بگذار تا بگریم ...

بگذار من بگریم

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران   کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد   داند که سخت باشد قطع امیدواران
با ساربان بگویید احوال آب چشمم   تا بر شتر نبندد محمل به روز باران
بگذاشتند ما را در دیده آب حسرت   گریان چو در قیامت چشم گناهکاران
ای صبح شب نشینان جانم به طاقت آمد   از بس که دیر ماندی چون شام روزه داران
چندین که برشمردم از ماجرای عشقت   اندوه دل نگفتم الا یک از هزاران
سعدی به روزگاران مهری نشسته در دل   بیرون نمی‌توان کرد الا به روزگاران
چندت کنم حکایت شرح این قدر کفایت   باقی نمی‌توان گفت الا به غمگساران

سعدی غزلیات 



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 14 آذر 1393  ساعت 12:54 PM | نظرات (0)

سلام بر ابوالفضل العباس علیه السلام

8778

کودکی ابوالفضل

از خردسالی قوی و نیرومند بود و همیشه کمک کار پدر بود. در آبیاری نخلستان ها و حفر قنوات و آبادانی مزارع، نهایت کوشش را داشت و به بینوایان و ایتام کمک می کرد و به بیوه زنان رسیدگی می کرد. در بسیاری از جنگ ها با پدر شرکت می نمود. رابطه او با برادرانش حسن و حسین بسیار صمیمی و دوستانه بود. او بارها از پدرش شنیده بود که به او می گفت: روزی باید به یاری برادرت حسین بشتابی بیشتر با او باش و او را کمک کن.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 آذر 1393  ساعت 6:36 PM | نظرات (0)

نقش کودکان و نوجوانان در نهضت حسینی علیه السلام

نقش کودکان و نوجوانان در نهضت حسینی علیه السلام

در جنگ ها، اگر نیروهای نظامی در برابر یکدیگر قرار بگیرند، مردم تلفات جانی و مالی آن را عادی می دانند و عواطف آنان جز برای مدتی کوتاه برانگیخته نمی شود. با این حال، اگر جنگ به شهرها و مناطق غیرنظامی سرایت کند و زنان و کودکان و نوجوانان و افراد بی طرف، طمعه آتش جنگ شوند، حتی انسان های سنگ دل و بی عاطفه نیز عاملان آن را سرزنش می کنند. در واقعه عاشورا، کودکان و نوجوانان همپای بزرگ سالان، نقش مؤثری ایفا کردند که در سه جنبه قابل بررسی است:

الف) زنده نگه داشتن یاد عاشورا

شهادت و اسارت کودکان و نوجوانان در کربلا، دلِ سنگ را می شکند و دیده هر خشک چشمی را تر می کند و این مسئله، سبب زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا می شود.

ب) هدایت گنه کاران

شهادت کودکان و نوجوانان سبب هدایت گنه کاران می شود؛ زیرا عواطف آنها را برمی انگیزد و آنها را متأثر می سازد و اشکشان را جاری می کند. آشکارا است که اشک چشم، آلودگی های دل را شست وشو می دهد و هنگامی که این مسئله تکرار شود، سرانجام چشم دل او باز می شود و چراغ پر فروغ هدایت و کشتی نجات را می بیند و به آن سو حرکت می کند.

ج) پیام رسانی نهضت عاشورا

کودکان و نوجوانان عاشورا یا جنگیدند و به شهادت رسیدند یا به اسارت درآمدند و پیام نهضت عاشورا را به مردم رساندند.

برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی حوزه فصل ششم: کودک و نوجوان و عاشورا



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 آذر 1393  ساعت 12:10 AM | نظرات (1)

بچه ها گوش کنید

656565656

بچه­ ها بشید مهیا               می­خوایم بریم کربلا!

شهر امام حسینه              امامِ سومِ ما

کربلا شهر ماتم                 شهر مصیبت و غم

دوستان من گوش کنید!       تا ماجراشو بگم

حدود سال شصتم             از شهر کوفه مردم

نامه زیاد نوشتن                گفتن امام سوم 

 ما مرد کارزاریم                 اما امام نداریم

اگر بیای به کوفه               اطاعت از تو داریم

وقتی امام قبول کرد           رو سوی کوفه آورد

تنها گذاشتن اونو              دروغگوهای نامرد!

کوفیان بی و­فا                    با اینکه دیدن آقا

یار و یاور نداره                  رفتن توی خونه­ ها!

ستمگران صف به صف       اومدن از هر طرف

امام حسینُ کشتن           نزدیک شهر نجف

از اون زمان تاحالا             غصه دارن شیعه­ ها

برای این مصیبت             عزاداری شد به­ پا

کربلا شهر ماتم              پر شد همیشه از غم



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 3 آذر 1393  ساعت 12:14 AM | نظرات (0)

کودکان ونوجوانان حاضردرکربلا

ashura

یکی از جلوه های باشکوه حرکت کاروان امام حسین علیه السلام ، حضور کودکان همراه امام حسین علیه السلام و خاندان مکرم ایشان است. این حضور شورانگیز به شکوه حرکت امام حسین علیه السلام رنگ و بوی خاصی بخشید.

علی اصغر علیه السلام

یکی از فرزندان امام حسین علیه السلام نوزاد شیرخواری بود که از تشنگی در روز عاشورا بی تاب شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: «از یاران و فرزندانم، کسی جز این کودک نمانده است. نمی بینید که چگونه از تشنگی بی تاب است؟» در «نفس المهموم» آمده است که فرمود: «اِنْ لَمْ تَرْحَمُوُنی فَاْرحَمُوا هَذَا الطِّفْل» و در حال گفت وگو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید. امام حسین علیه السلام خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید.

رقیه

دختر سه یا چهار ساله ابا عبداللّه الحسین علیه السلام است که در سفر کربلا، همراه اسیران اهل بیت بود و در شام، شبی، پدر را به خواب دید و پس از بیدار شدن بسیار گریست



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 1 آذر 1393  ساعت 6:54 PM | نظرات (3)

گریه بر حسنین (ع)

احمد یوسفی بروجرد

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین

کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین

خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین

به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 1 آذر 1393  ساعت 6:30 PM | نظرات (1)