پنج شنبه 17 اسفند 1391
شنبه 3 آبان 1393
دارد این دل هوس کرببلای تو حسین میزند مرغ دلم پر به هوای تو حسین
گر چه دورم من از آن مرقد ششگوشه ولی میتپد قلب من خسته برای تو حسیـن

غزل شکست
کاتب دورا ز عدالت قلم باید شکست بازوی ارباب بی داد و ستم باید شکست
گر قلم از خود سری در دست عمال ستم بی گناهی را نماید متهم باید شکست

غزل دولت امنیت
دولت امنیت از دریای گوهر برتر است نعمت آزادی از گنجینه ی زر برتر است
در بر اهل قنائت کلبه ی امن و امان از همه دارائی خاقان و قیصر برتر است

غزل مددکاری
اگر بر دل غم یاری نـــداری به غیر از غصــــه غمخواری نداری
نداری گر به دل درد و غم عشق خدا داند پرســــتاری نداری

غزل رنج و زندگانی
در این سرا چه نشانی ز شادمانی نیست بقای عمر به جز رنج زندگانی نیست
به جرم خنده در این باغ گل شود پرپر به جان دوست که این رسم باغبانی نیست

غزل انس با قرآن
در حقیقت هر کسی مانوس با قرآن شود از تجلی پای تا سر آیت یزدان شود
می کند تا مهر عالمتاب سیر لامکان ذره پرور هر کسی در عالم امکان شود