
غزل دولت امنیت
دولت امنیت از دریای گوهر برتر است نعمت آزادی از گنجینه ی زر برتر است
در بر اهل قنائت کلبه ی امن و امان از همه دارائی خاقان و قیصر برتر است
کنج فقر و جامه ی فرسوده و نان جوین پیش ما از شوکت ملک سکندر برتر است
بنده ای را گر ز بند رنج و غم سازی رها بی گمان پاداش آن از حج اکبر برتر است
ناتوان را تهی دستی توانائی بود رنج اهل فقر از گنج توانگر برتر است
ای که دارای مال و مکنت در جهان بخشنده باش قدر ارباب کرم در پیش داور برتر است
خاکساری در بر آزاده والا همتیست منصب وارستگی از تخت و افسر برتر است
