شعر اي روح محجّب که به قم قائمه اي

اي روح محجّب که به قم قائمه اي
ياد آور زهد و عفّت فاطمه اي
معصومه اي و خواهر محبوب رضا
آن عالِم اهل بيت و تو عالِمه اي

در گلشن دين باز صفا آمده است
محبوبه ي حي کبريا آمده است
آمد به جهان کريمه ي اهل البيت
ده مژده که خواهر رضا آمده است
شاعر:سراج

 


ادامه مطلب
[ جمعه 19 شهریور 1395  ] [ 9:34 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر ای دختر زهد و پارسایی

ای دختر زهد و پارسایی 
آیینه مهر کبریایی
ای مام عفاف را تو فرزند 
سرچشمه عصمت خداوند

 

ای خواهر شمس آرزوها 
خورشید زلال آبروها
ای در حرم عفاف مستور 
معصوم ترین فرشته نور
ایمان، گل باغ باور تو 
شرمنده حیا، برابر تو
فرزند فروغ و آفتابی 
از نسل بهار و ماهتابی
آیینه بوتراب هستی
بانوی سپید آب هستی
«صائم» به حریم حرمت نور 
سر کرد سرود عصمت نور 
شاعر:سیدعلی اصغر صائم کاشانی    


ادامه مطلب
[ جمعه 19 شهریور 1395  ] [ 9:22 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر به دل حك شد به خط آشنايي

به دل حك شد به خط آشنايي
شب ميلاد و آغازِ گدايي
گداي بارگاهِ سبزِ عشقم
ببين امشب دلم گشته هوايي
به پيش پاي تو غرقِ سرشكم
كه شايد سر زني بر بي‌نوايي
كريمه كاسه‌ام بنگر كه بالاست
كرم بنما تو هر چه مي‌تواني
تويي معصومه، عصمت پيش رويت
كند سجده از اين نورِ خدايي
تويي بانوي قصرِ سرخِ مذهب
كه با زينب هميشه هم صدايي
همين بس از تو اي معصومه جانم
لقب گيرنده‌ از جامِ رضايي
رضا نامِ تو را معصومه خوانده
كه سر تا پا چنين زهرا نمايي
همه امشب كنارِ بارگاهت
من و اين گريه و فصلِ جدايي
دلِ فطرس شده در شامِ ميلاد
اسيرِ گنبدِ زردِ طلايي
 شاعر : حسن فطرس
منبع:حدیث ا شک


ادامه مطلب
[ سه شنبه 16 شهریور 1395  ] [ 11:28 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر ای دختر آسمان هفتم

ای دختر آسمان هفتم
همشیره کهکشان هشتم
ای نور تو نور پاک زهرا س
صد آسیه در شعاع آن گم
ای عمه فاطمی تباران
ای زینب جمله در تجسم
بانوی گل بهار نارنج
خوش بوی همیشه در تبسم
ای ساحل امن حق پرستی
وی بحر همیشه در تلاطم
ای خوعاهر ماه و دخت خورشید
رخشنده ترین ستاره در قم
توچشمه کوثر ولایت
این دشت کویر جملگی خُم
آبش زگلاب توست شیرین
دشتش ز شراب توست قُلزُم
ای ابر کرامتت همیشه
آکنده در آسمان مردم
ما خشکی شوره بسته و تو
باران همیشه در ترنم
وقتی که غم نگفته دانی
دیگر چه نیاز بر تکلم
تاهست نفس زعمق جانم
یافاطمه اشفعی بخوانم
شاعر:یاسر رحمانی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 16 شهریور 1395  ] [ 11:27 AM ] [ مهدی گلشنی ]

شعر سائلم، لطف دمادم خواهم

سائلم، لطف دمادم خواهم
نفس آلوده‌ام و دم خواهم
کَم تو نیز چو اقیانوس است
قانعم، از کرمت ، کم خواهم
بی کسم در ره تقوی و عمل
از عنایات تو همدم خواهم
تا نَیُفتم به ته چاه گناه
از تو یک رشتۀ محکم خواهم
راه من تا به حرم طولانی است
بهر خرجی، دو سه درهم خواهم
بغض عشقم شده پنهان به گلو
به گل چشم، چو شبنم خواهم
خواهر حضرت سلطان رئوف
اَبرم و بارش نم نم خواهم
بوی عطر شهدا می آید
بهر دل نوحۀ ماتم خواهم
جشن میلاد تو از درگه تو
رزق و روزیِ محرم خواهم
می رسد عطر و بوی کربلا
راهیم کن به سوی کربلا

 

شاعر : حاج امیر عباسی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 16 شهریور 1395  ] [ 11:12 AM ] [ مهدی گلشنی ]