بحر رحمت را یکدانه گُهر پیدا شد

بحر رحمت را یکدانه گُهر پیدا شد
نخل عصمت را پاکیزه ثمر پیدا شد
مژده یاران که شب نیمه ی ماه رمضان
قرص خورشید به هنگام سحر پیدا شد

ادامه مطلب

بحر رحمت را یکدانه گُهر پیدا شد
نخل عصمت را پاکیزه ثمر پیدا شد
مژده یاران که شب نیمه ی ماه رمضان
قرص خورشید به هنگام سحر پیدا شد


باز این دل شده رسوا شیداییم زده بالا
مستونه شور میگیرم عشق من گل زهرا
به مجنون،بگید زود،بیاد از دل صحرا
ببینه،که امشب،اومد حضرت لیلا


روی لب های تان دعا دیدیم
در نگاه تو ما خدا دیدیم
ای کریمی که پشت خانه تو
مُلک لاهوت را گدا دیدیم
به خدا لحظه لحظه لطف تو را
تک تک ما تمام ما دیدیم
ای مقامت در آسمان بهشت
روی دوش نبی تو را دیدیم
با تو ما در میان خوف و رجا
جبر در اختیار را دیدیم
صبر گاهی حماسه مرد است
پشت صلح تو کربلا دیدیم
در نگاه تو یاس را عمری
خسته در بین کوچه ها دیدیم

روزیمو از خونت میگیرم با تو فقیر نمیشم
تا سحر از تو میگم و از اسم تو سیر نمیشم
بر در خونت کسی بشینه پا نمیشه
هر یوسف مصری که یوسف زهرا نمیشه
امشب شب کریمه ۲
آقام معنی رحمانِ و رحیمه
آقام آقام آقام امام حسن (ع)
برا من امشب شب قدره تو داری میشی نازل
اومدی و مدینه دیگه نمیبینه یه سائل
دست خداوند روز ازل این و مینوشت
گریه کُنای تو با خنده میرند به بهشت
امشب شب کریمه ۲
آقام معنی رحمانِ و رحیمه
آقام آقام آقام امام حسن (ع)
همیشه نور شال سبزت توی چشام درخشید
لعنت حق به اون کسی که اون شال سبز و دزدید
صحبت عشق میمونه تو گوشم همیشه
بی نظر زهرا هر کسی که سید نمیشه
امشب شب کریمه ۲
آقام معنی رحمانِ و رحیمه
آقام آقام آقام امام حسن (ع)

ای ضامن اجابت اشک و دعای ما
ای با تو زیر و رو شده حال و هوای ما
خورشید روی تو شده شمس الضحای ما
امشب کنار قبر تو خالی ست جای ما
عشق السلام،یا حسن مجتبای ما!


از برق چشمات چش زهرا شده روشن
ملایک واست سرود شادی می خونن
تو آسمون نیست جای یه سوزن انداختن آقا!
مدد یا مجتبی(2)


خدا می دونه سرم با تو شیدا می شه
گمشده ی دل من با تو پیدا می شه
وقتی تو کوچه پا می ذاری، راه بندون می شه تو محله
به آسمون نگاه نکن که، ماه می خوره زمین با کله


بساط عیش و طرب برای سرمستی جوره
اولین گل پسر فاطمه، نور بن نوره
آره تب کرده ابولهب گرفته پاشوره
کوری چشم هر چی ابتره،تاج سره ، نوزاد زهرا پسره


سر چشمه ی فضیلت و جود و سخا حسن تفسیر نور و معنی وجه خدا حسن
ای لاله ی معطر گلزار احمدی گل از تو غنچه از تو بود با صفا حسن
تو دومین ستاره ی برج ولایتی خورشید می کند ز تو کسب ضیا حسن
با چشم کور وارد محشر نمی شود چشمی که کرد گریه برای تو یا حسن
چون می شود اگر ز ره لطف وا کنی با دست مهر خود گره از کار ما حسن
برگیر دست من که من از پا فتاده ام ای دستگیر مردم بی دست و پا حسن
می خواهم از خدای که فرصت دهد مرا خاک ترا به دیده کنم توتیا حسن
شاعر : مهدی عبدالکریمی

گل پسر شیر خدا کریم آل فاطمه سبط نبی اکرمی ای پر و بال فاطمه
تمام قد ، آینه ی جاه و جلال فاطمه ای متجلی از رخت شمس جمال فاطمه
خُلق حسن، خوی حسن، طاق دو ابروی حسن نام حسن، روی حسن، پیچ و خم موی حسن
زائر عشق گشته ام میان کوچه باغ تو به گنبد غمت قسم گرفته دل سراغ تو
به صحن غربتت قسم به قبر بی چراغ تو گرفته دست اشک من ضریح صبر و داغ تو
پیش کِشَت نموده ام دل شکسته ام حسن به گریه ام برای تو امید بسته ام حسن
شاعر : مهدی عبدالکریمی