پرسش :
چرا کسی که دین خود را عوض می کند مرتد خوانده می شود؟
پاسخ :
گاهی اوقات محدوده هایی را که دین برای آزادی ها بیان می کند به مصلحت عمومی بشر است . بین جسم و معنویت ، وجود معنوی انسان اشرف بر جسم است . گاهی اوقات حرکت به سوی برخی از انحرافات باید توسط یک مجازاتی تبیین شود . یعنی این مسئله یک عامل بازدارنده شود . طبق آماری که در خود کشور آمریکا داده شده ، سالانه شانزده هزار نفر به واسطه ی مشکلات غیر اخلاقی (جنسی ) کشته می شوند . در خصوص حکم سنگساری که در این مورد در دین اسلام وجود دارد ، برخی از افراد مخالفت کرده و می گویند که حکم سنگینی است . اما اگر در همان کشور این حکم جاری شده و عده ای سنگسار شوند ، از کشتن این همه افراد جلوگیری می شود. لذا می توان گفت که گاهی اوقات یک حکم، مصلحت عمومی شارع مقدس است . شما پذیرفته اید که آزادی های انسان باید در یک چارچوب قرار بگیرد . بهترین کسی که به این چارچوب واقف است ، کسی که این بشر را خلق کرده و می تواند مسیر را برای او ایجاد کند . بنابراین می تواند بگوید که چگونه زندگی کنید تا این زندگی منجر به سعادت شما شود . ما در بحثی مانند ارتداد باید به این مسئله توجه داشته باشیم ، وقتی که کسی این مسئله را علنی کند ، یک ترویج باطل است . امروزه در جوامع غربی هم اگر کسی اشتباه کند او را روی صندلی الکترونیکی می نشانند . بشر برای حفظ سلامت جسمی افراد دیگر، گاهی اوقات جان یک انسان را می گیرد . حالا اگر یک مسئله ای به روح و معنویت انسان و همینطور آخرت انسان که یک آخرت ابدی است لطمه وارد کند ، قطعاً باید مجازات داشته باشد . کسی لایق گذاشتن این مجازات است که خود، ماوراء را بشناسد . کسی هم غیر از شارع مقدس که خداوند متعال است، نمی تواند این حکم را وضع کند .
در کشور ایتالیا فرزندان دو نفر از بزرگان کشور را بخاطر مذهبی که انتخاب کرده اند ، به سرعت به شهادت می رسانند . بنابراین در اروپا نیز این اتفاقات می افتد . در لا اکراه فی الدین ، ما یک حکم فردی داریم . اینکه ما در دین اکراهی نداریم . نه در مقدمه و نه در ادامه ی آن هیچ اکراهی نیست . مثلاً من از یک مسلکی می خواهم به مسلک دیگری وارد شوم . هیچ اکراهی وجود ندارد می توانم تحقیق کرده و یک راهی را انتخاب کنم . حتی وقتی وارد یک مسلک شدم ، در ادامه به این نتیجه می رسم که این مسلک یک تعارض هایی را دارد . بخاطر این تعارض ها و تناقض ها از آن راه باز می گردم . در هر دو لا اکراه فی الدین است . اما آن چیزی که باعث کمال و نقصان انسان است روشن شده است . در این خصوص یک حکم اجتماعی وجود دارد . اگر اندکی به آن دقت کنیم همه آن را می پذیریم . من می توانم در یک دینی تحقیق کنم اما حق ندارم فساد ایجاد کنم . مثلاً یک نفر مبتلا به یک بیماری مهلک و مسری است . دوست دارد که برای هوا خوری به پارک بیاید . به او اجازه نمی دهند . الان در تمام جوامع دنیا برخی از بیماری های مسری را محدود و قرنطینه کرده و اجازه نمی دهند که وارد جامعه شوند . اگر فردی در یک سن خاص به این نتیجه رسید که این مسلک و دینی را که دارد نمی خواهد و بخواهد دین دیگری را انتخاب کند ، هیچ مانعی وجود ندارد . ما یک سری احکام فردی داریم که ناظر به فرد است و در این صورت هیچ مانعی نیست . ولی اگر آن را به صورتی بروز دهید که باعث افساد جامعه شود ، جلوی آن گرفته می شود . در احکام شرعی ما ، تا زمانی که کسی خلاف عقیده ی قبلی خود را به حد ابراز اجتماعی نرساند اشکالی ندارد . بنابراین ارتداد یعنی بازگشتنی که با اظهار و ابراز باشد . شما الان در یک جامعه زندگی می کنید و قانون آن را قبول کرده اید . بنابراین حتی اگر کلیمی هستید هم باید حجاب را رعایت کنید . اینکه برخی از علمای تشیع حتی اهل کتاب را نجس می دانند ، یک حکم فقهی فرعی است . خیلی از علماء نیز آن را قبول ندارند . ما الان با دنیا و ادیان مختلف تعامل داریم . مسئله ی اجتماعی حجاب این است که ما زن را گوهر گرانبهایی می دانیم که اگر این گوهر بخواهد کارکرد خود را در جامعه به عنوان یک فرد متشخص داشته باشد . و به عنوان یک کالا و ابزار در برابر چشمهای نامحرم قرار نگیرد، باید حجاب داشته باشد .
امروز اگر ما در جامعه کلیمی ، ارمنی و غیره داریم وقتی وارد جامعه می شوند باید حجاب خود را رعایت کنند . این قانون اجتماعی است . گاهی اوقات برخی از اموری که بسیار مهم است ، اسلام جامعه را تحریک می کند تا نسبت به آن مسئله حساسیت داشته باشد . یک زمانی یک جوانی نزد من آمده و گفت من می خواهم مسیحی شوم . به او گفتم اشکالی ندارد این کار را انجام بده . ولی به این شرط که در انتخاب این دین عقلانیت را به میدان بیاورید نه احساس را . نه اینکه دین دیگری را انتخاب کنید که حجاب نداشته باشید . اصول دین ما، اصول عقلانی است و باید نسبت به آن فکر کرد . گرچه انسان می تواند از روایات هم استفاده کند . اما باید تحقیق کرده و نسبت به آن اندیشه کند . بنابراین اگر فرد فکر کند قطعاً به این موضوع اذعان خواهد کرد که آخرین دین ، کاملترین دین است . عقل که بستری است برای ترسیم آزادی ، قطعاً چیزی غیر از اسلام را انتخاب نخواهد کرد . یکی ازجایگاه هایی که ما در امور عمومی جامعه کم داریم ، بحث اعتقادات است . چطور فرد تحقیق کند ؟ باید مطالعه کند ، نشست هایی همراه با سوال و جواب وجود داشته باشد تا او به اعتقادات خود برسد . با توجه به اینکه من ادیان دیگررا نیز مطالعه کرده ام ، اگر من را به زمانی که قرار است انتخاب دین بکنم بازگردانند ، با این شناختی که دارم باز هم اسلام را انتخاب خواهم کرد . این یک نظر شخصی نیست بلکه یک نظر عقلانی است .
کلمات کلیدی :
مرتد / عوض کردن دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پاسخ : کلمات کلیدی :
[ چهارشنبه 28 تیر 1396 ] [ 6:26 AM ] [ رضا اردکانی ]
پرسش :
دین و فرهنگ تواماً میتواند در راستای توسعه و رشد اقتصادی تاثیر به سزایی داشته باشد،با اینکه کشور ما از نظر فرهنگی 6 هزار سال قدمت دارد و از نظر دین هم کامل هستیم،در حال حاضر کشورهایی که از نظر توسعه همزمان با ما شروع کرده اند،از ما سبقت گرفتند. علت چیست؟
در اینجا باید توجه کرد که به ارزشها ایراد میگیریم یا به وارثان آن ارزشها. اگر ارزشها را خوب بشناسیم و از آنها استفاده کنیم،به توسعه دست پیدا خواهیم کرد.اما صرف وجود ارزشها و 6هزار سال قدمت برای این نسل کاری انجام نمیدهد.اگر ارزشها به خوبی شناخته شد و ارزش آن ارزشها را کشف کردید و سعی در به کارگیری آن در زندگی امروز کردید،آنگاه به زندگی متفاوت و بهتری دست پیدا کردهایم.از طرفی اگر ما نسل خوبی نباشیم و نتوانیم بخوبی از میراث استفاده کنیم،طبعاً راه گذشته و وخیمتر ادامه پیدا خواهد کرد.
دین / فرهنگ / توسعه و رشد اقتصادی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
نگاه اسلام به طور مشخص به مقوله توسعه چگونه است ؟
نگاه اسلام به انسان اصولاً نگاه رشد است. یعنی انسان دارای یک ظرفیتهایی است که یکی از این ظرفیتها،ظرفیت الهی و معنوی است. قصد اسلام فقط انگشت گذاشتن بر یک ظرفیت نیست بلکه با تمام آنها به نحوی سر و کار دارد و تعالیم دینی برای رشد همهی این ظرفیتها بیان شده است .این ظرفیتها فقط مادی نیست. اگر ظرفیتهای انسانی و معنوی رشد نکند ممکن است به بالاترین حد تکنولوژی و قابلیتهای مادی دست پیدا کنیم ولی در درون جامعه مشاهده میکنیم نیمی گرسنه هستند،ظلم و استثمار فزونی پیدا میکند. در حالی که در زندگی های دینی سطح رفاه مالی ممکن بود کمتر باشد اما رضایت از زندگی بسیار زیاد بود.بنابراین در درون انسان تمامی این ظرفیتها وجود دارد فقط کافی است محیط را آماده کرد.
اسلام / توسعه
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
آیا مصادیقی وجود دارد که ارزشهای اسلامی موجب توسعهی پایدار در کشورهای غربی شده باشد اما در مورد کشورهای اسلامی این موضوع صدق نکند؟
بنابر اعتقادات دینی ، ما معتقدیم که تمام ارزشهایی که موجب ارتقای انسان میشود،ریشهی دینی دارند. برای کشورهای غربی هم میتوان از این قاعده استخراج کرد که هر آنچه در غرب در جهت ارتقای انسان بوده است منافاتی با ارزشهای ما ندارد اما اگر ارزشها را با شاخصهای کمی و مادی اندازهگیری کنیم،در خیلی از مسائل با آن نوع توسعه منافات پیدا میکنیم.
ارزشهای اسلامی / توسعهی پایدار / کشورهای غربی / کشورهای اسلامی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
توسعهی پایدار بر پایهی ارزشهاست. آیا ارزشها کلی است یعنی برای همهی اقوام این ارزشهای حاکم توسعه پیدا خواهد کرد؟
آنچه که در نظریههای توسعه مطرح میشود اگر بخواهد بعد جهانی داشته باشد باید عام باشد و اگر خاصگرایانه باشد مختص به یک قوم خواهد شد. بنابراین این ارزشها کلی است. به طور مثال بر توسعهی پایدار یا اعلامیهی هزاره که از اعلامیههای مهم برای توسعه پایدار به شمار میرود،اعلام میکند باید ما تا 2015 سعی کنیم،محرومیتهای مربوط به آموزش و پرورش را کم کنیم که این دیدی کلی است که از یک اصل حق سواد آموزی خواه برای دختر، خواه برای پسر، سرچشمه میگیرد.همهی جوامع با این ارزش درگیر هستند اما بعضی از جوامع با این ارزشها همسو هستند و راحتتر به جلو رانده میشوند و برای بعضیها این راه،دشوار است.خوشبختانه مسلمانان به دلیل توصیههای موکد دین مبنی بر علمآموزی،با این مسأله مشکلی نداشتهاند.
توسعهی پایدار / ارزش ها
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
اگر محدودیتهای خرافی برگرفته از احکام اسلام که توسط اندیشمندان معاصر ایجاد شده را رفع و برطرف کنیم،آیا جوامع اسلامی میتوانند به توسعهای که خارج و بدون الگوپذیری از فرهنگ غربی است،دست پیدا کنند؟
اگر خرافهها شناسایی شود و دین و جامعهی دینی را تا جایی که امکان داشته باشد جدا از خرافات کنیم،زمینه برای رشد فراهم خواهد شد.
احکام اسلام / محدودیت های خرافی / جوامع اسلامی / فرهنگ غرب
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
توسعهای که امروز به آن دست پیدا کردیم،آیا مدیون لجام گسیختگی توسعه یا نبود محدودیتها نیست؟چه بسا اگر این محدودیتها و چارچوبها مثل دین وجود داشت امروز در جایگاه امروز خود نبودیم؟
مارکس وبر یکی از بزرگترین جامعهشناسان غرب بیان میکرد که توسعه غرب در پرتو اصلاح دینی صورت گرفت و ایدهی معروف ایشان یعنی اخلاق پروتستانی موید همین موضوع است که این دیدگاه را بسیاری در دنیا اعتقاد دارند البته گروهی هم از جمله مارکسیستها با آن اختلاف نظر داشتند که با فروکش کردن مارکسیست، اهمیت این عقیده بیشتر شد. بنابراین اگر از دید علوم اجتماعی بنگریم،دین نه فقط ضد توسعه نبوده بلکه بشر را از بسیاری از مشکلات و سدهای فکری آزاد کرد. در حقیقت دین، یک تفکر انقلابی است.
توسعه / دین / محدودیت / چارچوب دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
گروهی از افراد ادعا دارند که با فاصله گرفتن از دین و رفتن به سوی مدرنیته میتوان به سطوح بالاتر رفت. این ادعا درست است؟
این نگاه یک نگاه و تفکر جهانی و ملی نیست. دین در این راستا نه تنها الگو دارد بلکه تنها پاسخ کارآمد که تضمین اجرا دارد هم میباشد که این دین میتواند شامل هر نوع دین شود البته در اولویت آنها ادیان ابراهیمی قرار میگیرد. بنابراین پاسخ کارآمد به این مشکلات فقط به فقط از دریچهی دین حل میشود.
دین / فاصله از دین / مدرنیته
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
کشورهایی که اعتقاد و باور دینی دارند به مقوله توسعه از منظر دین نگاه میکنند. آیا دین میتواند درمان جدی برای رفع این بحرانها باشد یا صرفاً کارکردی مسکن گونه دارد؟
در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یک، این فهم عمیقتر شده و انعکاس پیدا کرد.در ابتدا که توسعهی پایدار مطرح شد قرار بود که توسعهی اقتصادی و اجتماعی از یک سو، توسعهی سیاسی از سوی دیگر و توسعهی زیست محیطی هم از سوی دیگر درکنار هم باشند .به سرعت تغییری در این رویکرد دادند و اذعان داشتند که این سه مورد را هنگامی که کنار هم قرار میدهید یک توسعهی پایدار ضعیف به دست میآید.در حالی که جهان به یک توسعهی پایدار قوی نیاز دارد و آن توسعهای است که تمام عناصر توسعه از جمله،اقتصادی،اجتماعی و سیاسی را در درون یک دایره بزرگتر به عنوان محیط زیست،به عنوان ارزشهای دینی و معرفت،لازم است یعنی یک سطح بالاتر عقل مطرح شد.
دین / اعتقاد و باور دین / رفع بحران
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
انسان میراثدار زمین است. آیا دین میتواند الگوهایی برای انسان تبیین کند تا میراثدار خوبی بر روی زمین باشد تا بدین وسیله توسعهی زندگی خود را سامان دهد؟
تجربه ثابت کرده که حرکت بشر به سوی معنویت و دین است. بعد از جنگ جهانی که بحث توسعه به طور جدی مطرح شد، یک طرز فکر وجود داشت و آن این بود که رشد اقتصادی را بیشتر کنیم، زمانی که رشد اقتصادی حاصل شد،در کنار و نتیجهی آن چیزهای خوب دیگر هم همراه خود میآورد و مردم با یکدیگر زندگی بهتر،امنیت بیشتر و آسودگی خاطر خواهند داشت. اما نتیجهی دو سه دهه اول توسعه و صنعتی شدن این نبود به طوری که جهان به سوی ناآرامی سوق داده شد،اخلاق سیر نزولی را طی کرد،کیفیت زندگی تنزل پیدا کرد و شورشها و خشونتها جهان گستر شد. در سیر تاریخی هم اگر دقت کنیم مشاهده خواهیم کرد که دو جنگ جهانی در کشورهای توسعه یافته رخ داد. بنابراین گروهی به رفع این مشکل پرداختند و دربارهی همین بُعد جدید به صحبت پرداختند.به طور مثال اذعان داشتند چون ما انسان هستیم پس باید شاخصهای انسانی را وارد کنیم و نه شاخص توسعه را. تعاریف اولیهی شاخصهای انسانی بسیار محدود بود. مثلاً تعداد بیمارستان،تعداد تخت بیمارستان نسبت به جمعیت،مرگ و میر نوزادان. آنچه مشاهده میشود این است که شاخصها جنبهی کمی دارند. برای اینکه اینها در جامعهی بشری تحقق پیدا کند، نهادهایی از جمله سازمان ملل تاسیس شد. در دهه 80 و 90 بازنگری دیگری که تحت تاثیر مشکلات صنعتی شدن داشت صورت گرفت.پدیدههایی مثل آلودگی محیط زیست باعث شد که بحث توسعه پایدار مطرح شود،در حال حاضر هم این بحران ادامه دارد.
انسان / میراث دار زمین / دین / توسعه ی زندگی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
در باب اسلام،توسعه و ارتباط با دین مقدمهای را بیان کنید؟
بحث توسعه و پیشرفت،بحثی فنی، دور از زندگی بشر و فقط مختص سازمان برنامه و بخشهای برنامه ریزی وزارت خانهها نیست بلکه توسعه در چند دهه گذشته خصوصاً از جنگ جهانی دوم به بعد، در متن زندگی تمامی انسانها وارد شده و همهی شئون زندگی از برنامهریزیهای دولتی تحت عنوان برنامههای توسعه تاثیر میپذیرد. بنابراین نیاز به یک حساسیت نسبت به واقعیات ملموس هم هست یعنی بررسی شود که آیا این برنامه و مفهوم توسعه اصولاً ارتباطی با معنویت،دین و اخلاق دارد یا صرفاً پدیدهای فنی و اقتصادی در اختیار متخصصان این رشتههاست. تجربه ثابت کرده که بدون مشارکت و دخالت موثر شهروندان خصوصاً دانشجویان، برنامههای توسعه هرگز به خوشبختی منجر نمیشود.
اسلام / دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
کشور ایران به عنوان کشوری که پرچمدار دین است،آیا برای گسترش دین باید تولید علم کند یا اینکه قسمتهای مختلف دین را برای مردم جهان تبیین کند؟
بهترین کاری که ما میتوانیم در کشور خود انجام دهیم این است که یک الگوی جایگزینی به دنیا ارائه دهیم و این الگو هرچه جذابتر باشد،مخاطبان بیشتری به سویش گرایش پیدا خواهند کرد و مردم دنیا هم همیشه به دنبال بهترین الگوها هستند تا از آن تبعیت کنند. و در حال حاضر هم سیر به سمت بازگشت به معنویت است.
ایران / پرچمدار دین / گسترش دین / تولید علم / تبیین دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
دین و خشونت تواماً در حال نقشآفرینی است آیا این دیدگاه درست است؟ مصداقی برای موفقیت به میان آمدن دین برای زندگی بشر بیاورید.
بحث دین و خشونت،ابعاد مختلفی دارد. در بعد اول باید به تحلیل این مسأله پرداخت که دین در طول تاریخ،تمدنساز بوده و هر فکر تمدنسازی یک نیازی به خشونت مجازپیدا میکند. به طور مثال یکی از اشکالاتی که به اسلام گرفته میشود این است که چرا در اسلام چیزی به عنوان جهاد وجود دارد. مسیحیت در شکل فعلی، دینی است که به دنیای مردم کاری ندارد و به خود افراد واگذار میکند. در حالی که اسلام دینی است که پیامبر اکرم (ص) علاوه بر اینکه مشعلدار معنویت بوده، مشعلدار یک حکومت زمینی نمونه هم بوده است و در حکومت زمینی نیاز به خشونت مجاز است. فی المثل هنگام حمله باید از خود دفاع کرد. بنابراین تفاوت اسلام و مسیحیت در عنصری به نام جهاد و قوانین کیفری به خاطر این است که اسلام علاوه بر اینکه دینی است که میتواند آخرت را بسازد، قصد سازندگی دنیا را هم دارد. و بهترین الگوی حکومت دینی که برای مسلمانان قابل قبول است،حکومت پیامبر اکرم (ص) در مدینه است. در بُعد دوم، گاهی اوقات دین ایدئولوژی میشود. از دین میتوان بسیار سوءاستفاده کرد وقتی دین ایدئولوژی شود، آنگاه خطرناک میشود.نمونهای از این نوع دین القاعده و طالبان است.اینها اذعان میدارند که حق با ماست و خود ما دین اسلام هستیم و کسانی که ما را قبول ندارند کافر هستند و باید کشته شوند. بنابراین از دین میتوان سوء استفاده کرد همانطور که علم،اخلاق و دیگر چیزها را میتوان مورد سوءاستفاده قرار داد.
دین / خشونت / زندگی بشر
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
آیا دین ایدئولوژی است؟
خیر، دین در اصل ایدئولوژی نیست. ایدئولوژی عبارت است از:"یک ایده و منطق" یعنی یک فکر و منطق ساده که با این منطق ساده تمام مسائل پوشش داده میشود. حال گروههایی مثل طالبان دین را به شکل ایدئولوژی در میآورند که در این صورت بسیار خطرناک خواهد شد.
دین / دین ایدئولوژی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
گویی تاریخ حکایت از این میکند که غرب مدام در مقابل دین قرار گرفته آیا این دیدگاه درست است؟
در دورانهای مختلف متفاوت است.غرب در قرون وسطی،بسیار دیندار بوده به طوری که جنگهایی که در این دوران شکل میگرفت و مشکلاتی که در غرب پیش میآمد به خاطر تعصبهای زیاد دینی کلیسا و مسیحیان آن دوران بوده است. شروع این نهضت از دوران رنسانس،بعد از انقلاب فرانسه ،انقلاب آمریکا و تغییرات سیستم سیاسی در انگلستان بوده است.آن چیزی که بشر به عنوان دین میشناخت و بر فضای جامعه حاکم بود،باعث عقبماندگی کشورهای غربی بوده و هر چه از دین فاصله گرفته شد، بیشتر به ثروت و قدرت دست پیدا کردند. در واقع، بشر اروپایی در قرون 18و19 و اوایل قرن بیستم به شدت به این سمت گرایش پیدا کرد.بنابراین قرن بیستم،قرن میوه دهی و ثمردهی سکولار است و این قرن،خونبارترین قرن تاریخ بشر بوده است چرا که دو جنگ جهانی یکی از جنایت های این قرن است و قدرت در کل جهان در دست نیروهای ضد دین بود.در اواخر قرن 20 بشر بر کاشته ی خود بازنگری کرد و به تلخ بودن آن پی برد و در این زمان فلسفههای پست مدرن شکل میگیرد.
حکایات تاریخ / دین / غرب مقابل دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
در مسیر دین و معنویت از بطن تاریخ فراز و فرودهای بسیاری دیده میشود، در یک جایگاه، کسانی، به نام دین اتفاقاتی را شکل دادند که با ذات دین کاملاً مغایرت داشته یعنی دینی که قرار است رهگشای زندگی بشر باشد، گویی بر زندگی بشر سایه افکنده و یک چارچوبهای دست و پا گیر را شکل داده که مبارزات،جنگها و خونریزیهایی صورت گرفته است. در ابتدا، بر آنچه که دین در تعامل خود با انسان در بستر تاریخ و در دوره رنسانس شکل داده، بپردازید؟
دین یکی از مباحث بسیار وسیع و پر دامنه است و کارنامهی بسیار پر چالشی در تاریخ بشر دارد. در تاریخ بشر، تمدن خاستگاه شرق یعنی اگر جهان را به شرق و غرب تقسیم کنیم،محققین بر این مسأله توافق دارند که تمدن برای نخستین بار در شرق و به خصوص خاورمیانه ایجاد شده و خاستگاه دین هم غیر از استثنائاتی مثل ادیان سرخپوستان آمریکایی یا قبایل وحشی در استرالیا ، در شرق بوده است. در جهان تحولاتی در قرن 15 و 16 میلادی شکل گرفت که این موازنه را به چالش کشید و غرب با توجه به تفوقهایی که در عرصههای مختلف پیدا کرد من جمله عرصهی دریانوردی،تجارت،کشف دنیای جدید یعنی جهانی به نام آمریکا،وارد شدن مقادیر بسیاری پول،ثروت و طلا از آمریکا به اروپا،تحولات فرهنگی و علمی که در اروپا در عصر رنسانس یا عصر روشنگری اتفاق افتاد،همهی این عوامل، این تعاریف سنتی قرنها در تاریخ بشر شکل گرفته بود و توازن قوا را در جهان به چالش کشید و اروپایی که در این بستر تحول قرار گرفت،با رشد علم به معنای جدید،یعنی علوم تجربی،دین را به چالش کشید.در قرنهای 17،18و19 به خصوص،شاهد رشد چشمگیری در دستاوردهای علمی بشر صورت گرفت که موجب شکلگیری دنیای صنعتی شد که در نهایت یک توهمی برای بشر پدید آمد که عقبماندگیهای دوران قبل از پیشرفت،منتسب به دین بوده و هر چه بشر غربی در اروپا به دست آورده به دلیل دوری از دین و پناه بردن به دامان علم بوده است.
دین / معنویت / انسان / دوره رنسانس
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
انسان از معنویت به دین میرسد یا از دین به معنویت؟
دین با بعضی از تعاریف،منبع اصلی معنویت است و در برخی دیگر از تعاریف دین اطلاق میشود به یک ساختار اعتقادی که بسیار منسجم و حقوقی است. ساختار دین اسلام، ساختاری است که به ما اهدا میشود تا به زندگی خود معنا دهیم که این ساختار خود نیروی کمکی است تا معنویت خود را افزایش دهیم. معنویت برای ارتباط برقرار کردن با جهان غیب است یعنی برای پشت سر گذاشتن مادیات و احساسات زود گذر است. بنابراین انسان از دین به معنویت خواهند رسید.بعضی سوال می کنند که علت پیشرفت کشورهای غربی دین کامل آنهاست یا سیاست کامل؟ در پاسخ باید گفت که این تحلیل که دین در کشورهای اسلامی مشکل ایجاد کرده، تحلیلی غلط و اشتباه است. که به این اشتباه هم غرب و هم جامعهی خود ما پی برده است. ولی اینکه علت چیست و مشکل کار کجاست، تنها راه باز شدن این گره تلاش و پیگیری همهی ماست که بتوانیم از تجربیات گذشتهی خود درس بگیریم. اگر در یک مسیر به در بسته خوردیم، ناامید نشویم، راه را ادامه دهیم و بدانیم که پیشرفت و توسعه کار یک شبه نیست و به بلند مدت احتیاج دارد.
معنویت / دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
تفاوت منظر دید یک انسان دیندار به دنیا با انسانی که سکولار است در چیست؟
معنویت در جامعه اسلامی به مراتب بالاتر از یک جامعه سکولار است و به همین خاطر مشکلاتی از قبیل خودکشی در بین افراد دیندار بسیار کمتر از سکولارها است. جهانبینی یک انسان دیندار با یک انسان بی اعتقاد به دین بسیار متفاوت است. یک انسان مسلمان، دنیا را جایی برای پر کردن جیب شخص و احساس لذت بیشتر در یک دورهی زندگی خاص نمیداند و برای این دفتر یک سرآغازی و سرانجامی قائل است. او اذعان دارد که انسانهایی که ما هستیم و در این دنیا زندگی میکنیم از یک جایی آمدهایم و به یک جا خواهیم رفت به تعبیری انا الله و انا الیه راجعون. در تک تک اعمالی که در این دنیا میکنیم، مسئول هستیم و باید پاسخگو باشیم. در مقابل، منطق انسان بی دین این است که ما به دنیا آمدهایم ولی برای چه آمدهایم را نمیدانیم ولی آنچه که روشن است این است که باید از این زندگی نهایت لذت را ببریم و کمتر درد بکشیم. هنگامی که این دو را کنار هم قرار میدهیم به مسئولیتپذیری و جهت داشتن زندگی آن انسان دیندار پی میبریم.
دین / دنیا / انسان / سکولار
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
در بیانات خود از دخالت دین در سیاست و زندگی دفاع کردید، در صورتی که در ملل غربی خیلی این موضوع نقش ندارد،حال علل موفقیت آنها نسبت به ما چیست؟
دو نکته وجود دارد. اولین نکته این است که در اواخر قرن بیستم سیاستمداران غربی خود را بسیار به دین نزدیک میکنند. نکته دیگر اینکه ما پنجاه سال تجربهی حکومت سکولار را در دوران پهلوی داشتهایم. آیا در آن 5 دهه توانستیم به استانداردها دست پیدا کنیم و در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم؟ اگر چند قدم مفید در آن مسیر برداشته بودیم، هیچگاه انقلاب 1357 اتفاق نمیافتاد. بنابراین برداشتن دین، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد.
چه باید کرد که اسلام به معنای واقعی کلمه در زندگی بشر جای داده شود و زندگی را طبق آن پیش برد؟
کار پاپر فیلسوف علم میگوید: "علم با تجربیات ناکام پیشرفت میکند." یعنی هیچ آزمایشی در هیچ آزمایشگاهی تئوری را نمیتواند اثبات کند بلکه به وسیله تئوریهای رد شده یک تئوری به اثبات میرسد. بنابراین هر چه تئوریهای ناموفق بشر پرتر باشد، موفقتر خواهید شد. پیشرفت،توسعه،کامیابی یک مسیر طولانی و پر زحمت است که نیاز به تلاش و کوشش دارد و اینکه فقط بیان کنیم چرا ما نسبت به دنیا عقب ماندهایم، مشکلی را حل نخواهد کرد. ما باید این مسیر را با تلاش طی کنیم و اگر در جایی تجربهای ناموفق داریم، سعی در رفع اشکلات آن کنیم و به سوی سازندگی گام برداریم. بنابراین مسیر باید با جدیت هر چه تمام تر ادامه داده شود و به ریشهیابی مشکلات بپردازیم که در نهایت به درجهای که اسلام خواهان آن است دست پیدا کنیم.
دین / سیاست / زندگی / ملل غربی / علل موفقیت غرب
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
آیا مصادیقی وجود دارد که ارزشهای اسلامی موجب توسعهی پایدار در کشورهای غربی شده باشد اما در مورد کشورهای اسلامی این موضوع صدق نکند؟
بنابر اعتقادات دینی ، ما معتقدیم که تمام ارزشهایی که موجب ارتقای انسان میشود،ریشهی دینی دارند. برای کشورهای غربی هم میتوان از این قاعده استخراج کرد که هر آنچه در غرب در جهت ارتقای انسان بوده است منافاتی با ارزشهای ما ندارد اما اگر ارزشها را با شاخصهای کمی و مادی اندازهگیری کنیم،در خیلی از مسائل با آن نوع توسعه منافات پیدا میکنیم.
ارزشهای اسلامی / توسعهی پایدار / کشورهای غربی / کشورهای اسلامی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
توسعهی پایدار بر پایهی ارزشهاست. آیا ارزشها کلی است یعنی برای همهی اقوام این ارزشهای حاکم توسعه پیدا خواهد کرد؟
آنچه که در نظریههای توسعه مطرح میشود اگر بخواهد بعد جهانی داشته باشد باید عام باشد و اگر خاصگرایانه باشد مختص به یک قوم خواهد شد. بنابراین این ارزشها کلی است. به طور مثال بر توسعهی پایدار یا اعلامیهی هزاره که از اعلامیههای مهم برای توسعه پایدار به شمار میرود،اعلام میکند باید ما تا 2015 سعی کنیم،محرومیتهای مربوط به آموزش و پرورش را کم کنیم که این دیدی کلی است که از یک اصل حق سواد آموزی خواه برای دختر، خواه برای پسر، سرچشمه میگیرد.همهی جوامع با این ارزش درگیر هستند اما بعضی از جوامع با این ارزشها همسو هستند و راحتتر به جلو رانده میشوند و برای بعضیها این راه،دشوار است.خوشبختانه مسلمانان به دلیل توصیههای موکد دین مبنی بر علمآموزی،با این مسأله مشکلی نداشتهاند.
توسعهی پایدار / ارزش ها
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
توسعهی پایدار بر پایهی ارزشهاست. آیا ارزشها کلی است یعنی برای همهی اقوام این ارزشهای حاکم توسعه پیدا خواهد کرد؟
آنچه که در نظریههای توسعه مطرح میشود اگر بخواهد بعد جهانی داشته باشد باید عام باشد و اگر خاصگرایانه باشد مختص به یک قوم خواهد شد. بنابراین این ارزشها کلی است. به طور مثال بر توسعهی پایدار یا اعلامیهی هزاره که از اعلامیههای مهم برای توسعه پایدار به شمار میرود،اعلام میکند باید ما تا 2015 سعی کنیم،محرومیتهای مربوط به آموزش و پرورش را کم کنیم که این دیدی کلی است که از یک اصل حق سواد آموزی خواه برای دختر، خواه برای پسر، سرچشمه میگیرد.همهی جوامع با این ارزش درگیر هستند اما بعضی از جوامع با این ارزشها همسو هستند و راحتتر به جلو رانده میشوند و برای بعضیها این راه،دشوار است.خوشبختانه مسلمانان به دلیل توصیههای موکد دین مبنی بر علمآموزی،با این مسأله مشکلی نداشتهاند.
توسعهی پایدار / ارزش ها
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
توسعهای که امروز به آن دست پیدا کردیم،آیا مدیون لجام گسیختگی توسعه یا نبود محدودیتها نیست؟چه بسا اگر این محدودیتها و چارچوبها مثل دین وجود داشت امروز در جایگاه امروز خود نبودیم؟
مارکس وبر یکی از بزرگترین جامعهشناسان غرب بیان میکرد که توسعه غرب در پرتو اصلاح دینی صورت گرفت و ایدهی معروف ایشان یعنی اخلاق پروتستانی موید همین موضوع است که این دیدگاه را بسیاری در دنیا اعتقاد دارند البته گروهی هم از جمله مارکسیستها با آن اختلاف نظر داشتند که با فروکش کردن مارکسیست، اهمیت این عقیده بیشتر شد. بنابراین اگر از دید علوم اجتماعی بنگریم،دین نه فقط ضد توسعه نبوده بلکه بشر را از بسیاری از مشکلات و سدهای فکری آزاد کرد. در حقیقت دین، یک تفکر انقلابی است.
توسعه / دین / محدودیت / چارچوب دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
کشورهایی که اعتقاد و باور دینی دارند به مقوله توسعه از منظر دین نگاه میکنند. آیا دین میتواند درمان جدی برای رفع این بحرانها باشد یا صرفاً کارکردی مسکن گونه دارد؟
در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یک، این فهم عمیقتر شده و انعکاس پیدا کرد.در ابتدا که توسعهی پایدار مطرح شد قرار بود که توسعهی اقتصادی و اجتماعی از یک سو، توسعهی سیاسی از سوی دیگر و توسعهی زیست محیطی هم از سوی دیگر درکنار هم باشند .به سرعت تغییری در این رویکرد دادند و اذعان داشتند که این سه مورد را هنگامی که کنار هم قرار میدهید یک توسعهی پایدار ضعیف به دست میآید.در حالی که جهان به یک توسعهی پایدار قوی نیاز دارد و آن توسعهای است که تمام عناصر توسعه از جمله،اقتصادی،اجتماعی و سیاسی را در درون یک دایره بزرگتر به عنوان محیط زیست،به عنوان ارزشهای دینی و معرفت،لازم است یعنی یک سطح بالاتر عقل مطرح شد.
دین / اعتقاد و باور دین / رفع بحران
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
گروهی از افراد ادعا دارند که با فاصله گرفتن از دین و رفتن به سوی مدرنیته میتوان به سطوح بالاتر رفت. این ادعا درست است؟
این نگاه یک نگاه و تفکر جهانی و ملی نیست. دین در این راستا نه تنها الگو دارد بلکه تنها پاسخ کارآمد که تضمین اجرا دارد هم میباشد که این دین میتواند شامل هر نوع دین شود البته در اولویت آنها ادیان ابراهیمی قرار میگیرد. بنابراین پاسخ کارآمد به این مشکلات فقط به فقط از دریچهی دین حل میشود.
دین / فاصله از دین / مدرنیته
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
انسان میراثدار زمین است. آیا دین میتواند الگوهایی برای انسان تبیین کند تا میراثدار خوبی بر روی زمین باشد تا بدین وسیله توسعهی زندگی خود را سامان دهد؟
تجربه ثابت کرده که حرکت بشر به سوی معنویت و دین است. بعد از جنگ جهانی که بحث توسعه به طور جدی مطرح شد، یک طرز فکر وجود داشت و آن این بود که رشد اقتصادی را بیشتر کنیم، زمانی که رشد اقتصادی حاصل شد،در کنار و نتیجهی آن چیزهای خوب دیگر هم همراه خود میآورد و مردم با یکدیگر زندگی بهتر،امنیت بیشتر و آسودگی خاطر خواهند داشت. اما نتیجهی دو سه دهه اول توسعه و صنعتی شدن این نبود به طوری که جهان به سوی ناآرامی سوق داده شد،اخلاق سیر نزولی را طی کرد،کیفیت زندگی تنزل پیدا کرد و شورشها و خشونتها جهان گستر شد. در سیر تاریخی هم اگر دقت کنیم مشاهده خواهیم کرد که دو جنگ جهانی در کشورهای توسعه یافته رخ داد. بنابراین گروهی به رفع این مشکل پرداختند و دربارهی همین بُعد جدید به صحبت پرداختند.به طور مثال اذعان داشتند چون ما انسان هستیم پس باید شاخصهای انسانی را وارد کنیم و نه شاخص توسعه را. تعاریف اولیهی شاخصهای انسانی بسیار محدود بود. مثلاً تعداد بیمارستان،تعداد تخت بیمارستان نسبت به جمعیت،مرگ و میر نوزادان. آنچه مشاهده میشود این است که شاخصها جنبهی کمی دارند. برای اینکه اینها در جامعهی بشری تحقق پیدا کند، نهادهایی از جمله سازمان ملل تاسیس شد. در دهه 80 و 90 بازنگری دیگری که تحت تاثیر مشکلات صنعتی شدن داشت صورت گرفت.پدیدههایی مثل آلودگی محیط زیست باعث شد که بحث توسعه پایدار مطرح شود،در حال حاضر هم این بحران ادامه دارد.
انسان / میراث دار زمین / دین / توسعه ی زندگی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
در باب اسلام،توسعه و ارتباط با دین مقدمهای را بیان کنید؟
بحث توسعه و پیشرفت،بحثی فنی، دور از زندگی بشر و فقط مختص سازمان برنامه و بخشهای برنامه ریزی وزارت خانهها نیست بلکه توسعه در چند دهه گذشته خصوصاً از جنگ جهانی دوم به بعد، در متن زندگی تمامی انسانها وارد شده و همهی شئون زندگی از برنامهریزیهای دولتی تحت عنوان برنامههای توسعه تاثیر میپذیرد. بنابراین نیاز به یک حساسیت نسبت به واقعیات ملموس هم هست یعنی بررسی شود که آیا این برنامه و مفهوم توسعه اصولاً ارتباطی با معنویت،دین و اخلاق دارد یا صرفاً پدیدهای فنی و اقتصادی در اختیار متخصصان این رشتههاست. تجربه ثابت کرده که بدون مشارکت و دخالت موثر شهروندان خصوصاً دانشجویان، برنامههای توسعه هرگز به خوشبختی منجر نمیشود.
اسلام / دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
کشور ایران به عنوان کشوری که پرچمدار دین است،آیا برای گسترش دین باید تولید علم کند یا اینکه قسمتهای مختلف دین را برای مردم جهان تبیین کند؟
بهترین کاری که ما میتوانیم در کشور خود انجام دهیم این است که یک الگوی جایگزینی به دنیا ارائه دهیم و این الگو هرچه جذابتر باشد،مخاطبان بیشتری به سویش گرایش پیدا خواهند کرد و مردم دنیا هم همیشه به دنبال بهترین الگوها هستند تا از آن تبعیت کنند. و در حال حاضر هم سیر به سمت بازگشت به معنویت است.
ایران / پرچمدار دین / گسترش دین / تولید علم / تبیین دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
دین و خشونت تواماً در حال نقشآفرینی است آیا این دیدگاه درست است؟ مصداقی برای موفقیت به میان آمدن دین برای زندگی بشر بیاورید.
بحث دین و خشونت،ابعاد مختلفی دارد. در بعد اول باید به تحلیل این مسأله پرداخت که دین در طول تاریخ،تمدنساز بوده و هر فکر تمدنسازی یک نیازی به خشونت مجازپیدا میکند. به طور مثال یکی از اشکالاتی که به اسلام گرفته میشود این است که چرا در اسلام چیزی به عنوان جهاد وجود دارد. مسیحیت در شکل فعلی، دینی است که به دنیای مردم کاری ندارد و به خود افراد واگذار میکند. در حالی که اسلام دینی است که پیامبر اکرم (ص) علاوه بر اینکه مشعلدار معنویت بوده، مشعلدار یک حکومت زمینی نمونه هم بوده است و در حکومت زمینی نیاز به خشونت مجاز است. فی المثل هنگام حمله باید از خود دفاع کرد. بنابراین تفاوت اسلام و مسیحیت در عنصری به نام جهاد و قوانین کیفری به خاطر این است که اسلام علاوه بر اینکه دینی است که میتواند آخرت را بسازد، قصد سازندگی دنیا را هم دارد. و بهترین الگوی حکومت دینی که برای مسلمانان قابل قبول است،حکومت پیامبر اکرم (ص) در مدینه است. در بُعد دوم، گاهی اوقات دین ایدئولوژی میشود. از دین میتوان بسیار سوءاستفاده کرد وقتی دین ایدئولوژی شود، آنگاه خطرناک میشود.نمونهای از این نوع دین القاعده و طالبان است.اینها اذعان میدارند که حق با ماست و خود ما دین اسلام هستیم و کسانی که ما را قبول ندارند کافر هستند و باید کشته شوند. بنابراین از دین میتوان سوء استفاده کرد همانطور که علم،اخلاق و دیگر چیزها را میتوان مورد سوءاستفاده قرار داد.
دین / خشونت / زندگی بشر
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
آیا دین ایدئولوژی است؟
خیر، دین در اصل ایدئولوژی نیست. ایدئولوژی عبارت است از:"یک ایده و منطق" یعنی یک فکر و منطق ساده که با این منطق ساده تمام مسائل پوشش داده میشود. حال گروههایی مثل طالبان دین را به شکل ایدئولوژی در میآورند که در این صورت بسیار خطرناک خواهد شد.
دین / دین ایدئولوژی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
گویی تاریخ حکایت از این میکند که غرب مدام در مقابل دین قرار گرفته آیا این دیدگاه درست است؟
در دورانهای مختلف متفاوت است.غرب در قرون وسطی،بسیار دیندار بوده به طوری که جنگهایی که در این دوران شکل میگرفت و مشکلاتی که در غرب پیش میآمد به خاطر تعصبهای زیاد دینی کلیسا و مسیحیان آن دوران بوده است. شروع این نهضت از دوران رنسانس،بعد از انقلاب فرانسه ،انقلاب آمریکا و تغییرات سیستم سیاسی در انگلستان بوده است.آن چیزی که بشر به عنوان دین میشناخت و بر فضای جامعه حاکم بود،باعث عقبماندگی کشورهای غربی بوده و هر چه از دین فاصله گرفته شد، بیشتر به ثروت و قدرت دست پیدا کردند. در واقع، بشر اروپایی در قرون 18و19 و اوایل قرن بیستم به شدت به این سمت گرایش پیدا کرد.بنابراین قرن بیستم،قرن میوه دهی و ثمردهی سکولار است و این قرن،خونبارترین قرن تاریخ بشر بوده است چرا که دو جنگ جهانی یکی از جنایت های این قرن است و قدرت در کل جهان در دست نیروهای ضد دین بود.در اواخر قرن 20 بشر بر کاشته ی خود بازنگری کرد و به تلخ بودن آن پی برد و در این زمان فلسفههای پست مدرن شکل میگیرد.
حکایات تاریخ / دین / غرب مقابل دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
در مسیر دین و معنویت از بطن تاریخ فراز و فرودهای بسیاری دیده میشود، در یک جایگاه، کسانی، به نام دین اتفاقاتی را شکل دادند که با ذات دین کاملاً مغایرت داشته یعنی دینی که قرار است رهگشای زندگی بشر باشد، گویی بر زندگی بشر سایه افکنده و یک چارچوبهای دست و پا گیر را شکل داده که مبارزات،جنگها و خونریزیهایی صورت گرفته است. در ابتدا، بر آنچه که دین در تعامل خود با انسان در بستر تاریخ و در دوره رنسانس شکل داده، بپردازید؟
دین یکی از مباحث بسیار وسیع و پر دامنه است و کارنامهی بسیار پر چالشی در تاریخ بشر دارد. در تاریخ بشر، تمدن خاستگاه شرق یعنی اگر جهان را به شرق و غرب تقسیم کنیم،محققین بر این مسأله توافق دارند که تمدن برای نخستین بار در شرق و به خصوص خاورمیانه ایجاد شده و خاستگاه دین هم غیر از استثنائاتی مثل ادیان سرخپوستان آمریکایی یا قبایل وحشی در استرالیا ، در شرق بوده است. در جهان تحولاتی در قرن 15 و 16 میلادی شکل گرفت که این موازنه را به چالش کشید و غرب با توجه به تفوقهایی که در عرصههای مختلف پیدا کرد من جمله عرصهی دریانوردی،تجارت،کشف دنیای جدید یعنی جهانی به نام آمریکا،وارد شدن مقادیر بسیاری پول،ثروت و طلا از آمریکا به اروپا،تحولات فرهنگی و علمی که در اروپا در عصر رنسانس یا عصر روشنگری اتفاق افتاد،همهی این عوامل، این تعاریف سنتی قرنها در تاریخ بشر شکل گرفته بود و توازن قوا را در جهان به چالش کشید و اروپایی که در این بستر تحول قرار گرفت،با رشد علم به معنای جدید،یعنی علوم تجربی،دین را به چالش کشید.در قرنهای 17،18و19 به خصوص،شاهد رشد چشمگیری در دستاوردهای علمی بشر صورت گرفت که موجب شکلگیری دنیای صنعتی شد که در نهایت یک توهمی برای بشر پدید آمد که عقبماندگیهای دوران قبل از پیشرفت،منتسب به دین بوده و هر چه بشر غربی در اروپا به دست آورده به دلیل دوری از دین و پناه بردن به دامان علم بوده است.
دین / معنویت / انسان / دوره رنسانس
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
انسان از معنویت به دین میرسد یا از دین به معنویت؟
دین با بعضی از تعاریف،منبع اصلی معنویت است و در برخی دیگر از تعاریف دین اطلاق میشود به یک ساختار اعتقادی که بسیار منسجم و حقوقی است. ساختار دین اسلام، ساختاری است که به ما اهدا میشود تا به زندگی خود معنا دهیم که این ساختار خود نیروی کمکی است تا معنویت خود را افزایش دهیم. معنویت برای ارتباط برقرار کردن با جهان غیب است یعنی برای پشت سر گذاشتن مادیات و احساسات زود گذر است. بنابراین انسان از دین به معنویت خواهند رسید.بعضی سوال می کنند که علت پیشرفت کشورهای غربی دین کامل آنهاست یا سیاست کامل؟ در پاسخ باید گفت که این تحلیل که دین در کشورهای اسلامی مشکل ایجاد کرده، تحلیلی غلط و اشتباه است. که به این اشتباه هم غرب و هم جامعهی خود ما پی برده است. ولی اینکه علت چیست و مشکل کار کجاست، تنها راه باز شدن این گره تلاش و پیگیری همهی ماست که بتوانیم از تجربیات گذشتهی خود درس بگیریم. اگر در یک مسیر به در بسته خوردیم، ناامید نشویم، راه را ادامه دهیم و بدانیم که پیشرفت و توسعه کار یک شبه نیست و به بلند مدت احتیاج دارد.
معنویت / دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
تفاوت منظر دید یک انسان دیندار به دنیا با انسانی که سکولار است در چیست؟
معنویت در جامعه اسلامی به مراتب بالاتر از یک جامعه سکولار است و به همین خاطر مشکلاتی از قبیل خودکشی در بین افراد دیندار بسیار کمتر از سکولارها است. جهانبینی یک انسان دیندار با یک انسان بی اعتقاد به دین بسیار متفاوت است. یک انسان مسلمان، دنیا را جایی برای پر کردن جیب شخص و احساس لذت بیشتر در یک دورهی زندگی خاص نمیداند و برای این دفتر یک سرآغازی و سرانجامی قائل است. او اذعان دارد که انسانهایی که ما هستیم و در این دنیا زندگی میکنیم از یک جایی آمدهایم و به یک جا خواهیم رفت به تعبیری انا الله و انا الیه راجعون. در تک تک اعمالی که در این دنیا میکنیم، مسئول هستیم و باید پاسخگو باشیم. در مقابل، منطق انسان بی دین این است که ما به دنیا آمدهایم ولی برای چه آمدهایم را نمیدانیم ولی آنچه که روشن است این است که باید از این زندگی نهایت لذت را ببریم و کمتر درد بکشیم. هنگامی که این دو را کنار هم قرار میدهیم به مسئولیتپذیری و جهت داشتن زندگی آن انسان دیندار پی میبریم.
دین / دنیا / انسان / سکولار
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
در بیانات خود از دخالت دین در سیاست و زندگی دفاع کردید، در صورتی که در ملل غربی خیلی این موضوع نقش ندارد،حال علل موفقیت آنها نسبت به ما چیست؟
دو نکته وجود دارد. اولین نکته این است که در اواخر قرن بیستم سیاستمداران غربی خود را بسیار به دین نزدیک میکنند. نکته دیگر اینکه ما پنجاه سال تجربهی حکومت سکولار را در دوران پهلوی داشتهایم. آیا در آن 5 دهه توانستیم به استانداردها دست پیدا کنیم و در دنیا حرفی برای گفتن داشته باشیم؟ اگر چند قدم مفید در آن مسیر برداشته بودیم، هیچگاه انقلاب 1357 اتفاق نمیافتاد. بنابراین برداشتن دین، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد.
چه باید کرد که اسلام به معنای واقعی کلمه در زندگی بشر جای داده شود و زندگی را طبق آن پیش برد؟
کار پاپر فیلسوف علم میگوید: "علم با تجربیات ناکام پیشرفت میکند." یعنی هیچ آزمایشی در هیچ آزمایشگاهی تئوری را نمیتواند اثبات کند بلکه به وسیله تئوریهای رد شده یک تئوری به اثبات میرسد. بنابراین هر چه تئوریهای ناموفق بشر پرتر باشد، موفقتر خواهید شد. پیشرفت،توسعه،کامیابی یک مسیر طولانی و پر زحمت است که نیاز به تلاش و کوشش دارد و اینکه فقط بیان کنیم چرا ما نسبت به دنیا عقب ماندهایم، مشکلی را حل نخواهد کرد. ما باید این مسیر را با تلاش طی کنیم و اگر در جایی تجربهای ناموفق داریم، سعی در رفع اشکلات آن کنیم و به سوی سازندگی گام برداریم. بنابراین مسیر باید با جدیت هر چه تمام تر ادامه داده شود و به ریشهیابی مشکلات بپردازیم که در نهایت به درجهای که اسلام خواهان آن است دست پیدا کنیم.
دین / سیاست / زندگی / ملل غربی / علل موفقیت غرب
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
کشورهای دین مدار چه پیشرفتی نسبت به 200 سال گذشته داشته اند؟ و گفته شد هر دینی یک پتانسیلی دارد. در چارچوب توسعه یافتگی فقط میتوان از ارزشهای دین استفاده کرد یا حتماً باید تمام احکام آن دین را رعایت کرد؟
در پاسخ به سوال ابتدایی باید گفت که اولین پیام آور حقوق بشر،کوروش کبیر بوده است.در مقولهی دین بیشتر ارزشهای دین مطرح است.ارزشهاست که راهنمای رفتار انسان است.اما مسائل روز را باید با ارزشها تطبیق داد.بدیهی است که 50 سال پیش با امروز از نظر شرایط زندگی بسیار تغییر ایجاد شده و رو به پیشرفت رفته است اما ارزشها سر جای خود باقی است.به طور مثال اگر کسی احتیاج به کمک داشت،نباید گفت این مشکل خود توست سعی در رفع مشکل کنید ، چراکه دستوری دینی است و این نمونه از هزاران سال پیش وجود داشته و تا سالهای بعد هم ادامه خواهد داشت چراکه نوعی ارزش است و ارزشها هیچگاه از بین نمیرود.
کشورهای دین مدار / ارزشهای دین / احکام دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
نگاه اسلام به طور مشخص به مقوله توسعه چگونه است ؟
نگاه اسلام به انسان اصولاً نگاه رشد است. یعنی انسان دارای یک ظرفیتهایی است که یکی از این ظرفیتها،ظرفیت الهی و معنوی است. قصد اسلام فقط انگشت گذاشتن بر یک ظرفیت نیست بلکه با تمام آنها به نحوی سر و کار دارد و تعالیم دینی برای رشد همهی این ظرفیتها بیان شده است .این ظرفیتها فقط مادی نیست. اگر ظرفیتهای انسانی و معنوی رشد نکند ممکن است به بالاترین حد تکنولوژی و قابلیتهای مادی دست پیدا کنیم ولی در درون جامعه مشاهده میکنیم نیمی گرسنه هستند،ظلم و استثمار فزونی پیدا میکند. در حالی که در زندگی های دینی سطح رفاه مالی ممکن بود کمتر باشد اما رضایت از زندگی بسیار زیاد بود.بنابراین در درون انسان تمامی این ظرفیتها وجود دارد فقط کافی است محیط را آماده کرد.
اسلام / توسعه
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
چرا کسی که دین خود را عوض می کند مرتد خوانده می شود؟
گاهی اوقات محدوده هایی را که دین برای آزادی ها بیان می کند به مصلحت عمومی بشر است . بین جسم و معنویت ، وجود معنوی انسان اشرف بر جسم است . گاهی اوقات حرکت به سوی برخی از انحرافات باید توسط یک مجازاتی تبیین شود . یعنی این مسئله یک عامل بازدارنده شود . طبق آماری که در خود کشور آمریکا داده شده ، سالانه شانزده هزار نفر به واسطه ی مشکلات غیر اخلاقی (جنسی ) کشته می شوند . در خصوص حکم سنگساری که در این مورد در دین اسلام وجود دارد ، برخی از افراد مخالفت کرده و می گویند که حکم سنگینی است . اما اگر در همان کشور این حکم جاری شده و عده ای سنگسار شوند ، از کشتن این همه افراد جلوگیری می شود. لذا می توان گفت که گاهی اوقات یک حکم، مصلحت عمومی شارع مقدس است . شما پذیرفته اید که آزادی های انسان باید در یک چارچوب قرار بگیرد . بهترین کسی که به این چارچوب واقف است ، کسی که این بشر را خلق کرده و می تواند مسیر را برای او ایجاد کند . بنابراین می تواند بگوید که چگونه زندگی کنید تا این زندگی منجر به سعادت شما شود . ما در بحثی مانند ارتداد باید به این مسئله توجه داشته باشیم ، وقتی که کسی این مسئله را علنی کند ، یک ترویج باطل است . امروزه در جوامع غربی هم اگر کسی اشتباه کند او را روی صندلی الکترونیکی می نشانند . بشر برای حفظ سلامت جسمی افراد دیگر، گاهی اوقات جان یک انسان را می گیرد . حالا اگر یک مسئله ای به روح و معنویت انسان و همینطور آخرت انسان که یک آخرت ابدی است لطمه وارد کند ، قطعاً باید مجازات داشته باشد . کسی لایق گذاشتن این مجازات است که خود، ماوراء را بشناسد . کسی هم غیر از شارع مقدس که خداوند متعال است، نمی تواند این حکم را وضع کند .
در کشور ایتالیا فرزندان دو نفر از بزرگان کشور را بخاطر مذهبی که انتخاب کرده اند ، به سرعت به شهادت می رسانند . بنابراین در اروپا نیز این اتفاقات می افتد . در لا اکراه فی الدین ، ما یک حکم فردی داریم . اینکه ما در دین اکراهی نداریم . نه در مقدمه و نه در ادامه ی آن هیچ اکراهی نیست . مثلاً من از یک مسلکی می خواهم به مسلک دیگری وارد شوم . هیچ اکراهی وجود ندارد می توانم تحقیق کرده و یک راهی را انتخاب کنم . حتی وقتی وارد یک مسلک شدم ، در ادامه به این نتیجه می رسم که این مسلک یک تعارض هایی را دارد . بخاطر این تعارض ها و تناقض ها از آن راه باز می گردم . در هر دو لا اکراه فی الدین است . اما آن چیزی که باعث کمال و نقصان انسان است روشن شده است . در این خصوص یک حکم اجتماعی وجود دارد . اگر اندکی به آن دقت کنیم همه آن را می پذیریم . من می توانم در یک دینی تحقیق کنم اما حق ندارم فساد ایجاد کنم . مثلاً یک نفر مبتلا به یک بیماری مهلک و مسری است . دوست دارد که برای هوا خوری به پارک بیاید . به او اجازه نمی دهند . الان در تمام جوامع دنیا برخی از بیماری های مسری را محدود و قرنطینه کرده و اجازه نمی دهند که وارد جامعه شوند . اگر فردی در یک سن خاص به این نتیجه رسید که این مسلک و دینی را که دارد نمی خواهد و بخواهد دین دیگری را انتخاب کند ، هیچ مانعی وجود ندارد . ما یک سری احکام فردی داریم که ناظر به فرد است و در این صورت هیچ مانعی نیست . ولی اگر آن را به صورتی بروز دهید که باعث افساد جامعه شود ، جلوی آن گرفته می شود . در احکام شرعی ما ، تا زمانی که کسی خلاف عقیده ی قبلی خود را به حد ابراز اجتماعی نرساند اشکالی ندارد . بنابراین ارتداد یعنی بازگشتنی که با اظهار و ابراز باشد . شما الان در یک جامعه زندگی می کنید و قانون آن را قبول کرده اید . بنابراین حتی اگر کلیمی هستید هم باید حجاب را رعایت کنید . اینکه برخی از علمای تشیع حتی اهل کتاب را نجس می دانند ، یک حکم فقهی فرعی است . خیلی از علماء نیز آن را قبول ندارند . ما الان با دنیا و ادیان مختلف تعامل داریم . مسئله ی اجتماعی حجاب این است که ما زن را گوهر گرانبهایی می دانیم که اگر این گوهر بخواهد کارکرد خود را در جامعه به عنوان یک فرد متشخص داشته باشد . و به عنوان یک کالا و ابزار در برابر چشمهای نامحرم قرار نگیرد، باید حجاب داشته باشد .
امروز اگر ما در جامعه کلیمی ، ارمنی و غیره داریم وقتی وارد جامعه می شوند باید حجاب خود را رعایت کنند . این قانون اجتماعی است . گاهی اوقات برخی از اموری که بسیار مهم است ، اسلام جامعه را تحریک می کند تا نسبت به آن مسئله حساسیت داشته باشد . یک زمانی یک جوانی نزد من آمده و گفت من می خواهم مسیحی شوم . به او گفتم اشکالی ندارد این کار را انجام بده . ولی به این شرط که در انتخاب این دین عقلانیت را به میدان بیاورید نه احساس را . نه اینکه دین دیگری را انتخاب کنید که حجاب نداشته باشید . اصول دین ما، اصول عقلانی است و باید نسبت به آن فکر کرد . گرچه انسان می تواند از روایات هم استفاده کند . اما باید تحقیق کرده و نسبت به آن اندیشه کند . بنابراین اگر فرد فکر کند قطعاً به این موضوع اذعان خواهد کرد که آخرین دین ، کاملترین دین است . عقل که بستری است برای ترسیم آزادی ، قطعاً چیزی غیر از اسلام را انتخاب نخواهد کرد . یکی ازجایگاه هایی که ما در امور عمومی جامعه کم داریم ، بحث اعتقادات است . چطور فرد تحقیق کند ؟ باید مطالعه کند ، نشست هایی همراه با سوال و جواب وجود داشته باشد تا او به اعتقادات خود برسد . با توجه به اینکه من ادیان دیگررا نیز مطالعه کرده ام ، اگر من را به زمانی که قرار است انتخاب دین بکنم بازگردانند ، با این شناختی که دارم باز هم اسلام را انتخاب خواهم کرد . این یک نظر شخصی نیست بلکه یک نظر عقلانی است .
مرتد / عوض کردن دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
نگاه اسلام به طور مشخص به مقوله توسعه چگونه است ؟
نگاه اسلام به انسان اصولاً نگاه رشد است. یعنی انسان دارای یک ظرفیتهایی است که یکی از این ظرفیتها،ظرفیت الهی و معنوی است. قصد اسلام فقط انگشت گذاشتن بر یک ظرفیت نیست بلکه با تمام آنها به نحوی سر و کار دارد و تعالیم دینی برای رشد همهی این ظرفیتها بیان شده است .این ظرفیتها فقط مادی نیست. اگر ظرفیتهای انسانی و معنوی رشد نکند ممکن است به بالاترین حد تکنولوژی و قابلیتهای مادی دست پیدا کنیم ولی در درون جامعه مشاهده میکنیم نیمی گرسنه هستند،ظلم و استثمار فزونی پیدا میکند. در حالی که در زندگی های دینی سطح رفاه مالی ممکن بود کمتر باشد اما رضایت از زندگی بسیار زیاد بود.بنابراین در درون انسان تمامی این ظرفیتها وجود دارد فقط کافی است محیط را آماده کرد.
اسلام / توسعه
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
توسعهی پایدار بر پایهی ارزشهاست. آیا ارزشها کلی است یعنی برای همهی اقوام این ارزشهای حاکم توسعه پیدا خواهد کرد؟
آنچه که در نظریههای توسعه مطرح میشود اگر بخواهد بعد جهانی داشته باشد باید عام باشد و اگر خاصگرایانه باشد مختص به یک قوم خواهد شد. بنابراین این ارزشها کلی است. به طور مثال بر توسعهی پایدار یا اعلامیهی هزاره که از اعلامیههای مهم برای توسعه پایدار به شمار میرود،اعلام میکند باید ما تا 2015 سعی کنیم،محرومیتهای مربوط به آموزش و پرورش را کم کنیم که این دیدی کلی است که از یک اصل حق سواد آموزی خواه برای دختر، خواه برای پسر، سرچشمه میگیرد.همهی جوامع با این ارزش درگیر هستند اما بعضی از جوامع با این ارزشها همسو هستند و راحتتر به جلو رانده میشوند و برای بعضیها این راه،دشوار است.خوشبختانه مسلمانان به دلیل توصیههای موکد دین مبنی بر علمآموزی،با این مسأله مشکلی نداشتهاند.
توسعهی پایدار / ارزش ها
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
توسعهی پایدار بر پایهی ارزشهاست. آیا ارزشها کلی است یعنی برای همهی اقوام این ارزشهای حاکم توسعه پیدا خواهد کرد؟
آنچه که در نظریههای توسعه مطرح میشود اگر بخواهد بعد جهانی داشته باشد باید عام باشد و اگر خاصگرایانه باشد مختص به یک قوم خواهد شد. بنابراین این ارزشها کلی است. به طور مثال بر توسعهی پایدار یا اعلامیهی هزاره که از اعلامیههای مهم برای توسعه پایدار به شمار میرود،اعلام میکند باید ما تا 2015 سعی کنیم،محرومیتهای مربوط به آموزش و پرورش را کم کنیم که این دیدی کلی است که از یک اصل حق سواد آموزی خواه برای دختر، خواه برای پسر، سرچشمه میگیرد.همهی جوامع با این ارزش درگیر هستند اما بعضی از جوامع با این ارزشها همسو هستند و راحتتر به جلو رانده میشوند و برای بعضیها این راه،دشوار است.خوشبختانه مسلمانان به دلیل توصیههای موکد دین مبنی بر علمآموزی،با این مسأله مشکلی نداشتهاند.
توسعهی پایدار / ارزش ها
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
توسعهای که امروز به آن دست پیدا کردیم،آیا مدیون لجام گسیختگی توسعه یا نبود محدودیتها نیست؟چه بسا اگر این محدودیتها و چارچوبها مثل دین وجود داشت امروز در جایگاه امروز خود نبودیم؟
مارکس وبر یکی از بزرگترین جامعهشناسان غرب بیان میکرد که توسعه غرب در پرتو اصلاح دینی صورت گرفت و ایدهی معروف ایشان یعنی اخلاق پروتستانی موید همین موضوع است که این دیدگاه را بسیاری در دنیا اعتقاد دارند البته گروهی هم از جمله مارکسیستها با آن اختلاف نظر داشتند که با فروکش کردن مارکسیست، اهمیت این عقیده بیشتر شد. بنابراین اگر از دید علوم اجتماعی بنگریم،دین نه فقط ضد توسعه نبوده بلکه بشر را از بسیاری از مشکلات و سدهای فکری آزاد کرد. در حقیقت دین، یک تفکر انقلابی است.
توسعه / دین / محدودیت / چارچوب دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
آیا مصادیقی وجود دارد که ارزشهای اسلامی موجب توسعهی پایدار در کشورهای غربی شده باشد اما در مورد کشورهای اسلامی این موضوع صدق نکند؟
بنابر اعتقادات دینی ، ما معتقدیم که تمام ارزشهایی که موجب ارتقای انسان میشود،ریشهی دینی دارند. برای کشورهای غربی هم میتوان از این قاعده استخراج کرد که هر آنچه در غرب در جهت ارتقای انسان بوده است منافاتی با ارزشهای ما ندارد اما اگر ارزشها را با شاخصهای کمی و مادی اندازهگیری کنیم،در خیلی از مسائل با آن نوع توسعه منافات پیدا میکنیم.
ارزشهای اسلامی / توسعهی پایدار / کشورهای غربی / کشورهای اسلامی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
گروهی از افراد ادعا دارند که با فاصله گرفتن از دین و رفتن به سوی مدرنیته میتوان به سطوح بالاتر رفت. این ادعا درست است؟
این نگاه یک نگاه و تفکر جهانی و ملی نیست. دین در این راستا نه تنها الگو دارد بلکه تنها پاسخ کارآمد که تضمین اجرا دارد هم میباشد که این دین میتواند شامل هر نوع دین شود البته در اولویت آنها ادیان ابراهیمی قرار میگیرد. بنابراین پاسخ کارآمد به این مشکلات فقط به فقط از دریچهی دین حل میشود.
دین / فاصله از دین / مدرنیته
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
کشورهایی که اعتقاد و باور دینی دارند به مقوله توسعه از منظر دین نگاه میکنند. آیا دین میتواند درمان جدی برای رفع این بحرانها باشد یا صرفاً کارکردی مسکن گونه دارد؟
در اواخر قرن بیستم و اوایل قرن بیست و یک، این فهم عمیقتر شده و انعکاس پیدا کرد.در ابتدا که توسعهی پایدار مطرح شد قرار بود که توسعهی اقتصادی و اجتماعی از یک سو، توسعهی سیاسی از سوی دیگر و توسعهی زیست محیطی هم از سوی دیگر درکنار هم باشند .به سرعت تغییری در این رویکرد دادند و اذعان داشتند که این سه مورد را هنگامی که کنار هم قرار میدهید یک توسعهی پایدار ضعیف به دست میآید.در حالی که جهان به یک توسعهی پایدار قوی نیاز دارد و آن توسعهای است که تمام عناصر توسعه از جمله،اقتصادی،اجتماعی و سیاسی را در درون یک دایره بزرگتر به عنوان محیط زیست،به عنوان ارزشهای دینی و معرفت،لازم است یعنی یک سطح بالاتر عقل مطرح شد.
دین / اعتقاد و باور دین / رفع بحران
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
انسان میراثدار زمین است. آیا دین میتواند الگوهایی برای انسان تبیین کند تا میراثدار خوبی بر روی زمین باشد تا بدین وسیله توسعهی زندگی خود را سامان دهد؟
تجربه ثابت کرده که حرکت بشر به سوی معنویت و دین است. بعد از جنگ جهانی که بحث توسعه به طور جدی مطرح شد، یک طرز فکر وجود داشت و آن این بود که رشد اقتصادی را بیشتر کنیم، زمانی که رشد اقتصادی حاصل شد،در کنار و نتیجهی آن چیزهای خوب دیگر هم همراه خود میآورد و مردم با یکدیگر زندگی بهتر،امنیت بیشتر و آسودگی خاطر خواهند داشت. اما نتیجهی دو سه دهه اول توسعه و صنعتی شدن این نبود به طوری که جهان به سوی ناآرامی سوق داده شد،اخلاق سیر نزولی را طی کرد،کیفیت زندگی تنزل پیدا کرد و شورشها و خشونتها جهان گستر شد. در سیر تاریخی هم اگر دقت کنیم مشاهده خواهیم کرد که دو جنگ جهانی در کشورهای توسعه یافته رخ داد. بنابراین گروهی به رفع این مشکل پرداختند و دربارهی همین بُعد جدید به صحبت پرداختند.به طور مثال اذعان داشتند چون ما انسان هستیم پس باید شاخصهای انسانی را وارد کنیم و نه شاخص توسعه را. تعاریف اولیهی شاخصهای انسانی بسیار محدود بود. مثلاً تعداد بیمارستان،تعداد تخت بیمارستان نسبت به جمعیت،مرگ و میر نوزادان. آنچه مشاهده میشود این است که شاخصها جنبهی کمی دارند. برای اینکه اینها در جامعهی بشری تحقق پیدا کند، نهادهایی از جمله سازمان ملل تاسیس شد. در دهه 80 و 90 بازنگری دیگری که تحت تاثیر مشکلات صنعتی شدن داشت صورت گرفت.پدیدههایی مثل آلودگی محیط زیست باعث شد که بحث توسعه پایدار مطرح شود،در حال حاضر هم این بحران ادامه دارد.
انسان / میراث دار زمین / دین / توسعه ی زندگی
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
در باب اسلام،توسعه و ارتباط با دین مقدمهای را بیان کنید؟
بحث توسعه و پیشرفت،بحثی فنی، دور از زندگی بشر و فقط مختص سازمان برنامه و بخشهای برنامه ریزی وزارت خانهها نیست بلکه توسعه در چند دهه گذشته خصوصاً از جنگ جهانی دوم به بعد، در متن زندگی تمامی انسانها وارد شده و همهی شئون زندگی از برنامهریزیهای دولتی تحت عنوان برنامههای توسعه تاثیر میپذیرد. بنابراین نیاز به یک حساسیت نسبت به واقعیات ملموس هم هست یعنی بررسی شود که آیا این برنامه و مفهوم توسعه اصولاً ارتباطی با معنویت،دین و اخلاق دارد یا صرفاً پدیدهای فنی و اقتصادی در اختیار متخصصان این رشتههاست. تجربه ثابت کرده که بدون مشارکت و دخالت موثر شهروندان خصوصاً دانشجویان، برنامههای توسعه هرگز به خوشبختی منجر نمیشود.
اسلام / دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
کشور ایران به عنوان کشوری که پرچمدار دین است،آیا برای گسترش دین باید تولید علم کند یا اینکه قسمتهای مختلف دین را برای مردم جهان تبیین کند؟
بهترین کاری که ما میتوانیم در کشور خود انجام دهیم این است که یک الگوی جایگزینی به دنیا ارائه دهیم و این الگو هرچه جذابتر باشد،مخاطبان بیشتری به سویش گرایش پیدا خواهند کرد و مردم دنیا هم همیشه به دنبال بهترین الگوها هستند تا از آن تبعیت کنند. و در حال حاضر هم سیر به سمت بازگشت به معنویت است.
ایران / پرچمدار دین / گسترش دین / تولید علم / تبیین دین
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب
پرسش :
دین و خشونت تواماً در حال نقشآفرینی است آیا این دیدگاه درست است؟ مصداقی برای موفقیت به میان آمدن دین برای زندگی بشر بیاورید.
بحث دین و خشونت،ابعاد مختلفی دارد. در بعد اول باید به تحلیل این مسأله پرداخت که دین در طول تاریخ،تمدنساز بوده و هر فکر تمدنسازی یک نیازی به خشونت مجازپیدا میکند. به طور مثال یکی از اشکالاتی که به اسلام گرفته میشود این است که چرا در اسلام چیزی به عنوان جهاد وجود دارد. مسیحیت در شکل فعلی، دینی است که به دنیای مردم کاری ندارد و به خود افراد واگذار میکند. در حالی که اسلام دینی است که پیامبر اکرم (ص) علاوه بر اینکه مشعلدار معنویت بوده، مشعلدار یک حکومت زمینی نمونه هم بوده است و در حکومت زمینی نیاز به خشونت مجاز است. فی المثل هنگام حمله باید از خود دفاع کرد. بنابراین تفاوت اسلام و مسیحیت در عنصری به نام جهاد و قوانین کیفری به خاطر این است که اسلام علاوه بر اینکه دینی است که میتواند آخرت را بسازد، قصد سازندگی دنیا را هم دارد. و بهترین الگوی حکومت دینی که برای مسلمانان قابل قبول است،حکومت پیامبر اکرم (ص) در مدینه است. در بُعد دوم، گاهی اوقات دین ایدئولوژی میشود. از دین میتوان بسیار سوءاستفاده کرد وقتی دین ایدئولوژی شود، آنگاه خطرناک میشود.نمونهای از این نوع دین القاعده و طالبان است.اینها اذعان میدارند که حق با ماست و خود ما دین اسلام هستیم و کسانی که ما را قبول ندارند کافر هستند و باید کشته شوند. بنابراین از دین میتوان سوء استفاده کرد همانطور که علم،اخلاق و دیگر چیزها را میتوان مورد سوءاستفاده قرار داد.
دین / خشونت / زندگی بشر
دانستنی های عمومی در مورد دین پژوهی
ادامه مطلب









