یا ضامن آهو

یا ضامن آهو

رقیه ندیری

چرخ می­خورم و سرگردانی­ام را یله می­کنم روی گنبد و گلدسته­ها.

چرخ می­خورم و بی­قراری­ام از ایوان می­گذرد و بند می­شود به پنجره فولاد.

چرخ می­خورم و تشنگی­ام در حوالی سقاخانه پرسه می­زند.

چرخ می­خورم مدام و کبوتر آرزوهایم بال بال می­زند.

من همان آهویم که همزاد خطر بود و ترس خود را از دامان امن تو آویخت. همان آهویم که غریبانه نگاهش را به دستان اجابت تو دوخت، همان آهویم که هنوز هم ضمانت بی­دریغ تو را فخر می­کند. نشانی ساده تو از خاطر هیچ کس نمی­رود؛ وقتی خورشید، خانه زاد شماست و باران، پاداش دست بر آسمان بردنتان؛ وقتی ابرها سایه سار شمایند و شما سایه­بان خاک تا افلاک. و من هنوز آه می­کشم و هنوز چرخ می خورم و هنوز چشمم به گنبد و گلدسته­هاست و هنوز تو ضامن تمام آهوان غریبی.



[ سه شنبه 19 مرداد 1395  ] [ 11:27 AM ] [ مهدی گلشنی ]