آبى آرام

آبى آرام
تـو بـراى عـطـشـم، بـارش بارانستى بـه تـن مـرده من، روح و دل و جانستى
آه، اى آبـى آرام! دلـم سـوخـتـه است زخـم دل را تـو فـقط چاره و درمانستى
مـن غـريـب آمده ام، مثل شما، اى مولا! تـو انـيـس دل غـمـگـيـن غريبانستى
بـاز آهـوى دلـم زار و اسـير غمهاست ضـامـنـم بـاش كـه تو حامى انسانستى
تو به گرداب غم و دلهره و ترس و عذاب مـنـجـى و مـأمـن دلـهاى پريشانستى
سـاكـنـان حـرمت غرق سعادت هستند بـركـت و روشـنـى اهـل خراسانستى
دل اسـيـر غـم و دارم ز تـو اميد نجات اى كـه تـو ضـامـن آهـوى بـيابانستى

فاطمه ناظرى


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:11 AM ] [ مهدی گلشنی ]

ضريح خورشيد

ضريح خورشيد
صـحـن حـرم از نـسـيم پر بود از پـرپـر (يـا كـريـم) پـر بود
خورشـيـد دوبـاره بـوسه مى زد بـر چـهـره مـهـربـان گـنـبد
گـنـبـد پـر از آفـتـاب مـى شد آهـسـته غـم مـن آب مـى شـد
رفـتـم طـرف ضـريـح او بـاز تـا پـر شـوم از هـواى پـرواز
اطـراف ضـريح گـريـه هـا بود دلـهـاى شـكـسـتـه و دعـا بود
از چـشـم هـمـه گلاب مي ريخت بـاران رضـا رضـا رضـا بـود
دل هـاى هـمـه ز بـارش اشـك مـانـنـد كـبـوتـرى رهـا بـود
عـطـر گـل يـاس در دل مــن عـطـر صـلـوات در فضـا بود
لب ها همه حرف و درد دل داشـت بـا او كـه غـريـب آشـنـا بود
بـا يـك بـغـل آرزو و امـيــد رفـتـم طـرف ضـريـح خورشيد
رفـتـم طـرف ضـريـح روشن در نـور و فـرشتـه گم شدم من

سيد سعيد هاشمى


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:11 AM ] [ مهدی گلشنی ]

بوى رضا

بوى رضا
ماه در حوض بزرگ كاشى است آب، آيـيـنـه مـهـتـاب شـده
مـاه مـهمان قشنگ حوض است حـوض بـيـچاره دلش آب شده
چـشـم من منتظر خورشيد است پـيـك خـورشيد، سپيده پيداست
از حـرم بـانـگ اذان مـى آيد آه! ايـن مـنظره خيلى زيباست!
كـفـتـرى از سر گنبد برخاست بـق بـقـو كرد و به پرواز آمد
هـمـرهـش مـرغ نگاه من هم رفـت و يـك بـار دگر باز آمد
مـرغ بـى تـاب نگـاهم اكنون بـر سـر گـنبـد پـاگ آقاست
چـشـمـهـايـم به دلم مى گويد راسـتـى گـنبـد آقـا زيباست!
از حرم، از در و ديوار، اين جا بـوى جـانـبخـش دعا مى آيد
مـثـل بـوى خوش گلها در باغ هـمـه جـا بـوى رضا مى آيد

على اصغر نصرتى


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:10 AM ] [ مهدی گلشنی ]

محرم همگان

محرم همگان
خــســتـه از راه كــنــار مـادر تــوى مــ اشــيـن پــدر خوابيدم
پــلــكـهــايــم كـه به هم افتادند خــواب يــك صـحـن كـبوتر ديدم
صـبـح، وقـتـى كـه دو چشمم وا شد شـادمـان مـثـل گـلـى خـنـديـدم
آخـر از پــنــجــره پـشت اتـاق گــنــبــد زرد (رضــا) را ديـدم
دل مــن مــثــل كـبـوتـر پر زد رفــت بــر شــانـه گلدسته نشست
اشـك در چـشـمــه چشمم جوشيـد بـغـضـم آيـيـنـه شـد امـا نشكست
پـدر آمـاده شـد از مـن پـرسـيـد: دوسـت دارى كه تـو را هـم بـبـرم؟
گـفـتم: آرى ، ولـى آن جا چه كـنـم مــادرم گـفـت: زيـارت پـســرم.
گــرچـه زود آمـده بـوديـم ولــى در حـرم جــاى دل مـن كـم بــود
هـر كـسى بـا او چـيـزى مـى گفت گـويـيا بـا هـمـه كـس مـحرم بود
هـر كجـا رفـتـيـم آن جـا پـر بود پــر ز نـجــواى دل و دسـت دعـا
يــك طـرف قـصـه پـر غـصه درد يـك طـرف ذكـر (غـريـب الـغربا)
در رواق حـــرم پـــر نـــورش كـاش دسـت دل مـن رو مــى شـد
مـى شـدم مـن، آن آهـوى غـريـب بـاز او (ضـامـن آهـو) مــى شـد

جواد محقق


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:10 AM ] [ مهدی گلشنی ]

غرق دعا

غرق دعا
غرق نور است و طلا
گنبد زرد رضا
بوى گل، بوى گلاب
مى رسد از همه جا
مثل يك خورشيد است
مى درخشد از دور
شده از اين خورشيد
شهر مشهد پر نور
چشمها خيره به او
قلبها غرق دعاست
بر لب پير و جوان
يا رضا رضا رضا ست
اى خدا كاش كه من
يك كبوتر بودم
روى اين گنبد زرد
شاد مى آسودم
مى زدم بال و پرى
دور تا دور حرم
از دلم ره مى زد
ماتم و غصه و غم
شكوه قاسم نيا


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:09 AM ] [ مهدی گلشنی ]

بوى زيارت

بوى زيارت
دور سـقـاخـانه مى گردد (نسيم) دانـه مـى پـاشد كنار حوض آب
چـادرش بـوى زيـارت مى دهد بـوى شمع نذرى و عطر و گلاب
آسـمـان چـشـم او پر مى شود بـاز از پـرواز شـاد كـفتران
صـحـن را آهسته جارو مى كند خـادمـى بـا دسـتهاى مهربان
مـى نـشـيند در كنار خيس آب مـثـل يـك گـل سايه فواره ها
چون نسيمى شاد مى خواند (نسيم) آمـدم مـهـمـانـى تو يا رضا!

مهرى ماهوتى


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:03 AM ] [ مهدی گلشنی ]

چلچراغ مشهد

چلچراغ مشهد
چون طلا
گشته رخشان ز دور
مثل رود
پر ز خنده هاى نور
گنبد رضا
چون نگين
بر فراز آسمان
مثل گل
توى باغ اين جهان
خوب و بهترين
گشته ام
راهوار خاك او
تا رسم
بر ضريح پاك او
بوسه اى زنم
مى تپد
قلب من به سينه ام
چون رسم
دل ز غصه ها و غم
پاك مى شود
اى رضا!
اى رضايت خدا!
لطف تو از عنايت خدا
خوب و آشنا
اى امام!
اى امام هشتمين!
پيشوا!
اى تو مهربانترين
بر تو صد سلام
گنبدت
چلچراغ مشهد است
زايرت مى برد به روى دست
خاك مرقدت
شكوه قاسم نيا


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:02 AM ] [ مهدی گلشنی ]

وقت زيارت

وقت زيارت
رقص قشنگ نور
امشب چه ديدنى است
آواز شاد باد
امشب شنيدنى است
عيد است و عطر گل
پيچيده در هوا
بوى خوش گلاب
پر كرده سينه را
گلبوته هاى شمع
روييده هر كجا
مى ريزد اشك شوق
يك غنچه بى صدا
گلدسته ها همه
غرق ستاره هاست
هر گوشه حرم
فرياد (يا رضا) ست
وقت زيارت است
پر مى كشد دلم
همراه كفتران
من مى روم حرم
مهرى ماهوتى


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:02 AM ] [ مهدی گلشنی ]

جوشش دعا

جوشش دعا
كـمـى بـذر گـل گـنـدم بـكاريـم بـراى كـفـتـران سـبـز مـشـهد
بـنـوشـيـم آب صـاف مـهربـانى شـبـيـه هـشـتـمين شعر (محمـد)
اگـر چـه گـنبـدش دور است از ما ولـى راه نـگـاهـش باز بـاز است
دواى زخـم بـال كـفـتــرانــش دو ركعت عشق و يك قطره نماز است
خـداى آرزوهـايـم كـمـــك كـن حـرم را تـوى خـواب خـوش ببينم
ضـريـح آشـنـايـش را بـبـوسـم گـل صـحـن نـگـاهـش را بـچينم
كـمـك كـن كـفـتـرى بر شانه هايم بـسـازد لانـه اى از مـهـربـانـى
كـمـك كـن تـا دعـايـم سـبز باشد بـسـازم يـك ضـريـح آسـمـانـى
كـمـك كـن مـثـل مشهد، شهر رؤيا دلـم پـر ازدحـام از نـور بـاشــد
پـر از پـرواز كـفـتـرهـاى كوچك سـرم سـبـز و دلـم پـر شور باشد
كـمـك كـن ضـامـن آهـوى قـلبم بـه رنـگ يـك دعـا در مـن بجوشد
خــداى آرزوهــايــم كـمـك كن كـه يـك كـفـتـر دعـايـم را بنوشد

نسرين راسخى

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:01 AM ] [ مهدی گلشنی ]

رواق زرنگار

رواق زرنگار
اى ستون هاى زمين، گلدسته هـاى سربلند! اى رواق زرنـگـار، آيـينه هـاى بندبند!
اى مـقرنس هاى چوبى ، گنبد زرين كلاه! بـر سـر آن آسـتـان پـرشكوه بى گزند
بـر سـر هفت آسمان آن مهربان افراشته چـترى از بال كبوتر، از حرير و از پرند
دسـت او ايـنـك پـناه آهوان خسته است بـال بـگـشـاييد از شوق، آهوان دركمند!
كـفـتـران آسـمـانـى هـم اسير دام او مى كـشاند هر دلى را در رهايى ها به بند
اى حضـور هـشـتـمين! افتادگان غربتيم دست ما را هم بگير از لطف، اى بالا بلند!

يدالله گودرزى

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:00 AM ] [ مهدی گلشنی ]