كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم         ريزه خوار مشرق خوان دو چشمت می‌شدم
كـاش يك شب می‌گذشتم از فراز چشم تو         گرم گلگشـت خـراسان دو چشمت می‌شدم

 

كـاش يـك شب می‌سرودم گنبد زرد تو را         فارغ از دنيا، غزلخوان دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب می‌نشستم بر ضريح چشم تو         بـاز هـم پـابـند پيمان دو چشمت می‌شدم
صحن و ايوان تو را اى كاش جارو می‌زدم         چـون كـبوترها نگهبان دو چشمت می‌شدم
ضـامن آهـوست چشمان دو شهد روشنت         كـاش آهـوى بـيابان دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب معرفت می‌چيدم از چشمان تو         غـرق در درياى عرفان دو چشمت می‌شدم
كـاش يك شب می‌شدم خيس نگـاه سبز تو         شـاهد اعـجاز بـاران دو چشمت می‌شدم
كاش يك شب نور می‌نوشيدم از چشمان تو         مـی‌درخشيدم، چراغان دو چشمت می‌شدم
سخت شيرين است طعم روشن چـشمان تو         كاش يك شب باز مهمان دو چشمت می‌شدم

رضا اسماعيلی


ادامه مطلب
[ سه شنبه 26 مرداد 1395  ] [ 7:17 PM ] [ مهدی گلشنی ]

️سلام ای غریب غریبان سلام !

️سلام ای غریب غریبان سلام !
سلام ای طبیب طبیبان سلام !

️الا ماهتاب شبستان توس
️الا حضرت نور! شمس الشموس

️غریبم من از راه دور آمدم
️به دنبال یک جرعه نور آمدم

️شبم ، آه یک جرعه ماهم بده
️پناهی ندارم پناهم بده

️ببخشا اگر دور و دیر آمدم
️جوان بودم ، امروز پیر آمدم

️منم زائری خام و بی ادعا
️کبوتر کبوتر کبوتر دعا

️اگر مست و مسرور و شاد آمدم
️من از سمت باب الجواد آمدم

️من از عطر نامت بهاری شدم
️تو را دیدم آیینه کاری شدم

️تواین خاک را رنگ و بوداده ای
️به ایران من آبرو داده ای

️ببخشای این عاشق ساده را
️ببخشای این روستا زاده را

️تو را دیدم و روشنایی شدم
️علی ابن موسی الرضایی شدم...


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:08 AM ] [ مهدی گلشنی ]

آقاجونم برات گِدا اومِدِس

آقاجونم برات گِدا اومِدِس😢
یه گدا اِز همین وَرا اومِدِس👣

بسکی اینجا مریض میاد آ میرد🤒
بازم اِز را یه مُبتلا اومِدِس🤕

نه که دیدِس شوما طبیبی همه ی🌹
با یه مُشت دردی بی دِوا اومِدِس🙏

گرچه دردی دِلاش زیاده ولی😔
نگو اینجا برا شِفا اومِدِس🌹

اومِدِس محظی خاطری خوددون❤️
اومِدِس گرچه بی حَیا اومِدِس😔

میشه حاجت روا خودم می دونم🙏
آخه پیشی امام رضا اومِدِس🕌

ایندَفه یُخته فرق داره آقاجون☺️
به امیدی یه کربِلا اومِدِس💚

جا زِدِس بینی آدِما خودش آ😊
ُاما راسِّش با کفتِرا اومِدِس🐧

جونش اِز ترسی موندِنش پَسی در🚪
تا حالا صد دَفه بالا اومِدِس☺️

بِزا جاروکِشت بِشِد تو حَرم🙏
حالا که این غولوم سیا اومِدِس😊

اما اِز هرچی بِگذریم آقاجون❤️
پیرَنِ نوکِریت به ما اومِدِس💚

پُری اشکِس چِشای بارونیمون😢
بسکی اِسمت تو روضه ها اومدس🙏


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:07 AM ] [ مهدی گلشنی ]

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من ...
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست
کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ...


ادامه مطلب
[ یک شنبه 24 مرداد 1395  ] [ 9:06 AM ] [ مهدی گلشنی ]