من زهم بگشوده ام چشم ترم

من زهم بگشوده ام چشم ترم
بس تماشايي است کوي دلبرم
مي زند اينجا دل من بال و پر
مي شوم اينجا ز خود هم بي خبر

ادامه مطلب

من زهم بگشوده ام چشم ترم
بس تماشايي است کوي دلبرم
مي زند اينجا دل من بال و پر
مي شوم اينجا ز خود هم بي خبر


دوباره مي رسد از دور عطر و بوي رضا (ع)
كه تازه گردد از آن در دل آرزوي رضا (ع)
خمار دهر كجا راه مي تواند يافت
در آن دلي كه بنوشد مي از صبوي رضا(ع)
به گرد كعبه لطفش هماره مي گردد
زهر طرف دل شيدا به جستجوي رضا (ع)
به هر طرف نگري حلقه حلقه مي بيني
هزار عاشق سر مست گفت و گوي رضا (ع)
خداي من بنواز عاشقان كويش را
به يمن مقدم سر تا به پا نكوي رضا (ع)

رسد نداي تفاخر ز خاک بر افلاک
چنان که ماه ز حسرت کند گريبان چاک
ستارگان همه امشب بريد سجده به خاک
به احترام عزيز دل شه لولاک


در ازل چون طرح آدم ريختند
با گِلم مهر رضا آميختند
غرق منت غرق آبادي شدم
لايق لطف خدادادي شدم
باز امشب دل توسل مي کند


بهشته رواقش ، خورشيده چراغش ، دل به اشتياقش
شبيه کبوتر ، زده تا حرم پر
مسافر مشهد ، کبوتر گنبد ، يا زائر مرقد
دارم ميرم اونجا ، به پابوس آقا
گلبارونه کوچه هاي خراسان
امشب شده ذکر تموم ايران
اباالحسن امام رضا يا سلطان ، يا سلطان
ميام اونجا تا برايِ کفترات دونه بپاشم
هميشه وقف تو مثلِ يه زيارتنامه باشم

ضامن آهو مىشي ضامن دلهاى ما
سـايه لطف توئـه روى سـر زائرا
مثل كبوتر به هواى تو پَـر مىكشم
تا كه بگيره دل من رنگ و بوى خدا
يا ثامن الحجج ، هميشه دل ديوونه
دور و بَر سقّا خونه ، از كرم تو مىخونه
گنبد آسمـونى تو قـبلة همـه دل هاس
هواى حرمت پُره از عطر و بوى گل ياس
كنار سقاخونه مىخونيم از دستاى عباس
شاعر:سراج

مه برج ایمان، علی ابن موسی
در دُرج امکان، علی ابن موسی
سپهر امامت، محیط کرامت
یم جود و احسان، علی ابن موسی


حرم تو کعبة دل، کرمت همه خدایی
کنی از کرامت خود به خدا خدا نمایی
در باز توست افزون من بی نوای محزون
ز کدام در درآیم به بهانة گدایی
کرم تو می دهد رو به گدای تو وگرنه
ندهند پادشاهان به فقیر آشنایی
من اگر گناه کارم تو رئوف و مهربانی
کرمت نمی گذارد که کنی ز من جدایی
تویی آن که هر که آید به زیارت تو یک بار
تو سه بار از عنایت به زیارتش بیایی
به خدا گناه کارم دگر آبرو ندارم
چه شود دهی ز نارم به محبتت رهایی
بکشم هماره نازت مگرم دهی اجازت
که به یک زیارت تو سر و جان کنم فدایی
همه را تو دست گیری همه را تو می پذیری
چه امیر شهر باشد چه فقیر روستایی
به حریم توست بارم به حرم چه کار دارم
کند از هزار کعبه حرم تو دلربایی
کرمت به کل عالم حرمت پناه "میثم"
به شما از او توسل ز شما گره گشایی
شاعر:حاج غلامرضاسازگار

هر آن سائل که سر بر خاک مهر هشتمین دارد
مفاتیح الجنان را یک به یک در آستین دارد
زمین طوس را نازم که حتی آسمانش هم
ز مهر و ماه، نقش سجده بر روی جبین دارد
زمین هر نو بهار از حلّۀ سبز تو میپوشد
فلک از ماه نو نام ترا نقش نگین دارد
هر آن زائر که یکشب در جوار این حرم باشد
«سعادت همدم او گشت و دولت همنشین دارد»8
به درگاهش اولوالعلمند بر قسط از شرف، قائم
ولایتهای دیگر بر سر اهل یقین دارد
خراسان بین که نور دیدۀ خیرالنسا در اوست
که در خود پارهای از جسم خیرالمرسلین دارد
کبوتر گر رسد اینجا هواگیر حرم گردد
اگر آهو بیاید در برش، حصن حصین دارد
بنازم نام این سلطان که رأفت آنچنان دارد
بنازم بخت آن کشور که سلطان اینچنین دارد
ولای چارده خورشید نورانی است با آن دل
که منشور رضای آفتاب هشتمین دارد
شاعر:محمد سعید میرزایی

الا یا علیبنموسیالرضا
رضا، یا علیبنموسیالرضا
به جان بندهام هر نفس تا به حشر
ترا، یا علیبنموسیالرضا
