پرسش :
والدینم با ازدواج برادرم مخالف هستند زیرا این دختر فرزند طلاق است . آیا این درست است ؟
پاسخ :
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
این مخالفت بخاطر دغدغه هایی هست که وجود دارد . دغدغه دارند که نکند این دختر بخاطر متارکه پدر و مادرش ، دچار مشکلات روحی شده باشد . پدر و مادر تا قبل از جدایی با هم دعوا می کردند و این دختر دچار آسیب های روحی شده باشد . این یک دغدغه است . اینکه دچار خلا های عاطفی شده باشد . دختر خانم یا با یکی از والدینش زندگی کرده یا با پدربزرگ و مادر بزرگ زندگی کرده است و دچار خلا عاطفی شده باشد . الان یک سایه از سر دختر کوتاه شده و کنترل نصف شده و او دچار آسیب های اجتماعی شده باشد . الان این خانواده که به خواستگاری دختر خانم رفته اند یا بالعکس دغدغه هایشان این است . عزیزان شما که با این تلقی جواب رد می دهید ، فکر می کنید دختر خانمی که با پدر و مادر زندگی می کند ، دچار آسیب روحی نیست ؟ ما داریم دختر ها و پسرهایی که پد رو مادر هایشان کنارهم بوده اند و جدا هم نشده اند ودائم با هم جنگ و دعوا داشته اند و بچه هایشان دچار آسیب روحی شده اند . این ها دائم در خانه جدال داشته اند . پس پدر و مادر دارند ولی دارای آسیب روحی هستند . آیا شما فکر می کنید کسانی که پدر و مادردارند ، دچار خلا عاطفی نیستند ؟ بله ما داریم فرزندانی که پدر و مادر دارند ولی چون آنها به فرزندانشان محبت نکرده اند ، فرزندانشان دچار خلا عاطفی هستند . ازطرف دیگر دچار آسیبهای اجتماعی هم شده اند زیرا پدر و مادر دچار غفلت شده اند و آنها را کنترل نکرده اند . عرض بنده این است که ما برعکس قضیه را هم داریم . دخترخانمی که فرزند متارکه بوده اند ، نه دچار خلا عاطفی هستند و نه دچا ر آسیب اجتماعی و روحی شده اند . چرا ؟ زیرا پدر و مادر هر دو فرهنگی و استاد دانشگاه بوده اند و آدم فرهیخته ای بوده اند . هر دو با هم درگیر بوده اند ولی جلوی بچه ها نبودند . زیرا می دانستند جلوی بچه ها نباید درگیر باشند . پس فرزندان او دچار آسیب روحی نیستند .ممکن است دچار خلأ عاطفی نباشند مثلا با پدر بزرگ و مادر بزرگ زندگی کرده اند که به آنها خیلی محبت کرده اند و بیشتر از پدر و مادر به آنها محبت کرده اند پس دچار خلا عاطفی نشده اند . و یا کنترل شده اند و دچارآسیب ها ی اجتماعی نشده اند . من عرضم این است که ملاک شما صرفا نباید این باشد که چون این آقا و خانم فرزند طلاق هستند ، ما نباید به سراغ آنها بروییم . چطور شما کسی را که پدر و مادر دارد ، صرف اینکه پدر و مادر دارد ، قبول نمی کنید ؟ تفحص می کنید و تحقیق و مطالعه می کنید . شما که نمی دانید شاید این دختر خانم از این دسته افرادی باشد که بنده عرض کردم و دچار هیچگونه آسیبی نشده اند . شما تا می فهمید او فرزند متارکه است ، پس نزنید . این حق نیست . او گناهی ندارد . شما وقتی فهمیدید ، تحقیق کنید . به دو جواب می رسید که جزئ کدام دسته است اگر جزء دسته اول است که بهم می زنید ولی اگر از نوع دسته دوم بود ، موردی ندارد ملاک ها ی ما باید از نوع ملاک های واقعی باشد . این اساس واقعا درست نیست .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : www. ch3.iribtv.ir
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : آداب روابط زناشويى زن و مرد دو قسم است:
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ :
[ یک شنبه 1 مرداد 1396 ] [ 7:40 AM ] [ رضا اردکانی ]
پرسش :
بنده عضو رسمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هستم كه بعد از تحصيل در دانشگاه امام حسين به خدمت مشغول خواهم شد و قصد دارم با يك دختر عربستاني الاصل كه در شهر قم مشغول به تحصيل هستند ازدواج كنم كه در اين مورد سئوال دارم آيا از لحاظ فرهنگي به مشكل نمي خوريم؟
ازدواج يكي از حوادث مهم زندگي هر انساني است و نقش فوق العاده اي در همه ابعاد زندگي انسان دارد. طبيعي است كه هر چه مشتركات بين زوجين از لحاظ اعتقادي، فرهنگي، خانوادگي، اقتصادي و... بيشتر باشد سازگاري و توافق و به دنبال آن رشد و تكامل بيشتر خواهد بود و بالعكس هر چه فاصله بيشتر باشد مشكل زندگي مشترك بيشتر خواهد بود بنابراين فرد مذكور اگر در ايران بزرگ شده است و با فرهنگ ايراني آشناست و اين فرهنگ را پذيرفته است.
به نظر مي رسد مشكل جدي براي شما در زندگي مشتركتان به وجود نيايد اما در صورتي كه تعصب فرهنگي دارد و عليرغم اين كه در ايران زندگي مي كند حاضر نيست خودش را هماهنگ با آداب و رسوم و فرهنگ جامعه ما كند طبيعي است تفاهم لازم براي استمرار يك زندگي شيرين و پرثمر به حداقل مي رسد و چه بسا در آينده مشكلات جدي به وجود آيد و شما نتوانيد با تفاهم با يكديگر زندگي كنيد بنابراين بدون تحقيق از شرايط خانوادگي او (در صورتي كه خانواده اش در ايران زندگي مي كنند) و وضعيت روحي و فرهنگي او اقدام به چنين ازدواجي در واقع يك ريسك است. احتمال دارد بتوانيد با تفاهم با يكديگر زندگي كنيد و احتمال دارد كه اين تفاهم حاصل نشود به نظر مي آيد بدون تحقيق از وضعيت او و حتي چند جلسه گفتگوي حضوري با ايشان اقدام به چنين ازدواجي صحيح نباشد و ريسك در ازدواج با توجه به اهميت آن كار شايسته اي نيست ما معتقديم در ازدواج هايي كه حتي با خانواده هاي ايراني مي شود قبل از ازدواج بايد تحقيقات لازم انجام شود به ويژه اگر ازدواج با دختري باشد كه در استان و شهر ديگري بزرگ شده است كه از نظر فرهنگي تفاوت با فرهنگ حاكم بر خانواده پسر دارد بنابراين در مورد مذكور كه تفاوت فرهنگي بسيار عميق تر و بيشتر است بايد با احتياط بيشتري اقدام كرد و همه جوانب مسأله را به دقت مورد توجه و تحقيق قرار داد و سپس اقدام نمود.
www. eporsesh.com
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
وقتی می خواستیم مراسم عقدکنان بگیریم یکی از اقوام نزدیک فوت کرده اند و ازدواج به تاخیر افتاده است. آیا اگر این کار را بکنیم اشکال دارد ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
دین در این مورد ساکت است . یعنی چنین چیزی نداریم که اگر در فرایند خواستگاری عزیزی فوت کند، گرفتن مراسم گناه باشد . و واجب هم نیست که شما صبر کنید .حتی مستحب هم نیست . پس ما در دین حکمی نداریم . در عرف رایج هست . و اگر عزیزی بزرگی بوده اند و متدین بوده اند ، جا دارد که به این رسم عرف عمل کنیم و اسلام با آداب عرفی که مشکل شرعی ندارد ، مخالفت نمیکند . پس در این قضیه صبر کنند . ولی حالا تا چه حدی صبر کنند . فرایند خواستگاری انجام شده و این اتفاقات باعث شده این دو جوان پا در هوا بمانند . این اشکال دارد واین آسیب است. اینکه ما چقدر صبر بکنیم ، بستگی به عزیزی دارد که از دست رفته است . اگر درجه یک باشد یک زمانی را باید صبر کرد و اگر درجه دو یا سه باشد ، یک زمانی را باید صبر کرد . و این هم مهم است که فرایند خواستگاری در چه مرحله ای بوده که این عزیز از دست رفته است.
حالا مثلا قرار است که به خواستگاری بیایند و پدر خانم فوت می کند ، خوب این معلوم است که بهم می خورد . چون بعضی ها اعتقاد دارندتا یکسال نگذرد اقدام به خواستگاری نمی کنند . حالا یک وقت فرایند طی شده و به بله برون هم رسیده و پدر هم راضی بوده و بعد ایشان فوت می کنند . اینجا کمتر می توان صبر کرد . بعضی ها اعتقاد دارند که ازدواج این قدر مهم است که هیچ چیزی نباید مانع آن بشود. نه ما این را قبول نداریم . بالاخره ما یک عرفی داریم . و یک آداب و رسومی داریم که خوب است عمل بشود . در این مواقع باید یک مدتی صبر کنند و بعد به محضر بروند و عقددائم بکنند و ثبت در دفتر بشود و مراسم را برای بعد بگذارند. می توان مراسم شادی گرفته نشود تا مشکل حل شود و به تاخیر هم نیفتد.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
وقتی می خواستیم مراسم عقدکنان بگیریم یکی از اقوام نزدیک فوت کرده اند و ازدواج به تاخیر افتاده است. آیا اگر این کار را بکنیم اشکال دارد ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
دین در این مورد ساکت است . یعنی چنین چیزی نداریم که اگر در فرایند خواستگاری عزیزی فوت کند، گرفتن مراسم گناه باشد . و واجب هم نیست که شما صبر کنید .حتی مستحب هم نیست . پس ما در دین حکمی نداریم . در عرف رایج هست . و اگر عزیزی بزرگی بوده اند و متدین بوده اند ، جا دارد که به این رسم عرف عمل کنیم و اسلام با آداب عرفی که مشکل شرعی ندارد ، مخالفت نمیکند . پس در این قضیه صبر کنند . ولی حالا تا چه حدی صبر کنند . فرایند خواستگاری انجام شده و این اتفاقات باعث شده این دو جوان پا در هوا بمانند . این اشکال دارد واین آسیب است. اینکه ما چقدر صبر بکنیم ، بستگی به عزیزی دارد که از دست رفته است . اگر درجه یک باشد یک زمانی را باید صبر کرد و اگر درجه دو یا سه باشد ، یک زمانی را باید صبر کرد . و این هم مهم است که فرایند خواستگاری در چه مرحله ای بوده که این عزیز از دست رفته است.
حالا مثلا قرار است که به خواستگاری بیایند و پدر خانم فوت می کند ، خوب این معلوم است که بهم می خورد . چون بعضی ها اعتقاد دارندتا یکسال نگذرد اقدام به خواستگاری نمی کنند . حالا یک وقت فرایند طی شده و به بله برون هم رسیده و پدر هم راضی بوده و بعد ایشان فوت می کنند . اینجا کمتر می توان صبر کرد . بعضی ها اعتقاد دارند که ازدواج این قدر مهم است که هیچ چیزی نباید مانع آن بشود. نه ما این را قبول نداریم . بالاخره ما یک عرفی داریم . و یک آداب و رسومی داریم که خوب است عمل بشود . در این مواقع باید یک مدتی صبر کنند و بعد به محضر بروند و عقددائم بکنند و ثبت در دفتر بشود و مراسم را برای بعد بگذارند. می توان مراسم شادی گرفته نشود تا مشکل حل شود و به تاخیر هم نیفتد.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
به تاخیر انداختن ازدواج به دلایل واهی، چه پیامدهایی دارد ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
همان طور که ازدواج زودرس مشکل دارد ، ازدواج دیر رس هم مشکلاتی دارد . گاهی با ادله واهی و وسواس ها و آرمان گرایی ها، ازدواجشان را به تاخیر می اندارند مخصوصا خانم ها . که این خیلی مشکلات ایجاد می کند . همان طور که طبیعت چهار فصل دارد ، وجود ما آدمها هم چهار فصل دارد . یک فصل بهار و تابستان و پاییز و زمستان دارد . ما باید در بهار زندگی مان ازدواج کنیم و نگذاریم به تابستان کشیده شود . چون در فصل بهار زندگی مان ، شادابی و نشاط هست. و دیگر اینکه خانم ه فرصت ها را از دست می دهند . البته آقایان هم فرصت ها را از دست می دهند ولی خانم ها بیشتر و بعد افسردگی و مشکلات بعدی . و دیگر اینکه فاصله سنی شما و بچه هایتان بیشتر می شود . خیلی ها به این توجهی ندارند .هر قدر فاصله سنی کمتر باشد این بهتر است . و دیگر اینکه امکان بارداری های سخت وجود دارد البته در سن چهل به بالا . یک روایت از رسول گرامی اسلام در مورد خانم ها داریم : دوشیزگان بمنزله میوه روی درخت هستند ، اگر برسند و چیده نشوند ، نور خورشید آنها را فاسد می کند و باد آنها را این طرف و آن طرف می برد . آنهایی که در سن بالا هستند و ازدواج نکرده اند ، دچار سردر گمی و اضطراب و متاسفانه زمینه انحرافات اخلاقی و جنسی در آنها دیده میشود و بیشتر است . این یک واقعیتی است . آقای ویل دورانت می گوید: اگر ازدواج در فصل های طبیعی صورت گیرد ، بیساری از بیماری های روحی و روانی و مشکلات اخلاقی و انحرافی که زندگی معاصر را لکه دار کرده است، به نصف تقلیل خواهد یافت . پیامبراكرم(ص)فرمودند : کسی که ازدواج می کند، نصف دینش را حفظ می کند . ببینید سخنان اندیشمند غربی شبیه سخنان پیامبراكرم(ص) است . ازدواج ها را به تاخیر نیندازید و از بهار زندگی تان برای ازدواج استفاده کنید .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
در خصوص دختراني که بنا به دلائلي موفق به ازدواج نشدند و گاه مجبورند تا مدت ها عذب بمانند تکليفشان چيست؟
حکمت خداوند متعال از ايجاد غريزه جنسي استمرار و بقاي نوع بشر است و لذا سالمترين و مطلوبترين نوع مواجهه با آن و بهترين راه حل مقابله با آن، ازدواج و نکاح مشروع است. انسان با نکاح بموقع و در وقت نياز، بيآنکه به ديري يا زودي آن فکر کند، به مقبولترين و کاملترين صورت خود به نيازمندي خويش پاسخ مثبت ميدهد و پيش از آنکه به عواقب و پيآمدهاي آزار دهنده و فشارهاي غريزه به دنبال آن عقدههاي رواني دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن کاسته است و قبل از آنکه انرژي انباشته آن از وجودش سرازير شود و دامنش را آلوده کرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبيعي و مشروع، بياضطراب و نگراني، فرو نشانده است. و اين نخستين توصيه دين در اين مورد است.
رسول اکرم (ص) ميفرمايند: «يا معشر الشباب! من استطاع منکم الباه فليتزوّج ...؛
اي جمعيت جوانان هر کس از شما توانايي ازدواج دارد ازدواج کند.»[1]
کنترل
اگر براي کسي به هر دليلي امکان ازدواج نباشد، چنين شخصي تحت هيچ عنوان مجاز نيست روي به گناه آورد زيرا خطر گناه و آلوده دامني بسيار فراتر از فشارها و رنج هاي عزوبت و بيهمسري است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممکن واجب ميشود. و لذا چنين کسي بايد مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممکن و مشروع فراهم آورد و اقدام به ازدواج نمايد و در صورتي که به هيچ روي امکان ازدواج نيافت، قرآن کريم ميفرمايد: «و ليستعفف الّذين لا يجدون نکاحا؛ و بايد آن کساني که ازدواج برايشان مقدور نيست عفّت بورزند»[2]
«عفت» نقطه مقابل «شکم پرستي و شهوت پرستي» است که از مهمترين فضايل انسانيمحسوب ميشود.
علماي اخلاق نيز در تعريف«عفت»،آن را صفتي حد وسط در ميان شهوت پرستي و خمودي دانستهاند.
در قرآن نمونه هاي زنان و مردان با عفت را ذکر مي کند که نمونه آن شرح زندگي پرماجراي حضرت يوسف عليه السلام و بيان مقام والاي عفت و پارسايي اوست.
عفت، گنجي است که راه موفقيت دنيا و آخرت از آن آغاز ميشود. در منابع حديثي،اهميت فوق العادهاي به«عفت»داده شده است:
1-امام امير المؤمنين عليه السلام،عفت را برترين عبادت شمرده است: «افضل العبادة العفاف: عفتبالاترين عبادتهاست »[3] تعبير به عفت در اين جا، ممکن است به معني وسيع آن استعمال شده و يا ممکن است در مقابل شکم پرستي و شهوت جنسي به کار رفته باشد.
2-امام باقر عليه السلام ميفرمايند:«ما عبد الله بشيء افضل من عفة بطن و فرج،هيچعبادتي در پيشگاه خداوند،برتر از عفت در برابر شکم و مسايل جنسي نيست»[4]
زني که بتواند عفت خود را نگاهداري کند، بزرگترين وظيفه ديني وانساني خود را انجام داده است. البته چنين گوهر گران و اين گونه جواهر درخشان، دزدان بسياري دارد که همواره در کمين نشستهاند تا آن را از کف دارندهاش بربايند و براي ربودن گوهر عفت، از تهمت و افترا و گاه از قتل و غارت دريغ نميکنند.
به هر حال کنترل اين غريزه به دو صورت ممکن است تحقق پذيرد، 1ـ کنترل منفي. 2ـ کنترل مثبت.
کنترل منفي
غالبا وقتي سخن از کنترل غريزه جنسي به ميان ميآيد، توجه اشخاص به سمت و سوي نوع منفي آن جلب ميشود. و آن اين است که کسي با وجود تحريکات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريکشدهاش مبارزه و مقابله کند و به سوي ارتکاب جرم نرود، چنين کاري گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولي پيامدهاي سوء و مخرب آن بر کسي پوشيده نيست. اين کار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار، و بدين جهت هرگاه شخصي به کنترل غريزه سفارش ميشود، با چنين برداشتي از آن، و تصور دشواري و زيانباري آن، از پذيرفتن چنين توصيههايي سر باز ميزند. ايستادگي و مبارزه با شهوت امر دشواري است اما اجري فراوان در پي دارد.
کنترل مثبت
غريزه جنسي اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوبترين راه تسلط بر آن، کنترل مثبت است. و آن پرهيز از صحنهها و کارهايي است که به تحريک اين غريزه ميانجامد.
اين نوع از کنترل، که در حقيقت جنبه پيشگيري دارد هم راحت است و هم بيزيان و بلکه مفيد.
راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليهاي است با سرعت معمولي و قانوني، که در مواجهه با خطر، مهار حرکت آن زحمت چنداني ندارد، بر خلاف ماشيني که با سرعتي بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود سير ميکند. که چه بسا به کلي اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبتها به بار آورد و کنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براي وسيله و صاحب آن به همراه دارد.
و بيزيان است، زيرا با اين حال کنترل غريزه فشاري بر جسم و روان تحميل نميکند تا به آن صدمهاي وارد شود.
و مفيد است چون موجب ميشود مغز و اعصاب و قواي بدن در حالت عادي به سر برند و تعادل رواني شخص محفوظ بماند و انرژي و سرمايههاي جسمي و روحي او بيهوده مصرف نشوند.
پيش از اين نيز از قرآن کريم نقل کرديم که بايد کساني که قدرت و وضعيت مساعد براي ازدواج ندارند عفت پيشه کنند و عفت در اين آيه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصي منافي با آن را دارد، ولي با تأمل بيشتر معلوم ميشود که آيه کريمه معنايي عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است. و اکنون طرق کنترل مثبت را به اختصار برميشمريم:
1: پرهيز از فکر و ترسيم صحنههاي محرک در ذهن و خيال
عبداللّه بنسنان از امام صادق(ع) نقل ميکند که حضرت(ع) فرمود:
«انّ عيسي قال للحواريّين: ... انّ موسي امرکم ان لا تزنوا و أنا آمرکم أن لا تحدّثوا انفسکم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا کان کمن أوقد في بيت مزوّق فأفسد التزاويقَ الدّخان و ان لم يخرق البيت؛
عيسي به اصحاب خود گفت: ... موسي به شما دستور داد که زنا نکنيد و من به شما دستور ميدهم که فکر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اينکه زنا کنيد زيرا کسي که خيال زنا کند مانند کسي است که در خانهاي نقش و نگار شده دود و آتش به پا کند. چنين کاري گرچه خانه را نميسوزاند ولي زينت و صفاي آن را مکدّر کرده و فاسد ميکند.»[5]
2: دوري از نگاههاي مسموم و مناظر تحريکآميز
قرآن کريم در دو آيه متوالي دستور به اغماض و نگهداري چشم از نگاه حرام و هوسآلود داده است. در آيه اول ميفرمايد: «قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ...؛
به مؤمنان بگو ديدشان، را از نامحرمان ـ فرو نشانند و نهانگاههاي خود را ، از وقوع در حرام ـ نگه دارند. و در آيه بعدي ميفرمايد: «و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ و يحفظن فروجهنّ ...؛به زنان مؤمن بگو ـ چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاههاي خويش را محافظت کنند.»[6]
جالب اين است که در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرک و عفت چشم ميدهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است.
رسول اکرم(ص) ميفرمايند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن ترکها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوته في قلبه؛
نگاه هوسآلود ـ تيري است مسموم از تيرهاي شيطان. هر کس آن را به جهت خوف الهي ترک کند، خداوند ايماني به او ميبخشد که حلاوت آن را در قلب خود احساس ميکند.»[7]
3: گوش ندادن به آوازها و موسيقي هاي تحريککننده و مبتذل.
در حديثي از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهي عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسؤولاً» و قال يسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛
مردي از آن حضرت در باره شنيدن آواز محرک پرسيد. حضرت از آن نهي کرده و اين آيه را خواندند: «به يقين گوش و چشم و دل هر يک مورد سؤال خواهند بود»[8]
و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد.»[9]
4: اجتناب شديد از معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريکآميز.
از حضرت امام باقر(ع) اين گونه روايت شده است: «من اصغي إلي ناطق فقد عبده، فإن کان النّاطق يؤذي عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان کان يؤذي عن الشّيطان فقد عبد الشيطان؛
هر کس به سخن گويندهاي گوش فرا دهد او را بندگي کرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطاني بر زبانش جاري کند قطعا بندگي شيطان کرده است.»[10]
5: اعتدال در خوردن. بيترديد پرخوري و بينظمي در خوردن در ذخيرهسازي و انباشتن موادي که موجب هيجانات مي شود مؤثر است، ولي در صورت اعتدال و کمخوري چنين مشکلي کمتر پيش مي آيد.
در حديثي که قبلاً از پيامبر گرامي(ص) نقل کرديم، آن حضرت پس از آنکه جوانان را به ازدواج ترغيب ميکنند ميفرمايند: «و من لم يستطع فليصم، فإنّ الصّوم به وِجاء؛
هر کس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروي غريزه او را تضعيف ميکند.»[11]
6: اشتغال، ورزش و سرگرمي هاي مفيد. زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايي در تقويت غريزه به مصرف ميرسد و هم فکر و خيال مصروف چارهسازي در دفع آن ميشود. و لذا در روايات بر اشتغال و کار و پرهيز از فراغت تأکيد بسيار شده است.
حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضّل» ميفرمايند: «... و هکذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الي ما يعظم ضرره عليه و علي من قرب منه ...؛
و همين گونه انسان اگر بيکار و فارغ باشد، به بيهودگي و سرمستي دچار ميشود و بر اثر آن به مسايلي مبتلا ميشود که زيان آن هم بر خود و هم بر نزديکان او سنگيني خواهد کرد ...»[12]
7: تلاوت قرآن. بيشک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامين آن، خود شفاي هر دردي است که به سرعت کار هر پريشاني را رو به سامان ميبرد و زخم هاي پنهان را التيام ميدهد، و همت ها را تا آسمان ها بالا ميبرد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات ميبخشد.
امير مؤمنان(ع) ميفرمايند: «و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ...؛
قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاي خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروي شفابخش سينههاست و آن را نيکو تلاوت کنيد که به يقين سودمندترين قصههاست.»[13]
خلاصه اينکه: راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غريزه جنسي نخست ازدواج و نکاح مشروع است و در صورت عدم امکان، کنترل مثبت با شرحي که بيان شد و سپس کنترل منفي با وجود همه زيان هاي آن، ولي هيچ گاه به بيبند و باري و افسار گسيختگي و آلودگي به گناه رضايت نميدهد و زيان آن را به مراتب خسارتبارتر و ويرانگرتر از ضرر کنترل منفي ميداند.
اين نوشتار را با اين جمله به پايان ميبريم که بزرگان گفتهاند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت.»
پی نوشتها:
[1] مستدرک الوسائل، چاپ قديم، ج2، ابواب مقدمات نکاح، ص531، ح21
[2] سوره نور، آيه 33.
[3] اصول کافي،ج 2،ص79.
[4] اصول کافي،ج 2،ص79.
[5] وسائل الشيعه، ج14، ص240.
[6] نور آيه 30 و31
[7] الاخلاق، سيدعبداللّه شبّر، قم، انتشارات بصيرتي، ص127.
[8] سوره اسراء آيه 36
[9] مستدرک الوسائل، چاپ قديم، ج2، ص459، ابواب يکتسب به، باب 80.
[10] وسائل الشيعه، چاپ ايران، کتابفروشي اسلاميه، ج12، ص236.
[11] مستدرک الوسائل، ج2، ص531.
[12] بحارالانوار، تهران، انتشارات دار الکتب الاسلامية، ج3، ص87.
[13] وسائل الشيعه، ج4، ص825، ابواب قرائة القرآن، باب 1، ح7.
www.shamimm.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
دوسال است عقد کرده ام وهنوز مسائلی را در مورد شوهرم میبینم و میشنوم که اطلاع نداشتم . این باعث تردیدم در ازدواج با ایشان شده است . لطفا ً راهنمایی بفرمایید .
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
من با عقد طولانی موافق نیستم . به جهت همین است که نقاط ضعف برجسته میشود ، کم کم تردید ایجاد میشود . ما قبلا عرض کردیم ، یکسال برای دوران عقد مناسب است مگرضرورتی باشد و واقعا نگذارید ازدوسال بیشتر باشد مگر اینکه دلیل خاص داشته باشید . شما می بینید ومیشنوید ، این را قبل ازعقد باید انجام میدادید ، گوشها را بازمیکردید و چشمهایتان را باز کنید . قبل از عقد باید دو تا چشم دیگر هم قرض کرد و با چهارچشم دید ولی حالا عقد کرده اید ، پس چشمهایتان را ببندید . اگردر مسائلی که شما می بینید و میشنوید ، موردی هست ، آنرا به حساب سی درصد نقاط منفی ایشان بگذارید. ما همه گل هستیم ولی گل بی خار نیستیم . همه سی درصد نقاط منفی داریم . اگر موردی وجزئی است وکلان نیست ، حمل بر صحت کنید . تغافل کنید . برای آن محمل درست کنید . یکی ازدستورهای دین است که تغافل کنید . خودت را به ندانستن بزن . از شریفترین اخلاق انسان کریم ، این است که تغافل کند. وجه خوب را برداشت کنید . مثلا همسرشما موبایل را برمیدارد و صحبت میکند ، صدای خانمی را میشنوید . شما میتوانید دو جوربرداشت کنید . یکی اینکه بگویید نکنند این خانم نامحرم است و شوهر من با او رابطه ناپسند دارد ، این یک برداشت است . حضرت علی (ع) فرمودند : وامر اخیک علی احسن . کار برادرت را به وجه احسن و نیکو قرار بده . یک وجه آن این است که بگویید مادرش بود یا خواهرش بود یا نه خواهرزاده اش بود . محمل بسازید . شاید همکارش بود که با او کار داشت . حالا یک چیزی از او شنیده اید ، بگویید برای قبل از ازدواجش بوده والان نیست . بله من شنیدم که او رفتاری داشته ، بله او برای قبل از ازدواجش بوده ، بگو توبه کرده است . اینها وجوه احسن است . اگر این کار را بکنید ، دلتان چرکین نمی شود . این برای آن است که کانون خانواده ازهم نپاشد . کینه و بد دلی ایجاد نشود . اینها برا ی قوام خانواده است . به قول سهراب سپهری چشمها را باید شست . حالا اگر نه ، ازامور کلان است ، شما ازاعتیاد ایشان میشنوید ، از رابطه نامشروع ایشان میشنوید، حالا اگرموردی را شنیدید که میتوان ازآن گذشت ، می گذرید ولی اگرآنقدر دارید میشنوید ، که درشما تردید جدی ایجادشده ، که نکند ایشان کاسب کار است و روشش ارتباطات نامشروع است یا خانم متدینی هستید که ازمجاری مختلف میشنوید که ایشان شراب خوار است ، نماز نمی خواند یا مثلا اعتیاد دارد اینها از امورکلان است . یکی از امورعقد بستگی همین است برای رفع این ابهامات است . دوره تجدید نظر است واگر واقعاً می بینید طرف شرایط شما را ندارد و در اینجا بی دقتی کنید و چشم پوشی کنید و بگویید انشاء اله درست میشود ، اینجا جایش نیست . الان دوران عقد است و شما دوشیزه هستید ، لطمه کمتری می خورید ، البته فرصت ها راازدست میدهید . البته ارزش دارد ، اگر وارد زندگی بشوید فرصت ، به مراتب بیشتر از دست میرود . فرزندی هم داشته باشد خیلی بدتر است . اینجا دفع افسد به فاسد میکنیم . بین بد و بدتر بد را انتخاب میکنیم که دچا ربدتر نشویم .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
من و همسرم برای ورود به زندگی مشترک مشکلی نداریم ولی اختلافات دو خانواده، بر سر مسائل کم اهمیت، یکسال است که عروسی ما را به عقب انداخته است. چکا رکنیم ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
ما واقعا به این جوانان یا خانواده آنها باید چیزی را عرض کنیم . من عاجزانه ازخانواده های عزیز تقاضا میکنم برسر مسائل کم اهمیت سخت نگیرید . ممکن است اگر شما ادامه بدهید اینها دچار تزلزل شوند و مشکل ایجاد شود . یک مقدار فداکاری و ایثار و گذشت، این خطاب به این زوج جوان، به شما که همدیگر را دوست دارید بروید در کنار خانواده هایتان و صحبت کنید با مهربانی و محبت متاسفانه بعضی از جوانان ما با داد و فریاد و تهدید میخواهند مشکل را حل کنند . جوانان ، این جواب نمیدهد با مهربانی و محبت مجابشان کنید کسانی را واسطه کنید که ذی نفوذ باشند پدر بزرگ و مادر بزرگ. همانطور که شما به حرف پدر و مادرتان گوش میدهید ، آنها هم به حرف پدرشان و مادرشان گوش میدهند .اگر جواب گرفتید که هیچ و اگر نگرفتید هردوجوان یک التیماتوم به خانواده هایتان بدهید و بگویید اگرشما ما را راه نیندازید خودمان یک خانه میگیرم و میرویم . البته جواب میدهد و اگر جواب نداد ، آقا که خانه ای بگیردف می آیند جهیزیه را هم میدهند و حمایت های مالی هم میکنند . امیدوارم به این جاها نکشد و پدرها و مادرها خودشان مسئله را حل کنند.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
همسر من در دوران عقد ، خواب دیده که بهم نمیرسیم و این خواب او را دچار تردید کرده است. باید چه کنیم ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
در بحث ازدواج درموردخواب زیادسوال داشتیم خانمی گفته بودند که من خواب دیده ام که کسی خواستگارم بوده و الان سه سال است که منتظر هستم شما ازدواج خودتان را نمیتوانید برخواب مبتنی کنید حتی اگر زویا صادقه هم باشد این نمیتواند مبنای ازدواج ما باشد این ها عقد هستند این خواب نمی تواند مبنای زندگی قرارگیرد که ارتباطشان را قطع کنندو باعث جدایی در زندگی بشود این خواب هایی که ما می بینیم معمولا عواملش مربوط به دوران بیرون و بیداری ما است مثلا تشنگی گرما سرما حتی نوع پوشش آدم میزان پوشش اینها هم موثر است حتی محل خواب موثر است بیماری که انسان تب داشته باشد این ها جدا در خواب ها دخیل هستند گاهی افکار ما باعث خواب هایی میشود در مورد شما فکر میکنم چنین چیز هست در دوران عقد هستند و در آستانه ورود به زندگی زناشویی هستند بروز مشکلات بحث محفلی که میخواهند بگیرند خانه ای که می خواهند بگیرند این ها واقعیتی است و مشکلاتی است که طبیعی است و ما رانگران نمیکند و لذت زندگی به همین چیزهایش است این مشکلات استرس در ایشان ایجاد کرده است القاعات دیگران ممکن است باعث چنین افکاری بشود و منشا آن افکارایشان است در حقیقت خواب های که تشویشهای روانی ما باعث آن خواب بشود در اصطلاح به آن اسفاس احلام و به آن توجه نمیکنیم شاید ایشان بگویند هیچ کدام از آنها و عوامل در آن دخیل نیست چون خوابها ی ما مربوط به عالم دیگر است و ظاهرش نمیتواند برای ما تعیین کننده باشد چرا چون تعبیرو تاویلی دارد که گاهی با ظاهر خواب جفت و جور نیست گاهی کاملا خلاف ظاهرش است ممکن است بگوید رویا ی صادقه است برای آدمهای معمولی حجت ندارد برای پیامبران حجت است مثل خوابی که ابراهیم در مورد ذبح اسماعیل دیدند چرا در پیامبران حجت است زیرا در آنها نوعی وحی و الهام است و عمل به آن واجب میشود و حجت شرعی دارد
اگر همسر ایشان می شنوند یا عزیزان مجردکه خواب میبینند که فردی به خواستگاریشان آمده و الان طرف سه سال است نیامد ه و این خانم معطل شدهداند حتما نباید به این خوابها توجه بکنند و یک صدقه های توصیه میشود و به خدا توکل کند وارد زندگی بشود دغدغه ها از بین میرود مقوله خواب د رکشور ما خیلی جدی است و تعبیر کردن آن هم همینطور هر خوابی میبینند نگران هستند تعبیر میکنند و کسی که تعبیر میکند معلوم نیست تعبیر خواب بلد باشد و نظام زندگی بهم میخورد خواب شما در زندگی اختلال ایجاد میکند به خواب توجه نکنید.
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
یکسال است که عقد کرده ام ، خانمم دختر خوبی است و عیبی هم ندارد ولی به این نتیجه رسیده ام که خودم ، از نظر فکری ، آمادگی ازدواج را نداشته ام ، در ادامه راه دچار تردید شده ام . چه کار کنم ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
این فکرها مربوط به قبل از ازدواج است . انسان قبل ازازدواج ، باید بنشیند ، فکرکند که شرایط را داردیا نه . اگر شرایط نسبی را دارد ، اقدام به ازدواج می کند و اگر ندارد اقدام نمیکند . الان شما یکسال است که عقد کرده اید و می فر مایید که خانم هم عیبی ندارد و مشکلی هم با ندارید م، الان این فکر دیگر جایش نیست . تقاضا میکنم دیگر به این فکر نکنید . من احتمال می دهم استرس مسئولیت پذیری باشد. چون در بحث ازدواج ، جوانها وقتی ازدواج میکنند ، خانم ها یک جو راضطراب دارند و آقایان هم یک جور . در آقایان اضطراب مسئولیت پذیری است . الان یک مسئولیتی را پذیرفته اید و میگوید نکند از پس آن برنیایم و نکند مشکل اقتصادی پیش بیاید و نتوانم زندگی ام را اداره کنم . احتمال دارد این اضطراب ، شما را به این فکر کشانده که من آمادگی نداشتم . با این فکر مقابله کنید . حالاشما به این فکر رسیدید که به بلوغ فکری نرسیده اید . اینها را که می گوییم مطلق نیست . نسبی است . کدامیک از ما به بلوغ فکری رسیدیم و ازدواج کردیم ؟ منطور شرایط نسبی است . شما یک شرایط نسبی داشتید و تا حدی ، بلوغ فکری شما را کامل میکند . خیلی جوانها از این نکته غافل هستند . شما یکسال عقد کرده اید ، خود ازدواج به انسان بلوغ می دهد . خیلی از جوانها قبل از ازدواج پوشش و آرایش و شخصیتشان یک جور است ، بعد ازدواج میکنند ، می بینید شخصیتشان عوض میشود . آرایش مو و پوششان عوض میشود و جد ی تر میشوند و وقارشان بیشتر میشود . دوستانشان کم میشود ، زودتر به منزل می آیند .
ممکن است یکسری عوامل پنهان این فکر را بوجود آورده اند . پس از یکسال ، شاید یک مسئله اختلاف انگیز از طرف خانم بوجود آمده باشد ، شاید شما همت نکردید و گل عشق را آبیاری نکردید که نخشکد، شاید اینها بوده است . شما با یک مشاورآگاه صحبت کنید تا ایشان ، بتوانند عوامل پنهان را پیدا کنند و به شما کمک کنند و جنابعالی را از تردید دربیاورند . این طور بمانید ، روز به روز بدتر میشود . با مجموعه شرایط ادامه زندگی را صلاح می دانیم ، چون داستان جدی است .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
چون خانواده همسرم برایم کت و شلوار نخریدند و خودم خریدم ، مورد تمسخر دیگران قرارگرفته ام و میخواهم ازهمسرم جدا شوم . آیا اینکار درست است ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
خیر . این کارها ، انگیزه مهمی برای جدایی نیست . موردی بود که آقا میگفتند : من میخواهم در دوران عقد ازهمسرم جدا شوم . زیرا انگشت ها یش کشیده نیست . هر انسان عاقلی میداند ، این ها انگیزه واقعی برای جدا شدن نیست . مواردی داشتیم که می خواستند جدا شوند ، چون قد خانم کوتاه بود . چاقی و لاغری ، هیچ کدام نمیتواند انگیزه جدایی باشند . مثلا موردی داشتیم که تنبلی چشم داشتند یا موردی داشتیم که خیلی مهم نبود . بیماریهای خاص ، بحث دیگری دارد . مثل اینکه ، لکه کوچکی روی بدن خانم بوده و نفهمیده ام وخانم هم فکر نمی کرده مهم باشد یا مثلا ، جایی خراش برداشته و جایش مانده است . هیچ کدام ازاین ها ، نمی تواند عامل جدایی باشد . پانزده درصد طلاق ها دردوران عقد اتفاق می افتد و یکی ازعوامل جدی آن ، همین مسائل بی اهمیت است . گاهی سرچشمه اش همین علت ها است ولی بها نه ی دیگری را مطرح میکنند . چرا جوانان ما این اندیشه را دارند ؟ فکر میکنم ، علت این است که اهمیت ازدواج برایشان حل نشده و نمی دانند که ازدواج ، مهمترین رویداد زندگشان است . لذا این جوری برخود میکنند و شاید بخاطرهمین است که ، درست ازدواج نمی کنند و نکات مهم را در ازدواج رعایت نمی کنند و احساسی رفتارمی کنند و عاقلانه ازدواج نمیکنند و چون اهمیت ازدواج برایشان حل نشده ، راحت می خواهند جدا شوند . نکته دیگر اینکه ، متوجه پیامدهای جدایی نیستند . مخصوصاً دختران عزیر . بله شما عقد کرده اید و دوشیزه خانم هستید و اگر بخاطر این مسائل کم اهمیت جدا شوید ، درست است که این جدایی در زمان عقد بوده ، ولی روی سرنوشت شما ، اثر میگذارد و این یک واقعیت است . چون فرصت های شما خیلی کم میشود و فرصت ها از بین میرود . البته نباید این طور بشود . چون نمیخواهم صحه بگذارم . خواستگار می آید و وقتی می فهمند ایشان ، در عقد بوده اند و بهم زده اند ، جلو نمی آیند یا آقا خواستگاری می رود و خانواده دختر ، وقتی می فهمند که آقا عقد کرده ، پس می زنند . نباید این جوری باشد و این چیز خوبی نیست . یکی از فلسفه های دوران عقد، همین دوران تجدید نظر بودن آن است و اگر یک دلیل واقعی ، برای جدایی پیدا کردند ، از هم جدا شوند و بعد ، هیچ مشکلی پیش نیاید . گاهی بدی های طرف را خوب می بینند ، این بخاطر عشقی است که آنها را کر و کورکرده است و بخاطر همین ، مثلا قد دختر و انگشتان او را نمی بینند .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
چه نوع عروسی مورد تایید اسلام است ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
عروسی که در آن گناه نباشد . اسلام با جشن و سرور و شادمانی مخالفتی ندارد. پیامبر برای فاطمه جشن گرفتند و به زنان فرمودند : پایکوبی کنید و تکبیر بگویید. مهم این است که کاری نکنید که مورد رضایت خدا نباشد. ما روایت داریم: در عروسی مومن فرشته ها نازل می شوند و با خودشان برکت می آورند. ما بعضی مواقع مانع نزول برکت می شویم و جلوی رحمت خدا را می گیریم. ازدواج امر مقدس است با گناه شروع نکنید . گاهی فکر می کنند که گناه فقط رقصیدن و می گساری است. البته این ها گناه است ولی اسراف هم گناه است . زیاده روی هم گناه است. متدینی که مورد اول را رعایت می کنند اسراف و زیاده روی را رعایت نمی کنند. گاهی نیمه شب با صدای بوق مردم را آزار می دهید . اینجا از نفرین بترسید که نکند حق کسی ضایع شود . شما می توانید یک مداح خوش صدا بیاورید، هنرمندانی بیاورید و همه شاد باشند و گناهی هم انجام ندهند.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
اگر دو نفر عقد کنند می توانند بدون جشن عروسی سر خانه و زندگی شان بروند ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
بله. از نظر شرعی واجب نیست ولی مستحب است و امرنیکویی هست . در سیره اولیاءاله هم هست در مراسم عروسی جشن می گرفتند و آن را جدی می گرفتند . مانند حضرت رسول که برای حضرت فاطمه (س) و حضرت علی (ع) جشن عروسی گرفتند و ولیمه هم دادند. طعامی که در عروسی داده میشود مستحب است . امام صادق (ع) فرمودند : به غذای عروسی رایحه بهشت خورده است . من توصیه ام این است که اصل این جشن را حذف نکنید . نمی دانم هدفشان از این سوال چیست ؟ ولی هر چه باشد این جشن را مختصر هم که شده بگیرید. البته اگر صد درصد هم حذف بشود ، ما حرفی نداریم . ممکن است پسر و دختری باشند که یا توانش را ندارند یا دلیل منطقی دارند ما دغدغه داریم که نکند الان روی احساسات تصمیم گرفته اید که خرجی نکنید و بعدا احساس کمبود بکنند . ازدواج های دیگران را می بینند و بعد آلبوم عکس ها رامی بینند و ناراحت می شوند .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
اگر خانواده دختر مسّر باشند برای جشن عروسی خانواده پسر بايد چه کار کنند ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
اگر چنین چیزی است نباید این منبع اختلاف بشود . اگر آنها چنین چیزی را دوست دارند ، نباید اصرار کنند . خوب آرزو دارند ولی انسانیت خوب است در حد توان از آنها انتظار داشت باشید و اصل ولیمه و جشن مهم است ، کیفیت مهم است نه کمیت .کاملا بستگی به توان مالی دارد گاهی واقعا توان مالی دارند و نمیخواهند این مراسم را بگیرند که بحث شانه خالی کردن است و درست نیست ولی اگر توان مالی آنها کم است در حد توان انتظار داشته باشند .
ما متاسفانه کم نداریم که این مسائل مشکلی ایجاد میکند ، عقده درست می کند و بعد این ها زندگیشان خراب میشود . این حیف است هردو خانواه محترم به دید انسانی و دینی مشکل را حل کنند.
من در بحث ورود به دوران عقد مقدمه ای عرض کردم تاکید روی آسیب های دوران عقد که عزیزان در آن دوران مراقب باشند و دوباره تاکید می کنم با زاویه ای دیگر و نگاهی دیگر . ما یکسری آسیب ها و آفت ها یی برای زندگی زناشویی داریم ، یکی همان ذهنیت های نادرست است . عزیزان ذهنیت هایتان را درست کنید بحث مادر شوهر و ...باز تاکید می کنم عزیزان دید بد شما نسبت به مادرشوهر و مادرزن کم کم این اندیشه نادرست ، ما را به سوی برخورد نادرستی می برد . این یک آسیب است. دیگری آسیب های تلخ گذشته است. وقتی عزیزان وارد دوران عقد میشوند مراقب باشند چون شما در فرایند خواستگاری یکسری خاطرات تلخ داشته اید ، حالا بحث مهریه ، خرید ، آداب و سختی هایی بوده و عمل نکردن به آداب ها یکسری خاطرات تلخ بوجود آورده ، به شما می گویم مراقب باشید این خاطرات برنگردد و نگذارید یاد آوری بشود و خاطرات تلخ دوران عقد ، مثل جشن عروسی که زمینه خاطرات تلخ را دارد یا در فرایند دوران عقد محدودیت هایی که پدر زن ایجاد می کرده ونمی گذاشته خانم را خوب ببیند و در کنارشان باشید و مسافرت بروید و سخت میگرفتند یا دختر خانم مثلا مادر شوهر رفتاربدی می کنند . خانمی می گفتند مادر شوهرم جهیزیه مرا دیده و گفته تا کامل نکنی من اجازه عروسی نمیدهم . و این خاطره تلخ برای خانم است شما خیلی باید مواظب باشید یادآوری نکنید یکی از آسیب ها و آفت های جدی زندگی بازگشت و یاد آوری این خاطرات تلخ است . این جایگاهی است که شیطان در آنجا زیاد کار میکند و بدون تردید محل ورود شیطان است که می خواهد عداوت ایجاد کند . هروقت می خواهد این خاطرات وارد ذهنتان بشود چون کار شیطان است بگویید استغفراله ربی و اتوب الیه و لا اله الااله .و آسیب دیگر ، مقایسه است که در دوران عقد گفتیم ولی در اینجا عوض میشود . در دوران عقد خود همسر را مقاسیه می کنند . حالا محرم شده اند ، آقا خانمش را با دیگران و خانم شوهرش را با دیگران مقایسه می کند ، خیلی خطرناک است و تردید ایجاد میکند ولی حالا تمام شده ، وارد زندگی شده اند و یک جورهایی همدیگر را پذیرفته اند و با هم کنار آمده اند خانم و آقا گفته اند مطلوب ما همین است پس خیلی نمی آیند همسرشان را با دیگران مقایسه کنند . حالا زندگیشان را ، خانه شان را و مکاناتشان را مقایسه میکنند.
رفت و آمد شروع میشود ، می بینند کم دارند . آنها ماشین دارند این ها ندارند . حسرت می خورند و اینها عقده میشود و درگیری ایجاد میکند . خیلی دقت کنید از نظر معنوی به بالای دست و از نظر مادی به پایین دست نگاه کنید . همیشه یادتان باشد که شما هر جور باشید عده ای هستند که از شما پایین تر هستند و امکان مادی شان کمتر از شما است و قرار نیست شما هم این جوری بمانید . شما هم تلاش میکنید و زندگی تان را میسازید آرام آرام ،قدم قدم ، شما آنها را که می بینید ، ده سال است زندگی میکنند و زندگیشان آن جوری است . در اول زندگی این امکانات را نداشتند . اصلا کسی هم هست که همزمان با شما ازدواج کرده و امکاناتش خیلی عالی است شما نکات مثبت زندگیتان را ببینید ، عشق و صفا و معنویت را . این خیلی مهم است از همین اول زندگی اگر سوء تفاهمی پیش آمد آن را رفع کنید و از بین ببرید . خیلی وقت ها سوء تفاهم بین خانم و آقا هست . اصلا سوء تفاهم نیست ، یک طرفی اشتباه کرده و به دل شما مانده است این را مطرح کنید و گفتگو کنید . اشکالی ندارد نترسید ، گاهی از اشک و ناله خانمشان می ترسند و می گویند ولش کن الان گریه می کند . بعداً عرض می کنیم گریه خوب است و به نفع خانم است . مطرح کنید سوءتفاهم ها را از بین ببرید . اگر این نقطه ئ سیاه را در دل حل نکنید نقاط سیاه در دل زیاد میشود . موردی که فراوانی دارد این است که ، این عزیزان به خاطر این مشکلات به آستانه جدایی کشیده میشوند ولی وقتی بررسی می کنیم می رسیم به یک نکته پیش پا افتاده . این ها گفت و گو نکردند .این جا محل ورود شیطان است شیطان می آید و به موضوع پر وبال میدهد در چین و هند و ژاپن یک گیاه است بنام بامبو همان خیزران خودمان است . که الان در ایران هم زیاد شده این را وقتی می کارند تا پنج سال یک جوانه است . ولی در زمین ریشه عجیبی می دواند بعد یکدفعه سی متر رشد میکند حتی در مناطق گرمسیر تا چهل متر هم رشد میکند . خیلی عجیب است ، مشکلات زندگی ما هم همین جور است ظاهرش بروز ندارد ریشه می دواند و می رود و پس از چند سال یکدفعه انفجار روی می دهد از اول اگر جلوی مشکلات را بگیریم بهتر است .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
مخارج جشن عقد بعهده خانواده من بوده است و حالا که مخارج عروسی بعهده خانواده شوهرم است ، می گویند اسراف است . آیا این کار درستی است ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
در کشور ما با توجه به تنوع فرهنگی این داستان جشن ها مدل های مختلفی دارد . یک مدلی که خیلی جدی است و خیلی ها به آن عمل می کنند این است که مراسم عقد را خانم یعنی پذیرایی و شام و ولیمه ای که می دهند بعضی ها هم شیرینی و میوه با داماد است که این هم ظرافتی دارد چون داماد باید شیرینی بدهد و مراسم عروسی را آقای داماد می گیرد . این یک مدل است و نمی خواهم بگویم همه این جوری است ولی این مدل شایعی هست . این مورد سوال همین مدل است .عقد را دختر انجام داده و عروسی را داماد باید بگیرد که میگوید اسراف است . این رایحه خوشی ندارد . شاید رایحه بدی داشته باشد . شاید چنین برداشت شود که می خواهند شانه خالی کنند و فرار کنند اگر شما واقعا بنا دارید یک محفل و مراسم بگیرید که خیلی هم خوب است . ای کاش مردم به این سمت و سو بروند . ما در بحث ازدواج گفته بودیم ، در بله برون که بحث مهریه جدی میشود و مکتوب میشود و قرارهای عقد و عروسی و مدت زمان عقد و کیفیت چگونگی آن تعیین میشود که بعدا مشکلی پیش نیاید ،قبل از عقد همه این ها کاملا مشخص بشود و هیچ اشکالی ندارد درباره این ها گفتگو بشود . خوب اگر شما می خواهید این مدل را فرهنگ سازی کنید و ما هم از مردم عزیز این را تقاضا می کنیم که بسوی یک محفلی بروید آنجا مشخص کنید ، ما با هم یک محفل می گیریم و توافق می کنیم و هزینه آن را نصف می کنیم و مشارکت در هزینه می کنیم و در این مدل دینی که جشن عروسی علی (ع)و فاطمه (س) هم همین مدل بوده است . حضرت رسول (ص)خطاب به علی (ع) فرمودند : علی جان شما به احترام همسرت غذای خوبی بپز . گوشت و نان با ما و خرما و روغن با شما . بعد با آن ، ولیمه پختند و چقدر هم برکت داشت. و این مطلوب است که از قبل مشخص کنند نه اینکه مراسم عقد را خانواده دختر هزینه کنند و بعد که به مراسم عروسی برسند بگویند اسراف است و نیازی نیست. حالا سوال اصلی این است که این ها چکار کنند ؟ اگر خانواده دخترخانم به این نتیجه رسیدند که مراسم عقد کافی بوده یا یک سفر زیارتی عروسی کنید . و خرجی را که قرار بوده آقا پسرهزینه کند خرج خود عروس و داما کنید.حالا این راه کار دارد . مثلا بنا بوده فلان قدر خرج کنند پول را به حسابشان بریزند و این گره را باز کنند و سرمایه ای است یا بنا دارند خانه ای کوچک را رهن و اجاره کنند خانه بزگتر که آسایش بیشتری دارد اجاره کنند و حتما شما نیاید آنها را وادار به این کار بکنید چون یک مراسم گرفته اید.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
زوجهاى جوان قبل از مراسم عقد و عروسى بايد درباره چه گفت و گو كنند؟ چه پرسش هايى را مناسبتر مىبينيد؟
موضوعات قابل طرح در گفت و گوى قبل از مراسم عقد مختلف است زيرا افراد عقيدهها، آرمانها، هدفها و خواستههاى گوناگون دارند. البته بعضى از مسائل و موضوعات عمومى است و ضرورت دارد جوانان قبل از ازدواج براى آگاهى يافتن از ويژگىهاى جسمانى، روانى، اخلاقى يكديگر مطرح كنند و درباره آنها به گفت و گو بنشينند. ناگفته پيداست، اين گونه جلسات حتماً بايد تحت اشراف خانوادههاى دو طرف صورت گيرد زيرا مذاكره مستقيم و بدون اطلاع خانواده دختر و پسر مطلوب عرف و در اكثر موارد مورد پسند شرع و عقل نيست و به جاى اين كه زوج جوان را به حقيقت برساند، مايه انحراف و مشكلات ديگر مىشود. در اين جلسات مىتوان درباره مسائل زير گفت و گو كرد:
1. خط مشى كلى زندگى آينده
مراد تبيين مبناى زندگى آينده است براى مثال جوان متدين مىخواهد زندگى اش بر اساس قوانين اسلام بنا شود. در اين جا بايد از ميزان پاى بندى افراد به ارزشهاى دينى و اخلاقى سؤال شود.
2. اهداف زندگى
يعنى هدف هايى كه هر كدام قصد دارند در زندگى آينده شان دنبال كنند هدفها و آرمانهاى علمى و تحصيلى، اجتماعى، شغلى و براى مثال تا چه اندازه به ادامه تحصيل علاقهمند است و مشكلات تحصيل را تحمل مىكند. شغل مناسب و مورد علاقهاش چيست؟ جايگاه اجتماعى را داراى چه اهميتى مىداند؟ از نظر اقتصادى و مالى به چه سطحى مىانديشد و حداقل و حداكثر چقدر است؟
3. چگونگى رابطه با خانواده و بستگان
براى مثال به چه اندازه به رفت و آمد با اقوام و خويشان و نيز دوستان اهميت مىدهيد و بر آن اصرار مىورزيد؟ به آداب و رسوم فرهنگى و اجتماعى رفتار با بستگان چقدر پايبنديد؟
4. خواستها و انتظارهاى دو طرف از يكديگر
5. شيوه تربيت فرزندان
مسؤوليت تربيت با چه كسى است و چگونه بايد آن را آموخت؟
6. نقصهاى جسمانى و بيمارىهاى مزمن احتمالى يكديگر
در اين جلسات بايد به نكات زير توجه شود تا به شكل مناسب انجام گيرد و دو طرف به هدف خود دست يابند.
1. گفت و گو بايد خونسردانه و با آمادگى قبلى و در فضايى آرام و بدون خوف و فشار از طرف ديگران صورت گيرد.
2. گفت و گو پس از انجام خواستگارى رسمى از طرف خانوادها و تحقيق و آگاهى از بعضى شرايط كه در مرحله تفحص به دست مىآيد، انجام گيرد نه در ابتداى آشنايى به عبارت ديگر، در واپسين مراحل تحقيق و قبل از مراسم عقد بايد گفت و گو تحقق يابد.
3. براى موفقيت بيشتر، دو طرف بايد در ابتداى جلسه از يكديگر بخواهند صادقانه به پرسشها و مسائل مطرح شده پاسخ دهند تا از صفات اخلاقى و خصوصيات يكديگر آگاهى يابند.
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
خواهش میکنم درباره یک عروسی خوب صحبت کنید .آیا می توان یک عروسی بدون گناه برگزار کرد ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
بله - چرا نمیشود . مجلس عروسی که مورد نظر اسلام است ، مجلس عروسی بدون گناه است . گویا بعضی ها باورشان نمیشود که میشود ، که گناه نباشد . اولیاء اله مراسم ازدواج داشتند و هیچ اتفاقی هم نمی افتاده ، میشود جشن باشد ، شادی و شادمانی باشد، کسی که صدای خوب دارد در مدح اهل بیت بخواند ، حتی در مورد داماد بخواند ، لطیفه های مناسبی بگویند ، میهمان ها میخندند ، میوه میخورند، همه این ها شادی است . ما محفلی داشتیم که شادی کردند ، در آن محفل گناه نبوده . خیلی از متدینین، معتقد به این شیوه هستند و گناه نمی کنند و ما روایت داریم : فرشتگاهان الهی به مراسم عروسی مومن می آیند و برکت می آورند . اگر در مراسم عروسی گناه باشد ، فرشتگان قاعدتا نمی آیند و برکت هم با خودشان نمی آورند . سوال زیاد داریم .این یک معظل است . خیلی ها تلقی شان این است که عروسی بدون گناه ، یعنی شراب خورده نشود و اختلاط زن و مرد و پایکوبی نباشد . خیرالبته این ها گناه است ولی اسراف هم گناه است و خیلی هم اسراف میکنند و در تالارهای آنچنانی چند نوع غذا و اسراف گناه است . متاسفانه این اتفاق می افتد یا مثلاٌ فخر فروشی ها چشم و هم چشمی ها ، زیاده روی ها یی که در خیلی ها عقده ایجاد میکند . یکی وضعش خوب است کلاس میگذارد ، میخواهد خودی نشان دهد . ایشان توجه ندارند ، در بین میهمانان کسانی هستند که امکان مالی کمتری دارند . حالا آقا پسر می خواهد ازدوج کند اولاٌ وحشت می کند . فکر می کند عروسی باید اینجوری باشد و عقده ایجاد میکند و واقعا در ایجاد این عقده ها بی تاثیر نیستیم . خیلی ها گمان میکنند این بریزو بپاش ها را بکنند شخصیتشان بالا میرود .در شیراز شنیدم در بعضی از شهرهای استان که عروس خانم را ، برای آرایش به یک کشور عربی می برند و عصر عروس را بر می گردانند . یعنی توی کشور ما آرایشگر نیست .هست ، حتی آرایشگر خودمان ، عروس را هم بهتر درست میکند ولی بحث اف گذاشتن است . من فکر نمی کنم این ها شخصیت بیاورد . بلکه چاله شخصیت را نشان میدهد و گرنه چرا ما این کار را بکنیم ؟ با یک ازدواج عقلانی و معقول . اگر خیلی پول داری برو صرف مسکین ها بکن . برای دختر های فقیر جهیزیه تهیه کن .گاهی اوقات سر و صدا در عروسی برای دیگران مزاحمت است و بعدش که در خیابان راه بندان ها که پیش می آید ، ما پشت ماشین عروس گیرمی افتیم ،آمبولانسی که میخواهد برود راه نیست . اینها ها چیست ؟ ما این جوری ازدواج می کنیم و بعد از خدا برکت و آسایش می خواهیم . من گمان نمیکنم که برکت و آسایش داشته باشیم . یکی هست عجله ندارد. شاید کسی برای فرزندش اتفاقی افتاده و می خواهد سریع برسد و نفرین میکند . این نفرین ها اثر گزار است. فرهنگ سازی کنیم . این ها گناه است .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
غربی ها به جشن عروسی مثل ما نگاه نمی کنند. آیا میتوانیم به آن سمت حرکت کنیم؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
آنکه سادگی دارد خوب است اسلام دین متعادلی است با افراط و تفریط مخالف است .غربی ها یک جور تفریط دارند . کلیسا میروند، در حضور کشیش عقد میشوند، بعد ماه عسل می روند و تمام میشود. مراسم خانوادگی و ولیمه به این شکل ندارند . ولی اسلام این را قبول ندارد . زیرا ولیمه دادن مستحب است و این ولیمه دادن ، فوایدی دارد . ما در روایات داریم : یکی از فلسفه ها و حکمت های عروسی آن است که سهمی هم به مساکین برسد . ولی ظاهراٌ خیلی ها از این غافل هستند و معمولا نزدیکان دعوت میشوند. عیبی ندارد و حتی نزدیکان ثروتمند هم اشکال ندارد ولی بهره ای هم به مساکین برسد . همین که فامیل جمع میشوند و هدیه ای می آورند ، خودش یک حمایت اقتصادی از زوج جوان میشود . همینکه اطلاع پیدا کنند ، این خانم و آقا ازدواج کردند ، سراغشان را بگیرند ، حالی می پرسند و مشکلاتشان را حل می کنند . در عروسی ، اگر دو برادر هم قهر باشند، حتما شرکت میکنند و تشویقی هم ، برای ازدواج جوانان میشود.
از جهت سادگی قابل قبول است ولی چون ولیمه ندارد به فرهنگ ما نمی خورد و خود خانواده ها هم به این گرایش ندارند . بارها عرض کردم ، در غرب بنیان خانواده ارتباطات محکمی ندارند و عمه و خاله خیلی جایگاه ندارند . البته همه هم ، این طور نیستند.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
من و همسرم تصمیم گرفته ایم که جشن عروسی نگیریم ولی خانواده هایمان راضی نیستند. ما چه کار کنیم ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
جشن عروسی در اسلام مستحب است و نیکو است و اولیا ءاله هم برای ازدواج خودشان جشن میگرفتند آقا رسول اکرم برای عروسی حضرت فاطمه جشن گرفتند و ولیمه دادند که مستحب است. پیامبراكرم(ص) فرمود ند: ان من سنن المرسلین الاطعام عندالتزویج و از سنن مرسلین است و سنت انبیاء این بوده که طعام عروسی میدادند. چقدر روایت جالبی درباره طعام عروسی داریم . امام صادق(ع) فرمودند : الطعام العرس تحب راحیه من الجنه . طعام عروسی ، بوی خوشی از بهشت دارد . عرض کردند این چیست ؟ آقا گفت : به امر خدا ، فرشته ها مقداری مشک از بهشت می آورد و به این غذا می زند و غذا بوی خوش میگیرد . پس ببینید خانم از اصلش خودتان را محروم نکنید . اما حالا کیفیتش بستگی به موقعیت مالی و اجتماعی خانواده شما دارد . اسلام روی کمیت خیلی تاکید نکرده اصل ولیمه دادن مستحب است و آن جشن . اگر برای شما از لحاظ مالی سخت است در حد توان مالی خودتان .اصل را از بین نبرید . در کشور ما چون آداب و رسوم مختلفی وجود دارد ، آقا و خانم می فرمایند : ما مجلس عقد مفصلی گرفته ایم و الان چون عروسی است ، می خواهیم هزینه آن را صرف زندگیمان بکنیم ، اگر این است ، کار خوبی است . چون در اسلام ولیمه یک بار است و شواهد تاریخی و سیره اولیا ءاله و هم عروسی حضرت علی (ع) با حضرت فاطمه (س) یکبار بوده است و ازدواج حضرت رسول اكرم(ص) هم یکبار ولیمه بوده است . ما از شواهد تاریخی استفاده می کنیم که یکی بوده دو تا نبوده .این کار خیلی خوبی است متاسفانه در کشور ما این جشن بر اساس آموزه های دینی ما نیست و منافات دارد آموزه های دینی تکرار ندارد ولی حالا یک مراسم عقد مفصل و بعد عروسی مفصل در بعضی از شهرهای ما متاسفانه یک جشن نامزدی و ..و این زیا ده روی است در بعضی استان ها به این سمت و سو میروند که جشن را یکی بگیرند بعضی ها عقد مفصل می گیرند عروسی را با شیرینی و مختصر و نزدیکان درجه یک و یک سفر زندگی را شروع میکنند . بعضی ها عقدر را مفصل نمی گیرند و عروسی مفصل می گیرند واقعا این ها به زندگی صدمه میزند . اگر نظر شما این است ، خوب است ا. لبته عده ای دارند و برایشان مهم نیست . خدا بیشتر بهشان بدهد ولی تعداد بسیار زیادی هستند که مجبورند ، برای مراسم ها ، قرض بگیرند و وام بگیرند و بعد این ها کمر شکن است باید این وام ها پس داده شود و زندگی را سخت می کند. یک ضرب المثل ایرلندی میگوید : اگر در شب عروسی زیاد خرج کنی ، مهمان های خود را یک شب خوشحال و خودت را یک عمر ناراحت خواهی کرد. بله میهمان ها می روند و شما میمانید با یک عالمه گرفتاری و قرض ،مشکلات فشار می آورد و روی سیستم عصبی فشار می آورد و آقا پرخاشگر میشود و این آقا باید با اضافه کاری و کیفیت زندگی پایین می آید و ازدواجی که باید مایه آرامش باشد، باعث استرس و اضطراب میشود . مردم ما باید به این سمت و سو بروند . یکی از مشکلات اصلی جوانان که از ازدواج شانه خالی میکنند ،همین است.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
دختری بیست و سه ساله هستم و هر خواستگاری که میآید ، مادرم بدون مشورت با من به خواستگاران جواب رد می دهد . لطفا من را راهنمایی کنید .
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
اگر سن ازدواج دختر خانم نرسیده باشد و در دوره نوجوانی هستند، بعضی از دختر خانمها در بعضی از مناطق ویژگی هایی دارند که از همان سنین نوجوانی خواستگار دارند، اینجا مادر جواب منفی میدهد بدون اینکه دختر بفهمد . بنظر من این کار خیلی خوبی است . دختر خانم در سن ازدواج نیستند و خواستگار هم دارند ولی مادر آنها را رد می کند این به نفع شماست زیرا شما آمادگی ازدواج ندارید . در ضمن با گفتن آن فقط نظام فکری شما بهم می ریزد که او کی بود ؟چی بود ؟ و گاهی متاسفانه به این می کشد که با طرف رابطه برقرار می کنند . ممکن است زمینه سازی برای گناه ایجاد بشود . خوب گفتن آن چه لزومی دارد ؟ اما الان مصداق ما دختر خانم بیست و سه ساله هستند . در مورد ایشان باید بگویم که دختر و مادر باید مثل دو تا رفیق باشند . ایشان الان در سن ازدواجشان هستند . و کاملا آمادگی ازدواج دارند . یکی از مهمترین موضوع صحبت مادر و دختر در این سن باید موضوع ازدواج دخترشان باشد . بعضی ها می گویند که زشت است . خوب این چه زشتی دارد ؟ اینکه حیای عاقلانه نیست حیای احمقانه به تعبیر پیامبر است . اینکه مادر و دختر راجع به ازدواج با هم صحبت نکنند و حیا کنند ، این خیلی بد است . با هم حرف بزنید و دختر خانم ملاک هایشان را به مادر بگوید. معمولابرای خواستگاری به مادر میگویند . اگر مادر ببیند شرایط اولیه را دارد و ملاک هایی که دخترشان دارد این آقا دارا هستند ، آنها برای خواستگاری را می پذیرند ولی اگر ببیند که ملاک ها را ندارد ، جواب رد به آنها می دهد . این جواب رد دادن مادر شما خوب است چون مادر شما مطمئن است که ایشان ملاک های مورد نظر شما را ندارد و به درد شما نمی خورد . اگر به شما بگویند ، نظام فکری شما بهم می ریزند. اگر اجازه بدهد که ایشان بیایند و به جایی نرسد شما لطمه روحی می خورید. ولی اگر شرایط را دارند ، برای اینکه مادر به دخترش شخصیت بدهد بگوید اجازه بدهید که من با دخترم مشورت بکنم و بعد به شما جواب بدهم این خوب است . جوانان از این شکایت دارند که مادر می داند که خواستگار ملاک های دخترش را دارد ولی ملاک های خودش را ندارد و آنها را رد می کند . این خیلی بد است . مادرهای عزیز بچه های شما می خواهند ازدواج کنند البته با عقل و منطق نه عشق های کر و کور کننده . حالا خواستگاری آمده و شرایط را دارد و مشکل جدی هم ندارد ، چرا مخالفت می کنید ؟ دختر خانمی می گفتند : پدر من همه ی خواستگاران را رد می کنند و میگویند تا مدرک دکترا را نگرفتی ، نمیشود ازدواج کنی . خوب تا آن موقع سن ایشان بیست و هشت سال میشود و فرصتها را از دست می دهند . شما که با این دلایل غیر منطقی خواستگاران را رد می کنید فکر نمی کنید که سن دختر شما بالا می رود و فرصت ها را از دست می دهد ، بعد ناراحت می شوید . در ایران خانواده ها هم با هم ازدواج میکنند. رضایت پدر و مادر خیلی مهم است. همه با هم باید به یک جمع بندی برسند.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
با دخترى دوست شدهام، چه توصيه اى داريد؟ در صورتى كه قصد ازدواج با او را داشته باشم چه كنم؟
بدون ترديد از ديدگاه تربيتى و روان شناختى و بر اساس مقررات دينى اسلام، دوستى با جنس مخالف صحيح نيست چه هر ارتباطى كه بين انسان ها برقرار مىشود، به هدف انجام مبادله اى خاص صورت مىپذيرد. حال سخن آن است كه دوستى با جنس مخالف، چه نوع ارتباطى است؟ و چه چيزى در اين دوستى و ارتباط مبادله مىگردد؟
يقيناً رابطه اقتصادى برقرار نشده و كالا خريد و فروش نمىشود و يا ارتباط آموزشى در بين نيست و پيام آموزشى مبادله نمىگردد و بلكه تنها چيزى كه در اين ميان مبادله مىشود، محبت و دوستى و عشق ورزى خاص- فراتر از دوستى با جنس موافق- است و پايه اين ارتباط بر اين نوع مبادلهها تكيه دارد وگرنه دوستى شكلگيرد و محبتى ارزانى نمىگردد.
در نزد تمام مكاتب و نظامهاى فكرى عرضه و مبادله محبت و دوستى خاص- كه از دست دوست موافق برنمى آيد- بعد از اعمال شرايطى خاص بايد انجام پذيرد كه يكى از شرايط اساسى آن، اعتماد سازى است به گونه اى كه هر يك از طرفين در ابراز محبت و عشق خود به ديگرى، وى را فردى مورد اعتماد بيابد و الا عشق را نثار بيگانه نمىسازد تا چه رسد به افراد غير قابل اطمينان. اين اعتماد تنها و تنها از طريق محرم بودن دوست فراهم مىگردد. لذا به ميزان محرميت اين محبت و عشق، تعميق و خالص ترشود. لذا اين روابط شرايط خاص خود را اقتضا مىكند و اين شرايط بايد رعايت گردد تا مجاز شمرده شود. از جمله آن شرايط انحصارى و بى چون و چرا «اعتماد سازى» است كه كامل ترين شكل آن از رهگذر محرم بودن دو دوست فراهم مىگردد. از اين رو تا عقد ازدواج انجام نپذيرفته است، اين دوستى با اين احساسات و ثمره خاص مجاز شمرده نمىشود چرا كه شرط لازم را ندارد و چه بسا با ترديد يكى از دو دوست در دوستى خويش، حسرتى در پى داشته باشد. حتى اگر قصد ازدواج با دوست دخترتان را داشته باشيد باز هم هرگز اين دوستى براى رسيدن به يك ازدواج موفق، مؤثر نيست. بلكه چه بسا تأثير منفى هم به جاى بگذارد. ازدواج موفق از مسير دوستى قبلى با همسر آينده نمىگذرد بلكه از مسير شناخت، فارغ از احساسات عاشقانه و عواطف ارزانى شده بعد از انديشه وشناخت و اعتماد فراهم آمده مىگذرد.
حقيقت دوستى ها
همان گونه كه خود مىدانيد و جو دوستى اقتضا مىكند، روح حاكم بر اين دوستى ها عشق ورزيدن است، نه خردورزى و پاى خرد و عقل در ميدان عاشقى لنگ است در حالى كه براى تصميم گيرى در مورد ازدواج با فرد خاص، جز بر عقل تكيه نمودن خطا است. ابتدا بايد تعقل نمود و فارغ از دوستى و محبت، مشورت و تحقيق كرد و فرد مورد نظر را برگزيد و آن گاه خالصانه ترين عشق و ناب ترين دوستى ها را بدون منت به دوست برگزيده (همسر خود) تقديم نمود. در اينجا هر كارى جز عشق ورزى خطا است. دوستىهاى قبل از انتخاب همسرو تصميم گيرى در مورد ازدواج با فرد خاص، راه عقل را سد و چشم بصيرت را كور مىسازد و اجازه نمى دهد تا يك تصميم صحيح و عارى از خطا گرفت و فرد صد در صد مناسب را برگزيد. اين نوع انتخاب موجب دردسر و گرفتارى شده و زندگى را تلخ و آينده را تيره و تار مىسازد.
تجربه و سرگذشت انسانهاى مجرب نشان مىدهد كه علاج ماجرا غير از اين را مىطلبد. بنابراين اگر قصد داريد با دوست دخترتان ازدواج كنيد، ابتدا دوستى و محبت را كنار بگذاريد و همچون يك بيگانه، او را موضوع تحقيق خود قرار دهيد و از برخوردارى وى از شرايط مثبت كسب اطلاع كنيد و وى را به عنوان همسر ايده ال بيابيد. آن گاه كه او را همسرى ايده آل و مورد پسند براى خود يافتيد، به صورت رسمى به خواستگارى او برويد و شرايط او را نيز جويا شويد و بعد از پذيرش شرايط وى با عقد رسمى به پاى يك دوستى پايدار و عشق ناب جان ببازيد. در اين زمان هر عملى جز عشق ورزى و محبت خطا است. پس تا قبل از انتخاب، تعقل، تدبير، تحقيق و شناخت و آن گاه انتخاب را سرلوحه كار خود قراردهيد و بعد از انتخاب عشق و محبت بى چون و چراى خود را ارزانى يكديگر سازيد. تعقل و تفكر به
جاى خود و عشق و دوستى به جاى خود كه هر نكته در جاى خود نكو است وگرنه زندگى جز زندان و گرفتارى ثمره اى ندارد.
پرسمان
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
دخترى هستم در آستانه ازدواج، چگونه مىتوانم ازدواج موفقى داشته باشم؟
در مورد مسئله ازدواج توجه به نكات زير ضرورى و بايسته است:
1. به منظور دست يافتن به يك ازدواج موفق، ابتدا بايد معيارهاى همسر مناسب خود را بشناسيد و به آنها آگاهى يابيد. از اين رو قبل از هر اقدامى، بايد با توجه به سليقه شخصى و مقتضاى ايمان خود و بهره گيرى از كتابهاى مربوطه، اوصاف و ويژگىهاى يك همسر ايدهآل را بنويسيد(1)(2).
در قدم بعدى، لازم است به ويژگىهاى استخراج شده ضريب و امتياز بدهيد، چرا كه يكى از ويژگى ها ايمان است و ويژگى ديگر شغل مىباشد و بىترديد اين دو ويژگى از اهميت و امتياز يكسان برخوردار نيستند. لذا در مرحله دوم به ويژگىهاى به دست آمده ضريب بدهيد.
3. با اعلام آمادگى خواستگار، بايد وارد مرحله تحقيق شويد و از وجود ويژگىهاى مورد نظر در فرد خواستگار خود آگاه شويد كه آيا شرايط شما را واجد است يا نه؟ در اين مرحله بايد از همكارى برادران و پدر و ديگر افراد مورد اطمينان، برخوردار شويد و به تحقيق درباره فرد مورد نظر بپردازيد. دقت كنيد كه اطلاعات دقيق و صحيح به شما بدهند تا بتوانيد براساس آن اطلاعات دقيق، تصميم گيرى كنيد. پس دقت در كسب اطلاعات نبايد مورد غفلت قرار گيرد. بهترين شكل آشنايى، شناخت خانواده خواستگار و اطلاع از ميزان پايبندى وى به آداب اخلاقى و احكام شريعت است.
4. بعضى از ويژگى ها و اوصاف، يك ويژگى كيفى است و كميت پذير نيست (مانند ايمان و صداقت و) در اين گونه موارد بايد به رفتار وى مراجعه نمود و بر اساس آن قضاوت كرد. شخص با ايمان غيبت نمىكند، دروغ نمىگويد، نماز را در اول وقت مىخواند، حساب مالى دارد و لذا از راه صحيح بايد به وجود اين اوصاف پى برد نه اينكه صرفاً به گفته ديگران اعتماد كرد.
5. بعد از به دست آوردن اوصاف و ميزان برخوردارى خواستگارتان از اين اوصاف، به وى امتياز بدهيد در صورتى كه از مجموعه مثلًا 100 امتياز، وى حداكثر امتياز را به دست آورد، اقدام كنيد. توجه داشته باشيد كه هرگز شخصى كه صد در صد مطابق خواسته و معيارهاى شما باشد يافت نخواهد شد. البته بعضى از اوصاف را نمى توان ناديده گرفت و احراز آنها لازم است هر چند وى امتياز بالا را داشته باشد (مانند خوش اخلاقى و ايمانى و صحت مزاج و عدم ابتلا به بيمارىهاى ارثى و ژنتيكى).
توصيههاى ضرورى
در پايان به چند توصيه مهم اشاره مىكنيم:
الف. حساسيت وسواس گونه نداشته باشيد بلكه دقت لازم است.
ب. در تمام مراحل زندگى- به خصوص ازدواج كه از حساسيت لازم برخوردار است- از توكل به خداوند و استعانت از ائمه هدى (ع) غفلت نورزيد. لذا رعايت آداب شرعى نوشته شده در كتابهاى روايى (مانند كتاب مكارم الاخلاق) ضرورى است.
ج. به هنگام تحير و ترديد، از مشورت با افراد آگاه و خيرخواه و مورد اعتماد محروم نباشيد.
د. بدون جهت و به انگيزههاى واهى و يا ويژگىهاى دنيوى و يا احتمالات بى پايه، خواستگار خود را رد نكنيد.
ه. نسبت به ازدواج نبايد حساسيت افراطى نشان داد و همان گونه كه گذشت بايد نسبت به معيارهاى اساسى پاى فشرد، ولى بر معيارهاى غير اساسى نبايد اصرار كرد چه بسا آنها را بعداً بايد خود محقق سازيد و يا بايد از آنها چشم پوشى كنيد چرا كه فردى كه صد در صد مطابق خواست شما باشد، هرگز پيدا نخواهد شد و انسان ها بايد با يكديگر تفاوت داشته باشند تا بتوانند خود به كمالى ره يابند و فرزندان از هر يك از والدين- متناسب با ويژگىهاى شخصيتى او- بهرمند شوند. از غضب يكى بترسند و از مهربانى ديگر خشنود گردند. حساسيت بيش از حد سخت آسيب مى رساند و چه بسا موجب خسته شدن شما و فراموش شدن ويژگىهاى حياتى و اساسى مىگردد.
و. حتماً از كتابهاى معرفى شده بهره بگيريد و صفات و خصوصيات همسر ايده آل همانند ايمان، هم تراز بودن در طبقه اجتماعى و سطح فرهنگى و عدم زمينه ابتلا به بيمارىهاى ارثى و ژنتيكى را فراموش نكنيد تا ازدواج موجب سعادت شما و خوشبختى گردد.
پىنوشت
(1) به منظور آشنايى با ويژگىهاى همسر مناسب، لازم است حداقل از يكى از كتب زير استفاده كنيد.
(2) الف. مظاهرى، جوانان و انتخاب همسر ب. امينى، انتخاب همسر پ. شرفى، خانواده متعادل.دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
آیا درست است آقایان هم زمان به خواستگاری می روند؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
خیر این درست نیست . چون آدم گیج می شود . باید ببیند یک مورد به نتیجه می رسد یا نمی رسد . ممکن است اتفاقی خانواده دختر بفهمد شما دیروز به خواستگاری دیگری رفته باشید و این خیلی بد است. این جسارت و توهین است و گذشته از این همه چیز قاطی میشود . و خودتان گیج می شوید . اگر بخواهید مقایسه کنید ، باز هم گیج می شوید و خوبی ها ی هر کدام را می بینید و آرمان گرا می شوید.
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
خواستگاران زیادی دارم و شرایط مطلوبی هم دارم . ولی خواستگاران می روند و دیگر نمی آیند . علت چیست ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
اینکه خواستگاران می روند ، معنایش این نیست که شما عیب دارید . اصلا شاید خانواده پسر خودشان را در شأن شما نمی دیدند و همتای شما نبودند. آنها مشکل داشتند و تناسب نمی دیدند . بعضی مواقع در خانواده عده ای مخالف و عده ای موافق هستند . مفهومش این نیست که شما عیب دارید . اما در مواردی هم به خودتان بر می گردد. یکسری عوامل جانبی هستند. مثلا شما در محله نامناسبی هستید . ممکن است خواستگار می آید و محله را که می بیند دیگر نمی آید . گاهی تجملات زندگی شما طرف را می ترساند و فکر می کند شما هم باید این جوری زندگی کنید . و ایشان از پس شما بر نمی آیند . گاهی توقعات شما بالا است. گاهی شما دشمن و بدخواهی دارید . و خواستگاران را منصرف می کند . کلا ً سعی کنید از شما کینه ای در دل دیگران ایجاد نشود . با این افراد ارتباط برقرار بکنید و دلشان را بدست بیاورید . زمینه دشمنی و عناد را از بین ببرید . حضرت علی (ع) می فرمایند : یک دشمن زیاد و هزار دوست کم است . گاهی رفتار و ظاهر خانم است . مثلا رویشان را زیادی می گیرند یا خیلی باز ظاهر می شوند . مثلا رفتار بدی با والدینشان می کنند . توی حرف مادر می پرند . یا اخمی به مادر می کنند. این رفتار از چشم ها پنهان نمی ماند . گاهی با کوچکتر ها رفتار بدی می کنند. البته جای کوچکتر ها در فضای خواستگاری نیست . گاهی آداب را رعایت نمی کنند. گاهی پررویی یا کم رویی می کنند. گاهی پرحرفی و گاهی کم حرفی می کنند . گاهی ترشرویی و گاهی صمیمیت زیادی می کنند. گاهی لحن کلام آمرانه و با تحکم است. این ها چیزهای کوچکی است ولی یک واقعیت است. این ها را دقت کنید. اگر صلاح الهی باشد، آنچه مقدر شما باشد همان می شود .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
چرا بعضی از آقایان در هفته دو سه بار به خواستگاری می روند و وقتی به جلسه دوم خواستگاری می رسند ، دیگر نمی آیند ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
این ها کار اشتباه می کنند . کسانی که در هفته به دو تا خواستگاری می روند البته همه نه ولی بیشتر آنها بیمار هستند و اختلالات روانی دارند . بیماری وسواس در انتخاب همسر دارد . مورد داشتم که طرف چهل و چهار سال داشته و گفته من به اندازه موهای سرم به خواستگاری رفته ام . ولی هنوز به جایی نرسیده ام . خوب ایشان وسواس دارند. اگر مادر ملاک های اولیه را تلفنی بپرسد ، جلوی این جور رفتار ها هم گرفته می شود. وقتی بدون سوال اجازه می دهید آنها در هفته چند خواستگاری می روند ولی اگر سوال کنید می فهمند که خواستگاری به همین راحتی هم نیست .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
بعضی از پدر ها و مادرها بدون اطلاع فرزندان ، خواستگار را رد می کنند . آیا این کار درست است ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
اگر ایشان واقعا شرایط ازدواج را نداشته باشند، این کار درستی است . مثلا دختر خانم شانزده سال دارند و تحصیل می کنند و هنوز به رشد عقلانی نرسیده اند ، و مادر صلاح نمی داند که ایشان ازدواج کن. خوب چه لزومی دارد مادر این را بگویید ؟ گفتن این مطلب باعث میشود دختر بهم بریزد زیرا او یک گلوله عاطفه است و ذهنش مشغول میشود و در بعضی موارد ، وقتی می فهمند خواستگارکیست ، با او رابطه برقرار می کنند . اگر این است بهتر است که دختر نفهمد . ولی اگر دختر شرایط ازدواج را دارد ، باید دختر با مادر در این رابطه صحبت کند . حیا نکنند . این حیای غیر عاقلانه است . چه کسی بهتر از مادر است . شما ملاک ها ی ازدواجتان را به مادر می گویید و حالا مادر ملاک های اولیه شما را می داند و وقتی خواستگار زن می زند اول با مادر شما صحبت می کند و مادر ملاک های اولیه شما را می داند و بر اساس آن ملاک ها و با مشورت با شما به آنها جواب می دهد . و اگر دیدند شرایط اولیه شما را ندارند ، نباید اجازه بدهند . زیرا این بنفع شماست .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
مردي هستم بلند قد . به خواستگاري دختري رفته ام که او هم قدش بلند است . آيا فرزندان ما دچار نقص اندام نخواهند شد ؟
اگر هر دوي شما خيلي بلند قد هستيد ، نبايد اين کار را بکنيد . در اين گونه موارد لازم نيست تناسب اندام رعايت شود . همان طور که دو نفر آدم کوتاه قد هم نبايد با هم ازدواج کنند .
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
با کسي آشنا هستم که او را دوست ندارم ، ولي او به شدت به من ابراز علاقه مي کند . مي خواهم از روي ترحم با او ازدواج کنم . آيا اين کار من درست است ؟
ازدواج از روي ترحم جايز نيست ، مگر اينکه طرف شما داراي ارزش هايي باشد که شما قبلاً قادر نبوديد به وجود آنها پي ببريد . اگر اين طور است علاقه بعداً پيدا مي شود .
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
پسري هستم که فقط به خاطر ثروت يک دختر به طرف او رفته ام . آيا بعداً پشيمان نمي شوم ؟
احتمالاً پشيمان خواهيد شد ، زيرا ملاک انتخاب شما فقط ثروت بوده است . پس از اينکه طعم رفاه را چشيديد ، متوجه مي شويد که ثروت تنها چيزي نيست که به دنبالش بوديد . بهتر است روي توانايي هاي خودتان حساب کنيد و بي راه نرويد . مگر در شرايط استثنايي که به علت لياقت و کارداني تان ، خود دختر يا والدينش شما را تشويق به ازدواج کنند و دختر هم از زيبايي نسبي برخوردار باشد .
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
پسري هستم 27 ساله ، با خانمي مرفه که پنج سال از من بزرگ تر است آشنا شده ام . آيا اگر با ازدواج کنم اشتباه کرده ام ؟
بديهي است که سن مرد بايد از سن زن بزرگتر باشد . اينگونه ازدواج ها گر چه در سال هاي اوليه مشکلات کمي دارد ، ولي وضع به همين منوال باقي نمي ماند و معمولاً مرد پشيمان مي شود . اگر هم خودش نخواهد ، مردم فضول رهايش نمي سازند .
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
مردي هستم 47 ساله ، با وضعيت بسيارخوب مالي ، دختري 22 ساله به شدت به من اظهار علاقه مي کند . آيا اين ازدواج صحيح است ؟
طرح خود سوال کمي تعجب برانگيز است . بديهي است که تفاوت فاحش سن نمي تواند هماهنگي هاي لازم را در يک زندگي فراهم آورد . شايد اين دختر خانم از نظر احساسي به دنبال پدر گم گشته اش مي گردد .
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
بزرگ ترين هدف ازدواج چيست ؟
پاسخ به نيازهاي رواني و جسماني و ايجاد کانون انس و الفت ، آرامش و مهرباني بين زن و مرد که کمک به تعادل و رشد آنها مي کند .
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
پسري از خانواده مرفه و فرهنگي هستم که عاشق دختر پيشه وري شده ام که خيلي زيباست . آيا اين ازدواج صحيح است ؟
معمولاً اينگونه ازدواج ها به علت تفاوت فاحش ديدگاه دو خانواده آسيب پذيرند ، به خصوص اگر ملاک انتخاب فقط زيبايي باشد .
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
آيا دختر و پسر مىتوانند در محيط دانشگاه در مورد ازدواج با همديگر، صحبت كنند؟
اگر منظور از صحبت در مورد ازدواج آن است كه در صدد شناخت همديگر هستيد تا بعد از آن، در مورد ازدواج و يا عدم آن تصميم بگيريد، در اين صورت قبل از صحبت رو در روى و مستقيم، بايد در صدد كسب آگاهىهاى ديگر برآييد و در مرحله پايانى و تكميلى اطلاعات به گفت وگوى مستقيم اقدام كنيد. البته با حضور و قضاوت ديگران چون هدف شناخت است، نه ارتباط احساسى و عاطفى. بى ترديد اگر قبل از آگاهى از اصالت خانوادگى، ميزان اعتقاد فردى و خانوادگى شناخت خصايص جسمى و روانى (سابقههاى بيمارى خانوادگى و)، به سراغ شناخت خصايص شخصيتى و فردى فرد مورد نظر برويد، در محيطى كه محبت و احساس الفت موج مىزند به گفت وگو بپردازيد- چه بخواهيد چه نخواهيد- به ازدواج منتهى مىشويد چرا كه ريسمان مودت و عشق را نمىتوان بعد از اين ارتباط و گفت وگو گسست اما عشقى كور و بيگانه با تعقل و تفكر كه ثمره اى جز سردرگمى ندارد.
گفت وگوى شناختى، صحبتى است كه به منظور شناخت دختر و پسر از يكديگر صورت مىگيرد تا بر اساس شناخت و آگاهى به دست آمده، در مورد بنا كردن يا بنانكردن زندگى مشترك تصميم گرفته شود. اين گفت وگو با رعايت شرايط زير مىتواند به هدف خود دست يابد وگرنه در صورت تخلف نه تنها هدف خود را تامين نمى كند بلكه رهزن دختر و پسر نيز خواهد شد:
شرايط گفت و گوى شناختى
1. در اين گفت وگو جز پيام شناختى، پيام ديگرى مبادله نمىشود (همانند پيامهاى احساسى و عاطفى)
2. محور گفت وگوها با طرح سؤالات از پيش تدارك شده تعيينگردد.
3. گفت وگوها از محورهاى تعيين شده تخطى نمىكنند.
4. موضوع گفت وگو به صورت كلى قبل از جلسه به اطلاع طرف مقابل رسانده مىشود.
5. مدت گفت وگوها كوتاه است.
6. برخى گفتهها يادداشت شده و محور تفكر بعدى و تصميم گيرى قرار مىگيرد.
7. در اين گفت وگو حضور فرد ثالث- كه نقش ناظر بر محتوا را داشته و نكات مبهم و مجهول را گوشزد مىكند- ضرورى است (يك نفر از طرف دختر و يك نفر از طرف پسر).
8. دقت شود كه محور سخن شناخت يكديگر است آن هم شناخت از ميزان سواد و سطح اطلاعات يكديگر، اطلاع از نو ع نگرش همديگر، شناخت از ميزان پايبندى به ارزشهاى پذيرفته شده و نوع ارزش ها مورد قبول يكديگر پس بايد بعد از جلسه به اين سخنان پاسخ داده شود.
9. از تعريف و تمجيد مكرر يكديگر- كه روحيه پرسشگر و دقت نظر را از بين مىبرد- اجتناب شود.
10. از پاسخهاى كلى و شناختهاى اجمالى و ابهام آلود پرهيز گردد.
پرسمان
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
دختری بیست ساله هستم و به پسر عموی بیست و چهار ساله ام علاقه دارم و می خواهم با او ازدواج کنم . ولی ازعلاقه ایشان خبر ندارم . چه کار کنم ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
مشکل این خانم خیلی جدی نیست . چون ایشان پسر عمویشان است و با یک راه کار می توانند بفهمند که خواهان ایشان هستند یا نه . ولی کسانی هستند که طرف غریبه است و خانم در دانشگاه و یا در محل کار این مشکل را دارد . و برای این ها سخت تر است البته نباید خانم انتخاب کند بلکه کاندیدا می کند . ولی برای آن هم راه حل داریم . شما که خیلی مشکل ندارید من توصیه می کنم که دختر خانم ها این جور مسائل شان را به مادرشان بگویند . البته به دختران دم بخت می گوییم نه دختر چهارده ساله . اما خانمی که بیست سال دارد و دم بخت است چرا نباید این مسائل را با مادرشان نگویند . شما در باره آینده و زندگی با مادرتان حرف بزنید . اینکه بعضی ها می گویند خجالت می کشیم درست نیست . این یک حیای عاقلانه نیست . حضرت رسول فرمودند : ما دو نوع حیا داریم ، حیای عاقلانه و حیای احمقانه . این حیای خوبی نیست که شما به مادرتان نمی گویید . این حیا خوب است که شما پسرعمویتان را دوست دارید و به او نمی گویید . این حیای عاقلانه است . چون اگر شما برویید و از او خواستگاری کنید مشکلات زیادی دارید . شما به مادرتان بگویید . مادر شما با زنموی شما در ارتباط است . کافی است مادر شما دو بار از این پسر تعریف کند و بگوید شما چه پسر خوبی دارد . و این تابلو است که یعنی ما دختر دم بخت داریم . اگر شما میخواهید بسم الله . این محترمانه است و اگر آنها بخواهند ، عکس العمل نشان می دهند . همان موقع هم مادر پسر می گوید : دختر شما هم یک خانم به تمام معنا هستند . این یعنی اینکه ما در ذهنمان هست ولی الان آمادگی نداریم . اگر عکس العملی نشان ندادند ، شما باید یک واسطه را بفرستید البته واسطه باید متعهد باشد و معلوم نشود از طرف شماست . اینکه خودش دیه این دو جوان بهم می خورند ، مطرح کند و باز خورد آنها را بگیرد . این یک راه کار است که به خانواده اعلام کنند . مادرهایی هستند که یک چنین کاری را می کنند و از پسر تعریف می کنند ولی قصد ازدواج در ذهنشان نیست ، دقت کنند چون طرف فکر می کند شما چراغ سبز نشان داده اید و بعد عاشق دختر شما میشود و بعد میشنود شما دخترتان را شوهر دادید و بعد گله میکنند و شما می گویید : ما چنین قصدی نداشتیم و فقط تعریف کردیم . مادرها مواظب باشند . دختر خانم هایی که قوم و خویش نیستند ، باید واسطه داشته باشند نه پیک .حتما خانمی را واسطه بفرستید چون اگر آقا باشد در آینده مشکل درست میکند که این آقا کی بود ؟ خانمی مسن و متعهد . کسی که تعهد داشته باشد و نرود بگوید :من پیک فلانی هستم . این را واسطه کنند و بعد واسطه هم باید قدم به قدم جلو برود که آیا شما قصد ازدواج دارید ؟ و بعد قدم به قدم و تا وقتی قطعی نشده ، نباید نامی از شما بزبان بیاورد . چون ممکن است طرف زمینه ازدواج نداشته باشد و یا نامزد داشته باشد .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
من خیلی سخت گیر هستم و خواستگارانم را فقط با دلایلی که برای خودم مهم است ، رد می کنم . لطفا راهنمایی بفرمایید.
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
اگر واقعا دقت میکنند و اصولی داريد و دست از اصولتان بر نمی داريد و عجله نمي کنيد ، این خیلی خوب است . ولی اگر وسواس است ، این یک اختلال است . خیلی مشکل ایجاد میکند . بودند کسانی که مثل شما سخت گیری کرده اند و حالا سنشان بالا رفته اند و فرصت ها را از دست داده اند . این اشتباه است . تا یک زمانی خواستگار می آید و بعد ، کم میشود . شما برای ازدواج باید دنبال شرایط مطلوب نسبی باشید . شما دنبال نسبتا خوب باشید . یعنی70 درصد خوب است و این مطلوب است . دنبال خوب مطلق نباشید . فقط خدا مطلق است و حضرات معصومین و کسانی که پا جا پای آنها گذاشته اند و گرنه ما هیچ کدام معصوم نیستیم . شما از همین اول بگویید : او 30 درصد نقاط منفی خواهد داشت . بعضی ها مته به خشخاش میگذارند و وسواس به خرج میدهند و بعد ازدواج میکنند و می بینند طرف کلی مشکل دارد . ما همه گل هستیم ولی خار هم داریم و بی خار نیستیم . طرف 70 درصد خوب باشد ، کافی است که وارد زندگی شوید و بعد با احتیاط و صبر و مشاوره هم به شما کمک می کند ، شما این خارها را می کنید ، بدون اینکه دستتان خونی شود و اگر نتوانستید ، دور آن زرورق می پیچید مثل خار گل که دورش می پیچید و از گل استفاده می کنید . شما هرگلی را بگیرید ، خارش را نمی کنید . در قضیه ازدواج مطلق گرا نباشید .آرمان گرا نباشید . گیرتان نمی آید و اگر با این فکر بروید ، مشکل پیش می آید و شوکه میشوید . گل رز که نماد عشق است پر از خار است .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
من هيچ گونه اطلاعاتي در رابطه با مسائل زناشويي ندارم و به دليل حرمت و خجالت هم رويم نمي شود از پدرم سؤال كنم لطفا به طور مختصر در رابطه با اعمال شب زفاف چگونگي آميزش كه منجر به حاملگي نشود توضيح دهيد؟
الف- آداب شب زفاف كه عبارت است:
1- ابتدا عروس و داماد وضو بگيرد.
2- تكبير در شب زفاف برخلاف مراسم جاهليت- كه متأسفانه عدهاى در عصر ما به بعضى از آنها گرفتاراند و شب زفاف را به بىعفتى و بىغيرتى تبديل مىسازند- در اسلام محمدى (ص)، نخستين حركت سازنده آن، با شعار «تكبير» آغاز مىگردد و آن، فلسفه و سرچشمه بسيار عالى تاريخى دارد.
3- خواندن دو ركعت نماز پس از گرفتن وضو، با حال خضوع و خشوع و دعاى ذيل كه بسيار در سرنوشت عروس و داماد مؤثر است: «اللهم ارزقنى الفتها و ودّها و رضا هابى و ارضنى بها و اجمع بيننا باحسن اجتماعٍ و انفس ائتلاف فانّك تحب الحلال و تكره الحرام خدايا الفت و مودت و رضايت زن را نسبت به من و رضايت مرا نسبت به او، بر من ارزانى دار و ميان ما را به بهترين وجه مجتمع نما و نيكوترين الفت را به ما عطا كن، همانا تو حلال را دوست مىدارى و حرام را زشت مىشمارى».
4- خواندن دعا و نيايش، كه بعد از خواندن نماز زفاف صورت مىگيرد.
5- دست داماد بر پيشانى عروس، پس از ورود عروس به اتاق زفاف، داماد دست خويش را در حالى كه رو به قبله مىايستد، بر پيشانى عروس مىگذارد و براى خود و عروس و اولاد آيندهاش از وى، دعا مىكند. «اللهم بامانتك اخذتها و بكلماتك استحللت فرجها، فان قضيت لى منها ولدا فاجعله مسلما سويّا ولا تجعله شرك شيطان خدايا اين زن را به امانت از تو گرفتم و با كلمات تو او را حلال كردم، اگر از اين زن فرزندى براى من مقرر فرمودى او را پربركت و پارسا قرار ده و براى شيطان در او بهرهاى قرار مده».
ب- آداب عمومى زناشويى: «مستحبات»
1- گرفتن وضو
2- گفتن بسم اللّه
3- در هنگام جماع تعجيل نكند و زن را براى آن آماده كند تا او هم كاملًا لذت ببرد.
4- جماع در شبهاى دوشنبه، سه شنبه، پنج شنبه يا جمعه باشد.
5- هنگام جماع با زن ملاعبه و بازى كند تا او كاملًا آماده شود.
6- جماع را وقتى انجام دهد كه زن ميل دارد.
7- نزديكى بهتر است در اول شب نباشد بلكه ساعاتى بعد از خوردن شام باشد زيرا معده پر است نزديكى موجب قولنج و فلج و رعشه و نقرس و سنگ درون و چكيدن بول و فتق و ضعف بينايى مى شود.
امام رضا (ع) فرمود اين عمل را در آخر شب انجام دهيد. زيرا براى بدن صالحتر و مايه اميد بيشتر و ذكاوت بيشتر براى فرزند كه در آن ميان ايجاد مى كند مى باشد.(1)
در اين رابطه، موارد مكروهى نيز وجود دارد كه بهتر است از آنها پرهيز گردد:
1- جماع در شب و روزى كه ماه و خورشيد گرفته است.
2- هنگام غروب خورشيد.
3- هنگام طلوع فجر تا طلوع آفتاب.
4- شب اول ماه غير از ماه رمضان.
5- در شب آخر ماه.
6- جماع بعد از احتلام در خواب.
7- جماع در اتاقى كه بچهاى وجود داشته باشد.
8- نگاه كردن به فرج هنگام جماع.
9- جماع به صورت عريان.
10- جماع در زير آسمان.
11- جماع رو به قبله و پشت به قبله.
12- هنگامى كه شكم پر است.
13- جماع در جايى كه كودكى باشد كه به آنها نگاه كند يا سر و صداى آنها را بشنود، هر چند چيزى متوجه نشود.
14- جماع در فرصت بين اذان و اقامه نماز كه مخصوص اعمال عبادى است.
15- جماع بدون وضو يا غسل.
16- جماع در شب عيد قربان.
17- جماع در شب عيد فطر.
در غير اين مواردى كه مكروه است در ساير مواقع نزديكى و مقاربت اشكالى ندارد.
براى آگاهى بيشتر ر. ك:
ازدواج مكتب انسانسازى (جلد سوم)، دكتر پاكنژاد
- حليه المتقين، ص 75- 70، علامه مجلسى
- ازدواج و مسائل جنسى، گروهى از نويسندگان
- بهشت خانواده، دكتر سيد جواد مصطفوى
در ضمن براى جلوگيرى از حاملگى بايد:
1. از انزال منى در رحم زن خوددارى كنيد يعنى جلوگيرى طبيعى انجام گيرد.
2. اگر در انجام كار فوق (جلوگيرى از انزال در رحم) مطمئن نيستيد از قرص جلوگيرى استفاده كنيد يعنى از زمان شروع عمل جنسى هر شب يك قرص جلوگيرى خانم مصرف كنند.
راه هاى ديگرى نيز براى جلوگيرى وجود دارد كه بعد از ازدواج و عروسى با مراجعه به مراكز بهداشت مى توانيد اطلاعات لازم را به دست آوريد يا از دوستانتان كه ازدواج كرده اند و در اين زمينه تجربه دارند سؤال كنيد. فعلا مطمئن ترين راه براى جلوگيرى
موقت استفاده از قرص جلوگيرى است كه خانم بايد استفاده كند.
پىنوشت
(1) سفينه البحار، ج 1، ص 181دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
قبل از ازدواج با پسر عمه ام رابطه داشته ام و حالا که ازدواج کرده ام ، رابطه ام ادامه دارد و صیغه خواهر و برادری خوانده ایم . آیا این درست است ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
در اسلام ، ما چیزی بنام صیغه خواهر و برادری نداریم و فتاوی مراجع تقلید ما هم ، همین است و تنها راه ارتباط دختر و پسر، فقط ازدواج است و صیغه خواهر و برادر ی با نامحرم ، مشروع نیست. این یکی از دامهای شیطان است . این اصلا دامی است که برای متدین ها پهن میکند . کسی که خیلی با دین نیست ، این کار را میکند و برایش مهم نیست و دنبال راه کار هم نمیگردد ولی شیطان ، این دام را برای افراد متدین پهن میکند . شیطان اول می گوید ، به عنوان خواهر و برادری و بعد که استارت زده شد ، کارش را بطور جدی شروع میکن . می گوید الان شما خواهر و برادر هستید . چرا دست همدیگر را نمیگیرید ؟ چون خواهرت است و گاهی رابطه برقرا رمیشود. آقا حس شهوانی بطرف ندارد و حس خواهر برادری دارند، آرام آرام شروع میشود ، خواهر و برادر محدودیتهایی ندارند ، دیده بوسی می کنند، سفر می روند، این جوری شروع میشود و انسان در دام می افتد . وقتی دو تا نامحرم در اتاق هستند، در را باز بگذارید. چون نفر سوم شیطان است . تا با همدیگر عشق ورزی نکنند، حرام است. به قدر ضرورت با همدیگر صحبت کنند. اگر حرف جدی هم بیشتر از ضرورت باشد مکروه است . این بخاطر این پیامدهایش است. ما این قدر از این سوژه ها داشته ایم. در وجود ما غرایزی است که ما نمیتوانیم به خودمان مطمئن باشیم . کسانی که ادعا میکنند ما محکم هستیم ، شما از حضرت موسی محکم تر هستید که وقتی ، پشت سر دختران حضرت شعیب راه می رفتند ، گفتند : شما پشت سر من بیا ، شما از یوسف قوی تر هستید که بگفته قرآن ، اگر بخاطر یوسف نبود ممکن بود او هم به خطا برود و ما ، او را حفظ کردیم. شما از حضرت مریم محکم تر هستید ، وقت حضرت جبرییل بصورت یک جوان نزد حضرت مریم ظاهر شد به خدا پناه بردند . شما از حضرت علی قوی تر هستید که می گفتند من به دختران جوان سلام نمیکنم چون میترسم آن ثوابی که به دنبالش هستم ، از گناهش کمتر باشد . ما نمیتوانیم به خودمان مطمئن باشیم . شیخ مقدس اردبیلی ، یکی از عالمان شیعه این قدر ایشان با تقوی بودند لقب مقدس را به ایشان دادند . یعنی قدیس . صیغه مبالغه و از ایشان پرسیدند که اگر شما با یک خانم در اتاق تنها باشید چه میکنید؟ گفتند: به خدا پناه میبرم . ما کجا ، مقدس اردبیلی کجا و حضرت علی کجا و ...
انسان نمی تواند به خودش مطمئن باشد. چون موجود عجیبی است . بخاطر همان غرایز است. خانمی فرمودند، من شوهر دارم. با یک جوان ارتباط پیامکی دارم و یکسال است که من، آن آقا را نمازخوان کرده ام. خانم چه میگویید ؟ حالا ادامه بدهید، ببینید چه میشود؟ بعد می بینید که گناهش خیلی بیشتر است . آقایی می گویند ازدواج کرده ام ولی با دختر دانشجویی ، فقط برای کمک، ارتباط دارم . خوب شما میتوانید از طریق موسسات کمک کنید. چرا به این دختر خانم؟ این ها کلاه شرعی و دامهای شیطان است .
www. ch3.iribtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
آیا درست است بعضی از خانواده از زمان بعد از خواستگاری تا زمان عقد با رابطه دختر و پسر مخالفت می کنند ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
این از سختگیری های بی مورد است . همین سخت گیری ها جوانان را به ارتباط های پنهانی می کشاند . پدران عزیز توجه کنند اينها تحت نظارت خودتان هستند و خواستگاری هم انجام شده و این ها می خواهند گفتگو کنند ، شما جلوی همین را هم می گیرید . دین اجازه داده است . هم در نگاه م هم در کلام اجازه داده است . البته دین توصیه هایی هم می کند که در هنگام گفتگو در باید باز باشد یعنی قفل نباشد و امکان رفت و آمد هم باشد . در ضمن احتمال خوف افتادن به گناه هم نباشد . اگر این ها باشد اشکالی پیش نمی آید .
www.ch3.irbtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
آیا درست است بعضی از خانواده از زمان بعد از خواستگاری تا زمان عقد با رابطه دختر و پسر مخالفت می کنند ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
این از سختگیری های بی مورد است . همین سخت گیری ها جوانان را به ارتباط های پنهانی می کشاند . پدران عزیز توجه کنند اينها تحت نظارت خودتان هستند و خواستگاری هم انجام شده و این ها می خواهند گفتگو کنند ، شما جلوی همین را هم می گیرید . دین اجازه داده است . هم در نگاه م هم در کلام اجازه داده است . البته دین توصیه هایی هم می کند که در هنگام گفتگو در باید باز باشد یعنی قفل نباشد و امکان رفت و آمد هم باشد . در ضمن احتمال خوف افتادن به گناه هم نباشد . اگر این ها باشد اشکالی پیش نمی آید .
www.ch3.irbtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
می خواهم از دختری که به خواستگاریش رفته ام ، سوال کنم که آیا با کسی دوست بوده یا نه . ولی راهش را نمی دانم . لطفا راهنمایی بفرمایید .
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
این از آسیبها و انحرافات است . این سوال قشنگی نیست . چرا می خواهید سوال کنید؟
اصلا سوال بجایی نیست که شما بخواهید بپرسید . من فرض می کنم شما آقای محترم که مومن و متدین هستید و اهل این ها نبوده اید و سراغ خانواده محترم و مومنی رفته اید ، در اینجا اصلا جا ندارد که شما این سوال را بکنید . شما بالاخره با یک شناخت به خواستگاری رفته اید . حالا شما گفتگو کرده اید و تحقیقات هم رفته اید و در مورد این خانم چیزهایی گفته اند ، اینجا شما دغدغه دارید و باید این دغدغه از بین برود اینجا اشکالی ندارد ولی لطیف سوال کنید . مثلا اصلا احساس شما نسبت به دختر خانم هایی که با جنس مخالف ارتباط برقرار می کنند چیست ؟ اگر اهل اینها نبوده باشد می گوید من نسبت به این ها احساس خوبی ندارم و خودم هم این طوری نبوده ام و دقت زیادی کرده ام . اگر محکم جواب داده اند خیالتان راحت می شود و آن چیزهایی که در باره ایشان گفته اند را بحساب کینه و حسادت بگذارید . و دیگر دنبال آن را نگیرید . ما در دین داریم که سوالاتی نکنید که به دردتان نمی خورد . اگر قانع نشدید می توانید بگویید: اگر آقایی سر راه شما قرار بگیرد چه برخوردی با او می کنید؟ و از جواب ها می فهمید و اگر باز قانع نشدید ، مستقیم بگویید کسی چیزی درباره شما گفته است .
حالا اگر خانمی قبل از ازدواج ارتباط داشته ، اگر کسی نمی داند و پشیمان شده و توبه کرده و حقی هم از خواستگار ضایع نمیشود ، لازم نیست که به خواستگار بگوید . ولی اگر همه می دانند و حقی از خواستگار ضایع شده ، باید بگوید چون اگر نگوید ، همه اش دلهره دارد که قضیه لو نرود و اگر طرف متوجه بشود احساس میکند سرش کلاه رفته است . اینجا بحث آبرو است . اگر آقا شرط کند که خانم دوشیزه باشد و بعد خانم دوشیزه نباشد ، عقد باطل است . اینمطلب را در پایان جلسه دوم بگویید و اگر دیدی طرف اهل قشقرق است اصلا نگویید و او را رد کنید ولی اگر دیدی طرف خوب است به او بگویید و از او قول بگیرید که این مطلب بین شما و او می ماند و خانواده اش هم متوجه نشود .
البته اگر برایتان مهم است .
www.ch3.irbtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
خواستگارم به سوالاتم جواب کوتاه و مختصر می دهند . چه کار باید کرد ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
خوب شما باز هم بپرسید البته سماجت نکنید . گاهی جواب دو پهلو می دهند . مثلا سوال می کنند اگرشما عصبانی بشوید ، ممکن است کسی را بزنید ؟ می گویند : استغفرالله . خوب این یعنی چه ؟ بالاخره می زنید یا نمی زنید ؟یا اینکه می پرسند : شما اهل معاشرت هستید؟ می گویند : اختیار دارید . در مورد انشاءالله هم همینطور است . خدا می خواهد شما می خواهید یا خیر .
www.ch3.irbtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
از کجا بفهمیم که خواستگار سلطه جو نیست ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
در گفتگو متوجه میشوید . مثلا با تحکمّ صحبت می کند و می گوید : شما باید این کار را بکنید . و استبداد رای دارد و می گوید : هرچه را من می گویم باید بشود و غیر این نمیشود . اینها یعنی رای من نه دیگری . یا لجاجت هایی که در مسائل می کند . اگر در گفتگو به این نتیجه رسیدید ، با دوستان و همکاران گفتگو کنید و قضیه را پی گیری کنید .
www.ch3.irbtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
اگر بعد از خواستگاری ، با نظارت والدین ، برای شناخت با خانم ارتباط داشتیم و بعد جواب منفی بود ، آیا خانواده دختر نمی گویند روی دختر ما اسم گذاشتید ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
ما می گوییم قبل از خواستگاری رسمی یک تحقیقی بکنید . ببینید طرفتان شرایط اولیه را دارد یا خیر و بعد اجازه خواستگاری بدهید . شناخت بعد از جلسه اول است و بعد از شناخت کلی است . و احتمال جواب منفی کم است . ما باید برای جواب منفی ، فرهنگ سازی کنیم . در فرایند خواستگاری افکار خرافی زیادی داریم که باید فرهنگ سازی کنیم و آن را از بین ببریم . باید جا بیندازیم که خواستگاری ، ازدواج نیست . ما از خواستگاری ، برداشت غلط کرده ایم . اگر فرهنگ سازی کنیم ، دیگر نمی گوییم چرا روی دختر ما اسم گذاشته اید .
www.ch3.irbtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
آيا براى انتخاب همسر بايد زيبايى يكى از معيارها باشد يا خير؟
قبل از پاسخ به اين سؤال، ابتدا بايد اشاره كنيم كه اساسا يك سلسله معيارها مقدم هستند كه شايد مهمترين آنها پاىبندى به دين و عقل، داشتن صداقت در صحبتها و برخوردها، و خودخواه و خودبين نبودن است. به نظر مىرسد اگر اين سه معيار وجود داشته باشند، شايد اكثريت قريب به اتفاق مشكلات زندگى خانوادگى مردم به سادگى قابل حل باشد. بعد از اين معيارهاست كه معيارهاى ديگرى نظير زيبايى مطرح مىشوند.
براى اين كه ظرافت نظرات اسلام در خصوص لازم بودن يا نبودن زيبايى معلوم شود، خوب است بدانيم كه در احاديث معصومان )ع( با توجه به شرايط زمانى، گاه زيبايى را يك شرط مهم دانستهاند و گاه اساسا اهميت آن را انكار كردهاند. توضيح مطلب اين كه در بسيارى از احاديث نقل شده از پيامبر اكرم )ص( تأكيد شده كه در انتخاب همسر فقط به ديندارى توجه كنيد، نه به ظاهر؛ و زيبايى اصلا نبايد مهم باشد. اما در برخى از احاديث امام صادق )ع(، علاوه بر ديندارى بر زيبايى زن نيز بسيار تأكيد شده است. شايد سر اين اختلاف در آن است كه دورهى پيامبر اكرم )ص( اوايل شكلگيرى جامعه اسلامى بود و مسلمانان در اقليت بودند و اكثر جامعهى اسلامى در فقر به سر مىبردند. در آن زمان تشكيل يك جامعهى اسلامى و پيوند بين مسلمانان اهميت و اولويت داشت. براى همين، اگر كسى با معيار زيبايى حركت مىكرد، شايد اصلا نمىتوانست همسرى پيدا كند. اما در دورهى امام صادق )ع( جامعهى اسلامى شكل گرفته بود و مسلمانان زياد بودند. در آن زمان، مشكل عمده اين بود كه با روى كار آمدن حكومت اموى به تدريج بىبندوبارى در كشور اسلامى شدت گرفته بود و اين خطرى جدى براى عفيف ماندن مسلمانان بود. در اين شرايط، امام صادق )ع( بر زيبا بودن همسر تأكيد مىكند، زيرا كسى كه غريزهى زيبايى جويىاش را با همسر شرعىاش اشباع كند، ديگر به زنان بيگانه چشم نخواهد دوخت. در واقع، اين زيبايى همسر، عاملى بود براى مقابله با عوامل تخريب خانواده. در جامعهى ما نيز با توجه به مشكلات روزافزونى كه از اين حيث وجود دارد، بعد از ديندارى، زيبايى نيز مىتواند به عنوان يك معيار مهم مطرح باشد.
اما در اين بحث، نكتهى شايان توجه اين است كه زيبايى مورد نظر ما تا حدودى نسبى است. يعنى زيبايى مطلق كه همگان آن شخص را زيبا بدانند مورد نظر نيست، بلكه مهم آن است كه در نظر مردى كه به خواستگارى رفته، زيبا جلوه كند؛ ولو از نظر شخص ديگرى چندان زيبا نباشد. به همين دليل، اگر بخواهيم واژهى دقيقترى در ادبيات فارسى به كار ببريم، شايد بايد به جاى »زيبايى«، واژهى »ملاحت« را به كار ببريم؛ ملاحتى كه حافظ در اين بيت مىگويد:
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آرى به اتفاق جهان مىتوان گفت
يعنى يك حسن و زيبايى داريم كه امرى مشترك بين همه است، اما يك مليح بودن و دلربايى داريم كه نسبى است. و اين همان خصوصيتى است كه مجنون در ليلى مىديد. گويند يك روز هارونالرشيد كه وصف ليلى و مجنون را شنيده بود، دستور داد ليلى را احضار كردند تا ببيند اين چگونه زنى است كه مجنون را مجنون كرده است. وقتى ليلى آمد، هارون او را زنى بسيار عادى و معمولى يافت. از مجنون پرسيد: »تو عاشق چنين زنى هستى؟! من زنانى به مراتب زيباتر در اختيار تو قرار مىدهم.« اما مجنون در پاسخ گفت: »آن زيبايى كه مرا شيفتهى خود كرده، تناسب اندام نيست. زيبايى ليلى را بايد از دريچهى چشم مجنون دريافت:
اگر در ديدهى مجنون نشينى
به غير از حسن، از ليلى نبينى«
لازمهى چنين زيبايى، علاوه بر زيبايى ظاهرى، نوعى زيبايى باطنى، و در واقع همان اخلاق پسنديده است. تأثير اين زيبايى باطنى به قدرى است كه مىتواند چهرهى ظاهرا زيبا را زشت و چهرهى ظاهرا زشت را زيبا نشان دهد. بهترين شاهد اين مدعا آن است كه اگر يك فرد زيبا رو به شما شديدا و به ناحق اهانت كند، حق شما را پايمال كند و موجبات رنج و زحمت شما را فراهم آورد، ديگر در نظر شما او نه تنها زيبا نيست، بلكه زشت نيز به نظر مىرسد. در نقطهى مقابل، بسيارى از استادان واقعى اخلاق را وقتى مىنگريد احساس زيبا و دلنشينى وجود شما را پر مىكند. در حالى كه اگر با معيارهاى عادى و ظاهرى بسنجيم، شايد قيافهشان چندان بهرهاى هم از زيبايى نداشته باشد؛ و اين همان ملاحت مورد نظر است. ملاحت و زيبايى معنوى به قدرى مىتواند چشمگير شود كه تمام عيبهاى ظاهرى را از ديدگان دور سازد:
گر هنرى دارى و هفتاد عيب
دوست نبيند به جز آن يك هنر
همسر شهيد چمران گفته است: »چند ماه بعد از ازدواج ما، يكى از دوستانم به من گفت: چگونه حاضر شدى كه با يك مرد كچل ازدواج كنى؟ به او پرخاش كردم كه: »همسر من كچل نيست.« و تازه آن روز بود كه وقتى به خانه برگشتم متوجه شدم كه همسر من بسيار پيش از ازدواج با من موهايش ريخته بوده و من در اين همه مدت، متوجه اين مطلب نشده بودم.
اين همان زيبايىهاى معنوى شهيد چمران بوده كه چنان چشمان همسرش را به خود خيره كرده كه وى متوجه ظاهر او نشده است!
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
چگونه است كه با رد و بدل شدن چند كلمه به نام »صيغهى عقد«، دو نفر با هم محرم مىشوند، مگر خاصيت اين كلمات چيست؟
حقيقت اين است كه ارزش كلمات در عالم انسانى فقط رد و بدل شدن يك سلسله اصوات نيست. ارزش كلمات به قدرى است كه خداوند ايجاد كردن موجودات را به سخن گفتن تشبيه كرده است: انما أمره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون. )يس 36 / 82: قطعا كه »امر« او آن گونه است كه به چيزى مىگويد »باش« و »موجود مىشود«. .
اگر كسى به ديگرى فحش و ناسزا بگويد، آن شخص ناراحت مىشود و اين ناراحتى امرى واقعى است. چگونه است كه يك انسان با غيبت كردن يا تهمت زدن، جهنمى مىشود؟ مگر غير از اين است كه فقط چند كلمه از زبان وى خارج شده است؟ به عبارت ديگر، افعال انسان، فقط آن چيزى نيست كه با دست و پايش انجام مىدهد، بلكه با سخن گفتن هم مىتواند افعالى انجام دهد. به همين دليل است كه جملات را به خبرى و انشايى تقسيم مىكنند. جملات خبرى از واقع حكايت مىكنند، اما انسان با جملات انشايى، عملى را انشا ]مساوى ايجاد[ مىكند و بر اين عملش فوايد فراوانى مترتب است. براى مثال، وقتى يك وزير حكم مىدهد كه فلان كس مدير كل فلان اداره باشد، با همين سخنش حقوق فراوان مادى و معنوى براى آن شخص منظور مىشود، به طورى كه اگر مثلا حقوق مادى او را ندهند، مىتواند شكايت كند. به همين ترتيب، با خواندن چند كلمه، »عقد« انشا ]مساوى ايجاد[ مىشود و با انشاى عقد، دو نفر با هم محرم مىشوند.
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
با توجه به اینکه در ازدواج های سنتی ما هیچ راهی برای شناخت طرف مقابل وجود ندارد ، من نمی دانم چطور در این فرایند همسر آینده ام را انتخاب کنم ؟
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
اگر منظورشان ازدواج های سی چهل سال قبل باشد ، بله آنجا راهی برای شناخت وجود نداشت . و راه شناخت کم بوده است . ولی جالب است در همان زمان جواب می داده است . چون ساختار اجتماعی آن زمان متفاوت بوده است . الان ساختار اجتماعی عوض شده است . ولی هنوز ما در مناطقی از ایران داریم که به همان سبک سنتی ازدواج می کنند و موفق هم هستند . در فضایی بسته و شناخت هم پیدا نمیشود و حتی بعضی مواقع عروس و داماد همدیگر را نمی بینند . موفق هم هستند زیرا ساختار اجتماعی شان همان ساختار قبلی است . در کلان شهرها چون ساختار اجتماعی عوض شده است و آن روش جواب نمی دهد . هدف ما جا انداختنن آن روش سنتی نیست . ما می خواهیم ازدواج سنتی را به روز کنیم . ما می خواهیم رکن اساسی ازدواج سنتی را باز کنیم و اگر این اتفاق بیفتد ، شناخت امکان دارد . به اعتقاد بنده شناخت با شیوه مدرن ازدواج ، امکان پذیر نیست و یا خیلی سخت است . در ازدواج سنتی یک نفر نیست که می خواهد شناخت پیدا کند ولی در ازدواج مدرن ، یک نفر است که می خواهد شناخت پیدا می کند. یعنی شناخت فردی است ولی در خواستگاری سنتی شناخت جمعی است . یعنی پدر و مادر دو طرف و بزرگان هستند که با تجربه چندین ساله محک می زنند و عقلایی نگاه می کنند و احساسی عمل نمی کنند . شغل پدر طرف و جایگاه اجتماعی آنها را می بیند در حالیکه دختر به تنهایی به این ها توجه نمیکند . دختر خانم به آقا پسر نگاه می کند و آقا پسر ، به دختر خانم نگاه می کند . اما مادر آقا پسر به اطراف هم نگاه می کند و به سلیقه مادر دختر خانم در چیدن میوه هم نگاه می کند . برخورد اعضای خانواده را با هم می بیند . در اینجا شناخت خیلی منطقی تر است تا در خیابان و کوچه که همدیگر را می بینند و می خواهند در کافی شاپ به شناخت برسند . در ازدواج های مدرن ، پیام ها عاطفی است ولی در ازدواج های سنتی ، پیام های شناختی است . یعنی وقتی طرف به خواستگاری می آید ، برای شناخت است . در ازدواج های سنتی ، سوالها از قبل طرح میشود . سوالها تجزیه و تحلیل میشود و تناقض ها مشخص میشود . در این ازدواج ها امکان تحقیق هست . در ازدواج مدرن این امکان وجود ندارد زیرا خود جوان نمیتواند تحقیق کند و در ضمن به او جواب نمیدهند و موضع تهمت است . در این ازدواج ها امکان شناخت خیلی بیشتر است . اگر می خواهید قبل از خواستگاری کسی را تحت کنترل بگیرید ، حتما کنترل نامحسوس باشد و کنترل از طرف خواهر و یا مادر باشد بهتر است تا خود پسر .
www.ch3.irbtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
آيا تخيل دربارهى همسر آينده )اگر هنوز شخص خاصى مورد نظر نباشد( اشكال دارد؟
در اين جا به نظر مىرسد دو گونه تخيل مطرح باشد: يكى تخيل دربارهى جسم او، كه در واقع مشغول شدن ذهن به خيالهاى شهوانى است و از اين جهت، مانع كمال انسان مىشود، بلكه انسان را به سقوط مىكشاند. بحث تخيل را در پاسخ سؤال 3 - 1 تا حدودى مطرح كرديم. اما به نظر مىرسد مقصود از اين سؤال، حالت دوم باشد؛ يعنى انسان پيشاپيش دربارهى صفات همسرى كه مىخواهد با او ازدواج كند بينديشد. پيش خود فكر كند كه خوب است او چه صفاتى داشته و چه صفاتى نداشته باشد و در واقع، در جستوجوى معيارهاى يك همسر خوب باشد. چنين مطلبى نه تنها ناروا نيست، بلكه بسيار خوب است و موجب مىشود انسان با چشم باز و آگاهانه همسر خويش را انتخاب كند. هم چنين خوب است جوان مجرد، اگر چه هنوز قصد ازدواج ندارد، اما همواره از خدا بخواهد كه همسر خوبى نصيبش كند؛ ولو به اين صورت كه: »هر وقت خواستم ازدواج كنم، همسر خوبى نصيبم شود« و اين آيه را نيز در دعاهايش بخواند كه: »ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قرة أعين و اجعلنا للمتقين اماما«. )فرقان 25 / 74: پروردگارا، همسران و فرزندانمان را مايه روشنى چشم ما قرار بده و ما را امام متقين گردان. .
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب
پرسش :
آیا نان خالی و عشق میتواند آرمانی باشد ؟ بعضی ، عشق های قبل از ازدواج و روابط پنهانی دارند. شما در این مورد صحبت کنید.
پاسخ از حجت الاسلام حسين دهنوي:
ما با ارتباطات قبل از ازدواج بدون نظارت خانواده مخالف هستیم . نکته اش این است که ما با اشک ها و ناله های زیادی روبرو هستیم . ما مشاور جوانها بوده ایم هر دو جوان هستند سرشار از عاطفه و در اوج غرایز جنسی هستند وقتی کنار هم قرار میگیرند ، فعل و انفعالات هورمونی در وجودشان شکل میگیرد و احتمال خطر بسیار زیاد است . بویژه برای خانم که ممکن است گوهر عفتش در خطر قرار گیرد .
دیگری موضوع اتهام است .دو نفر واقعاً به قصد ازدواج با هم ارتباط برقرار میکنند دیگران که نمیدانند شما به قصد ازدواج رفت و آمد میکنید . ممکن است فامیل نزدیکی شما را با آن آقا ببیند او چه برداشتی میکند . بعد اگر به ازدواج منتهی شود بعد توضیح میدهیم که ایشان نامزد من بودند ولی اگر به ازدواج منتهی نشود پرونده دختر سیاه میشود . گذشته از اینکه موضع تهمت است . امکان شناخت هم نیست . موضوع این است که خانم میگوید ارتباط ما به خاطر شناخت است آخر چه جور شناختی میتواند باشد . دو جوان که سرشار از عاطفه هستند از همه چیز حرف میزنند جز شناخت حتی اگر دو سال باشد . یعنی همه چیز توی این رابطه هست جز شناخت . اگر یک سوال هم بکنند موجب انحراف میشود ولی در فرایند خواستگاری سوالها را میپرسند و همه چشمها آنها را نگاه میکنند ، گفتگو میکنند ، کسانی که به این سمت و سو میروند خیال میکنند امکان شناخت هست حالا این ارتباطات قبل از محرمیت به ازدواج ختم میشود که در خیلی ها هم این اتفاق افتاده است. که شیطان وسوسه میکند بخصوص خانم را که خیلی برایشان مهم است . خیلی خانم ها قبلا ارتباط داشته اند و حالا تردید کردند و اعتمادشان از همدیگر سلب میشود . آقا میگوید ایشان که قبل از ازدواج با من رابطه داشته ممکن است قبلا هم با دیگران هم داشته است . خانم ها قضیه خیلی برایشان جدی است . اگر این ارتباط به ازدواج ختم نشود سرخوردگی ایجاد میشود بویژه برای خانمها بوجود می آید . من هشدار میدهم سرخوردگی ، احساس شکست ، افسردگی حاد و اگر این خانم مورد سوء استفاده قرار گرقته باشد ، نفرت از پسرها و مردها پیش می آید و روحیه مرد گریزی پیدا میکند و اگر خانم به آقا جواب رد داده باشد آقا نفرت از خانم ها و ازدواج گریزی . دختر خانم ها فرصت ازدواج را از دست میدهند مثلا اگر دو سال با هم ارتباط داشته اند طبیعی است این خانم خواستگارهای خوب را رد کرده است و واقعاً ما این ارتباط را صلاح نمیدانیم . زیرا ارتباط مناسبی نیست حتی اگر به تعبیر بعضی جوانها که میگویند عشق ما پاک است و مراقب خودماه هستیم که گناه نکنیم . خوب بفرض هم که مراقب هستید که آن خطرات اتقاق نیفتد به ازدواج هم منتهی شود . معمولا در این مدت ارتباط عشق ایجاد میشود و آدمها کرو کور میشوند. روایت داریم : عشق یک چیزی است که انسان را کر و کور میکند . پای کار که میرسند از اصول و شرایطشان دست بر می دارند. بفرض کر و کور هم نمیشوید در این مدت عاطفه خرج همدیگر میکنید بعداً کم می آورید . بعضی ها میگویند ما گناه نمیکنیم و مواظب خودمان هم هستیم و اجازه نمیدهیم کر و کور بشویم و نه عاطفه خرج هم می کنیم اگر یک چنین چیزی باشد ما با این رابطه حرفی نداریم .این رابطه سالم و مشروع قابل قبول شرع است مثل دو تا همکار که در سر کار با هم سلام و علیک دارند و احوال پرسی میکنند . در حد ضرورت هم صحبت میکنند . همدیگر را زیر نظر دارند و قصد ازدواج دارند . پرونده ها را هم ، با هم رد و بدل میکنند ، حرف هم میزنند ولی هیچ کس نمیگوید این ها دوست پسر و دختر هستند . همکاران نمیگویند این ها با هم سر و سری دارند ، پچ پچ نمیکنند . مثلا یک دختر عمه و پسر دایی خانه همدیگر رفت و آمد میکنند حال و احوال پرسی میکنند یا دو تا دانشجو اگر این نکات رعایت شود ما حرفی نداریم بحث این است که رعایت میشود یا خیر . من در اصل اینکه میتوان این ها را رعایت کرد شک دارم .
www.ch3.irbtv.ir
دانستنی های عمومی در مورد تربیت و مشاوره
ادامه مطلب









