پیشرفت ایران توسط آینده سازان کشور
دوستان
قالب وبلاگ
مغزمتفکرما
دیگر موارد
تعداد مطالب : 24پست
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 دی 1394 
بازدید کل : 3385بازدید
تعداد کل نظرات : 3نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : دوشنبه 18 آبان 1394 
تواضع
نوشته شده به دست محمدحسین محمدی
نظرات 0

تواضع استاد منشاوی

با اینکه شهرت و آوازه ش همه جا پر شده بود، وقتی مقابل خانه اش می نشست، مردم او را نمی شناختند. شیخ محمد، خیلی متواضع بود و بسیاری اوقات عبای سفیدی با یک کلاه سفید می پوشید و بدون عمامه مقابل خانه اش می نشست و مردم فکر می کردند او دربان است، البته این موضوع اصلا ناراحتش نمی کرد.

یک بار یکی از همسایه های مسیحی شیخ، به خانه ی او آمد، وقتی نزدیک شیخ محمد صدیق شد او را نشناخت، و از او پرسید: ای عمو! آیا شیخ محمد صدیق منشاوی خانه هست یا نه؟ شیخ گفت: صبر کن پسرم تا برایت خبر بیاورم. شیخ به خانه رفت و عمامه و عبایش را پوشید و عینکش را هم گذاشت و برگشت، و همان که چند لحظه قبل از او سوال پرسیده بود حالا به او سلام کرد! و شیخ به او نگفت که آن شخص قبلی هم خودش بود تا او بخاطر نشناختن شیخ ناراحت و شرمنده نشود.


تاریخ : پنج شنبه 5 آذر 1394 
ساعت : 9:11 AM
لینک ثابت

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
محمدحسین محمدی
آرشیو مطالب
آبان 1394
آذر 1394
نویسنده
محمدحسین محمدی
آخرین مطالب
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان