صدای غریب خراسان
متن ادبی «صدای غریب خراسان»
در چشم انگورهای من، نشان مظلومیتت پیداست. کوچههای توس، آخرین گامهای مقدست را به مویه نشسته است.
تو، صدای غریب خراسانی در هیاهوی بیسرانجام فریادها و پچ پچها، آن نخل تناوری که شاخههای ابدیات را خزانی نیست.
خیابانهای نور، به گلدستههای به خورشید رسیدهات ختم میشوند. تو آرامش دلهای زخمی و بیقراری هستی که طنین نالههایشان، در جان ضریحت میپیچد. از آن سوی آبیها نگاهمان کن؛ که سخت آرزومند توایم و نیازمند.
[ سه شنبه 19 مرداد 1395 ] [ 11:08 AM ] [ مهدی گلشنی ]
