در نیمه ی ماهِ با صفای رمضان

در نیمه ی ماهِ با صفای رمضان
 ماهِ علی و فاطمه گردیده عیان
با یک نظرِ « لُولُوء مرجان » تو بخوان
آیاتِ « مَرَجَ البحرینِ یلتقیان »

شاعر : حمیدرضا گلرخی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:55 PM ] [ مهدی گلشنی ]

تا نقاب از چهره ی زهراییش رد می شود

تا نقاب از چهره ی زهراییش رد می شود
لاجرم خورشید در کارش مردد می شود

هر کجا ساکن شود او خشت خشتش قبله است
گر حسن مقصود باشد خانه مقصد می شود


در شجاعت،در نجابت،در کرامت ذات او
اجتماع حیدر و زهرا و احمد می شود

کوری چشمان کفار حسود یثربی
بعد از او دنیا پر از نسل محمد می شود

چون یداللهی که شد آیینه حق در زمین
روی او ایزد نمای "دست ایزد" می شود

حُسن همراه حسن شد عزتش شدت گرفت
ضرب شد حرفی اگر در خود مشدّد می شود

هر که آمد دست پر برگشت بی چون و چرا
شایدِ سائل درِ این خانه باید می شود

"گر گدا کاهل بود" آقا پی او می رود
احتمال نا امیدی گدا رد می شود

در توازن نیست باهم کوه و کاه، اینجا ولی
بارها ثابت شده آقا بخواهد می شود

می رسد روزی که پیمانکار صحن مجتبی
آستان قدس شاهنشاه مشهد می شود

شاعر : علی اکبر نازک کار


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:54 PM ] [ مهدی گلشنی ]

باحسن مجتبی

باحسن مجتبی
نیمه ماه خدا دل شده غرق صفا با حسن مجتبی
شهر مدینه بود در طرب ودر نوا باحسن مجتبی
از قدم ناز او دامن زهرا شده غرق شمیم بهشت
شاد کند مرتضی حمد وسپاس خدا با حسن مجتبی
بوسه زنان بررخش حضرت پیغمبرست خنده ی شادی کند
گسته نمایان براو چارم آل عبا با حسن مجتبی
عرش چراغان شده هلهله وشادی است در شب میلاد او
ذکر همه عرشیان تهنیت ومرحبا با حسن مجتبی
اوحسن اندر حسن،ثانی پیغمبر ویوسف زهرابود
جاوه شده بر همه،بار دگر مصطفا با حسن مجتبی
بر همه آل علی شخص کریم آمده تا که کرامت کند
اهل کرم شادمان آمده یک مقتدا با حسن مجتبی
گفته پیمبر حسن،سید وآقا بود، برهمه اهل جنان
درد خودت را بده شیعه به مهرش شفا با حسن مجتبی
درشب میلاد او کف بزن وشاد باش،تاکه دهد عیدیت
مادر او فاطمه.تذکره کربلا،با حسن مجتبی

شاعر : اسماعیل تقوایی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:53 PM ] [ مهدی گلشنی ]

میلاد امام حسن مجتبی(علیه سلام)

باز هم اهل ولا باده ی مستانه زدند
لب خود را به لب ساغر و پیمانه زدند
دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
آسمان بار دگر نیّر بدر آورده
لیله ی قدر علی سوره ی قدر آورده


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:52 PM ] [ مهدی گلشنی ]

امام حسن

تقدیم به کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام!

عزیز مرضیه آمد که ماهتاب شود
که ابر را بزداید که آفتاب شود

خدا برای نشان دادن جمال خودش
پسر به فاطمه داده حسن خطاب شود

تو میوه ی دل پیغمبری حسن جانم!
بخند از نفست قند سینه آب شود!

حساب جوذ تو بی انتهاست! دنیا نیز
یک از هزار نیارد که بی حساب شود

تو آن شکوه تمامی که پایه ی تشبیه
همین که میل به سویت کند خراب شود

کریم آل عبائی و از درت هرگز
ندیده ایم کسی را که بی جواب شود

شاعر : محمد فرخ طلب


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:51 PM ] [ مهدی گلشنی ]

نیمه ی ماه صیام است وچه زیبا شده است

نیمه ی ماه صیام است وچه زیبا شده است
جشن میلاد حسن یوسف زهرا(س)شده است
شادمان است پیمبر که ز زهرا(س)وعلی(ع)
میزبان نوه ای دلبر وزیبا شده است
درسرور است مدینه چو پیمبر شاد است
هر طرف می نگری هلهله بر پا شده است
نور خورشید وقمر جلوه ندارد دیگر
چونکه نور حسنی پخش به دنیا شده است
گفته تبریک خدا را به نبی جبراییل
نام مولود زحق بر همه انشا شده است
گفت جدش که حسن(ع) نوگل خوشبوی من است
بر جوان دوجهان سید وآقا شده است
اشبه الناس خلایق به پیمبر باشد
خلق وخلقش به همانندی طاها شده است
ره کند باز کرامت که کریم آمده است
به همه اهل کرم سید و مولا شده است
آمده بعد پدر حکم ولایت گیرد
دومین ماه ولا نیک هویدا شده است
شیعه در نیمه ماه رمضان دلشاداست
چون گل فاطمه اینروز شکوفا شده است
جشن برپاکندو خانه ی خود نورانی
بهر ابراز ادب خوب مهیا شده است
ازهمه خصم علی سخت تبرا جوید
یا حسن گو شده وغرق تولا شده است

شاعر : اسماعیل تقوایی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:50 PM ] [ مهدی گلشنی ]

پناهگاه

پناهگاه
به روی قله ی ماه خدا پناه گهیست
که روزه دار در آن خنده رو ودلشاد است
دلی خرابه اگر در مه خدا بودست
در این پناه سرا برقرار وآباد است
بود پناه همه آن یگانه مولودی
که نیمه ی رمضانش وقوع میلاد است
به خیمه گاه کرم دلبری کند به همه
قلوب شیعه بود صید واو چوصیاد است
کلید خیمه ی او دست مادرش زهراست
هرآنکه شد حسنی در ورود آزاد است
کسی که کرد در این روز نوکری ثابت
دل حبیبه ی عالم زدست او شاداست
به زادروز حسن(ع) پور حیدر کرار
دری زرحمت خود را خدای بگشادست
بساط جشن بپا باید و کف وصلوات
کرم نما به ضعیفان که روز امداد است

شاعر : اسماعیل تقوایی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:48 PM ] [ مهدی گلشنی ]

امشب از آسمـان، مه انـور رسیده است

امشب از آسمـان، مه انـور رسیده است
آئینـــه ای ز نـور پیمبــــر رسیده است
این جلوه و جلال کدامیـن ستـاره است
کزآسمــان به جلـوۀ دیگـر رسیده است
کـم کـم طلـوع صبـح وفـا دیـدنی بود
گوئی شب فـراق بـه آخــر رسیده است
از مشـرق مـدینــه پی عـرض احتـرام
مهـر فلک بـه دامـن پـرُ زر رسیده است
وقتی طنیـن بـال مـلائـک بلنــد شـد
آمـد خبـرکـه جلـــوۀ داور رسیده است
یک گل به نام حضرت معصومـه از خـدا
امشب بـرای مـوسی جعفر رسیده است
هفت آسمـان نظـاره گـر او بـود کـه او
با شوکت و جـلالت و بـا فـَر رسیده است
آئینـه دار زُهــرۀ زهــرا رسیــد و بـاز
گفتنــد نـور زُهــرۀ ازهــر رسیده است
این است بـانـوئی که مقــام رفیـع او
تا طاق عـرش خـالق اکبــر رسیده است
این است گوهری که ز دریای علم و دین
بـر ســاحل حقیـقتِ بــاور رسیده است
این است آن کریمه که از جـود و مکرمت
فیضش به ناتوان و تـوانگـر رسیده است
این است آن شفیعه که از قـدر و منزلت
آوازه اش به عـرصۀ محشر رسیده است
کـم گفتـه ام اگـر کـه بگــویم برای او
همچون مقـام ساره و هاجر رسیده است
هـرچه رسیده است بر آن حضرت از خدا
از قـدر روزگــار فــزون تـر رسیده است
از داستـــان غُـربـت درد آشنـــای او
خوناب سینــه بـر مـژۀ تـر رسیده است
کی نـا امیـد می رود از درگهش بــرون
هرکس که با امیـد به این در رسیده است
بـر زائـربهشتی کــویش نــدا دهنــد
لب تشنه ای به چشمۀ کوثر رسیده است
بـا التفــات اوست«وفــائی»اگــر تـو را
از کـــردگــار رزق مقــدّر رسیده است

شاعر : استاد سید هاشم وفایی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 31 مرداد 1395  ] [ 1:45 PM ] [ مهدی گلشنی ]