یالثارات الحسین (ع)
"ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة"
قالب وبلاگ

پرسش :

چرا امام حسين ـ عليه السلام ـ كربلا را براي جنگ برگزيد؟

در ظاهر اين گونه بود كه امام حسين ـ عليه السلام ـ به جهت دعوت مردم كوفه، بسوي اين شهر مي آمد و حالت نظامي به خود نگرفته بود، و جنگي كه در كربلا رخ داد به عنوان دفاع از خويش بود كه راه را بر آن حضرت بستند، لذا امام مجبور شد كه در كربلا فرود آيد.
علاوه بر اين امام حسين ـ عليه السلام ـ از سوي خداوند و جد بزرگوارش دستور مستقيم داشت كه به سوي كربلا حركت نمايد. در عالم رؤيا نيز جدّش بشارت شهادت را به او داده بود.
جواب تفصيلي:
با سلام و تشكّر از اين كه با اين مركز رابطه برقرار كرده ايد در ظاهر اين گونه بود كه امام حسين ـ عليه السلام ـ به جهت دعوت مردم كوفه، به سوي اين شهر مي آمد و حالت نظامي به خود نگرفته بود و نيروي كافي تهيه نكرده بود.
جنگي كه در كربلا رخ داد فقط براي دفاع از خويش و اهل بيت ـ عليهم السلام ـ بود.
اين فاجعه آنگاه آغاز شد كه دشمنان آن حضرت راه را بر او گرفتند، حرّ گفت من از سوي امير مأمورم هر كجا با شما ملاقات كردم، از شما جدا نشوم و شما را براي بيعت به سوي كوفه ببرم. بديهي است كه امام بيعت را نمي پذيرد و حرّ هم نمي گذارد كه امام به جاي ديگر حركت كند، لذا امام مجبور شد كه در كربلا فرود آيد.[1]
علاوه بر اين، امام حسين ـ عليه السلام ـ از جانب خداوند و جد بزرگوارش دستور مستقيم داشت كه به سوي «عراق» (كربلا) حركت نمايد و لذا هنگاميكه مي خواست از مكه حركت كند برادرش «محمد حنفيه» مهار شتر او را گرفت و گفت مگر تو به من وعده نداده بودي كه در باره سخن من، مبني بر انصراف از عزيمت به عراق، تأمل كني؟. فرمود: بلي. پرسيد: پس براي چه در رفتن شتاب مي كني؟ امام حسين ـ عليه السلام ـ فرمود: پس از رفتن تو رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ را در خواب ديدم كه به من فرمود: «يا حسين اُخرج الي العراق فَاِنّ الله قد شاء ان يراك قتيلا.»
اي حسين برو به سوي عراق، زيرا خدا خواسته، ترا كشته ببيند. محمد بن حنفيه گفت: «انا لله و انا اليه راجعون.» اكنون كه براي كشته شدن مي روي، اين زنها را براي چه با خود مي بري؟ فرمود: رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به من فرمود: خداوند مي خواهد اين زنان را اسير ببيند. محمد بن حنفيه با ناراحتي وداع كرد و رفت؛
امام حسين ـ عليه السلام ـ در ظاهر بر اساس نامه هاي مردم كوفه، كه از ايشان براي رهبري دعوت به عمل آورده بودند، بسوي كوفه و كربلا حركت كرد؛ و پاسخي به اين مضمون براي سران كوفه نوشت: «هاني» و «سعيد» آخرين فرستادگاني بودند كه نامه هاي شما را براي من آوردند. به من نوشته ايد نزد ما بيا كه رهبري نداريم؛ شايد با آمدن شما به راه راست برويم و حق را به دست آوريم، من پسر عمويم را كه به او اعتماد دارم، نزد شما مي فرستم تا مرا از حال شما و آنچه در شهر شما مي گذرد خبر دهد. اگر به من نوشت سران و خردمندان شما با آن چه در نامه هايتان نوشته ايد، همداستانند ، نزد شما خواهم آمد. به جان خود سوگند امام كسي است كه به حكم قرآن رفتار كند و عدالت را رعايت نمايد و حق را بپا دارد و خد را برخود ناظر بداند.[2]
امام حسين ـ عليه السلام ـ در ظاهر، اگرچه براي امارت (حكومت) كوفه، از مكه بيرون آمد به جهت آنكه اهل كوفه دوازده هزار نامه به آن حضرت نوشتند مبني بر اين كه بيا به سوي ما درختان ما ميوه بار آورده و صحراهاي ما سبز شده ، و به حسب ظاهر اين دعوت ها سبب بيرون رفتنش بود، ولي در باطن خود مي دانست كه با امر به معروف و نهي از منكر عملي شهيد مي شود؛ چنانچه به «ام سلمه» خبر داد و مشيّت خدا تعلق گرفته بود به اينكه (در كربلا) كشته شود؛ چنانچه به محمد بن حنفيه فرمود: والا پس از آنكه خبر شهادت «مسلم بن عقيل» به آن سرور رسيد از راه كوفه و كربلا برمي گشت.
اين فداكاري ها براي چيزي نبود جز اينكه مي دانست فتنه اي كه بني اميه براي دين و مسلمين ايجاد كرده اند، جز با كشته شدن آن حضرت، جبران نمي شود و اگر صلح مي كرد آن شقاوت و جنايات بني اميه براي مردم روشن نمي شد ، با اينكه يزيد هم مانند پدرش، عهدشكني مي كرد.[3]


براي اطلاع بيشتر مي توانيد به كتاب وقايع الايام در احوال محرّم الحرام تأليف ملا علي آقا واعظ تبريزي خياباني مراجعه نماييد

.[1] . شيخ مفيد، الارشاد، مؤسسه آل البيت ـ عليهم السلام ـ ج 2، ص 80. سيد محمد صحفي: ترجمه لهوف، زندگاني اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ ، دفتر انتشارات اهل بيت ـ عليهم السلام ـ ص 75.
[2] . دكتر سيد جعفر شهيدي، پس از پنجاه سال پژوهش پيرامون قيام امام حسين ـ عليه السلام ـ ، دفتر نشر فرهنگ اسلام، ص 1365، ص 116.
[3] . ميرزا ابوالقاسم، سيرهي اصفهان، نفائس الاخبار، انتشارات رضوان، ص 61.




[ پنج شنبه 16 آذر 1391  ] [ 9:10 PM ] [ غیر دولتی طوس ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.
درباره وبلاگ

سلام بر تو ، اى حسین !‏سلام بر خط شفقگون كربلا، كه خون تورا، اى خون خدا - همواره بر چهره افق مى‏پاشد و غروب هنگام، ‏سرخى آسمان مغرب را به شهادت مى‏گیرد ، تا آن جنایت هولناك را هر چه آشكارتر بنمایاند و چشم تاریخ را بر ‏این صحنه همیشه خونین بدو زد و گوش زمان را از آن فریادها تندر گونه آن عاشوراى دوران ساز، پر كند.‏
نویسند وبلاگ
آرشيو مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 27746 نفر
كل مطالب : 9 عدد
تعداد کل نظرات: 2 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: پنج شنبه 16 آذر 1391 
آخرین بروز رسانی : یک شنبه 15 تیر 1393 
امکانات وب