شعر حق از زلال چشم تو ساغر درست کرد

حق از زلال چشم تو ساغر درست کرد
ازخاک پای تو دُر و گوهر درست کرد
ته مانده ی پیاله ی آب تو را گرفت
تا سلسبیل و چشمه کوثر درست کرد

ادامه مطلب

حق از زلال چشم تو ساغر درست کرد
ازخاک پای تو دُر و گوهر درست کرد
ته مانده ی پیاله ی آب تو را گرفت
تا سلسبیل و چشمه کوثر درست کرد


نیمه ی ماه مبارک ماه رحمان و رحیم اَمده میلاد مسعود کریم ابن کریم
تو گل گلواژهای شعر صدها چون کمیتی
من گدای خانه زاد و تو کریم اهل بیتی
یاحسن یاحسن یاحسن یاحسن


شب شب میلاد کریم اهل بیت و آسمون ماه رمضون پر از قمر شد
با دعاهای خیر صدیقه کبری حضرت حیدر دیگه صاحب پسر شد
گدای خونه تو می میونم همیشه از کرمت می خونم
می دونم افطاری امشب رو خونه امام حسن مهمونم
گل زهرایی شه والایی همه می خونند عجب آقایی
حسن یا مولا


.عید است و یا نیمۀ ماه رمضان است؟
از هر دو بگویم که هم این است و هم آن است
عیدی که به ماه رمضان داد تجلی
ماهی که در آن روی خداوند، عیان است


نشست مرغ سعادت به روی بام گدا
بلند مرتبه شد عاقبت مقام گدا
سمند سرکش اقبال، اَیُّهاالفُقراء
به یمن آمدنش شد دوباره رام گدا


اصلا حسین این دل ما دست مجتباست
اصلا حسین دست شما دست مجتباست
باشد ... برات کرببلا را نمی دهی ؟
اصلا برات کرب و بلا دست مجتباست


آقای مهربان! کم تو فرق می کند
مست از غم توام غم تو فرق می کند
محو توام که عالم تو فرق می کند
با یک نگاه می کشی و زنده می کنی


به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام
به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام
تویـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو
بـــر آن مقام رفیــع و بـر این مقام، ســلام
به هر عدد که تکلم شـود به لیل و نهار
هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام
صبح تا شب و از شام، تا طلیعه صبــح
بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام
در آســـمان ولایــت، مــه تمــامی تـــو
زپای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام
به پیشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونین
ز فـرد فـرد خلیـق، به صبح و شام ســلام
منم که هر سر مویم به هر زمان گویـد
به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام
شاعر:سراج

چقدر باشکوه میشناسمت
ای شهری که ستارگان در جوارت حجره دارند
و تو را با نام معصومه علیهاالسلام میشناسند
ای شهری که درختانِ تمام پیادهروهایت ـ شال سبز میاندازند
