آبى آرام

آبى آرام
تـو بـراى عـطـشـم، بـارش بارانستى بـه تـن مـرده من، روح و دل و جانستى
آه، اى آبـى آرام! دلـم سـوخـتـه است زخـم دل را تـو فـقط چاره و درمانستى
مـن غـريـب آمده ام، مثل شما، اى مولا! تـو انـيـس دل غـمـگـيـن غريبانستى
بـاز آهـوى دلـم زار و اسـير غمهاست ضـامـنـم بـاش كـه تو حامى انسانستى
تو به گرداب غم و دلهره و ترس و عذاب مـنـجـى و مـأمـن دلـهاى پريشانستى
سـاكـنـان حـرمت غرق سعادت هستند بـركـت و روشـنـى اهـل خراسانستى
دل اسـيـر غـم و دارم ز تـو اميد نجات اى كـه تـو ضـامـن آهـوى بـيابانستى

فاطمه ناظرى



[ پنج شنبه 28 مرداد 1395  ] [ 1:11 AM ] [ مهدی گلشنی ]