online stats ژرفای مصرف

جمعه 14 اسفند 1388  ساعت 10:38 PM
 
اعتدال در امور اقتصادي در دو بخش توليد و مصرف قابل بررسي است كه مهمترين مصاديق آن را به نحو اجمال به شرح زير مطرح مي كنيم:
  الف) كار و فعاليت
    اسلام با بي كاري و رخوت و تنبلي مخالف است؛ همان گونه كه زياده روي در فعاليت اقتصادي، حرص و مال اندوزي را مورد نكوهش قرار داده است. پيشوايان ما با گفتار و عملشان، همواره پيروان خود را به تلاش براي روزي حلال سوق داده و هرگونه كار و فعاليت اقتصادي را كه به منظور رفاه خانواده صورت گيرد، در حكم جهاد در راه خدا شمرده اند. اما درعين حال خطر خروج از مدار اعتدال و افتادن در دام حرص و زياده خواهي را نيز گوشزد نموده و به ميانه روي درطلب روزي فراخوانده اند.
    امام صادق(ع) مي فرمايد: «دنبال روزي باش، ولي دنبال روزي رفتن تو، از حد كساني كه خود را تضييع مي كنند، بالاتر و از حد حريصان پايين تر باشد.» (وسايل الشيعه، ج21، ص03)
    ب) انفاق
    بعضي از افراد براي انفاق حد و مرزي قايل نيستند و هرچه دارند به ديگري مي دهند و خود محروم مي مانند. درمقابل كساني چنان بخل مي ورزند كه حاضر نيستند ديناري در اين راه به مصرف برسانند. اسلام هردوگروه را كه جانب افراط و تفريط را گرفته اند، محكوم و به جاي اسراف و بخل ورزي، اعتدال در انفاق را مطرح كرده است.
    اسلام به صاحب مال اجازه نمي دهد هرطور بخواهد انفاق و يا اسراف كاري كند. قرآن كريم خطاب به پيامبر اعظم(ص) مي فرمايد: «هرگز دستت را برگردنت زنجير مكن (ترك انفاق و بخشش منما) و بيش از حد آن را مگشا، تا مورد سرزنش قرارگيري. (اسراء-92) همچنين قرآن مجيد يكي از ويژگي بندگان خاص الهي را اعتدال در انفاق مي داند و مي فرمايد: «آنان در انفاق نه اسراف مي كنند و نه سخت گيري، بلكه حد وسط اين دو را مي گيرند.» (فرقان-76) البته گاهي شرايط اقتضا مي كند كه انسان براي مصالح اجتماعي، ديگران را برخود ترجيح داده، ايثار كند و اين، با اعتدال در انفاق، كه دستور عمومي و همگاني است منافاتي ندارد.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 9:23 PM
 
گروه‌بندي افراد جامعه، امري عام و از ويژگي‌هاي زندگي اجتماعي است اما پيدايش طبقات اجتماعي در جامعه، مسئله‌ساز و مشكل‌آفرين بوده و هست. هيچ جامعه‌اي در طول تاريخ از اين پديده مصون نمانده و تقريباً تمام جوامع از اين نوع نابرابري صدمه ديده است. نابرابري‌هاي طبقاتي از تقسيم كار اجتماعي ناعادلانه پديد مي‌آيد بررسي تاريخي نشان مي‌دهد كه فقط در جوامع بسيار ساده و ابتدايي كه امكان ذخيره مواد و توليد بيشتر وجود نداشته نابرابری گروهي و به‌ويژه نابرابري‌هاي طبقاتي مشاهده نشده است .
مطالعات علمي تاكنون نتوانسته است به اين پرسش پاسخ درستي بدهد كه، كي؟ چرا ؟و چگونه نابرابري‌ طبقاتي به‌وجود آمده است؟ هيچ رابطه‌اي بين ابعاد و اندازه جامعه و نيز پيچيدگي آن و يا تقسيم كار، با ظهور نابرابري‌هاي طبقاتي وجود ندارد .
نابرابري‌هاي طبقاتي را بايد در كيفيت و ماهيت روابط اجتماعي جستجو كرد. چگونگي روابط اجتماعي استقرار افراد جامعه در پايگاه و جايگاه مختلف و محول‌كردن نقش‌هاي اجتماعي خاص به افراد خاص،‌زمينه‌ساز پيدايش نابرابري‌هاي اقتصادي و ساير نابرابري‌هاست. آنچه كه در نابرابري‌هاي طبقاتي مهم است، عوارض ناشي از اين نابرابري‌هاست. وجود ستيز، تنش، رقابت، جنگ، فقر و گرسنگي را قبل از اينكه در عوامل ديگر جستجو كرد،‌بايد در وجود نابرابري ديد. عدم دستيابي به امكانات بهداشتي، رفاهي، آموزشي و تمامي امكانات مادي و معنوي سبب‌ساز بسياري از مشكلات اجتماعي، رواني، خانوادگي و فردي است. وجود زياد مرگ و مير در جوامع پيراموني و در بين كم درآمدها،‌تعصب و پيشداوري درباره‌ پديده‌هاي فرهنگي و قومي در بين گروه‌هاي كم‌درآمد، از گروه‌هايي ناشي مي‌شود كه از امكانات و تسهيلات اجتماعي بيشتري‌ بهره مي‌گيرند .
به‌طور كلي نابرابري‌هاي طبقاتي زماني براي جوامع بشري خطرناك است كه فقر، گرسنگي و جهل، روابط اجتماعي ناعادلانه را به حالت انفجار برساند. نابساماني‌هاي ناشي از اين حالت، ‌تركيب جمعيت آينده جامعه را به هم مي‌زند،‌گروه‌هاي اجتماعي را رو در روي هم قرار مي‌دهد و انرژي اجتماعي را صرف جبران خسارت‌هاي ناشي از اين نوع روابط مي‌كند .
وقتي كه در جامعه روز به روز شاهد بيشترشدن فاصله طبقاتي هستيم كه بر ثروت ثروتمندان افزوده مي‌شود و قشر آسيب‌پذير ضعيف‌تر و لاغرتر، پيدايش ناهنجاري‌هاي اجتماعي دور از ذهن نيست. البته هيچ‌كس نمي‌تواند ادعا كند كه فاصله طبقاتي بايد به صفر برسد كه چنين چيز عملاً امكان‌پذير نيست. اما اين سخن به اين مفهوم نيست كه ما حداكثر شكاف طبقاتي را بپذيريم بلكه منظور وجود فاصله طبقاتي حداقلي است اما نكته مهم اين است كه توزيع نابرابر ثروت در داخل كشور تضاد شديدي بين ثروتمندان و فقيران به‌وجود مي‌آورد. يكي از اقتصادانان غربي (ميردال) به اين نكته اشاره مي‌كند كه اين يك پديده منظمي است كه تقريباً صورت يك قانون اقتصادي به‌خود مي‌گيرد كه هرچه كشوري فقيرتر باشد،‌در آنجا اختلاف سطح زندگي بين ثروتمندان و فقيران زيادتر است . عدم توزيع عادلانه ثروت ملي در كشور موجب به‌وجود آمدن دو مسئله مي‌شود. اولاً اكثر مردم به فقر مزمن دچار مي‌شوند و حتي كمك‌هاي مستقيم و غيرمستقيم دولت نمي‌تواند اين مشكل اقتصادي را حل كند. ثانياً با عميق‌شدن شكاف طبقات، فقرا فقيرتر و اغنيا ثروتمندتر مي‌شوند. قطبي شدن تدريجي جمعيت در اين كشورها موجب پيدايش تضاد طبقاتي مي‌شود اما از آنجا كه اكثريت فقير فاقد قدرت و ابزار مبارزه هستند، همچنان به وضع موجود تن مي‌دهند و در فقر و تنگدستي به سر مي‌برند .


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 9:20 PM
 

وقتی در سطح شهر قدم میزنید، اگر با کمی دقت به مغازه ها و فروشگاهها دقت کنید، متوجه می شوید که میزان مصرف در زمینه های مختلف، در زندگی همه ما افزایش پیدا کرده است. شاید این افزایش نشان دهنده توسعه و گسترش سطوحی از رفاه تلقی شود اما متاسفانه نوعی روحیه مصرف گرایی غیر منطقی را نیز رواج داده است. گسترش روحیه مصرف گرایی حادثه خوبی نیست و می تواند نوعی ناهنجاری رفتاری محسوب شود.

اگر کمی به مرور زندگانی گذشتگانمان در یک یا دو نسل قبل برگردیم، متوجه می شویم که آنچه امروز از آن بهره مند هستیم، تا حدی ما را به تامل و تعمیق می کشاند. شاید عده زیادی با این سخن مخالفت کنند و بگویند شرایط زمانی دچار تغییر شده و اصولا نباید چنین قیاسی انجام داد. اما آنچه مورد نظر است دریافتن این نکته است که حقیقتی ارزشمند در این میان وجود دارد. چنانچه منصفانه به امکانات و زندگی خویش بنگریم، متوجه می شویم که نیمی از وسایل موجود در منزل ما بیشتر از آنکه کاربردی باشند، جنبه تشریفاتی دارند و اغلب به وسیله ای دکوری تبدیل شده اند. به راستی علت رشد مصرف گرایی در جامعه امروز ما چیست؟

ما انسانهای قرن 21 هستیم. هنوز وارد مرز بین دهه سوم و چهارم زندگی خود هم نشده ایم اما به خوبی می دانیم كه تغییرات عظیم و شگفت انگیزی در شكل ظاهری زندگی ما رخ داده است.

وقتی پای صحبت مردم می نشینی، اکثر مردم از رواج سرسام آور تجملات در زندگی سخن می گویند. اما انگار اوضاع به گونه ای است که بیشتر مردم سعی دارند از این جریان عقب نمانند و به هر طریقی که شده در این موج فراگیر جامعه حرکت می کنند

تقریبا3 دهه پیش هنگامی كه یك زوج زندگی خود را شروع می كردند، همه چیز حكایت از یك زندگی ساده داشت. وسایل زندگی در حد ضرورت و رفع نیاز و به مقداری اندک تهیه می شد. اما جوانان امروز با کلکسیونی ار انواع و اقسام وسایل زندگی مواجه هستند که گه گاه در مواجهه با آنها، خود نیز گیج و حیران می شوند.

وقتی پای صحبت مردم می نشینی، اکثر مردم از رواج سرسام آور تجملات در زندگی سخن می گویند. اما انگار اوضاع به گونه ای است که بیشتر مردم سعی دارند از این جریان عقب نمانند و به هر طریقی که شده در این موج فراگیر جامعه حرکت می کنند. حتی کسانیکه علاقه ای هم به این جریان ندارند اما در عمل خود را گرفتار آن می دانند.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 9:11 PM
 

استقلال اقتصادى هر كشورى پيش از هر عرصه اى در عرصه فرهنگى، اعتقادى و اخلاقى مردم شكل مى گيرد و روابط اقتصادى جامعه بر پايه منش و روش انسانها، جهت گيرى تكاملى يا انحطاطى خواهد يافت. ملتى كه به خودباورى دست يافته و سعى در خود اتكايى و كسب استقلال همه جانبه دارد، زندگى فردى و جمعى خود را به دور از هر گونه اسراف و تبذير سامان مى بخشد; زيرا تجربه تلخ دوران وابستگى اقتصادى و سياسى را كه به تحقير فرهنگى و ملى اش انجاميده است، هنوز از ياد نبرده است.

بدون ترديد، غرب زدگى و مصرف گرايى و گريز از انديشه و كوشش براى توليد، به تدريج روحيه ستم پذيرى و وابستگى به قطبهاى اقتصادى و سياسى جهان صنعتى و استعمارگر را پديد مى آورد و رقابت در مصرف كالاهاى گوناگون ـ كه اقلام قابل توجهى از آن مورد نياز خانواده ها نيست ـ جايگزين رقابت در عرصه ابتكار و خلاقيت و توليد مى گردد.

زمينه ساز اصلىِ وابستگى اقتصادى به بازار و سرمايه و سلطه غرب، همان اسراف و تبذير است كه بسا زشتى و زيانمندى آن بسادگى به چشم نمى آيد. هر كس قدرت خريد و مصرفش را نشانه خوشبختى و مديريت دريافتن راههاى درآمد سرشار دانسته و آن همه را به حساب عقل و تدبير اقتصادى اش مى گذارد. اما در نگاهى فراتر از محاسبه هاى فردى كه در آن، مصالح كلان جامعه و كشور مطرح مى شود، به روشنى مى توان اسراف و مصرف گرايىِ بى حدّ را بستر سلطه پذيرى و وابستگى اقتصادى نگريست.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.