زآستان رضا سرخط امان دارم

زآستان رضا سرخط امان دارم

رخ نیاز بر این پاک آستان دارم

اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل

همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم

ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم

درین چمن به صد امید آشیان دارم


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:02 AM ] [ مهدی گلشنی ]

هنوز بر سر بام تو جا نكرده دلم

هنوز بر سر بام تو جا نكرده دلم

هنوز درد دلم را دوا نكرده دلم

هنوز از دل خسته نيامده آهي

خراب، عالم امكان چرا نكرده دلم

ز سوي غيب نشسته‌است دست بر سينه

وگرنه صبر بر اين ماجرا نكرده دلم

قرار بود دلم را حرم نگه داري

يقين كه با دل‌تان خوب تا نكرده دلم

ببين دوباره دلم بين جلوه‌ها گم شد

ولي هنوز دلت را رها نكرده دلم

چه درس‌ها كه ز يك كربلا به من دادي

و حق لطف شما را ادا نكرده دلم

جواب اين‌كه ز عشقش چراا ندادي جان؟

به عاشقيش هنوز ادعا نكرده دلم

مرا كه سخت فقيرم، به خويش وا مگذار

هراس دارم از اين‌كه خدا نكرده دلم...

به دست دشمنتان باز بي‌وفا گردد

و حق گواست چه شب‌ها صدا نكرده دلم...

كه از حريم شمايم خدا جدا نكند

و از خداي جز اين‌ام دعا نكرده دلم


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:01 AM ] [ مهدی گلشنی ]

باز هم زائرتان نیستم، از دور سلام!

 

باز هم زائرتان نیستم، از دور سلام!
تو زندگی حرفهایی هست که فقط و فقط،
باید بر روی "باب الجواد"...
کلمه‌ها را دانه کنی، دانه‌های اشک
بکشانی شان دنبال هم، شبیه یک تسبیح،
بچرخانی شان توی صورتت، ذکر بگیری و بعد،
انگار که تسبیح پاره بشود،
دانه‌ها بیایند تا بچکند روی سنگ‌های حرم...
باز هم در به در شب شدم،
"ای نور سلام"
باز هم زائرتان نیستم، "از دور سلام"
اَلسَّلامُ عَلَیک یا علی ابن موسَی الرِّضا (ع)


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 8:59 AM ] [ مهدی گلشنی ]

من آهویی در پی دام تو هستم

یا رئوف

من آهویی در پی دام تو هستم

کبوتر زخمی بام تو هستم

اگر  برانی  زدرت  نروم  من

چرا که من تشنه جام تو   هستم

امام  عاشقانی   رئوف و  مهربانی

منه شکسته دل را ز غصه میرهانی

صحرا صحرا بهشت من رضا

عشق تو در سرشت من رضا

درد مرا تو میکنی دوا

میکشدم فراق کربلا

امام  عاشقانی

رئوف و مهربانی

شده ام شرمنده تو 

من گدا و بنده تو

شدم مقیم این حرم تو آقا

کشد مرا لصف و کرم تو آقا

امام عاشقانی

به گنبد تو آقا شده ام خیره

به پنجره فولاد دله من گیره

امام عاشقانی 

رئوف و مهربانی


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 8:57 AM ] [ مهدی گلشنی ]

هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت

 

 هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت

 او را به درد کرببلا مبتلا کنند

 

 دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط

 با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند

 

 از آن حریم قدسی ات آقای مهربان

 «آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 8:52 AM ] [ مهدی گلشنی ]

عبد دربار توام ، بنما نگاهی یا رضا

عبد دربار توام ، بنما نگاهی یا رضا
بنده ی زار توام ، بنما نگاهی یا رضا
دستهایم را بگیر از روی لطف ای رضا
کلبِ دربار توام ، بنما نگاهی یا رضا
سرپرستی کرده ای بر این گدایت در عوض
من فقط عار توام ، بنما نگاهی یا رضا
حتم دارم که میایی و مرا هم می خری
بین بازار توام ، بنما نگاهی یاعلی
هرکه آمد مشهدت از هیبتت در سجده رفت
ساجدِ خوار توام ، بنما نگاهی یا رضا
تا دم مرگم دو چشمم بر در است و منتظر
بهر دیدار توام ، بنما نگاهی یا رضا


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 8:52 AM ] [ مهدی گلشنی ]