خورشید هشتمین
خورشید هشتمین
حورا طوسی
می آیی؛ با بهار
می آیی؛ با خنکای نسیم امید، از روضه رضوان وجودت.
می آیی؛ با سبد سبد ستاره که در آسمان نگاهت سوسو می زند.
می آیی؛ با ردای سیادت بر دوش، پرچم ولایت بر دست و هشتمین خورشید هدایت که از افق نگاهت، طلوع کرده است.
می آیی ای مسافر غربت! ای غریب آشنا!
جشن گل
ذیقعده، تمام قاصدک های خوش خبرش را پرواز داده است.
یازده خورشید را به غروب سرخ نشانده، یازده روز را صبورانه در شب به انتظار نشسته است.
طاق زیبایی را به هزاران ستاره، آذین بسته، تا آسمان و زمین را در جشن ولادت خورشید، میهمان کند.
از نسل آبی آسمان
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام بر باغ بی خزان خدا ایستاده است تا میوه های سعادت بچیند؛ تا با ظهور خورشید هشتم، کهکشان امامت را به آغوش امین او بسپارد.
تا جاده های پاکی را در طهارت و عصمت رضایش، امتداد دهد.
تا از نسل آبی آسمان، آسمانی ترین هدیه را به زمین ببخشد.
پروانه
مولود مدینه، مسافر توس خواهد شد؛ مسافر سرزمینی سرشار از پروانه هایی که عطش نور دارند، سرزمین خواهش های آسمانی.
آهوی جان
غبار سفر را با اشک شسته ام آقا! دلم هوای حلقه های ضریحت را کرده است تا در حلقه ارادتت، گره بخورم.
مولای عشق و صفا یا امام رضا علیه السلام ، نان و نمک خورده سفره توام و دست احتیاج، تنها به آسمان شما برافراشته ام.
آهوی جان، به ضمانت آبروی آسمانی تان آورده ام تا از گناه و غفلت، برهانی ام.
یا ضامن آهو! یا اباالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام ! ادرکنی.
ادامه مطلب

