بي تجاري سازي توليدات علمي، نمي توان از خلافت و مظهريت پروردگاري انسان سخن به ميان آورد.
به عبارت ديگر، براساس آموزه هاي قرآني و اسلامي، تجارت سازي توليد علم، در حقيقت بخشي از فرآيند كمال يابي و كمال بخشي به دانش و دانايي است؛ چرا كه بي تجارت سازي نمي توان مدعي علم واقعي در خدمت به بشر و جهان در مقام خلافت و مظهريت پروردگاري انسان شد.
با اين بيان دانسته شد كه مراد از تجاري سازي توليد علم چيست؛ چرا كه تجاري سازي در اين جا تنها به عنوان نمادي از بهره مندي درست از علم و توليد آن است؛ زيرا علم بي منفعت همانند زنبور بي عسل است. تجاري سازي توليد علم به علم، كمال واقعي مي بخشد و هدف و فلسفه درست آن را به نمايش مي گذارد. در غير اين صورت هرگونه آگاهي و دانايي نسبت به حقايق واشيا، آگاهي بي ارزش است؛ زيرا هدفي را تعقيب نمي كند و تغييري را ايجاد نمي كند، افزون بر اين كه برخلاف مأموريت و مسئوليت انساني در امر آباداني و تغيير درست و مناسب در زمين است كه در آيه61 سوره هود به آن اشاره شده است.
نقش توليد علم در توليد قدرت و ثروت
بنابراين، علم به يك معنا شناخت موجودات هستي و آگاهي از آن كه در آيات قرآني به عنوان علم الاسماء از آن ياد شده، علم قدرت و تسخير است كه در سايه سار آن انسان مي تواند خلافت و ربوبيت نمايد. همه انسان ها از چنين ظرفيتي برخوردارند و تنها كاري كه مي بايست انجام دهند فعليت بخشي به اين قدرت نهفته و سرشته در ذات است كه از آن در تعابير اسلامي به متاله و خدايي شدن ياد مي كنند.
هر انساني از راه هاي گوناگون مي تواند اسماي الهي سرشته در ذات خويش را فعليت بخشد كه از آن راهها به عبوديت ياد مي شود. عبوديت در اين تفسير داراي مراتبي است كه خواسته و ناخواسته در عالم پديد مي آيد؛ چرا كه علم در تفسير وحياني قرآن، چيزي جز اتصال به ذات باري تعالي نيست و خدايي شدن به معناي عالم شدن در زمان اين اتصال تحقق مي يابد.
هنگامي كه ما از توليد علم سخن به ميان مي آوريم مراد و منظورمان از توليد و ولادت به معناي اتصال انسان به مبدا علم و دانايي يعني خداوند است. اين اتصال براي همگان اتفاق مي افتد؛ چرا كه خداوند همه هستي را پر كرده و صمدانيت وي جايي را خالي نگذاشته است. پس هر جا كه علم است حضور او نيز تثبيت شده مي باشد؛ چنان كه هر جايي كه نام هستي بر آن برده مي شود، خالي از خداوند نيست.
در آموزه هاي قرآني، از انسان خواسته شده تا با اتصال به خداوند و متاله شدن، علم را در خود فعليت بخشد و حقايق هستي را ادراك نمايد. اين ادراك حقايق هستي به انسان كمك مي كند تا شناخت اسمايي را به دست آورد و با هر اسم بر موجودي از موجودات هستي تسلط بيابد. در حقيقت شناخت اسمايي و ادراك حقايق هستي، به معناي تسلط و تسخير است كه زمينه ربوبيت و پروردگاري بر آن موجود و هستي را براي انسان فراهم مي آورد و انسان مي تواند در مسير افزايش از آن براي كمال خود بهره برد و آن چيزي را نيز به كمال شايسته و بايسته خود برساند.
براين اساس مي توان دريافت كه توليد علم تا چه اندازه در توليد قدرت و ثروت انسان و جامعه نقش دارد؛ زيرا دانسته شد كه توليد علم به معناي ارتباط با حقيقت هستي و حقايق مرتبط با آن، به معناي درك درست از حقيقت چيزها و موجودات و تسلط و تسخير آن هاست. چنين تسلط و تسخيري عين قدرت و توانايي است. انسان از اين قدرت و توانايي تسلط و تسخير، مي تواند بهره گيرد و امكانات شدن هاي كمالي را به دست آورد. اين همان ثروت واقعي است كه انسان د رجست وجوي آن است. چنين قدرت و ثروتي است كه انسان را به سعادت واقعي مي رساند.
بنابراين توليد علم به معناي توليد قدرت و ثروت مي بايست در دستور كار هر انسان و جامعه انساني قرار گيرد؛ چرا كه هدف آفرينش و فلسفه آن تنها از اين راه تحقق مي يابد و شدني مي شود. پس مي توان گفت كه دانايي توانايي و دانش همان قدرت و ثروت است.
نقش تجاري سازي توليد علم در جهاد اقتصادي
اگر نظام جمهوري اسلامي بتواند موفقيت خود را در ديگر عرصه ها به نمايش بگذارد و نمونه اي كامل از تمدن اسلامي مبتني بر عدالت را به جهانيان ارايه دهد و به نوعي بهشت زميني را شكل بخشد، آن گاه است كه دشمنان بشريت به فغان خواهند افتاد؛ زيرا ارايه چنين اسوه و نمونه اي از جامعه برتر مي تواند تمامي بساط ستمگران و مستكبران را گرد آورد و از تخت فرو كشد.
نقشه راهي كه جمهوري اسلامي با هوشياري و درايت رهبري ترسيم كرده است، ارايه نمونه اي از جامعه برتر به جامعه جهاني و بشريت است. رهبري بر آن است تا پازل هاي اين جامعه را با همكاري و همدلي امت اسلام بسازد و بچيند. يكي از مهم ترين پازل هاي جامعه برتر فراهم آوري زمينه هاي آسايش است كه از طريق توليد و توزيع عادلانه ثروت اتفاق مي افتد. از اين جاست كه "اقتصاد " جايگاه مهمي در پازل جامعه برتر ايماني مي يابد تا تمدن اسلامي در عصر كنوني شكل گيرد.
نويسنده در اين مطلب با مراجعه به آموزه هاي اسلامي بر آن است تا يكي از عرصه هاي اقتصاد يعني نقش تجاري سازي توليد علم در جهاد اقتصادي در پازل جامعه برتر ايماني و تمدن اسلامي را مورد بررسي قرار دهد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.
جهاد اقتصادی با رفاه طلبی سازگار نیست !
حضرت امام(ره) در تبيين جريان قاعد مي فرمايد: «از صدر اسلام تا كنون دو خط بوده است: يك خط، خط اشخاص راحت طلب كه تمام همشان به اين است كه يك طعمه اي پيدا بكنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا هم - آنهايي كه مسلمان بودند- مي كردند، اما مقدم بر هر چيزي در نظر آنها راحت طلبي بود. در صدر اسلام، از اين اشخاص بودند. وقتي كه حضرت سيد الشهداء- سلام الله عليه- مي خواستند مسافرت كنند به اين سفر عظيم، بعضي از اينها نصيحت مي كردند كه براي چه، شما اينجا هستيد، مأمونيد و حاصل، بنشينيد و بخوريد و بخوابيد... حضرت امير -سلام الله عليه- از اينها تعبير مي كند كه اينها همشان علفشان است. يك دسته ديگر هم انبيا بوده اند و اولياي بزرگ. آن هم يك مكتبي بود و يك خطي بود؛ تمام عمرشان را صرف مي كردند در اينكه با ظلمها و با چيزهايي كه در ممالك دنيا واقع مي شود، همشان را اينها صرف مي كردند در مقابله با اينها. (صحيفه امام 14: 521) البته روشن است منظور از رفاه طلبي دوري گزيدن از دنيا و رياضت هاي غير شرعي نيست، بلكه همان گونه كه گرما و سرما اموري مطلوب هستند، اما گرمازدگي و سرمازدگي نوعي بيماري است و نياز به درمان دارد، رفاه هم تا حدي كه به رفاه زدگي نينجامد، براي جامعه لازم است و نبايد جامعه را در فقر و تهي دستي نگه داشت؛ چنانچه حضرت امام(ره) به خوبي اين موضوع را تشريح كرده اند: «خوي كاخ نشيني مضر است، خودش مضر نيست، خويش مضر است، لكن خود او، اين خوي را دنبال دارد. كسي كه تمام توجهش به دامداري است او نمي تواند آدم بشود. كسي كه تمام توجهش به باغداري است اين نمي تواند يك انسان مفيد واقع بشود. آنهايي كه دامداريشان مفيد است براي جامعه، آنها توجه به دامداري ندارند. آنهايي كه دامداريشان براي حفظ جامعه است آنها جزء همان كوخ نشينانند.» (صحيفه امام 71: 376) مقام معظم رهبري نيز در تبيين همين موضوع مي فرمايد: «(در دعاي مرزداران صحيفه سجاديه آمده است) كه فكر مال فتون (مال فتنه انگيز) را از دل آنها ببر. مال فتنه انگيز، جاه طلبي، مقام طلبي، راحت طلبي، عيش طلبي و تجمل طلبي چيزهايي است كه ترديد را از طريق جسم و شهوات، وارد دل و مغز انسان مي كند. مراقب اينها باشيد. بنده نمي خواهم كسي را به زهد علوي دعوت كنم؛ زهد علوي بزرگتر از دهان و ذهن ماست، اما به قناعت و به اين كه نگذاريد زياده طلبي و افزون طلبي به سمت شما هجوم آورد، دعوت مي كنم. اينها مراقبت مي خواهد. راحت طلبي، رفاه طلبي و عيش طلبي، چيزهايي است كه به تدريج در انسان اثر بد مي گذارد و خود انسان هم اول نمي فهمد. يك وقت مي خواهد حركت كند، مي بيند نمي تواند؛ مي خواهد پرواز كند، مي بيند نمي تواند. ذهن ها و دلها و فكرها و ايمان ها را مورد پاسداري دقيق قرار دهيد؛ اين سفارش هميشگي من است. بدانيد در اين صورت، هيچ عامل و نيرويي زير اين آسمان وجود ندارد كه بتواند بر شما غلبه كند.» (24/6/81) در اين ميان البته وظيفه مسئولان و سران نظام اسلامي به مراتب بيشتر است، حضرت امام(ره) كه معتقد بود در برابر انقلاب اسلامي، آمريكا هيچ غلطي نمي تواند بكند، از سوي ديگر پرتگاه انقلاب را رفاه طلبي مسئولان دانسته و بيان مي دارد: «آن روزي كه مجلسيان خوي كاخ نشيني پيدا كنند خداي نخواسته و از اين خوي ارزنده كوخ نشيني بيرون بروند، آن روز است كه ما براي اين كشور بايد فاتحه بخوانيم... آن روزي كه توجه اهل علم به دنيا شد و توجه به اين شد كه خانه داشته باشم چطور، و زرق و برق دنيا خداي نخواسته در آنها تأثير بكند، آن روز است كه بايد ما فاتحه اسلام را بخوانيم.» (صحيفه امام 17: 377) «اگر مردم احساس كنند بخشي از مسئولان نظام به مسابقه رفاه طلبي و جمع آوري ثروت مشغولند، ايمان و اطمينان آنان به نظام كه پشتوانه اصلي حكومت محسوب مي شود ضربه مي بيند.» (20/8/81)
با اين توضيحات در سالي كه موسوم به جهاد (مبارزه) اقتصادي است يكي از اصلي ترين اهداف و راهبردهاي دستگاه هاي فرهنگي بايد مبارزه با خوي رفاه طلبي باشد در اين صورت است كه راه براي جهاد در عرصه اقتصاد باز خواهد شد و الا مردم و مسئولاني كه در مسابقه تجمل و رفاه هستند نمي توانند اهداف جهاد اقتصادي را محقق كنند!
جهاد اقتصادی ؛ چرا و چگونه؟
5- «جهاد اقتصادی»، علاوه بر اين، الزامات و پيش نيازهای ديگری هم دارد که وحدت و انسجام ملی از مهمترين آنها است. لشکر متفرق و پراکنده هيچگاه قادر به جهادي موفق نيست؛ هر چند از ظرفيت فراوان و استعدادهاي بزرگي هم برخوردار باشد. خداوند، خود در قرآن اعلام فرموده است که جهادي را دوست دارد که همه در يک «صف» و مانند «بنيان مرصوص» باشند (سوره صف،آيه4).
اينجا است که جهاد اخلاقي نيز ضرورت پيدا مي کند، دست برداشتن از خود محوري و خودبيني و به طور کلي از «خود» گذشتن و تحمل و مدارا، مقدمه رسيدن به مقصد بزرگي است که انتخاب کرده ايم. «ايثار» در «جهاد» عنصري است که نمي تواند ناديده گرفته شود و اين با غرور و خودخواهي قابل جمع نيست. اختلاف نظر گر چه طبيعي است؛ اما تا جايي مفيد است که به اختلاف عمل نينجامد و هر کس به راهي نرود که خود مي خواهد و مي پسندد.
کوبيدن بر طبل کدورت ميان جبهه خودي ها، دشمن را اميدوار و دوستان را نگران و خدای ناکرده سست مي سازد؛ خصوصاً اگر از سوي افراد شاخص باشد. براي همين است که رهبر معظم انقلاب از روز اول سال بر اين نکته تاکيد کرده و خصوصاً سران قوا را از کشاندن گلايه ها و اختلافات به رسانه ها و صحنه جامعه نهي فرمودند. اکنون حجت شرعي و عقلي بر همگان تمام است و ميزان التزام هر کس در عمل، و نه سخن، مشاهده خواهد شد.در جهاد اطاعت از فرمانِ فرمانده، واجب عقلی و شرعی است؛ حتي اگر کسي فکر کند به گونه اي ديگر هم مي توان به مقصد رسيد.
در منطق جهاد؛ آنکه بدون اذن فرمانده به قلب دشمن مي تازد و به خيال خود تهور و بي باکي نشان مي دهد، به همان اندازه مذموم و محکوم است که کسي به هنگام دستور حرکت، بر جا بايستد و اقدام نکند. امسال بيش از هميشه نيازمند يادآوری اين موعظه قرآنی (سوره انفال، آيه46) به يکديگريم که: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چون با دشمن رويارو شديد پايدارى كنيد و خدا را بسيار ياد كنيد، باشد كه رستگار شويد. از خدا و رسولش اطاعت كنيد و با هم نزاع نكنيد كه سست شويد و هيبت شما از بين برود، و صبر پيشه كنيد كه خدا با صابران است.»
جهاد اقتصادی ؛ چرا و چگونه؟
4- «جهاداقتصادي» نيازمند بازشناسی منابع و بهره وری تمام از آنها است؛ هم منابع مادی و هم منابع انسانی. وانهادن منابع طبيعي و سوءمديريت مصداقهاي مهم كفران نعمت است كه مانع تحقق شعار امسال می شوند. قرآن كريم پس از اشاره به نعمتهايي كه در زمين قرار داده شده، يادآوري ميكند: «او كسي است كه عمران و آبادي زمين را به شما سپرد و قدرت و وسايل آن را در اختيار شما قرار داد.» (سورة هود آية 61).
قرآن نميگويد خداوند زمين را آباد كرد و در اختيار شما گذاشت، بلكه ميگويد عمران و آبادي زمين را به شما تفويض كرد؛ يعني امكانات از هر نظر آماده است، اما شما بايد با كار و كوشش آن را آباد سازيد. در ضمن، اين حقيقت نيز از آية شريفه استناد ميشود كه براي عمران و آبادي بايد به يك ملت فرصت داد و كارهاي آنها را به دست خودشان سپرد (تفسير نمونه، ج 9، ص 151).
کشور ما که به لطف خدا برخوردار از منابع کم نظير و ذخاير عظيم طبيعی است، اما طبق آموزه های دينی، فقط آب و خاك برای دستيابی به خوداتکايی كافي است؛ اميرمؤمنان (ع)ميفرمود: «هركس آب و زميني داشته باشد و (بازهم) فقير باشد، از رحمت خدا دور ميگردد.»
نياز به تاکيد ندارد که همه اينها در گرو بکارگيری مديران کارآمد و متعهد است. از ديدگاه الهی، مناصب و پستهاي اجتماعي «امانت» است و به ما دستور دادهاند اين امانتها را به آنان كه اهل و شايستهاند، بسپاريم (سوره نساء آيه 58).
شايستگی تنها به تدين و حتی تخصص نيست. کارآمدي هم لازم است و بلکه کمتر از تعهد و دانش نيست؛ شرطی که امام خميني (ره) در مباحث مربوط به حکومت اسلامي و ولايت فقيه نام آن را «کفايت» نهادهاند. ايشان معتقدند، انسان متعهد و متخصصي که قدرت اجرايي کردن طرحهاي خود يا الزامات قانوني را نداشته باشد، فاقد کفايت لازم براي تصدي مناصب نظام اسلامي است. اين واقعيت ناب برگرفته از تعاليم روشن اسلام است. پيامبر خدا فرمود: «هركس از ميان گروهي يكي را به كار بگمارد؛ در حالي كه در ميان آن گروه بهتر از او (كه بيشتر) مورد پسند خداست وجود دارد، به تحقيق نسبت به خدا، پيامبر و مؤمنان خيانت كرده است.» در حديثي ديگر که بسيار تأمل برانگيز است، امام ششم (ع) فرمودهاند: «از نظر من فرق نميكند كار را به خائن واگذار كنم يا به ناشي و ناوارد»!
اکنون بايد افزود که مديريت در همه بخش های حکومت سرنوشت ساز است ولی در بخش های اقتصادی مهم تر. برای همين است که يوسف (ع) از ميان تمام پُست ها انگشت روى خزانه دارى گذاشت!
جهاد اقتصادی ؛ چرا و چگونه؟
3- «جهاداقتصادي» هم واجد جنبه هاي اثباتي مثل پيشرفت علم و فناوري و توليدات بيشتر و برتر است، و هم واجد جنبه هاي سلبي که کاهش وابستگي به واردات و کنترل مصرف کالاهاي خارجي از جمله آنها است. نهادينه كردن فرهنگ استفاده از توليدات داخلي كه در جاي خود منوط به تجديد نظر در كيفيت كالاهاي ساخت داخل است و كاهش واردات كالاهاي خارجي همان نكتة مهمي است كه بايد در برنامه جهاد اقتصادي در نظر گرفته شود؛ تا مبادا نظام و جامعة اسلامي به بيگانگان نيازمند و وابسته شود؛ زيرا از دست دادن استقلال اقتصادي، دير يا زود، استقلال و عزت سياسي و فرهنگي را هم تحت تأثير خود قرار خواهد داد.
از اين رو طبق فتواي فقها «اگر در روابط تجاري با اجانب خوف آن است كه به بازار مسلمين صدمة اقتصادي وارد شود و موجب اسارت تجاري و اقتصادي شود، قطع اينگونه روابط واجب است و اين نحو تجارت حرام است.» (تحرير الوسيله، ج1، ص446 م 6). اين گونه احكام شرعی، بر مبناي قاعدة مشهور و مسلّم فقهي، «قاعدة نفي سَبيل»، است که از آيه 141 سورة نساء گرفته شده و حكومت آن برتمام احكام (چه معاملات، چه عبادات و چه سياسات) مورد ترديد نيست.
بنابر مفاد اين قاعده بايد گفت اقتصاد نبايد به گونهاي باشد كه جامعة اسلامي را به توليدات بيگانگان وابسته و نيازمند نمايد و استقلال اقتصادي (و در نتيجه سياسي) آنان را مخدوش سازد و لذا به فتواي امام خميني (همان، ج1، ص445، م 4): «اگر در اثر اينگونه روابط اين نگراني بهوجود آيد كه بيگانگان بر جامعة اسلامي سلطة سياسي و اقتصادي پيدا كنند؛ و در نتيجه آنان را به اسارت سياسي اقتصادي ببرند و سبب وهن و ضعف آنان گردند، واجب است به طرق مشابه و مقاومت منفي در برابر آن بايستند. براي مثال كالاهاي ساخت آنان را نخرند و مورد استفاده قرار ندهند و به طور كلي از ارتباط و معامله با آنان خودداري كنند.»
جهاد اقتصادی ؛ چرا و چگونه؟
جهاد اقتصادی ؛ چرا و چگونه؟
1- «جهاداقتصادي» تعبير جديدي نيست و ريشه در قرآن و سنت دارد. آموزه هاي ديني سرشار از آيات و رواياتي است که نشان مي دهد تلاش ايثارگرانه، همراه با انگيزه هاي الهي، به گونه اي که موجب استقلال اقتصادي و استغناي کشور از بيگانگان گردد، نوعي جهاد در راه خدا محسوب مي شود. در اين باره تنها اشاره به يک نکته لطيف در آيه بيستم سوره مزمل کافي است؛ خداوند متعال در اين آيه شريفه «تلاش براى زندگى را در كنار جهاد فى سبيل الله قرار داده، و اين نشان مى دهد كه اسلام براى اين موضوع اهميت زيادى قائل است، چرا چنين نباشد در حالى كه يك ملت فقير و گرسنه و محتاج به بيگانه، هرگز استقلال و عظمت و سربلندى نخواهد يافت، و اصولاً جهاد اقتصادى بخشى از جهاد با دشمن است» (تفسير نمونه ،ج 25 ،ص 200). رسول خدا (ص) با استناد به همين آيه فرمود: «هيچ كاسبى نيست كه طعامى را از جايى به سوى شهرى از شهرهاى مسلمين وارد كند، و آن كالا را به نرخ روز در آن شهر به فروش برساند، مگر آنكه نزد خدا منزلت شهيد را دارد». (تفسيرالميزان،ذيل آيه شريفه) اين نکته در تلاش هاي اقتصادي شخصي و خانوادگي نيز صدق مي کند؛ چنانکه امام موسيبنجعفر (ع) ميفرمايد: «كسي كه در جستجوي روزي حلال است تا خود و خانوادهاش را تأمين كند، همانند مجاهد در راه خداست.»
« جهاد اقتصادی » برنامه بلند مدت یا استراتژی عملیاتی ؟
یکی از جهات بسیار مهم در جهاد اقتصادی، منظر و وجههی مدیریتی آن است. به نظر نگارنده و مبتنی بر اصول علمی دانش مدیریت، جهاد اقتصادی به دلایل مختلف یک برنامهی عملیاتی و مبتنی بر استراتژیهای عملیاتی محسوب میگردد که البته این برنامهی عملیاتی در صورت تکرار در سالهای مختلف میتواند صبغهی بلند مدت و استراتژیک نیز پیدا نماید.
برنامهی عملیاتی یا اصطلاحاً «برنامه و بودجهی سالیانه» مهمترین ابزار مدیریتی محسوب میگردد و یکی از موضوعات کلیدی در حوزهی مدیریت هم در مباحث تئوریک و علمی و هم در مباحث کاربردی و اجرایی است. دو دلیل اصلی برای جنبهی عملیاتی بودن جهاد اقتصادی مبتنی بر اصول علم مدیریت به شرح زیر قابل ارایه میباشد:
1- وجود زمانبندی سالیانه؛
2- لزوم تغییر تاکتیکها و تکنیکها برای حرکت فراتر از حالت طبیعی و عادی؛
1- وجود زمانبندی سالیانه:
یک دورهی زمانی مشخص و معین (سال1390) برای تحقق جهاد اقتصادی مشخص شده است. در ادبیات علمی مدیریت، برنامههای سالیانه جزو برنامههای عملیاتی طبقهبندی میشوند. از این منظر جهاد اقتصادی یک استراتژی عملیاتی است نه یک طرح بلند مدت که البته این برنامهی عملیاتی میتواند برای سالهای متمادی تکرار گردد. نقطهی آغاز اجرای یک برنامهی عملیاتی سالیانه دقیقاً ساعتها و روزهای آغازین همان سال میباشد. از این رو جهاد اقتصادی در عمل میبایست از ابتدای سال 1390 آغاز شده باشد.
بنابراین تمامی سازمانها و نهادهای مسؤول در کشور و همهی افرادی که در فعالیتهای اقتصادی بهطور مستقیم یا غیر مستقیم نقش دارند، لازم است به جای پرداختن به بحثهای صرفاً تئوریک و بیان ضرورتها، با قید فوریت در برنامههای روزمره بازنگری نموده و مؤلفههایی برای حرکت جهادی خود تعبیه نمایند. کاهش یا صرفهجویی در زمان اجرای برنامه و فعالیتهای روزمره یکی از مهمترین مؤلفهها میباشد که در ادامه توضیح بیشتری در مورد آن ارایه میگردد.
نوآوری در اجرای طرحها، صرفهجویی در هزینهها، افزایش بهرهوری، توجه به معیار ارزش افزودهی اقتصادی (Economic Value Added) در ارزیابی عملکرد، بودجهبندی عملیاتی یا مبتنی بر عملکرد (Performance-based budgeting) و سایر ابزارها و تکنیکهای مدیریتی نیز در تحقق جهاد اقتصادی میتوانند حایز اهمیت باشند.
2- لزوم تغییر تاکتیکها و تکنیکها برای حرکت فراتر از حالت طبیعی و عادی:
آنچه که در صحبتهای رهبری معظم انقلاب بر آن تأکید شده است، لزوم «حرکت جهشی و مجاهدانه» است. «... از مسؤولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسایل اقتصادی میشود و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصهی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم...».
در این بخش از صحبتهای ایشان، یکی دیگر از ویژگیهای برنامه و استراتژی عملیاتی مورد تأکید قرار گرفته است. برنامههای عملیاتی (Action plans)، طرحهای مشخصی هستند که برای پیاده سازی برنامهها و استراتژیهای بلند مدت طراحی شدهاند و در یک چارچوب زمانی مشخص در طی یک سال محقق میگردند. در برنامههای عملیاتی، علاوه بر زمانبندی اجرا، ابزارها و تکنیکهای مربوط نیز مشخص شده است.
اجرای برنامههای عملیاتی در چارچوب برنامهی زمانبندی شده و با استفاده از ابزارها و تکنیکهای موجود بهطور قطع و یقین، «حرکت طبیعی» محسوب میشود. بنابراین مفهوم حرکت جهادگونه و جهشی، وقتی قابل تحقق میباشد که برنامهی زمانبندی عادی موجود در برنامههای عملیاتی (بودجهی سال 1390) مورد توجه جدی مسؤولان و متولیان هر بخش از بودجه قرار گرفته و تلاش و مساعی مدیران به کاهش زمان معطوف گردد.
با عنایت به اینکه معمولاً زمانبندیهای موجود در برنامهها متناسب با حرکت و فعالیتهای عادی طراحی میشوند، لذا کاهش زمان در یک برنامهی سالیانه، صرفاً در قالب حرکت جهاد گونه امکانپذیر است. در برخی موارد کاهش زمان از راه نوآوری و بهکارگیری تکنیکها و ابزارهای نوین امکانپذیر است.
بخش علمی و نخبگان کشور نیز باید در این جهاد اقتصادی ایفای نقش نموده و دولت را در طراحی و بهکارگیری ابزارهای جدید یاری نمایند. نقش مجلس شورای اسلامی نیز در این زمینه بسیار حیاتی است. در چارچوب «حرکت طبیعی» دولت صرفاً باید در محدودهی مشخص شده در برنامه و بودجهی سال 1390 حرکت کند.
بنابراین امکان بروز نوآوری در بودجههای سالیانه به دلیل خاصیت انعطافپذیر نبودن بودجه معمولاً بسیار کم است. از این رو مجلس شورای اسلامی نیز باید با یک حرکت جهادی، (خارج از روال طبیعی و متداول)، زمینهی تحقق این امر را فراهم آورد. مفهوم «BeyondBudgeting» یا اصطلاحاً فراسوی بودجهبندی در ادبیات علمی مدیریت بیش از 15 سال است که رایج شده است.
بر اساس این مفهوم، در صورت وجود 12 اصل در بودجه، میتوان آن را از حالت ایستایی و غیر قابل انعطاف خارج نموده و بهصورت یک برنامهی عملیاتی پویا، منعطف و به عبارتی فراسوی بودجهبندی سوق داد. به نظر نگارنده، توجه به این اصل در بودجهی سال 1390 شرط بسیار ضروری و به عبارتی پیش نیازی اساسی برای تحقق «جهاد اقتصادی» محسوب میشود.*
جهش اقتصادی را چگونه محقق کنیم؟(7)


جهاد اقصادي در سال 90 