چندان طول نکشید که هدهد به محضر سلیمان (ع) آمد، و عذر عدم حضور خود را به حضرت سلیمان (ع) چنین گزارش داد: «إنى وجدت امرأة تملکهم و أوتیت من کل شىء و لها عرش عظیم* وجدتها و قومها یسجدون للشمس من دون الله و زین لهم الشیطان اعمالهم فصدهم عن السبیل فهم لایهتدون* الایسجدوالله الذى یخرج الخب فى السموات والارض و یعلم ما تخفون و ما تعلنون* الله لا إله الا هورب العرش العظیم؛ من از سرزمین سبأ، (واقع در یمن) یک خبر قطعی آوردهام. من زنی را دیدم که بر مردم (یمن) حکومت میکند و همه چیز مخصوصا تخت عظیمی را در اختیار دارد. من دیدم آن زن و ملتش خورشید را میپرستند و برای غیر خدا سجده مینمایند، و شیطان اعمال آنها را در نظرشان زینت داده و از راه راست باز داشته است و آنها هدایت نخواهند شد، چرا که آنها خدا را پرستش نمیکنند! آن خداوندی که معبودی جز او نیست و پروردگار و صاحب عرش عظیم است.» (نمل/ 23- 26)
