
امام سجاد - علیه السلام - میفرماید:
شبی كه بامداد آن پدرم به شهادت رسید من بیمار بودم و عمهام زینب پرستار من بود
پدرم در حالیكه ابیاتی را زمزمه میكرد نزد من آمد و من مقصود آن حضرت را از خواندن این ابیات دریافتم
و گریه گلویم را گرفت و دانستم مصیبت فرود آمده است،
لیكن عمهام زینب چون بیتها را شنید طاقت نیاورد و بانگ برداشت.
حمیدبن مسلم میگوید :
من در روز عاشورا نزد علیبنالحسین - علیه السلام - رفتم او بیمار و بر بستر افتاده بود.
در این هنگام شمر با گروه خود نزدیك شده گفتند این جوان را بكشیم؟
من گفتم سبحانالله آیا شما كودكان را هم میكشید این كودك است سپس هر كس به او نزدیك شد همین را گفتم
تا عمرسعد رسید و گفت كسی به خیمه زنان نرود
و این كودك بیمار را هم آزار نرساند
(نا گفته نماند كه خداوند تبارك و تعالی به خاطر حفظ جان حجت خود علیبنالحسین - علیه السلام - چند روزی عارضه تب و بیماری را به سراغ آن حضرت آورد وتعبیر امام بیمار تعبیر غلطی است).

دوران زندگي و شهادت ايشان
امامباقر علیه السلام با پنج خلیفه از خلفاى بنى امیه معاصر بود كه عبارتند از: ولید بنعبدالملك (96 ق) و سلیمان بن عبدالملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزیز (101 ق) و یزیدبن عبدالملك (107ق) و هشام بن عبدالملك ( 125 ق) و همه آنان جز عمر بن عبدالعزیز درستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نیاكان خود نداشتند و پیوسته براى امامباقرعلیه السلام مشكلاتى فراهم مى نمودند.
ولى در عین حال، او از طریق تعلیم و تربیت، جنبشى علمى بهوجود آورد و مقدمات تأسیس یك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ریزى كردكه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق علیه السلام به نتیجه كامل رسید.
روش كار پیشوایانما به ویژه امام سجاد و امام باقر علیهماالسلام كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مىبردند به شیوه مخفى و زیرزمینى بود، شیوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطلعنشود. همین كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود درنتیجه، وسایل تبعید و زندانى شدن آنها فراهم مى شد.
سرانجام، امام باقر علیه السلام كه پیوسته موردخشم و غضب خلیفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسیله ایادى او مسموم شد و در روزدوشنبه 7 ذیحجه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسید.
بدن مطهر آن دریایبیکران دانش خدایی در قبرستان بقیع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبی وامام سجاد علیهماالسلام به خاک سپرده شده است.
اصحاب امام باقر عليه السلام
آوازه علوم و دانش امام باقر(ع) چنان اطراف و اكناف پیچیده بود كه ملقب به باقرالعلوم؛ یعنى شكافنده دانشهاگردید.
در مكتب امام ابوجعفر باقرالعلوم كه درود فرشتگان بر او شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش یافتند كه اینك به نام برخى از آنان اشاره مى شود:
1-ابان بن تغلب: او محضر سه امام- امام زین العابدین، امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام را درک نمود. ابان از شخصیت های علمی عصر خود بود و در تفسیر، حدیث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسیاری داشت.
والایی دانش ابان چنان بود که امام باقر علیه السلام به اوفرمود:
در مسجد مدینه بنشین و به رای مردم فتوا بده، زیرا دوست دارم، مردم فردی چون تو را در میان شیعیان ما ببینند.
2-زراره: دانشمندان شیعه از میان شاگردان امام باقر و امام صادق علیهم االسلام، شش تن را فقیه تر می شمرند که زراره یکی از آنها است.
از امام صادق نقل است که فرمود:
اگر "برید بنمعاویه"، "ابوبصیر"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پیامبر(معارف شیعه) ازمیان می رفت؛ آنان بر حلال و حرام خدا امین هستند. باز فرمود: برید، زراره، محمد بنمسلم و احول در زندگی و مرگ، نزد من محبوبترین مردمان هستند.
3-کمیت اسدی: شاعری سر آمد بود و زبان گویایش در دفاع از اهلبیت، اشعاری پر مغز می سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پیوسته از طرف خلفای اموی تهدید به مرگ می شد.
4-محمد بن مسلم: فقیه اهل بیت واز یاران راستین امام باقر و امام صادق علیهم االسلام بود. چنان که گفته شد، اما م صادق او را یکی از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پیامبر به وجودشان پا برحا و باقی است.