شب از حضیض نهان سوی اوج میآیند
شب از حضیض نهان سوی اوج میآیند
چو وقت رسد، فوج فوج میآیند
قسم به صبر و صفاشان به رأیشان سوگند
به شیهه نفس اسب هایشان سوگند
که گرد ظلمت شب به باره میشویند
به خون تازه زمین را دوباره میشویند
یعقوب شنیده است بوی پیرهن امشب
یعقوب شنیده است بوی پیرهن امشب
مهدی زده لبخند به روی حسن امشب
بشکفت به شوق و شعف و زمزمه امشب
گل از گل لبخند بنی فاطمه امشب
مرغان بهشتی شده آواره مهدی
گردند به دور پسر فاطمه امشب
ای منتظران مژده که این منتظر آمد
ای منتظران مژده که این منتظر آمد
محبوب خدا حجت ثانی عشر آمد
سامرا امشب چه نازی میکند
بر زمین ها یکه تازی میکند
روز میلاد گل نرگس ز شور
آسمان هم عشقبازی میکند
امروز هم گذشت تو اما نیامدی
امروز هم گذشت تو اما نیامدی
آه ای رسول خاتم غم ها نیامدی
گشتم پی مقام سلیمان خویشتن
من دیو سیرتم که تو پیدا نیامدی
هر گوهری برای مباداست نازنین
گویا نشده ست روز مبادا نیامدی





