امام رئوف
امام رئوف
حمید باقریان
روزها چون باد می گذرند تا این که خورشید یازدهم ذی القعده سال 148 هجری، از پشت ابرهای زمان طلوع می کند. فرا می رسداز گذرگاه زمان، روزی که امام صادق علیه السلام آن را انتظار می کشید، ولی افسوس که نمی تواند شکوفا شدن نوگل پسرش، امام موسی کاظم علیه السلام را ببیند در دفتر ایام از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام روایتی از نور ثبت است که می فرماید: «شنیدم از پدرم جعفر بن محمد علیه السلام که مکرر به من می فرمود که: عالم آل محمد علیهم السلام در صلب توست و کاشکی من او را درک می کردم. پس به درستی که او هم نام امیرالمؤمنین علیه السلام است» آری! عطر حضور گلی از بوستان امامت در شهر نور و آیینه، مدینه می پیچد قدم بر زمین می گذارد مردی آسمانی که نامش علی، کنیه اش ابوالحسن و لقبش رضاست.
گلباران
کودکی به دنیا آمد که سریر ملک دل هاست. او آمد تا آیینه دار امامان عشق باشد، تا اهالی سرزمین سعادت را به مقصد سبز رستگاری برساند، تا تشنگان حقیقت را به زلال ترین لحظه ها بسپارد، تا ضامن آهوان دشت تنهایی باشد. میلادش گلباران.

