عبدالله بن عباس حكایت نموده است:
روزى عمر بن خطاب به امام على بن ابى طالب(علیهالسلام) گفت: یا اباالحسن! تو در حكم و قضاوت بین افراد، بسیار عجول هستى و بدون آن كه قدرى تامل كنى، قضاوت مىنمایى؟!
امام على(علیهالسلام) به عنوان پاسخ، كف دست خود را جلوى عمر باز كرد و فرمود: انگشتان دست من چند عدد است ؟
عمر پاسخ داد: پنج عدد مىباشد.
امام فرمود: چرا در پاسخ عجله كردى و بدون آن كه بیندیشى جواب مرا فورى دادى؟
عمر گفت: موضوعى نبود كه پنهان باشد بلكه آشكار و ساده بود؛ و نیازى به تامّل نداشت .
امام على بن ابى طالب(علیهالسلام) فرمود: مسائل و قضایایى كه من پاسخ مىدهم و قضاوت مىكنم براى من آشكار و ساده است و نیازى به فكر و اندیشه ندارد.
و چیزى از اسرار عالم بر من پنهان و مخفى نیست همان طورى كه تعداد انگشتان دست من بر تو ساده و آشكار بود.(1)
پینوشت:
1- كتاب سلونى قبل ان تفقدونى، ج 2، ص 130.
برگرفته از چهل داستان و چهل حدیث، از امیرالمؤمنین على علیهالسلام، عبدالله صالحى .
منبع: تبیان

هر کس که یک بار گذرش بر کرانه های غدیر افتاده باشد ، دیگر همیشه مست است ، همیشه عاشق است . دیگر هیچگاه غم سراغش نخواهد آمد . پس پیراهنی از غدیر مبارکت باد !
كل بازديدهاي سايت : 250232 نفر
كل مطالب ارسال شده: 251 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ : جمعه 20 آبان 1390
آخرين بروز رساني : یک شنبه 17 تیر 1397
نوف بكائى كه یكى از اصحاب و علاقهمندان حضرت امیرالمؤمنین على(صلوات الله علیه) است، حكایت كند:
در آن هنگامى كه حضرت على(علیهالسلام) در حوالى كوفه در محلى به نام رَحبه اقامت داشت، به دیدارش رفتم و پس از احوالپرسى؛ به ایشان گفتم: مرا پندى ده .
مولاى متّقیان، على(علیهالسلام) فرمود: اى نوف! به همنوعان و دوستان خود محبّت و مهرورزى كن، تا آنان نیز به تو مهر ورزند.
به حضرتش گفتم: اى سرورم! بر نصایح خود بیفزاى .
فرمود: به همگان نیكى و احسان كن، تا احسان ببینى .
گفتم: باز هم پندى دیگر بیفزاى تا بیشتر بهرهمند گردم؟
حضرت فرمود: از مذمّت و بدگویى نسبت به دیگران دورى كن وگرنه طُعمه سگهاى دوزخ خواهى گشت .
سپس اظهار داشت: اى نوف! هر كس دشمن من و دشمن امام بعد از من باشد، اگر بگوید: حلالزادهام دروغ گفته است .
نیز هر كس زنا و فحشاء را دوست دارد و بگوید: حلال زادهام، باز دروغ گفته است .
همچنین كسى كه نسبت به گناه بى باك و بى اهمیت باشد، اگر ادعاى ایمان و خداشناسى كند، بدان كه او هم دروغ گفته است .
اى نوف! رفت و آمد و دیدار با خویشان خود را قطع مكن تا خداوند بر عمرت بیفزاید.
خوش اخلاق و نیك خوى باش، تا خداوند محاسبهات را ساده و سبك گرداند.
اى نوف! چنانچه بخواهى كه در روز قیامت همراه و همنشین من باشى، هیچگاه یار و پشتیبان ستمگران مباش .
و بدان كه هر كس ما را در گفتار و عمل دوست بدارد، روز قیامت با ما اهل بیت عصمت و طهارت (علیهمالسلام) محشور خواهد شد، چه این كه در روز قیامت، خداوند هر كسى را با دوست مورد علاقهاش محشور مىنماید.
اى نوف! مبادا خود را براى مردم بیارایى؛ و با معصیت و گناه، با خداوند مبارزه كنى، چون روز قیامت شرمسار و رسوا خواهى شد.
سپس در پایان فرمود: اى نوف! به آنچه برایت گفتم اهمیت ده و عمل نما، كه سبب سعادت و خیر تو در دنیا و آخرت خواهد بود.(1)
پینوشت:
1- الكنى و الالقاب، ج 2، ص 89 .
برگرفته از کتاب چهل داستان و چهل حدیث، از امیرالمؤمنین على علیهالسلام، عبدالله صالحى .
منبع: تبیان
علی یار محمد
علی دروازه علم محمد
علی گلواژه حلم محمد
علی شمع فروزان محمد
علی نور دل و دیده محمد
علی شکل گل روی محمد
علی اولین لبیک گوی محمد
علی شاه مردان دو عالم
علی شیر خداوند بزرگ; بعد محمد
علی گلواژه نام الهی
علی عشق من و عشق محمد
علی شهید محراب نماز است
علی ذکر من در نماز و بعد نماز است
علی مشکل گشای دو جهان است
علی بالای عرش دو جهان است
علی گلخانه معنای قرآن
علی معنای هر ذکر نماز است
روز و شب فکر من و ذکر من
نیست به جز ذکر علی یار محمد

* شعر غدیر
یک روز دلم به جشن مولا علی می رفت
در عیدِ غدیرِ خُم به صحرا می رفت
هر کوه که در برابر میدیدم
چون دستِ علی بود که بالا می رفت
---------------------------------------------------
خورشید چراغکی ز رخسار علی ست
مه نقطه کوچکی ز پرگار علی ست
هرکس که فرستد به محمد صلوات
همسایه دیوار به دیوار علی ست
آمدم بر سر ثناى على ----- اى دل و جان من فداى على
مظهر كبریاى لاهوت است ----- چون كنم وصف كبریاى على ؟
نفس پیغمبر است و سر خدا ----- چه توان گفت در ثناى على
قدر او برتر است از كونین ----- كى ثنایى بود سزاى على ؟!
جز خدا قدر او نمى داند ----- به خداى من و خداى على
در حق غیر، كى فرود آمد؟ ----- ز آسمان نص انماى على ؟
از كجا شرح مى توانم كرد ----- آنچه حق گفت در وفاى على
وه كه بیگانگان چها كردند ----- چون نبودند آشناى على
آن جماعت كه حق او بردند ----- سعى كردند در جفاى على
به خدا در جهان پس از احمد ----- نشود هیچ كس به جاى على
بعد از آن باقیان اهل البیت ----- حجج حق و اوصیاى على
حسن مجتبى ، حسین شهید ----- آن دو فرزند دلگشاى على
سید عابدین و باقر علم ----- صادق و كاظم و رضاى على
تقى و هادى و زكى ، مهدى ----- دودمان بتول تاى على
باد از ما درود بر ایشان ----- تا بود در جنان بقاى على
هر دو عالم طفیل ایشان است ----- هر دو كون آمد از براى على
روز محشر حساب جن و بشر ----- وا گذارد خدا براى على
او قسیم بهشت و دوزخ ماست ----- این خبر آمد از خداى على
من كیم تا زنم از ایشان دم ؟ ----- یا كه باشم سخن سراى على
گر بپرسند كیستى ؟ گویم ----- ذره اى محو در هواى على
یا نیم هیچ جز محبت او ----- پاى تا سر همه ولاى على
لایق بندگى نیم او را ----- جان پاكم به خاك پاى على
یاالهى به روز حشرم ده ----- جاى در سایه لواى على
مهر او را شفیع من گردان ----- بهره ور سازم از لقاى على
حالیا ده به نقد توفیقم ----- تا شوم تابع هداى على
كارهاى مرا چنان گردان ----- كه بود جمله در رضاى على
یافتم ره به سوى درگه تو ----- از سخنهاى جانفزاى على
دیده روشن شد از غبار رهش ----- راه دیدم به توتیاى على
با من آن كرد، كان سزاى وى است ----- نیستم من ولى سزاى على
من ندانم چه سان كنم شكرش ؟ ----- هم تو از من بده جزاى على
شكر آن كورهم نمود به تو ----- تو بیفزاى بر علاى على
گنهم گر چه هست بى حد و حصر ----- لیك هستم ز اولیاى على
نامه ام گر تهى است از حسنات ----- دل پر دارم از ولاى على
مهر او مى برد مرا به بهشت ----- مى روم سوى حق به پاى على
همچو سایه كه مى رود پى مهر ----- مى رود فیض در قفاى على
( فیض كاشانى 1007 - 1091 ه )
* شعر غدیر
امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند:
علیک با لاخره فاتک الدنیا صاغره.
به فکر آخرتت باش دنیا خودش ذلیلانه پیش تو می آید.
غررالحکم حدیث 2603
التماس دعا
کفعمی در مصباح، از هشام بن سایب کلبی و او از ابی صالح روایت می کند که: روزی جمعی از اصحاب پیغمبر بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در حروف که از همه بیشتر در کلام موجود است؟ معلوم شد حرف الف از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که الف در آن نباشد.حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) حضور داشتند. بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای فرمودند. چنانکه عقلها حیران ماند و نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است. فرمودند :حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَ بَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، علیٌّ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَ فَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ، رَحیمٌ، ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی الصّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رَحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم. ستایش می کنم کسی را که منّتش عظیم است و نعمتش فراوان؛ و رحمتش (بر غضبش) پیشی گرفته است. سخن (و حکم) اوتمامیّت یافته (و قطعی است)؛ خواست او نافذ و برهانش رسا و حکمش بر عدالت است.
ستایش می کنم، به سان سپاس آن که معترف به ربوبیّتش و پر خضوع دربندگی اوست. و از گناه خویش (بریده و) کنده شده و به توحید او اقرار می نماید. و از وعید (و بیم) عذابش (به خود او) پناه می برد. و از درگاه پروردگارش امیدوار آمرزشی است که او را نجات بخشد، در روزی که (انسان را به گرفتاری خویش مشغول و) از بستگان و فرزندانش غافل می سازد.
از او یاری و هدایت می جوییم و به او ایمان داریم و بر او توکّل می کنیم. از ضمیری با اخلاص و یقین، برای او (به توحید) گواهی می دهم و او را به یکتایی می شناسم. یکتا شناسی فردی مؤمن و استوار (در یقین). و او را یگانه می شمارم، یگانه دانستن بنده ای خاضع. نه در پادشاهی خود شریکی دارد و نه درآفرینشش یاوری. برتر از آن است که مشاور و وزیری داشته باشد و منزّه است از داشتن همانند و نظیری. (بر کردارها) آگاهی یافت و پوشیده داشت. و از نهان امور مطّلع گردید و بدان آگاه است و اقتدار و چیرگی دارد. نافرمانی گشت و آمرزید، طاعت و بندگی اش نمودند و او شکرگزاری نمود. فرمان روایی کرد و عدالت گسترد؛ و برتر از شائبه ی هر نقص و عیبی است و (آنچه شایسته ی هر چیزی بود، به او) عطا فرمود. همیشه بوده و هست و هیچ گاه زوال نمی یابد. و چیزی همانندش نیست. و او پیش از هر چیزی است و پس از هر چیزی. پروردگاری است که به عزّتش یگانه و به قدرت خویش پادشاه (و مقتدر). و به برتری شأنش پاک (و منزّه) است. و به علوّ مقامش (به حق) خود را بزرگ می شمارد. دیده ای او را نمی بیند و نگرشی (در معرفت) بر او احاطه پیدا نمی کند. قوی و مقتدر و بینا و شنوا و برتر و حکیم و رؤوف و مهربان و عزّتمند و داناست. هر آن که به توصیف او برآید، در وصفش حیران ماند. (به آفریدگان) نزدیک است و (در رفعت مقام، از آنان) دور است. (به علوّ شأنش از آنان) دور است و (به آنان) نزدیک است، و دعای کسی را که او را بخواند، اجابت می کند. و به بنده اش روزی می دهد و بدو عطا می فرماید. دارای لطفی است پنهان و قهری قوی و رحمتی گسترده و کیفری دردناک. رحمتش بهشتی پهناور و زیبباست و کیفرش جهنمی در بسته و هلاکت بار.
و گواهی می دهم به بعثت محمّد صلّی الله علیه و آله، بنده و فرستاده و برگزیده و حبیب و خلیلش که او را –در بهترین (و ضروری ترین) برهه و در دوران گسیختگی (وحی) و کفر- به عنوان رحمتی برای بندگان خود و نعمتی برجسته از نعمتهای فراوان خویش مبعوث فرمود. خداوند کار (برانگیختن پیامبران به) پیامبری (از جانب) خود را به وسیله او به پایان رسانید و برهان خویش را با وی قوّت بخشید و آن بزرگوار نیز موعظه فرمود و خیرخواهی نمود و به سختی کوشید، نسبت به هر مؤمنی رؤوف و مهربان بود. سروری بخشنده و پاک گهر و راضی (به قضا و حکم حق) بود. رحمت و سلام و برکت و تعظیم و تکریمی (ویژه و فراوان) از سوی پروردگاری آمرزنده و مهربان و نزدیک و اجابت کننده، بر او باد.
ای گروهی که نزدم حاضرید؛ شما را به تقوای پروردگارتان سفارش می کنم و به شیوه پیامبرتان یادآوری می نمایم. پس بر شما باد به ترسی که در دلهایتان جای گیرد و هراسی که اشکتان را جاری کند و تقوایی که نجاتتان بخشد، در روزی که هر که وزن نیکی اش سنگین و وزن کار بدش سبک باشد، رستگار شود. درخواست شما (از پروردگارتان) درخواستی توأم با ذلّت و افتادگی و شکرگزاری و فروتنی و توبه و کنده شدن (از گناه) و پشیمانی و بازگشت (به طاعت) باشد.
هر کدامتان که غنیمت شمار (فرصت) است، عافیتش را پیش از بیماری و پیری اش را پیش از تهی دستی و فراغتش را پیش از (گرفتاری و) مشغولیت و زمان حضورش را پیش از کوچ، غنیمت بشمارد. پیش از آن که پیر شود و گرفتار بیماری و ناخوشی گردد و (به حالی افتد که) طبیبش از او ملول شود و (نزدیکترین) دوستش نیز از او روی گرداند و عقلش تباه گردد و رشته عمرش بگسلد. آن گاه گفته شود که فلانی به سختی بیمار است و تنش به شدّت نحیف شده و در بستر احتضاری سخت افتاده است. و هر خویش و بیگانه ای (به عیادت و وداع) به بالینش آمده است. پس دیده اش را با خیرگی به بالا افکنده، نگاهش را بدان سو دوخته، پیشانی اش عرق کرده، ناله های دردآلودش آرام شده و جانش گرفته شد.
(در چنین حالی می بینی که) تیره بختی به همسرش روی آورده، گورش را کندند و فرزندانش بی سرپرست ماندند و نفراتش از دور او پراکنده شدند و آنچه جمع آوری کرده بود، تقسیم شده و بینایی و شنوایی اش از بین رفته است. (هم اکنون می بینی) رویش پوشانده، دست و پایش کشیده، رو به قبله اش کشیده اند و برهنه اش نموده، غسلش داده اند؛ (از هر جامه و پیرایه ای) عاری اش داشته، خشکش نموده اند و پارچه ای بر او افکنده و بر او کشیده اند و آماده اش نموده، (قطعه دیگر) کفنش را نیز بر او افکنده اند، (به گونه ای که) از آن کفن چانه اش را بسته، پیراهن وعمامه هم برایش قرار داده، در لفافش پیچیده اند و (نزدیکان) با او وداع نموده، بدرودش گفتند. (اینک می نگری) بر تابوتش حمل نمودند و با تکبیر بر او نماز گزارند و از خانه های پر زرق و برق و قصرهای مجلّل، با اتاقهای منظّم و پی در پی، منتقل شده است. در گوری که برایش کنده اند، گذاشته شد. گوری که تنگ است و با خشتهای محکم چیده شده و سقفش با تخته سنگهایی پوشیده شده است و خاک قبرش را بر او ریخته، کلوخ بر او پاشیدند. پس آنچه که از آن هراسان بود، واقع شد و خبرش به فراموشی سپرده شد و (کسانی که) یار و همنشین و خویشاوند و دوست (او بودند)، از وی برگشتند و تنهایش گذاشتند و همدم و رفیق و یار و ندیمش، کسانی دیگر به جای او برگزیدند.
(اکنون) درون قبری قرار گرفته و به مکان تنها و خلوتی سپرده شده. کرمهای قبر در بدنش می دوند و خون و چرک از بینی اش روان است و جامه و بدنش فرسوده می شوند، خونش می خشکد و استخوانش فرسوده می شود. (و بدین گونه است) تا روز حشر او؛ که از قبرش برانگیخته شود و در صور دمیده شود و برای حشر و نشر فرایش خوانند. پس آنجاست که قبور، زیر و رو می گردند و آنچه در سینه هاست، بیرون کشیده (و هویدا) می شوند و هر پیامبر و صدیق و شهید سخنوری (که مجاز به تکلّم است)، آورده می شوند. داوری قاطع آن روز را پروردگاری به عهده دارد که مقتدر بر بندگانش وآگاه و بینا (به حالشان) است. پس بسا ناله هایی که او را رنجور و زمین گیر و حسرتی که فرسوده و نحیفش می گرداند. در جایگاهی هولناک و عظیم و مجتمعی بزرگ و وسیع، در مقابل پادشاهی بزرگوار که به هر کار کوچک و بزرگی داناست. در آن هنگام عرقش تا به دهان می رسد و اضطراب و ناراحتی اش، آرامش او را می رباید. اشکش مایه ترحّم بر وی نمی شود و ناله اش شنیده (و بدان توجّه) نمی گردد. و دلیل (و عذر) او پذیرفته نخواهد بود. نامه عملش به سویش باز می گردد (و به وی سپرده می شود) و بدی کردارش (بر او و دیگران) بیان می شود. هر عضوی از او به بدی کارش گواهی می دهد. چشمش به نگاه او (به حرام) و دستش به سخت گیری (نامورد) او و پایش به گام برداشتن (به سوی حرام)، پوستش به لمس (نامشروع) و شرمگاهش به تماس (به حرام) گواهی می دهند. فرشتگان نکیر و منکر او را (به عذاب وحشتناک) تهدید می کنند و (خداوند) بینا از کارش پرده بر می دارد. پس زنجیر در گردنش افکنده، دستش با غل بسته می شود و کشان کشان و در تنهایی رانده می شود. و در آتش دوزخ عذاب می گردد. و شربتی از آب داغ به وی نوشانیده می شود که چهره اش پخته و پوستش را می کند. فرشته مأمور (عذاب او) به سوی آتش می راندش، او را با گرزی آهنین می زند، (پیوسته) پوستش پس از پخته شدن، به پوستی جدید بر می گردد (و تبدیل می شود). و فریاد استمداد برمی آورد، ولی مأموران جهنم از او روی بر می گردانند. و فریاد سر می دهد و با ندامت دوران طولانی اش را در جهنم می ماند.
به پروردگار توانا پناه می بریم از شرّ هر سرانجام (نا خجسته ای) و از او عفو می طلبیم به سان عفو کسانی که از آنان راضی گردید و آمرزش می جوییم همانند کسانی که (ایمان و طاعتشان را) از آنان پذیرفت. زیرا تنها اوست که کفیل خواهش و تقاضای من است.
پس هر که از عذاب پروردگارش دور گردانده شود، به قرب حضرتش در بهشت سکنا گزیند و در قصرهایی مزیّن جاودانه ماند و از حوریان زیبا و سیه چشم و خادمان (بهشتی) بهره مند می گردد. و جامهایی (مملو از خوراکی و نوشیدنی) پیرامونش می گردانند و در جایگاه منیع و ممتاز بهشت مسکن یابد و در نعمتهای سرشار به سر برد و از تسنیم (و از نوشیدنی های بهشت) بدو نوشانیده می شود و از چشمه، سلسبیل آمیخته به زنجبیل، می نوشد که با مشک و عبیری سربسته شده که پیوسته نشاط آفرین و سرور انگیز است. از نوشیدنی هایی (پاکیزه) در باغی روشن، (با درختانی) پربار می نوشد که هر کس از آن بنوشد، نه دچار سردرد می شود و نه مست و مدهوش می گردد. ا
این جایگاه کسی است که از پروردگارش بترسد و از نفس خویش بر حذر باشد و آن (نیز) کیفر کسی است که معصیت پروردگارش نماید و نفس (شیطانی) او، نافرمانی آفریدگارش را برایش تزیین نماید.
این کلامی است قاطع و انکارناپذیر و حکمی بر پایه عدل. بهترین سخنی است که (از خدا و رسول) برگرفته شده و برترین پندی است که (درقرآن) بدان تصریح شده است. از سوی پروردگار ستوده نازل شده است و روح القدس (برتر از تمامی فرشتگان و دارای پاکی) ممتاز، آن را بر پیامبری هدایت یافته و بلند منزلت فرود آورده است. درود فرستادگان بزرگوار و گرامی داشتگان شایسته (الهی) بر او باد. پناه می برم به پروردگار مهربان از شرّ هر (شیطان) رانده شده. پس باید هریک از شما (به درگاه خداوند) تذلّل نماید و (به آستانش) دعا و زاری کند تا از پروردگار هر آفریده ای، آمرزش بطلبیم برای خودم و شما.
برگرفته از کتاب دو شاهکار علوی(محمد احسانی فر لنگرودی(
منابع اصل:
1- المصباح (تقی الدین ابراهیم بن علی بن الحسن بن محمود العاملی الکفعمی
2- مطالب السؤول( محمد بن طلحة الشافعی)
3- شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید المعتزلی)
4- کنز العمّال (متقی بن حسام الهندی)
5- اعلام الدین) الحسن بن محمد الدیلمی)
6- منهاج البراعة (المیرزا حبیب الله الهاشمی الخوئی)
7- کفایة الطالب
کتب واسطه:
1- بحار الانوار
2- نهج السعادة (شیخ محمد باقر محمودی)
3- مصباح البلاغه فی مستدرک نهج البلاغه (سیّد حسن میرجهانی طباطبائی(
کتب ناقل بخشی از خطبه:
1- مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب)
2- الصراط المستقیم (علی بن یونس العاملی)
3- نهج الایمان (علی بن یوسف بن جبر)
4- الخرائج و الجرائج (قطب الدین الراوندی)
5- مستدرک السّفینة (علی نمازی)
6- الذریعة (شیخ آغا بزرگ تهرانی)
نام علی : هدایت
درس علی : عدالت
راه علی : سعادت
حب علی : لیاقت
كارعلی : شفاعت
عشق علی : شهادت
ذكر علی : عبادت
عید علی : مبارك
از وصاياى حضرت علي(عليهالسلام) در واپسين دم حيات مىتوان به وصيت گهربار ذيل اشاره نمود:
بسم الله الرحمن الرحيم
اين آن چيزى است كه على پسر ابوطالب وصيت مىكند: به وحدانيت و يگانگى خدا گواهى مىدهد و اقرار مىكند كه محمد بنده و پيغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دين خود را بر ديگر اديان پيروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حيات و زندگانى من از آن خداست. شريكى براى او نيست، من به اين امر شدهام و از تسليم شدگان اويم . فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بيتم و هر كس را كه اين نوشته من به او رسد را به امور ذيل توصيه و سفارش مىكنم :
1- تقواي الهى را هرگز از ياد نبريد، كوشش كنيد تا دم مرگ بر دين خدا باقى بمانيد.
2- همه با هم به ريسمان خدا چنگ بزنيد، و بر مبناى ايمان و خداشناسى متفق و متحد باشيد و از تفرقه بپرهيزيد، پيغمبر فرمود: اصلاح ميان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چيزى كه دين را محو مىكند، فساد و اختلاف است .
3- ارحام و خويشاوندان را از ياد نبريد، صله رحم كنيد كه صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان مىكند.
4- خدا را! خدا را! درباره يتيمان، مبادا گرسنه و بى سرپرست بمانند.
5- خدا را! خدا را! درباره همسايگان، پيغمبر آن قدر سفارش همسايگان را فرمود كه ما گمان كرديم مىخواهند آنها را در ارث شريك كند.
6- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا ديگران در عمل كردن، بر شما پيشى گيرند.
7- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پايه دين شماست .
8- خدا را! خدا را! درباره كعبه، خانه خدا، مبادا حج تعطيل شود كه اگر حج متروك بماند، مهلت داده نخواهد شد و ديگران شما را طعمه خود خواهند كرد.
9- خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در اين راه مضايقه نكنيد.
10- خدا را! خدا را! درباره زكات؛ زكات آتش خشم الهى را خاموش مىكند.
11- خدا را! خدا را! درباره ذريه پيغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گيرند.
12- خدا را! خدا را! درباره صحابه و ياران پيغمبر، رسول خدا (صلى الله عليه و آله) درباره آنها سفارش كرده است .
13- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهيدستان، آنها را در زندگى شريك خود سازيد.
14- خدا را! خدا را! درباه بردگان، كه آخرين سفارش پيغمبر درباره اينها بود.
15- در انجام كارى كه رضاى خدا در آن است بكوشيد و به سخن مردم (در صورتي كه مخالف آن هستند) ترتيب اثر ندهيد.
16- با مردم به خوشى و نيكى رفتار كنيد چنانكه قرآن دستور داده است .
17- امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد؛ نتيجه ترك آن اين است كه بدان و ناپاكان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند كرد، آنگاه هر چه نيكان شما دعا كنند، دعاى آنها برآورده نخواهد شد.
18- بر شما باد كه بر روابط دوستانه ما بين خويش بيفزاييد، به يكديگر نيكى كنيد، از كنارهگيرى و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهيزيد.
19- كارهاى خير را به مدد يكديگر و به اتفاق هم انجام دهيد، از همكارى در مورد گناهان و چيزهايى كه موجب كدورت و دشمنى مىشود، بپرهيزيد. در انجام كارى كه رضاى خدا در آن است بكوشيد و به سخن مردم (در صورتي كه مخالف آن هستند) ترتيب اثر ندهيد.
20- از خدا بترسيد كه جزا و كيفر خدا شديد است . خداوند همه شما را در كنف حمايت خود محفوظ بدارد و به امت پيغمبر توفيق دهد كه احترام شما (اهل بيت) و احترام پيغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا مىسپارم .
* امام علی (ع)

ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد. پیامبر اکرم (ص)
ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)
هر که من مولای اویم پس علی مولای او است . پیامبر اکرم (ص)
روز غدیر خم برترین عید امت من است . پیامبر اکرم (ص)
خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت . حضرت فاطمه زهرا (س )
اعمال شب و روز عید غدیر
شب هیجدهم شب عید غدیر و شب با شرافتى است سید در اقبال دوازده ركعت نماز به یك سلام به كیفیتى مخصوص براى این شب با دعائى نقل كرده است
روز هیجدهم روز عید غدیر عظیمترین اعیاد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پیغمبرى را مگر آنكه عید كرده است این روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمین روز میثاق است و روایت است كه از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند كه آیا مسلمانان را عیدى هست غیر از جمعه و اضحى و فطر فرمود بلى عیدى هست كه از همه حرمتش بیشتر است
راوى گفت كدام عید است فرمود كه آن روزى است كه نَصْبْ كرد حضرت رسول (ص) حضرت امیرالمؤ منین علی (ع) را به خلافت خود و فرمود كه هر كه من مولى و آقاى اویم پس على مولى و آقا و پیشواى او است و آن روز هیجدهم ذى الحجّه است راوى گفت كه چه كار در آن روز باید كرد فرمود كه باید روزه بدارید و عبادت كنید و محمد و آل محمدعَلیهمُ السلام را یاد كنید و بر ایشان صَلَوات بفرستید و وصیّت كرد رسول خدا(ص) امیرالمؤ منین علی (ع) را كه این روز را عید گرداند و هر پیغمبرى وصىّ خود را وصیّت مى كرد كه این روز را عید گردانند و در حدیث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعلیه السلام كه فرمود اى پسر ابى نصر هر كجا كه باشى سعى كن كه روز غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیرالمؤ منین علی (ع) حاضر شوى بدرستى كه خدا در این روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ایشان را و در این روز آزاد مى كند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد كرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و یك درهم كه در این روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم كه در اوقات دیگر بدهى و احسان كن در این روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم كه اگر مردم فضیلت این روز را بدانند چنانكه باید هر آینه هر روز ده مرتبه ملائكه با ایشان مصافحه كنند و بالجمله تعظیم این روز شریف لازم و اعمال آن چند چیز است :
اول : روزه كه کفاره شصت سال گناه است و در خبریست كه برابر است با روزه عمر دنیا و معادل است با صد حجّ و صد عمره دوم : غسل
سوم: زیارت حضرت امیرالمؤ منین علی (ع) شایسته است كه انسان هر كجا که باشد سعى كند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن جناب در این روز سه زیارت مخصوصه نقل شده كه یكى از آنها زیارت معروف امین الله است كه از نزدیك و دور خوانده مى شود و آن از زیارات جامعه مطلقه است
چهارم :بخواند تعویذى را كه سیّد در اقبال از حضرت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله روایت كرده
پنجم : دو ركعت نماز كند زمان نماز بهتر است نردیکیهای غروب باشد چون در همان زمان بوده که حضرت رسول اکرم (ص) ، امام علی (ع) را به خیلافت وامامت مردم نصب فرموده .یک مرتبه سوره مبارکه حمد ، ده مرتبه سوره مبارکه توحید ، ده مرتبه سوره مبارکه قدرو ده مرتبه آیة الكرسى بخواند كه برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنیا و آخرت او را به آسانى برآورده نماند به سجده رود و صد مرتبه شكر خدا كند پس سر از سجده بردارد و بخواند
اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّ لَكَ الْحَمْدَ وَحْدَكَ لا شَریكَ لَكَ وَاَنَّكَواحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَكَ كُفُواً اَحَدٌ وَاَنَّمُحَمّداً عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ الِهِ یا مَنْ هُوَ كُلَّ یَوْمٍ فى شَاْنٍ كَما كانَ مِنْ شَاْنِكَ اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ اِجابَتِكَ وَاَهْلِ دِینِكَ وَاَهْلِ دَعْوَتِكَ وَوَفَّقْتَنى لِذلِكَ فى مُبْتَدَءِخَلْقى تَفَضُّلاً مِنْكَ وَكَرَماً وَجُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَجُوداً وَالْكَرَمَ كَرَماً رَاْفَةً مِنْكَ وَرَحْمَةً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِكَ الْعَهْدَ لى تَجْدیداً بَعْدَ تَجدیدِكَ خَلْقى وَكُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیّاً ناسِیاً ساهِیاًغافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَكَ بِاَنْ ذَكَّرْتَنى ذلِكَ وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَهَدَیْتَنى لَهُ فَلیَكُنْ مِنْ شَاْنِكَ یا اِلهى وَسَیِّدى وَمَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِكَ وَلا تَسْلُبَنیهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِكَ وَاَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّكَ اَحَقُّ المُنعِمینَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَكَ عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَاَطَعْنا وَاَجَبْنا داعِیَكَ بِمَنِّكَ فَلَكَ الْحَمْدُ غُفْرانَكَ رَبَّنا وَاِلَیكَ المَصیرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لاشَریكَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ وَصَدَّقْنا وَاَجَبْنا داعِىَ اللّهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاةِ مَوْلینا وَمَوْلَى الْمُؤْمِنینَ اَمیرِالمُؤْمِنینَ عَلِىِّ بْنِ اَبیطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّیقِ الاْكْبَرِ وَالحُجَّةِ عَلى بَرِیَّتِهِ المُؤَیِّدِ بِهِ نَبِیَّهُ وَدینَهُ الْحَقَّ الْمُبینَ عَلَماً لِدینِ اللّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ وَعَیْبَةَ غَیْبِ اللّهِ وَمَوْضِعَ سِرِّ اللّهِ وَاَمینَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَشاهِدَهُ فى بَرِیَّتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً یُنادى لِلا یمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّكُمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَیِّئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَلا تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیمَةِ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ فَاِنّا یا رَبَّنا بِمَنِّكَ وَلُطْفِكَ اَجَبْنا داعِیَكَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَصَدَّقْناهُ وَصَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ وَكَفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّیْنا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَلَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَعَلانِیَتِهِمْ وَشاهِدِهِمْ وَغائِبِهِمْ وَحَیِّهِمْ وَمَیِّتِهِمْ وَرَضینا بِهِمْ اَئِمَّةً وَقادَةً وَسادَةً وَحَسْبُنا بِهِمْ بَیْنَنا وَبَیْنَ اللّهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلانَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَلیجَةً وَبَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ كُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباًمِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلینَ وَالاْ خِرینَ وَكَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالاَوثانِ الاَرْبَعَةِ وَاَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَكُلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا نُشْهِدُكَ اَنّا نَدینُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ وَقَوْلُنا ما قالُوا وَدینُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَما دانُوا بِهِ دِنّا وَما اَنْكَرُوا اَنْكَرْنا وَمَنْ والَوْا والَیْنا وَمَنْ عادَوْا عادَیْنا وَمَنْ لَعَنُوا لَعَنّا وَمَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَمَنْ تَرَحَّمُوا عَلَیْهِ تَرَحَّمْنا عَلَیْهِ آمَنّا وَسَلَّمْنا وَرَضینا وَاتَّبَعْنا مَوالِیَنا صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِكَ وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَاَحْیِنا ما اَحْیَیْتَنا عَلَیْهِ وَاَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَیْهِ الُ مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَاِیّاهُمْ نُوالى وَعَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللّهِ نُعادى فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْیا وَالاَّْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبینَ فَاِنّ ا بِذ لِكَ ر اضُونَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
خدایا از تو درخواست كنم بدانكه از براى تو است ستایش یگانه اى كه شریك ندارى و توئى یكتاى یگانه اى بى نیاز كه فرزندى ندارى و فرزند كسى نیستى و نیست برایت همتائى هیچكس و براستى محمد بنده و رسول تو است درودهاى تو بر او و آلش باد اى كه هر روز در كارى هستى چنانچه از شاءن تو بود كه بر من تفضل فرمودى به اینكه مرا از اهل اجابتت و از اهل دینت و اهل دعوتت قرار دادى و موفقم داشتى بدان در آغازآفرینشم از روى تفضل و كرم و بخششت سپس دنبال آوردى این فضل را به فضلى دگر و این بخشش رابه بخششى دگر و این كرم را به كرمى دگر كه آن هم از روى مهر و رحمتت بود تا بدانجا كه تازه كردى این عهد رابرایم از نو پس از تجدید آفرینشم در صورتى كه من در فراموشى بودم و فراموشكارى و بى خبرىو غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام كردى به اینكه آن را به یادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائیم كردى پس همچنان باید از شاءن تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من كه تمام كنى برایم آن نعمت را و از من سلب نفرمائى آن را تا هنگامى كه بمیرانیم بر آن در حالى كه تو از من خوشنود باشى كه براستى تو سزاوارترین نعمت بخشانى كه نعمتت را بر من به پایان رسانى خدایا شنیدیم و پیروى كردیم و خواننده ات را اجابت كردیم به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانیم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت ایمان داریم به خداى یگانه اى كه شریك ندارد و به رسولش محمد صلى اللّه علیه و آله و تصدیق كردیم و اجابت كردیمداعى خدا را و پیروى كردیم از رسول (او) در مورد دوستى و اطاعت مولایمان و مولاى مؤ منان امیرمؤ منان على بن ابى طالب بنده خدا و برادر رسول او و صدیق اكبرو حجت او بر آفریدگانش آنكه خداوند پیامبرش و دین حق آشكارش را بوسیله او تایید كرد نشانه و پرچم دینخدا و خزینه دار دانش او و گنجینه غیب خدا و جایگاه راز خدا و امین خدا برخلق او و گواه او در آفریدگانش خدایا اى پروردگار ما ما شنیدیم منادى را كه ندا مى كردبراى ایمان (و مى گفت ) ایمان آورید به پروردگارتان پروردگارا ما هم ایمان آوردیم پس بیامرز گناهانمان راو بدیهامان را پوشیده دار و ما را با نیكان بمیران پروردگارا عطا كن به ما چیزى را كه بوسیله فرستادگانت به ما وعده دادى ودر روز رستاخیز رسوایمان مكن كه براستى تو خلف وعده نمى كنى ، پس ما اى پروردگار به احسان و لطف تواجابت كردیم داعى تو را و پیروى كردیم از رسول تو و تصدیقش كردیم و نیز تصدیق كردیم مولاى مؤ منان راوكافر شدیم به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت ) پس والى ما گردان آن را كه ما به ولایت برگزیدیم وبا امامانمان محشورمان كن كه براستى ما بدیشان ایمان و اعتقاد داریم و تسلیم آنانیم ایمان داریم بر نهانشان و آشكارشان و حاضرشان و غائبشان و زنده شان و مرده شان و خوشنودیم به امامتشان و آقائیشان و همانها ما رادر مابین خود و خدا از سایر خلق كافى هستند نجوئیم بجاى ایشان بدلى و نگیریم جز ایشان همدمى (یا معتمدى ) و بیزارى جوئیم به درگاه خدا از هر كه برپا كند در برابرشان جنگى از جن و انس از اولین و آخرین و كافر شدیم به جبت و طاغوت و بتهاى چهارگانه و دنبال روندگان و پیروانشان و هر كه دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پایان آن خدایا تو را گواه مى گیریم كه ما متدین هستیم بدانچه متدین شد بدان محمد و آل محمد درود خدا بر اووبرایشان بادوگفتارما همان است كه آنهاگفتند ودین ماهمان است كه آنهامتدین بدان بودندهرچه راآنان گفتند ماهم گفتیم وهرچه راآنان متدینبدان شدند ماهم شدیم وهرچه را آنان انكار كردند ماهم انكار كردیم وهركه رادوست داشتند دوست داریم وهركه را دشمن دارند دشمن داریم و هر كه را لعن كردند لعن كنیم و از هر كه بیزارى جستند بیزارى جوئیم و بر هر كه ترحم كردند ترحم كنیم ایمان آوردیم و تسلیم و خوشنود گشتیم و پیروى كردیم از سرورانمان درودهاى خدا بر ایشان بادخدایا پس تو آن را براى ما تكمیل كن و از ما سلب مفرما و آنرا پایگاهى ثابت در پیش ما قرار ده وپایگاه عاریت و موقتش قرار مده و زنده مان دار بر همان تا هرگاه كه زنده مان دارى و بمیرانمان بر آن هرگاه مى راندیمان ،آل محمد پیشوایان مایند به آنها اقتدا كنیم و آنان را دوست داریم و دشمنشان را كه دشمن خدا است دشمن داریم پس ما را در دنیا و آخرت با ایشان قرار ده و از مقربان درگاهت گردان كه براستى ما به همان خوشنودیم اى مهربانترین مهربانان
پس باز به سجده رود وصد مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و صد مرتبه شُكْراًلِلّهِ بگوید و روایت است كه هر كه این عمل را بجا آورد ثواب کسی را دارد كه در روز عید غدیر حضرت رسول اکرم (ص) را دیده باشد و با آن حضرت بر ولایت علی (ع) بیعت كرده باشد و برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنیا و آخرت او را به آسانى برآورده نماند و...
ششم: بعد از اتمام نماز بهتر است این دعا را بخواند سَمِعْنا رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً
هفتم : خواندن دعاء ندبه
هشتم : بخواند این دعا را كه سید بن طاوس از شیخ مفید نقل كرده :
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیِّكَ وَعَلِىٍّ وَلِیِّكَ وَالشَّاْنِ وَالْقَدْرِ الَّذى خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَعَلِی وَاَنْ تَبْدَءَ بِهِما فى كُلِّ خَیْرٍ عاجِلٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْئِمَّةِ الْقادَةِ وَالدُّعاةِ السّادَةِ وَالنُّجُومِ الزّاهِرَةِ وَالاْعْلامِ الْباهِرَةِ وَساسَةِ الْعِبادِ وَاَرْكانِ الْبِلادِ وَالنّاقَةِ الْمُرْسَلَةِ وَالسَّفینَةِ النّاجِیَةِ الْجارِیَةِ فِى الْلُّجَجِ الْغامِرَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خُزّانِ عِلْمِكَ وَاَرْكانِ تَوْحِیدِكَ وَدَعآئِمِ دینِكَ وَمَعادِنِ كَرامَتِكَ وَصِفْوَتِكَ مِنْ بَرِیَّتِكَ وَخِیَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ الاْتْقِیآءِ الاْنْقِیآءِ النُّجَبآءِ الاْبْرارِ وَالْبابِ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتاهُ نَجى وَمَنْ اَباهُ هَوى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَهْلِ الذِّكْرِ الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ وَذَوِى الْقُرْبَى الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَفَرَضْتَ حَقَّهُمْ وَجَعَلْتَ الْجَنَّةَ مَعادَ مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ كَما اَمرَوُا بِطاعَتِكَ وَنَهَوْا عَنْ مَعْصِیَتِكَ وَدَلّوُا عِبادَكَ عَلى وَحْدانِیَّتِكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیِّكَ وَنَجیبِكَ وَصَفْوَتِكَ وَاَمینِكَ وَرَسُولِكَ اِلى خَلْقِكَ وَبِحَقِّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَیَعْسُوبِ الدّینِ وَقاَّئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ الْوَصِىِّ الْوَفِىِّ وَالصِّدّیقِ الاْكْبَرِ وَالْفارُوقِ بَیْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالشّاهِدِ لَكَ وَالدّالِّ عَلَیْكَ وَالصّادِعِ بِاَمْرِكَ وَالْمُجاهِدِ فى سَبیلِكَ لَمْ تَاْخُذْهُ فیكَ لَوْمَةُ لاَّئِمٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْیَوْمِ الَّذى عَقَدْتَ فیهِ لِوَلِیِّكَ الْعَهْدَ فى اَعْناقِ خَلْقِكَ وَاَكْمَلْتَ لَهُمُ الّدینَ مِنَ الْعارِفینَ بِحُرْمَتِهِ وَالْمُقِرّینَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقآئِكَ وَطُلَقائِكَ مِنَ النّارِ وَلاتُشْمِتْ بى حاسِدِى النِّعَمِ اَللّهُمَّ فَكَما جَعَلْتَهُ عیدَكَ الاْكْبَرَ وَسَمَّیْتَهُ فى السَّمآءِ یَوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَفِى الاْرْضِ یَوْمَ الْمیثاقِ الْمَاْخُوذِ وَالجَمْعِ المَسْئُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَقْرِرْ بِهِ عُیُونَنا وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا وَاجْعَلْنا لاِنْعُمِكَ مِنَ الشّاكِرینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْیَوْمِ وَبَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَكَرَّمَنا بِهِ وَشَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَهَدانا بِنُورِهِ یا رَسُولَ اللّهِ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ عَلَیْكُما وَعَلى عِتْرَتِكُما وَعَلى مُحِبِّیكُما مِنّى اَفْضَلُ السَّلامِ ما بَقِىَ اللّیْلُ وَالنَّهارُ وَبِكُما اَتَوَجَّهُ اِلىَ اللّهِ رَبّى وَرَبِّكُما فى نَجاحِ طَلِبَتى وَقَضآءِ حَوآئِجى وَتَیْسیرِ اُمُورى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْیَوْمِ وَاَنْكَرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ سَبیلِكَ لاِِطْفآءِ نُورِكَ فَاَبَى اللّهُ اِلاّ اَنْ یُتِمَّ نُورَهُ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ نَبِیِّكَ وَاكْشِفْ عَنْهُمْ وَبِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ الْكُرُباتِ اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْرْضَ بِهِمْ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً وَاَنْجِزْ لَهُم ما وَعَدْتَهُمْ اِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ
خدایا از تو درخواست كنم به حق محمد پیامبرت و به حق على ولى تو و بدان منزلت و مرتبه اى كه بدان وسیله آن دو را از سایر مخلوق خود اختصاص دادى كهدرود فرستى بر محمد و على و از آنان شروع كنى در دادن هر خیرى كه فورى است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد پیشوایان رهبر و خوانندگان بزرگ و سرور و ستارگان درخشان و نشانه هاى فروزان و تدبیركنندگان كار بندگان و پایه هاى جاهاى آباد و ناقه فرستاده شده و كشتى نجات كه روان است در دریاهاى ژرف پرآب خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد گنجینه هاى دانشت و پایه هاى محكم توحید تو و ستونهاى دین تو و معدنهاى كرامتت و برگزیدگان از خلقت و بهترین آفریدگانت آن پرهیزكاران پاكیزه و برگزیدگان نیكوكار و درگاهى كه مورد ابتلاى مردم است هركه بدان درگاه آمد نجات یافت و هركه سرباز زد سقوط كرد خدایا درود فرست برمحمد و آل محمد اهل ذكرى كه دستور فرمودى بپرسش مسائل از آنها و خویشاوندانى كه دستور فرمودى به دوست داشتنشان و حقشان را واجب كردى و بهشت را بازگشتگاه (و سرمنزل ) كسى قرار دادى كه آثارشان را پیروى كند خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور پیروى تو را دادند و از نافرمانیت نهى كردند و بندگانت را بیگانگیت راهنمایى كردند خدایا من از تو مى خواهم به حق محمد پیامبرت و گرامى و برگزیده و امین تو و فرستاده ات بسوى خلق و به حق امیرمؤ منان و پیشواى دین و رهبر سفیدرویان آن وصى باوفا و صدیق اكبر و جداكننده بینحق و باطل و گواه تو و راهنمایى كننده بر تو و آشكار كننده دستورت و جهادكننده در راهت آنكه نگیردش (و ناراحتش نكند) درباره تو ملامت ملامت كننده اى كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا قرار دهى در این روزى كه بستى براى ولى خود پیمان (امامت ) را در گردن خلق خود و كامل گرداندى براى آنها دین را از عارفان به حرمتش و اقراركنندگان به فضل او از آزادشدگان و رهاشدگانت از آتش و شاد مكن نسبت به من حسودانم را در نعمتهایت خدایا چنانچه آنرا عید بزرگ خود قرار داده اى و نامیدى آنرا در آسمان روز عهد معهود و در زمین روز پیمان گرفتن و انجمن بازخواست شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن كن بوسیله اش دیدگان ما را و گردآور بدستش پراكندگى ما را و گمراهمان مكن پس از آنكه هدایتمان كردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمتهایت اى مهربانترین مهربانان ستایش خاص خدایى است كه شناساند به ما فضیلت این روز را و بینامان كرد به حرمت این روز و گرامیمان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدایتمان كرد به نورش اى رسول خدا اى امیرمؤ منان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما بهترین سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسیله او رو كنم بسوى خدا پروردگار من و پروردگارتان در موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن كارهایم خدایا از تو خواهم به حق محمد و آل محمد كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و لعنت كنى كسى را كه انكار كند حق این روز را و انكار كند حرمتش را و جلوگیرى كرد از راه تو براى خاموش كردن نورت ولى خدا هم نمى خواهد جز آنكه نورش را آشكار كند خدایا گشایش ده به كار خاندان محمد پیامبرت و برطرف كن از ایشان و بوسیله ایشان از اهل ایمان گرفتاریها و محنتها را خدایا پركن زمین را بوسیله ایشان از عدل و داد چنانچه پر شده از ستم و بیداد و وفا كن براى آنها آنچه را وعده دادى به آنها كه براستى تو خلف وعده نمى كنى .
* غدیر خم
ذكر یاعلی(ع) یك عبادت است مهرپاك او از ولایت است
مهر مرتضی ، مهر مصطفی است دشمن علی(ع) دشمن خداست
------------------------------------------------------------------------------------
در غدیر و در بین دشمنان گفته مصطفی(ص)ای علی (ع) بدان
دشمن تو با كعبه دشمن است كینه از تو چون كینه از من است
------------------------------------------------------------------------------------
گفته مصطفی در غدیر خم از علی همان مهر جاودان
با علی و حق هر كه بوده دوست با پیمبرش بوده مهربان
------------------------------------------------------------------------------------
نامه ای نوشتم با برگ گیلاس فراموشم نكن ای علی عباس
------------------------------------------------------------------------------------
خورشید چراغکی ز رخسار علیست
مه نقطه کوچکی ز پرگار علیست
هرکس که فرستد به محمد صلوات
همسایه دیوار به دیوار علیست
عید غدیر مبارک

1 ـ عنوان صحیفة المؤمن حبّ على بن ابى طالب(ع).
2 ـ قل لمن أحبّ علیاً یتهیأ لدخول الجنة.
3 ـ كفّى و كفّ علىٍّ فى العدل سواء.
4 ـ القرآن مع علىّ وعلىّ مع القرآن.
5 ـ من اذى علیاً فقد اذانى.
6 ـ انا و علىّ من شجرة واحدة والناس من شجر شتّى.
7 ـ انا المنذر وعلىّ الهادى و بك یا علىّ یهتدى المهتدون.
8 ـ علىّ منى بمنزلة الرأس من بدنى.
9 ـ علىّ فى الجنة كالكوب الصبحة لاهل الدنیا.
10 ـ علىّ باب من دخل منه كان مؤمنا و من خرج عنه كان كافرا.
11 ـ ذكر علىّ (ع) عبادة.
12 ـ النظر الى وجه علىّ عبادة.
13 ـ لو لم یخلق علىّ لم یكن لفاطمة كفو.
14 ـ لو اجتمع الناس على حب علىّ لما خلق اللّه النار ابداً.
15 ـ یسئل الناس یوم القیامة عن الاقرار بولایة علىّ.
16 ـ سیكون من بعدى فتنة فاذا كان ذلك فالزموا علیّا فانه الفارق بین الحق والباطل.
17 ـ علىّ منّى وأنا منه وهو ولىّ كل مؤمن و مؤمنة.
18 ـ علىّ وشیعته الفائزون یوم القیامة.
19 ـ علىّ خیر البشر من ابى فقد كفر.
20 ـ مثل علىّ فى الناس كمثل قل هو اللّه احد فى القرآن.
21 ـ لكل نبىّ صاحب سرّ و صاحب سرّى على بن ابى طالب.
22 ـ انا مدینة العلم وعلىّ بابها ومن اراد المدینة فلیأتها من بابها.
23 ـ یا علىّ انت یعسوب المؤمنین والمال یعسوب الظالمین.
24 ـ انّ الله جعل ذریّة كل نبى فى صلبه وجعل ذرّیتى فى صلب على بن ابیطالب.
25 ـ قسّم الحكمة عشرة اجزاء فاعطى علىّ تسعة والناس جزءً واحدا.
26 ـ لكل نبىّ ووصىّ وارث وان علیّا وصیّى و وارثى.
27 ـ انا وعلىّ هذا حُجّة الله على خلقه.
28 ـ سئل النبى: من عنده علم الكتاب؟ قال: انما ذلك علىّ.
29 ـ حبّ علىّ یأ كل الذنوب كما تأكل النار الحطب.
30 ـ مثل اهل بیتى كمثل سفینة نوح، من ركبها نجى ومن تخلف عنها غرق.
31 ـ مثل اهل بیتى كمثل باب حطّة، من دخل غفر له.
32 ـ إنّا اهل بیت اختار اللّه لنا الآخرة على الدنیا.
33 ـ سئلت ربى ان لایدخل احدا من اهل بیتى النار فاعطانیها.
34 ـ اللهم انّ هؤلاء اهل بیتى ولحمتى، یؤلمنى ما یؤلمهم ویحزننى ما یحزنهم.
35 ـ حبّ آل محمد یوما خیر من عبادة سنة.
36 ـ حبّ علىّ براءة من النار.
37 ـ من مات فى حب آل محمد فقد مات شهیداً و من مات فى بغض آل محمد مات میتة جاهلیة.
38 ـ اللهم لاتمتنى حتى ترینى وجه علىّ(ع).
39 ـ من ذكر فضیلة من فضائل علىّ(ع) مقراً بها غفراللّه له ما تقدم من ذنبه وما تأخر.
40 ـ لو أنّ الریاض أقلام والبحر مداد والجن حُسّاب والانس كتّاب ما احصوا فضائل علىّ بن ابیطالب(ع).
---------------------------------------------------------------------------------------------------
منبع :
1) رساله اى با عنوان «صحیفة المحبة» شامل چهل حدیث در فضایل على(ع) در كتابخانه آیة اللّه مرعشى به شماره 8084 موجود است كه در فهرست آن كتابخانه (ج21 ص86) معرفى شده است.
* احادیث غدیر
به لیلی چون رسیدم یا علی گفت
زمجنون هم شنیدم یا علی گفت
مـگــر ایــن بــادی دارالجنـــون است
كه هردیــوانه دیدم یا عـلـــی گفت
نسیـمی غنچـه ای را بـاز مـیكرد
به گوش غنچه كم كم یا علی گفت
دمـــــی كه روح درآدم دمــیـــدنـــــد
زجــا بـرخاسـت آدم یا علــــی گفت
چو نوح از موج طوفان ایمنی خواست
توسل جست به هردم یا علی گفت
عـصـا در دست موسی اژدهـا گشـت
كلـیم آنجــا مسلـم یـا عــلــی گفت
چــگــونــه زنــده مـی شـد جان مرده
یقین عیسی بن مریم یا علی گفت
رسـول اللـه شنـیـــد از پرده ی غیـب
نـدایـی آمــد و آن هـم عـلـــی گفـت
عـلـی را ضـربـتــی كـاری نمـی شـد
یقـیـنــا ابـن ملجــم یـا عـلــــی گفـت
یا علی
* شعر غدیر
شب هیجدهم شب عید غدیر و شب با شرافتى است سید در اقبال دوازده رکعت نماز به یک سلام به کیفیتى مخصوص براى این شب با دعائى نقل کرده است
روز هیجدهم روز عید غدیر عظیمترین اعیاد است و مبعوث نفرموده حق تعالى پیغمبرى را مگر آنکه عید کرده است این روز را و حرمت آن را دانسته است و نامش در آسمان روز عهد معهود است و نامش در زمین روز میثاق است و روایت است که از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند که آیا مسلمانان را عیدى هست غیر از جمعه و اضحى و فطر فرمود بلى عیدى هست که از همه حرمتش بیشتر است
راوى گفت کدام عید است فرمود که آن روزى است که نَصْبْ کرد حضرت رسول (ص) حضرت امیرالمؤ منین علی (ع) را به خلافت خود و فرمود که هر که من مولى و آقاى اویم پس على مولى و آقا و پیشواى او است و آن روز هیجدهم ذى الحجّه است راوى گفت که چه کار در آن روز باید کرد فرمود که باید روزه بدارید و عبادت کنید و محمد و آل محمدعَلیهمُ السلام را یاد کنید و بر ایشان صَلَوات بفرستید و وصیت کرد رسول خدا(ص) امیرالمؤ منین علی (ع) را که این روز را عید گرداند و هر پیغمبرى وصىّ خود را وصیت مى کرد که این روز را عید گردانند و در حدیث ابن ابى نَصر بَزَنطى است از حضرت رضاعلیه السلام که فرمود اى پسر ابى نصر هر کجا که باشى سعى کن که روز غدیر نزد قبر مطهّر حضرت امیرالمؤ منین علی (ع) حاضر شوى بدرستى که خدا در این روز مى آمرزد از هر مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله ایشان را و در این روز آزاد مى کند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد کرده است در ماه رمضان و شب قدر و شب فطر و یک درهم که در این روز به برادران مؤ من بدهى برابر است با هزار درهم که در اوقات دیگر بدهى و احسان کن در این روز به برادران مؤ من خود و شاد گردان هر مرد مؤ من و زن مؤ منه را به خدا قَسَم که اگر مردم فضیلت این روز را بدانند چنانکه باید هر آینه هر روز ده مرتبه ملائکه با ایشان مصافحه کنند و بالجمله تعظیم این روز شریف لازم و اعمال آن چند چیز است :
اول : روزه که کفاره شصت سال گناه است و در خبریست که برابر است با روزه عمر دنیا و معادل است با صد حجّ و صد عمره
دوم : غسل
سوم: زیارت حضرت امیرالمؤ منین علی (ع) شایسته است که انسان هر کجا که باشد سعى کند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند و از براى آن جناب در این روز سه زیارت مخصوصه نقل شده که یکى از آنها زیارت معروف امین الله است که از نزدیک و دور خوانده مى شود و آن از زیارات جامعه مطلقه است
چهارم :بخواند تعویذى را که سید در اقبال از حضرت رسول خداصَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله روایت کرده
پنجم : دو رکعت نماز کند زمان نماز بهتر است نردیکیهای غروب باشد چون در همان زمان بوده که حضرت رسول اکرم (ص) ، امام علی (ع) را به خیلافت وامامت مردم نصب فرموده .یک مرتبه سوره مبارکه حمد ، ده مرتبه سوره مبارکه توحید ، ده مرتبه سوره مبارکه قدرو ده مرتبه آیة الکرسى بخواند که برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنیا و آخرت او را به آسانى برآورده نماند به سجده رود و صد مرتبه شکر خدا کند پس سر از سجده بردارد و بخواند
اَللّهُمَّ اِنِّى اَسْئَلُک بِاَنَّ لَک الْحَمْدَ وَحْدَک لا شَریک لَک وَاَنَّکواحِدٌ اَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ تَلِدْ وَلَمْ تُولَدْ وَلَمْ یکنْ لَک کفُواً اَحَدٌ وَاَنَّمُحَمّداً عَبْدُک وَرَسُولُک صَلَواتُک عَلَیهِ وَ الِهِ یا مَنْ هُوَ کلَّ یوْمٍ فى شَاْنٍ کما کانَ مِنْ شَاْنِک اَنْ تَفَضَّلْتَ عَلَىَّ بِاَنْ جَعَلْتَنى مِنْ اَهْلِ اِجابَتِک وَاَهْلِ دِینِک وَاَهْلِ دَعْوَتِک وَوَفَّقْتَنى لِذلِک فى مُبْتَدَءِخَلْقى تَفَضُّلاً مِنْک وَکرَماً وَجُوداً ثُمَّ اَرْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلاً وَالْجُودَجُوداً وَالْکرَمَ کرَماً رَاْفَةً مِنْک وَرَحْمَةً اِلى اَنْ جَدَّدْتَ ذلِک الْعَهْدَ لى تَجْدیداً بَعْدَ تَجدیدِک خَلْقى وَکنْتُ نَسْیاً مَنْسِیاً ناسِیاً ساهِیاًغافِلاً فَاَتْمَمْتَ نِعْمَتَک بِاَنْ ذَکرْتَنى ذلِک وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَىَّ وَهَدَیتَنى لَهُ فَلیکنْ مِنْ شَاْنِک یا اِلهى وَسَیدى وَمَولاىَ اَنْ تُتِمَّ لى ذلِک وَلا تَسْلُبَنیهِ حَتّى تَتَوَفّانى عَلى ذلِک وَاَنتَ عَنّى راضٍ فَاِنَّک اَحَقُّ المُنعِمینَ اَنْ تُتِمَّ نِعمَتَک عَلَىَّ اَللّهُمَّ سَمِعْنا وَاَطَعْنا وَاَجَبْنا داعِیک بِمَنِّک فَلَک الْحَمْدُ غُفْرانَک رَبَّنا وَاِلَیک المَصیرُ امَنّا بِاللّهِ وَحدَهُ لاشَریک لَهُ وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَ الِهِ وَصَدَّقْنا وَاَجَبْنا داعِىَ اللّهِ وَاتَّبَعْنَا الرَّسوُلَ فى مُوالاةِ مَوْلینا وَمَوْلَى الْمُؤْمِنینَ اَمیرِالمُؤْمِنینَ عَلِىِّ بْنِ اَبیطالِبٍ عَبْدِاللّهِ وَاَخى رَسوُلِهِ وَالصِّدّیقِ الاْکبَرِ وَالحُجَّةِ عَلى بَرِیتِهِ المُؤَیدِ بِهِ نَبِیهُ وَدینَهُ الْحَقَّ الْمُبینَ عَلَماً لِدینِ اللّهِ وَخازِناً لِعِلْمِهِ وَعَیبَةَ غَیبِ اللّهِ وَمَوْضِعَ سِرِّ اللّهِ وَاَمینَ اللّهِ عَلى خَلْقِهِ وَشاهِدَهُ فى بَرِیتِهِ اَللّهُمَّ رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً ینادى لِلا یمانِ اَنْ امِنُوا بِرَبِّکمْ فَامَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَکفِّرْ عَنّا سَیئاتِنا وَتَوَفَّنا مَعَ الاْبْرارِ رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِک وَلا تُخْزِنا یوْمَ الْقِیمَةِ اِنَّک لا تُخْلِفُ الْمیعادَ فَاِنّا یا رَبَّنا بِمَنِّک وَلُطْفِک اَجَبْنا داعِیک وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَصَدَّقْناهُ وَصَدَّقْنا مَوْلَى الْمُؤْمِنینَ وَکفَرْنا بِالجِبْتِ وَالطّاغُوتِ فَوَلِّنا ما تَوَلَّینا وَاحْشُرْنا مَعَ اَئِمَّتِنا فَاِنّا بِهِمْ مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ وَلَهُمْ مُسَلِّمُونَ امَنّا بِسِرِّهِمْ وَعَلانِیتِهِمْ وَشاهِدِهِمْ وَغائِبِهِمْ وَحَیهِمْ وَمَیتِهِمْ وَرَضینا بِهِمْ اَئِمَّةً وَقادَةً وَسادَةً وَحَسْبُنا بِهِمْ بَینَنا وَبَینَ اللّهِ دُونَ خَلْقِهِ لا نَبْتَغى بِهِمْ بَدَلاً وَلانَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَلیجَةً وَبَرِئْنا اِلَى اِلله مِنْ کلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْباًمِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنَ الاْوَّلینَ وَالاْ خِرینَ وَکفَرْنا بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ وَالاَوثانِ الاَرْبَعَةِ وَاَشْیاعِهِمْ وَاَتْباعِهِمْ وَکلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَوَّلِ الدَّهرِ اِلى آخِرِهِ اَللّهُمَّ اِنّا نُشْهِدُک اَنّا نَدینُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَعَلَیهِمْ وَقَوْلُنا ما قالُوا وَدینُنا ما دانُوا بِهِ ما قالُوا بِهِ قُلْنا وَما دانُوا بِهِ دِنّا وَما اَنْکرُوا اَنْکرْنا وَمَنْ والَوْا والَینا وَمَنْ عادَوْا عادَینا وَمَنْ لَعَنُوا لَعَنّا وَمَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّاْنا [مِنْهُ] وَمَنْ تَرَحَّمُوا عَلَیهِ تَرَحَّمْنا عَلَیهِ آمَنّا وَسَلَّمْنا وَرَضینا وَاتَّبَعْنا مَوالِینا صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِمْ اَللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِک وَلا تَسْلُبْناهُ وَاجْعَلْهُ مُسْتَقِرّاً ثابِتاً عِنْدَنا وَلا تَجْعَلْهُ مُسْتَعاراً وَاَحْینا ما اَحْییتَنا عَلَیهِ وَاَمِتْنا اِذا اَمَتَّنا عَلَیهِ الُ مُحَمَّدٍ اَئِمَّتُنا فَبِهِمْ نَاْتَمُّ وَاِیاهُمْ نُوالى وَعَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللّهِ نُعادى فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِى الدُّنْیا وَالاَّْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبینَ فَاِنّ ا بِذ لِک ر اضُونَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
خدایا از تو درخواست کنم بدانکه از براى تو است ستایش یگانه اى که شریک ندارى و توئى یکتاى یگانه اى بى نیاز که فرزندى ندارى و فرزند کسى نیستى و نیست برایت همتائى هیچکس و براستى محمد بنده و رسول تو است درودهاى تو بر او و آلش باد اى که هر روز در کارى هستى چنانچه از شاءن تو بود که بر من تفضل فرمودى به اینکه مرا از اهل اجابتت و از اهل دینت و اهل دعوتت قرار دادى و موفقم داشتى بدان در آغازآفرینشم از روى تفضل و کرم و بخششت سپس دنبال آوردى این فضل را به فضلى دگر و این بخشش رابه بخششى دگر و این کرم را به کرمى دگر که آن هم از روى مهر و رحمتت بود تا بدانجا که تازه کردى این عهد رابرایم از نو پس از تجدید آفرینشم در صورتى که من در فراموشى بودم و فراموشکارى و بى خبرىو غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام کردى به اینکه آن را به یادم انداختى و بدان بر من منت نهادى و بر آن راهنمائیم کردى پس همچنان باید از شاءن تو باشد اى معبود و آقا و مولاى من که تمام کنى برایم آن نعمت را و از من سلب نفرمائى آن را تا هنگامى که بمیرانیم بر آن در حالى که تو از من خوشنود باشى که براستى تو سزاوارترین نعمت بخشانى که نعمتت را بر من به پایان رسانى خدایا شنیدیم و پیروى کردیم و خواننده ات را اجابت کردیم به لطف تو پس از آن تو است حمد و آمرزشت را خواهانیم پروردگارا و به سوى تو است بازگشت ایمان داریم به خداى یگانه اى که شریک ندارد و به رسولش محمد صلى اللّه علیه و آله و تصدیق کردیم و اجابت کردیمداعى خدا را و پیروى کردیم از رسول (او) در مورد دوستى و اطاعت مولایمان و مولاى مؤ منان امیرمؤ منان على بن ابى طالب بنده خدا و برادر رسول او و صدیق اکبرو حجت او بر آفریدگانش آنکه خداوند پیامبرش و دین حق آشکارش را بوسیله او تایید کرد نشانه و پرچم دینخدا و خزینه دار دانش او و گنجینه غیب خدا و جایگاه راز خدا و امین خدا برخلق او و گواه او در آفریدگانش خدایا اى پروردگار ما ما شنیدیم منادى را که ندا مى کردبراى ایمان (و مى گفت ) ایمان آورید به پروردگارتان پروردگارا ما هم ایمان آوردیم پس بیامرز گناهانمان راو بدیهامان را پوشیده دار و ما را با نیکان بمیران پروردگارا عطا کن به ما چیزى را که بوسیله فرستادگانت به ما وعده دادى ودر روز رستاخیز رسوایمان مکن که براستى تو خلف وعده نمى کنى ، پس ما اى پروردگار به احسان و لطف تواجابت کردیم داعى تو را و پیروى کردیم از رسول تو و تصدیقش کردیم و نیز تصدیق کردیم مولاى مؤ منان راوکافر شدیم به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت ) پس والى ما گردان آن را که ما به ولایت برگزیدیم وبا امامانمان محشورمان کن که براستى ما بدیشان ایمان و اعتقاد داریم و تسلیم آنانیم ایمان داریم بر نهانشان و آشکارشان و حاضرشان و غائبشان و زنده شان و مرده شان و خوشنودیم به امامتشان و آقائیشان و همانها ما رادر مابین خود و خدا از سایر خلق کافى هستند نجوئیم بجاى ایشان بدلى و نگیریم جز ایشان همدمى (یا معتمدى ) و بیزارى جوئیم به درگاه خدا از هر که برپا کند در برابرشان جنگى از جن و انس از اولین و آخرین و کافر شدیم به جبت و طاغوت و بتهاى چهارگانه و دنبال روندگان و پیروانشان و هر که دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پایان آن خدایا تو را گواه مى گیریم که ما متدین هستیم بدانچه متدین شد بدان محمد و آل محمد درود خدا بر اووبرایشان بادوگفتارما همان است که آنهاگفتند ودین ماهمان است که آنهامتدین بدان بودندهرچه راآنان گفتند ماهم گفتیم وهرچه راآنان متدینبدان شدند ماهم شدیم وهرچه را آنان انکار کردند ماهم انکار کردیم وهرکه رادوست داشتند دوست داریم وهرکه را دشمن دارند دشمن داریم و هر که را لعن کردند لعن کنیم و از هر که بیزارى جستند بیزارى جوئیم و بر هر که ترحم کردند ترحم کنیم ایمان آوردیم و تسلیم و خوشنود گشتیم و پیروى کردیم از سرورانمان درودهاى خدا بر ایشان بادخدایا پس تو آن را براى ما تکمیل کن و از ما سلب مفرما و آنرا پایگاهى ثابت در پیش ما قرار ده وپایگاه عاریت و موقتش قرار مده و زنده مان دار بر همان تا هرگاه که زنده مان دارى و بمیرانمان بر آن هرگاه مى راندیمان ،آل محمد پیشوایان مایند به آنها اقتدا کنیم و آنان را دوست داریم و دشمنشان را که دشمن خدا است دشمن داریم پس ما را در دنیا و آخرت با ایشان قرار ده و از مقربان درگاهت گردان که براستى ما به همان خوشنودیم اى مهربانترین مهربانان
پس باز به سجده رود وصد مرتبه اَلْحَمْدُلِلّهِ و صد مرتبه شُکراًلِلّهِ بگوید و روایت است که هر که این عمل را بجا آورد ثواب کسی را دارد که در روز عید غدیر حضرت رسول اکرم (ص) را دیده باشد و با آن حضرت بر ولایت علی (ع) بیعت کرده باشد و برابر با صد هزار حج و صد هزار عمره و حوائج دنیا و آخرت او را به آسانى برآورده نماند و...
ششم: بعد از اتمام نماز بهتر است این دعا را بخواند سَمِعْنا رَبَّنا اِنَّنا سَمِعْنا مُنادِیاً
هفتم : خواندن دعاء ندبه
هشتم : بخواند این دعا را که سید بن طاوس از شیخ مفید نقل کرده :
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیک وَعَلِىٍّ وَلِیک وَالشَّاْنِ وَالْقَدْرِ الَّذى خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِک اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَعَلِی وَاَنْ تَبْدَءَ بِهِما فى کلِّ خَیرٍ عاجِلٍ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ الاْئِمَّةِ الْقادَةِ وَالدُّعاةِ السّادَةِ وَالنُّجُومِ الزّاهِرَةِ وَالاْعْلامِ الْباهِرَةِ وَساسَةِ الْعِبادِ وَاَرْکانِ الْبِلادِ وَالنّاقَةِ الْمُرْسَلَةِ وَالسَّفینَةِ النّاجِیةِ الْجارِیةِ فِى الْلُّجَجِ الْغامِرَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ خُزّانِ عِلْمِک وَاَرْکانِ تَوْحِیدِک وَدَعآئِمِ دینِک وَمَعادِنِ کرامَتِک وَصِفْوَتِک مِنْ بَرِیتِک وَخِیرَتِک مِنْ خَلْقِک الاْتْقِیآءِ الاْنْقِیآءِ النُّجَبآءِ الاْبْرارِ وَالْبابِ الْمُبْتَلى بِهِ النّاسُ مَنْ اَتاهُ نَجى وَمَنْ اَباهُ هَوى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَهْلِ الذِّکرِ الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ وَذَوِى الْقُرْبَى الَّذینَ اَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ وَفَرَضْتَ حَقَّهُمْ وَجَعَلْتَ الْجَنَّةَ مَعادَ مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ کما اَمرَوُا بِطاعَتِک وَنَهَوْا عَنْ مَعْصِیتِک وَدَلّوُا عِبادَک عَلى وَحْدانِیتِک اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِیک وَنَجیبِک وَصَفْوَتِک وَاَمینِک وَرَسُولِک اِلى خَلْقِک وَبِحَقِّ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ وَیعْسُوبِ الدّینِ وَقاَّئِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ الْوَصِىِّ الْوَفِىِّ وَالصِّدّیقِ الاْکبَرِ وَالْفارُوقِ بَینَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ وَالشّاهِدِ لَک وَالدّالِّ عَلَیک وَالصّادِعِ بِاَمْرِک وَالْمُجاهِدِ فى سَبیلِک لَمْ تَاْخُذْهُ فیک لَوْمَةُ لاَّئِمٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَجْعَلَنى فى هذَا الْیوْمِ الَّذى عَقَدْتَ فیهِ لِوَلِیک الْعَهْدَ فى اَعْناقِ خَلْقِک وَاَکمَلْتَ لَهُمُ الّدینَ مِنَ الْعارِفینَ بِحُرْمَتِهِ وَالْمُقِرّینَ بِفَضْلِهِ مِنْ عُتَقآئِک وَطُلَقائِک مِنَ النّارِ وَلاتُشْمِتْ بى حاسِدِى النِّعَمِ اَللّهُمَّ فَکما جَعَلْتَهُ عیدَک الاْکبَرَ وَسَمَّیتَهُ فى السَّمآءِ یوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ وَفِى الاْرْضِ یوْمَ الْمیثاقِ الْمَاْخُوذِ وَالجَمْعِ المَسْئُولِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَقْرِرْ بِهِ عُیونَنا وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اِذْ هَدَیتَنا وَاجْعَلْنا لاِنْعُمِک مِنَ الشّاکرینَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْیوْمِ وَبَصَّرَنا حُرْمَتَهُ وَکرَّمَنا بِهِ وَشَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ وَهَدانا بِنُورِهِ یا رَسُولَ اللّهِ یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ عَلَیکما وَعَلى عِتْرَتِکما وَعَلى مُحِبِّیکما مِنّى اَفْضَلُ السَّلامِ ما بَقِىَ اللّیلُ وَالنَّهارُ وَبِکما اَتَوَجَّهُ اِلىَ اللّهِ رَبّى وَرَبِّکما فى نَجاحِ طَلِبَتى وَقَضآءِ حَوآئِجى وَتَیسیرِ اُمُورى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَلْعَنَ مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْیوْمِ وَاَنْکرَ حُرْمَتَهُ فَصَدَّ عَنْ سَبیلِک لاِِطْفآءِ نُورِک فَاَبَى اللّهُ اِلاّ اَنْ یتِمَّ نُورَهُ اَللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اَهْلِ بَیتِ مُحَمَّدٍ نَبِیک وَاکشِفْ عَنْهُمْ وَبِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ الْکرُباتِ اَللّهُمَّ امْلاَءِ الاْرْضَ بِهِمْ عَدْلاً کما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً وَاَنْجِزْ لَهُم ما وَعَدْتَهُمْ اِنَّک لا تُخْلِفُ الْمیعادَ
خدایا از تو درخواست کنم به حق محمد پیامبرت و به حق على ولى تو و بدان منزلت و مرتبه اى که بدان وسیله آن دو را از سایر مخلوق خود اختصاص دادى کهدرود فرستى بر محمد و على و از آنان شروع کنى در دادن هر خیرى که فورى است خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد پیشوایان رهبر و خوانندگان بزرگ و سرور و ستارگان درخشان و نشانه هاى فروزان و تدبیرکنندگان کار بندگان و پایه هاى جاهاى آباد و ناقه فرستاده شده و کشتى نجات که روان است در دریاهاى ژرف پرآب خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد گنجینه هاى دانشت و پایه هاى محکم توحید تو و ستون هاى دین تو و معدن هاى کرامتت و برگزیدگان از خلقت و بهترین آفریدگانت آن پرهیزکاران پاکیزه و برگزیدگان نیکوکار و درگاهى که مورد ابتلاى مردم است هرکه بدان درگاه آمد نجات یافت و هرکه سرباز زد سقوط کرد خدایا درود فرست برمحمد و آل محمد اهل ذکرى که دستور فرمودى بپرسش مسائل از آنها و خویشاوندانى که دستور فرمودى به دوست داشتنشان و حقشان را واجب کردى و بهشت را بازگشتگاه ( و سرمنزل ) کسى قرار دادى که آثارشان را پیروى کند خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور پیروى تو را دادند و از نافرمانیت نهى کردند و بندگانت را بیگانگیت راهنمایى کردند خدایا من از تو مى خواهم به حق محمد پیامبرت و گرامى و برگزیده و امین تو و فرستاده ات بسوى خلق و به حق امیرمؤ منان و پیشواى دین و رهبر سفیدرویان آن وصى باوفا و صدیق اکبر و جداکننده بینحق و باطل و گواه تو و راهنمایى کننده بر تو و آشکار کننده دستورت و جهادکننده در راهت آنکه نگیردش ( و ناراحتش نکند ) درباره تو ملامت ملامت کننده اى که درود فرستى بر محمد و آل محمد و مرا قرار دهى در این روزى که بستى براى ولى خود پیمان ( امامت ) را در گردن خلق خود و کامل گرداندى براى آنها دین را از عارفان به حرمتش و اقرارکنندگان به فضل او از آزادشدگان و رهاشدگانت از آتش و شاد مکن نسبت به من حسودانم را در نعمتهایت خدایا چنانچه آنرا عید بزرگ خود قرار داده اى و نامیدى آنرا در آسمان روز عهد معهود و در زمین روز پیمان گرفتن و انجمن بازخواست شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن کن بوسیله اش دیدگان ما را و گردآور بدستش پراکندگى ما را و گمراهمان مکن پس از آنکه هدایتمان کردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمت هایت اى مهربان ترین مهربانان ستایش خاص خدایى است که شناساند به ما فضیلت این روز را و بینامان کرد به حرمت این روز و گرامیمان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدایتمان کرد به نورش اى رسول خدا اى امیرمؤمنان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما بهترین سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسیله او رو کنم بسوى خدا پروردگار من و پروردگارتان در موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن کارهایم خدایا از تو خواهم به حق محمد و آل محمد که درود فرستى بر محمد و آل محمد و لعنت کنى کسى را که انکار کند حق این روز را و انکار کند حرمتش را و جلوگیرى کرد از راه تو براى خاموش کردن نورت ولى خدا هم نمى خواهد جز آنکه نورش را آشکار کند خدایا گشایش ده به کار خاندان محمد پیامبرت و برطرف کن از ایشان و بوسیله ایشان از اهل ایمان گرفتاری ها و محنت ها را خدایا پرکن زمین را بوسیله ایشان از عدل و داد چنانچه پر شده از ستم و بیداد و وفا کن براى آنها آنچه را وعده دادى به آنها که براستى تو خلف وعده نمى کنى .
****************************************************
امام صادق علیه السلام اعمال این روز مهم را در چهار مورد خلاصه مى کند :
1- صیام :
در برخى روایات وارد شده که روزه این روز برابر است با صد بار حج و صد بار عمره . و در روایت دیگرى ، کفاره شصت سال گناه است . پس حتما برادران و خواهران به این فضیلت بسیار مهم توجه کنند و حتما آن را روزه بدارند .
2- قیام :
اصطلاحا قیام بر عبادت و زنده نگه داشتن این یوم الله با مناجات و دعا و استغفار ، اطلاق مى شود ولى ممکن است قیام کنایه از استقامت و پایدارى در راه حق و قیام در برابر دشمنان اسلام و مسلمین و مبارزه با طاغوت ها و ستم پیشگان باشد .
بهر حال خود قیام علیه باطل و جهاد در راه خدا ، نیز یک عبادت بزرگ است بلکه از اهم فرائض و واجبات است .
3- اطعام الطعام :
مهمانى کردن و اطعام نمودن برادران با ایمان از ویژگى هاى تمام اعیاد به ویژه این عید بزرگ است که بر آن تاکید شده است . و قطعا خرسند نمودن مؤمنین ، از برترین عباداتى است که رضایت پروردگار را به دنبال دارد .
4- صلة الاخوان :
احسان و نیکى به برادران مؤمن و دید و بازدید و زیارت آنان پیوسته از اعمال بسیار پسندیده و نیکو است ولى در این روز ، تاکید بر آن شده است . در روایت دارد که هر وقت با برادر مومنى دیدار کردید ، براى تهنیت به او بگویید :
« الحمد لله الذى جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمه علیهم السلام » ؛ سپاس و حمد خداى را که ما را جزء تمسک جویان به ولایت امیرمومنان و دیگر امامان که درود خداى رحمان بر آنان باد ، قرار داد .
****************************************************
اعمال غدیر
حادثه غدیر حادثه بزرگی است و عید غدیر عیدی بزرگ و شاید شریفترین عید مسلمانان است. در بیان ائمه علیهم السلام برای این روز بزرگ اعمالی وارد شده است که به برخی از آنان اشاره می شود :
1ـ تحکیم بیعت با ولایت
همانگونه که پیامبر اکرم بعداز نصب امام علی علیه السلام به امامت مسلمین به جماعت مسلمانان امر کرد که با او بیعت کنند در سالروز آن حماسه جاوید پیامبر تجدیدآن بیعت سفارش شده است. لذا زیارت امیرالمومنین و سایر ائمه مستحب است. به همین منظور ادعیه زیادی نیز وارد شده است .
2ـ اظهار سرور و شادمانی
در وصف شیعه و شیعیان گفته شده است که به شادی ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است که عید غدیر شادی بخش ترین عید ائمه است و شادمانی شیعه در این روز فرض است و هارون گوید در روز هیجدهم ذی حجه خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم که فرمود حقا که روز غدیر روز عید فرح و سرور است در روز عید غدیر اظهار فرح و امیر المومنین علی علیه السلام نیز فرمودند :
در روز عید غدیر اظهار فرح وشادمانی کنید و برادران مسلمان خود را نیز شاد گردانید
3ـ مصافحه کردن
مصافحه یا دست دادن از آداب اسلامی است و در روز عید غدیر به آن تاکید بیشتری شده است. امام علی علیه السلام فرمودند روز عید غدیر هنگامی که یکدیگر را ملاقات می کنید با هم مصافحه کنید.
ذکر مخصوص این روز نیز هنگام مصافحه سفارش شده است الحمد لله الذی جعلنا من التمسکین بولایت امیرالمومنین و الائمه علیهم السلام ترجمه سپاس خدای را که ما را از جمله درآویختگان به ولایت امیرالمومنین علی و ائمه علیهم السلام قرار داد
4ـ پیمان اخوت و برادری
از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است. و به همین منظور پیامبر اکرم بین مسلمانان مهاجرین و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر می خوانیم السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام یعنی سلام بر تو و برادرت علی اشاره به همین برادری است پیمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدیر است و صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است
5ـ احسان و انفاق
احسان و انفاق از دستورات ویژه اسلامی است اما در ایام بزرگ مثل عید غدیر بر آن تاکید بیشتری شده است در سیره امام حسن علیه السلام است که ایشان روز عید غدیر مهمانی می داد و شخص امام علی علیه السلام نیز در آن مراسم شرکت می کرد
6ـ صله رحم
صله رحم از پسندیده ترین آداب اسلامی است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تاکید فراوان نموده است. اما در روز عید غدیر بر این نکته سفارش بیشتری شده است امام صادق علیه السلام می فرماید از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است
7ـ رفع حاجت مومنان
رفع حاجت مومنان از جمله اعمالی است که اسلام برای آن ارزش خاصی قائل شده است. و ائمه آن را از چند طواف برتر می دانند. در روز غدیر این عمل فضیلت بیشتری دارد. امام علی علیه السلام فرمودند
کسی که مومنان را در روز غدیر تکفل کند نزد خدای متعال من ضامنش هستم که از کافر شدن و پریشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مومنان سبب عاقبت به خیری است .
8ـ غسل کردن و لباس نو پوشیدن
امام صادق علیه السلام فرموده اند در روز عید غدیر پاکیزه ترین لباسهای خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوی حاصل می شود و با نظافت طهارت ظاهری
9ـ تشکیل اجتماع
در روز عید غدیر به جهت یادآوری روزی که پیامبر به امر خداوند علی علیه السلام را به امامت امت اسلامی نصب کرد بجاست در مراکزگوناگون گردآییم و به یاد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشیم. ائمه سفارش کرده اند که به جهت یادآوری مقام محمد صلوات الله علیه و آل او علیهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نیز از این گونه اجتماعات برپا می داشتند .
10ـ دعا روزه و عبادت
روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تاکید است خاصه در روز عید غدیرحسن بن راشد گوید از امام صادق علیه السلام درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمود این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.
* عید غدیر
ائمه علیهم السلام به اصحابشان سفارش اکید می فرمودند که از زیارت مسجد غدیر غفلت نکنند . امام حسین علیه السلام در مسیر مکه به کربلا توقفی در غدیر داشتند . امام باقر و امام صادق علیهماالسلام به مسجد غدیر آمدند و جای جایِ مراسم غدیر را برای اصحابشان تشریح کردند .
محدثان و علمای بزرگ نیز در غدیر حضور می یافتند و ادای احترام می کردند . علی بن مَهْزِیار اهوازی ( قرن سوم ) در سفر حج خود به مسجد غدیر آمده است .
در کلام شیخ طوسی ( قرن ششم ) و ابن حَمزه ( قرن هفتم ) و شهید اول و علامه حلی ( قرن هشتم ) از مسجد غدیر یاد شده که بر باقی بودن آثار آن در زمانشان دلالت دارد .
سید حیدر کاظمی در سال 1250 ق از وجود آن خبر داده . در آن روز مسیر رفت و آمد از غدیر فاصله داشته ولی مسجد آن مشهور بوده است . محدث نوری نیز از وجود آن در سال 1300 ق خبر داده و شخصا در آن حضور یافته و اعمال آن را به جا آورده است .
موقعیت جغرافیایی غدیر خم
منطقه غدیرخم در مسیر سیلاب هایی واقع شده که پس از عبور از غدیر به " جُحْفه " می رسد و سپس تا دریای سُرخ ادامه پیدا می کند و آب سیل ها را به دریا می ریزد . چنین مسیر هایی را به زبان عربی " وادی " می گویند . وادی جُحْفِه مسیر سیلی است که به دریا می ریزد . در این مسیر آبگیری طبیعی به وجود آمده که پس از عبور سیل ، آب های باقیمانده در آن جمع می شود . به چنین گودال ها و آبگیر هایی در عربی غدیر می گویند . در مناطق مختلف غدیر های زیادی در مسیر سیل ها وجود دارد که با نام گذاری از یکدیگر شناخته می شوند . این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیر های دیگر ، به نام " خم " نامگذاری شده است .
نام غدیر خم در طول چهارده قرن تغییر نیافته و در کتاب های جغرافیایی و تاریخی و لغتِ مربوط به قرون مختلف همین نام را برای این مکان معین می بینیم که موقعیت دقیق آن را تعیین کرده اند و فواصل آن را از چهار جهت مشخص کرده اند .
نام های مختلف منطقه غدیر
گاه از یک منطقه جغرافیایی به مناسبت های مختلف با نام های متفاوت یاد می کنند . از غدیرخم هم در تاریخ با نام های مختلفی یاد شده است . در مواردی با نام " جُحْفه " از آن یاد شده ؛ بدان مناسبت که غدیر خم در وادی جحفه قرار دارد . در مواردی " خَرّار " گفته شده که نام مسیل غدیر تا جحفه است که سیل را به آن جا می ریزد .
گاه با نام " غُرَبَة " از آن یاد می شود و این به مناسبت هم جواری غدیر با این منطقه است ؛ چرا که هر دو در یک وادی قرار دارند .
در موقعیت غدیر و جحفه هرچه از شرق به غرب به سمت دریا پیش می رود ، مسیر سیل وسیع تر می شود و کسانی که در صدد تعیین فاصله جحفه تا غدیر بوده اند از زاویه های مختلفی مسافت را اندازه گرفته اند و فاصله آن تا جحفه را گاهی سه مایل و گاهی دو مایل تعیین کرده اند .
تغییرات جغرافیایی غدیر
وضعیت جغرافیایی منطقه غدیر در طول تاریخ تغییراتی داشته است ، بهخصوص آن که در مسیر سیل بوده و شکل آن به راحتی تغییر یافته است . جنبه های طبیعی منطقه از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تا کنون تغییراتی به این شرح داشته است :
ـ در نزدیک آبگیر غدیر چشمه آبی است که پس از جاری شدن به سمت غدیر آمده و در آن می ریخته است . این چشمه گاهی کم آب یا خشک می شده و گاهی بر اثر عوامل طبیعی مسیرش از غدیر عوض می شده و به سمت دیگری می رفته است .
ـ در اطراف چشمه درختانی سرسبز و انبوه وجود داشته است . گاهی بر اثر سیلاب ها این درختان از بین می رفته و در سال هایی که آب چشمه کم بوده یا خشک می شده ، درختان نیز سرسبزی خود را از دست می دادند و می خشکیدند .
ـ کنار آبگیر درختان صحرایی کهنسالی بوده که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سایه آنها سخنرانی فرموده است . این درختان نیز بر اثر عمر زیاد خشکیده اند و سیل نیز در از بین رفتن آنها مؤثر بوده است .
ـ خود آبگیر از نظر عمق و طول و عرض در سالیان متمادی که سیل از روی آن عبور کرده دگرگونیهای بسیاری کرده ، ولی محل اصلی آن تغییری نکرده است .
محل کنونی مسجد غدیر
هم اکنون غدیر بیابانی است که در آن آبگیری قرار دارد و محل مسجد ـ که اکنون اثری از آن نیست ـ بین چشمه و آبگیر بوده است . این منطقه در حدود دویست کیلومتری مکه ، در نزدیکی شهر " رابِغ " ، در کنار روستای جحفه ـ که میقات حجاج است ـ قرار دارد و هم اکنون بهنام " غدیر " شناخته می شود و مردم منطقه به خوبی از محل دقیق و نام آن آگاهند و می دانند که شیعیان هر از چند گاهی برای زیارت آن به منطقه می آیند و پرس و جو می کنند .
گزارش سفر های تحقیقاتی دو تن از اهل خبره به منطقه غدیر از بهترین تحقیقات جغرافیایی درباره غدیر به حساب میآید. این دو نفر " عاتِقِ بنِ غَیْثِ بِلادی " از جغرافی دانان کنونی اهل تسنن عربستان و دیگری " دکتر شیخ عبدالهادی فَضْلی " از علمای شیعه عربستان است .
توصیف وضعیت جغرافیایی کنونی غدیر خم
عاتق بن غیث بلادی از علمای اهل سنت ، سفر خود را به منطقه غدیر خم در سال 1393 ق و مشاهدات جغرافیایی خود را چنین توصیف می کند :
از " جُحفه " به " قَصر عُلْیا " آمدم . در آن جا شخصی از اهل منطقه را دیدم و درباره " چشمه غدیر خم " سؤال کردم . او به درختان خرمایی در سمت مشرق اشاره کرد و گفت : آنجا " غُرَبَه " است و منظورش همان غدیرخم بود که امروزه گاهی به این نام خوانده می شود . هشت کیلومتر پس از قصر عُلیا به غدیرخم رسیدم که از شرق رابِـغ 26 کلیومتر است . آبگیری در سمت غربی دشت هست که حدود 150 درخت خرما کنار آن است . این دشت قبلاً " خَرّار " نام داشته و سیل در آن جاری می شده ، ولی هم اکنون تپه هایی در آن ایجاد شده که مانع سیل است . در سمت شرقی این آبگیر دشت " خانِق " است که آب کوه های " شِراء " از 25 کیلومتری در آن جاری می شود و به این آبگیر می ریزد که باعث بقای این آبگیر تاریخی شده است . این آبگیر همیشه پرآب است و هر قدر خشک سالی باشد خشک نمی شود .
سمت جنوب این آبگیر ، صحرای " وَبَریّه " و کنار آن " عُوَیْرِضَة " است . در سمت غربی و شمال غربی غدیر خم آثار شهری باستانی دیده می شود که حصاری داشته و به وضوح قابل رؤیت است . از جمله این آثار ، سه ساختمان بلند یا قلعه که خراب شده است .
در سمت شمال شرقی ، بیابان سیاه رنگی است که " ذُوَیْبان " نام دارد . در سمت شمال غربی بیابان " رُمْحَه " است که جنگل های درخت " سَمُر " آن را فرا گرفته است . درخت " سَمُر " نوعی درخت مخصوصِ بیابان ها و شنزار ها است که در حد فوق العادهای رشد می کند و شاخ و برگ های پرپشت پیدا می کند و شباهت زیادی به درخت چنار دارد و سایه مناسبی در صحرا های خشک ایجاد می کند .
در سمت شمال ، دشت وسیعی است که همان " وادی ظَهْر " است و سراسر آن را جنگل های درخت سَمُر به گونه ای پوشانده که عبور از آن را مشکل ساخته است .
آبادی غدیر در طول قرن ها
سه دلیل می توان بر این مطلب ذکر کرد که در گذشته در محل غدیر خم جمعی از مردم به صورت شهر یا روستای بزرگی سکونت داشته اند .
1 . وجود چشمه غدیر ؛ زیرا در حجاز ، بودن یک چشمه مساوی با وجود روستاست.
2 . بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام فرزندان صحابه و انصار و قریش در دشت های حجاز متفرق شدند و برای خود باغ ها و آبادی هایی ساختند که به صراحت تاریخ مناطق اطراف غدیر خم از آن مناطق بوده است . بنابراین بعید نیست که در غدیر هم وطن کرده باشند و اطراف آن را آباد ساخته باشند ، به خصوص آن که سابقه حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نیز در آن جا ثابت بوده است .
3 . زمین های اطراف غدیر همه کوهپایه ای و دشت مانند هستند و اهل منطقه نقل می کنند که در گذشته سراسر آن را نخلستان پوشانده بوده است .
این سه دلیل ثابت میکند که سرزمین غدیرخم که امروزه فقط چند چادرنشین در این سو و آن سویش خیمه زده اند ، روزگاری مکان آبادی بوده است.